پیشمرگ مسلمان کرد عزت الله زارعی:

از پاکسازی پلیس راه سنندج تا هجرت به کرمانشاه

از پاکسازی پلیس راه سنندج تا هجرت به کرمانشاه
وقتی به نزدیکی ساختمان پلیس راه رسیدیم، نیروهای گروهک کومله با دیدن ما پا به فرار گذاشتند؛ نیروهای کومله ما را می شناختند و چون می دانستند ما برای دفاع از امنیت شهر با کسی رو در بایستی نداریم، خیلی سریع ساختمان را تخلیه کردند و هر کدام به گوشه ای فرار کردند و ما بدون درگیری ساختمان پلیس راه را در اختیار گرفتیم.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از پیشمرگ روح الله، در قسمت قبل از سلسله خاطرات پیشمرگ مسلمان کرد عزت الله زارعی، داستان مقابله نیروهای انقلابی با دستان خالی در مقابل گروهک های ضد انقلاب که مهمات زیادی در اختیار داشتند را منتشر کردیم. در ادامه خاطرات پیشمرگ مسلمان کرد عزت الله زارعی را از زبان این رزمنده سپاه اسلام منتشر می کنیم.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پیشمرگ روح الله, قسمت قبل, .,

 

,

بعد از مدتی خدمت در کمیته انقلاب اسلامی سنندج به همراه برادران ناصر طاهری و شکرالله رستمی به پلیس راه سنندج ـ کرمانشاه منتقل شدیم تا به اوضاع و احوال پلیس راه سر و سامان دهیم. نیروهای گروهک کومله به پلیس راه سنندج ـ کرمانشاه حمله کرده بودند و با توجه به اینکه نیروهای پلیس راه سلاح و مهماتی در اختیار نداشتند، نتوانسته بودند در مقابل آن ها مقاومت کنند و به همین دلیل ساختمان پلیس راه در اختیار نیروهای کومله قرار داشت.

,

 

,

وقتی ما سه نفر به نزدیکی ساختمان پلیس راه رسیدیم، نیروهای گروهک کومله با دیدن ما پا به فرار گذاشتند؛ نیروهای کومله ما را می شناختند و چون می دانستند ما برای دفاع از امنیت شهر با کسی رو در بایستی نداریم، خیلی سریع ساختمان را تخلیه کردند و هر کدام به گوشه ای فرار کردند و ما بدون درگیری ساختمان پلیس راه را در اختیار گرفتیم.

,

 

,

بعد از اینکه نیروهای کومله از محوطه پلیس راه خارج شدند، یکی از نیروهای پلیس راه وارد محوطه شد و گفت: نیروهای کومله به زور اسلحه وارد پلیس راه شدند و ما به دلیل اینکه مسلح نبودیم، نتوانستیم در برابر آن ها مقاومت کنیم. ولی من نمی توانستم اجازه دهم که آن ها اموال پلیس راه به غارت ببرند، به همین خاطر از دور این مکان را زیر نظر داشتم تا وسیله ای از آن به غارت نرود، تا اینکه دیدم شما وارد محوطه شدید و آن ها فرار کردند و به همین خاطر تصمیم گرفتم که دوباره به اینجا بیایم.

,

 

,

چند دستگاه ماشین در محوطه پلیس راه قرار داشت که به اتفاق افسر پلیس راه، آن ها را صورت جلسه کردیم و در پارکینگ پلیس راه قرار دادیم و درب پارکینگ را هم مهر و موم کردیم تا تکلیف اموال پلیس راه مشخص شود. مقداری سلاح و مهمات نیز از نیروهای کومله به غنیمت گرفته بودیم که آن ها را به مقر کمیته انقلاب سنندج ارسال کردیم.

,

 

,

ما در مجموع 4 نفر بودیم و به اوضاع و احوال پلیس راه رسیدگی می کردیم. البته ما بیشتر به آن افسر پلیس راه ـ کاک خسرو ـ کمک می کردیم تا در امرعبور و مرور وسایل نقلیه خللی وارد نشود و مردم راحت تر بتوانند تردد نمایند.

,

 

,

چند روزی از استقرار ما در پلیس راه نگذشته بود که یک روز استاد صدرالدین یکی از نیروهای کمیته انقلاب اسلامی سنندج به محل پلیس راه آمد. استاد صدر الدین که سیبیل هایش از بنا گوشش بیرون زده بود، مدام به نیروهای انقلابی سر می زد و با حرف هایش روحیه نیروهای انقلابی را بالا می برد.

,

 

,

بعد از مدتی سرهنگ حاجیلو فرمانده ژاندرمری به محل پلیس راه مراجعه کرد و من پلیس راه به ایشان تحویل دادم. لیست کاملی از اموال موجود در پلیس راه را تدارک دیدم و با دریافت رسید از ایشان اموال پلیس راه را به ایشان تحویل دادم و به همراه دوستانم به مقر کمیته انقلاب اسلامی سنندج برگشتم.

,

 

,

بعد از چند روز خبرهایی به ما رسید مبنی بر اینکه نیروهای گروهک کومله قصد حمله به پلیس راه سنندج ـ کرمانشاه را دارند، به همین دلیل مجدداً به همراه دوستانم ـ برادران ناصر طاهری و شکرالله رستمی ـ به پلیس راه برگشتیم و امنیت پلیس راه را عهده دار شدیم. در طول روز به همراه نیروهای پلیس راه در جاده ها به گشت زنی مشغول بودیم و شب نیز در مقابل پاسگاه پلیس راه پست نگهبانی برپا می کردیم تا گرفتار حمله نیروهای گروهکی نشویم.

,

 

,

البته ما چون از نیروهای کمیته انقلاب سنندج بودیم، به کمیته هم مراجعه می کردیم و با نیروهای کمیته هم در ارتباط نزدیک بودیم. تا زمان تحصن گروهک های سیاسی در شهر سنندج که منجر به خروج نیروهای سپاه از شهر سنندج شد، به همراه سایر نیروهای کمیته انقلاب مسئول برقراری امنیت در شهر بودیم. تا اینکه نیروهای انقلابی بر اثر فشار نیروهای ضد انقلاب مجبور به تخلیه شهر شدند.

,

 

,

نیروهای انقلابی در برخورد با گروهک های سیاسی به شیوه اسلامی برخورد می کردند، ولی گروهک های سیاسی هر وقت یکی از نیروهای کمیته انقلاب اسلامی را تنها می دیدند، حتماً او را شهید می کردند.

,

 

,

گروهک های سیاسی آرام آرام هویت ضد انقلابی خود را نشان می دادند؛ در واقع با اوجگیری فعالیت گروهک های ضد انقلاب عرصه بر ما تنگ شد و چاره ای جز خروج از شهر نداشتیم. بعد از حادثه 23 تیرماه مریوان و تسلط نیروهای ضد انقلاب بر شهرها و روستاها، نیروهای کمیته انقلاب اسلامی سنندج تصمیم گرفتند به همراه مهاجرین مریوانی به تهران بروند و در مقابل مجلس خبرگان تحصن کنند.

,

 

,

در نهایت استان کرمانشاه به عنوان میزبان نیروهای انقلابی کردستان تعیین شد و تعدادی از مهاجران از تهران به کرمانشاه رفتند و سایر نیروهای انقلابی که در شهر سنندج باقی مانده بودند، به صورت چند نفره و حتی تک نفره خودشان را به کرمانشاه رساندند.

,

 

,

من می خواستم قبل از اینکه به کرمانشاه بروم با خانواده ام خداحافظی کنم، ولی وضعیت به گونه ای بود که اگر می خواستم به درب خانه پدرم نزدیک شوم، حتماً کشته می شدم. نیروهای ضدانقلاب اطراف خانه پدرم را محاصره کرده بوند و من نتوانستم به خانه پدرم نزدیک شوم. به همین خاطر بدون خداحافظی خودم را به میدان اقبال رساندم و با یک دستگاه تریلی نفت کش خودم را به کرمانشاه رساندم.

,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه