بررسی برنامه غرب برای نفوذ افتصادی؛
پسابرجام، فریبی به نام اقتصاد جهانی و نقشهای برای وابستگی اقتصادی ایران
لازم است برخی مسئولان کشور که عامدانه یا جاهلانه در برنامه پسابرجامی غرب برای ادغام اقتصاد ایران در اقتصاد جهانی مشارکت می کنند، از خواب غفلت بیدار شوند و با شناخت وجوه مختلف این ادغام، راه درست اقتصاد مقاومتی را در پیش گیرند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از خطب شکن، مقام معظم رهبری در تبیین اهمیت استقلال کشور، به سه محور استقلال فرهنگی، استقلال سیاسی و استقلال اقتصادی اشاره کردند. ایشان استقلال اقتصادی را بهمعنای هضم نشدن در هاضمهی اقتصاد جامعه جهانی عنوان کردند و در توضیح ضرورت استقلال اقتصادی فرمودند: «آمریکاییها بعد از مذاکرات هستهای گفتند معاملهی هستهای با ایران باید موجب ادغام اقتصاد ایران در جامعهی جهانی بشود. معنای این حرف این است که ایران در نقشه و نظامی که سرمایهداران عمدتاً صهیونیسم برای تصرف منافع مالی جهان ترسیم کردهاند هضم و جذب شود.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, خطب شکن,اقتصاد جهانی از کجا پیدا شد؟
مفهوم اقتصاد جهانی از آن زمانی مطرح شد که آمریکا و چند کشور اروپای غربی پس از تقویت اقتصاد خود با سیاستهای اقتصاد ملی بعضا افراطی، به نظامهای تولیدی دست یافتند. حال این اقتصادهای قوی (با پایه تولید ملی) برای تامین مواد اولیه از یکسو و بازارگشایی از سوی دیگر نیازمند نظریه ای بودند که بر اساس آن ملتهای ضعیف تر را متقاعد به تعامل اقتصادی بدون کنترل با آنها نماید.
بر این اساس در یک تعامل بدون کنترل بین همه کشورهای جهان، همه کشورها پیشرفت می کنند، وضعیت رفاهی در همه کشورها بهبود می یابد، توزیع درآمد بین همه ملتهای جهان متوازن تر و متعادل تر می شود، فن آوری به راحتی از کشورهای پیشرفته به سایر کشورها سرازیر می شود، تقسیم کار جهانی رخ می دهد و در یک کلمه وضع همه بهتر می شود!
اقتصاد جهانی یک دروغ است
نظریه اقتصاد جهانی بسیاری از نخبگان کشورهای کمتر توسعه یافته را که جذب نمود، غافل از این که آن چه در پوشش نظریه ای علمی، جهان شمول و متقن مطرح می شود، چیزی نیست به جز الگویی برای هضم اقتصادهای ضعیف تر جهان در خود و تملک ثروتها و ثمره تلاش و کار و فکر آن ملتها.
هر اندیشمند زیرکی به خوبی در می یابد که هیچ یک از فروض تحقق اقتصاد جهانی واقعیت ندارند. در عالم ماده تحقق عدد بی نهایت محال است. به همین ترتیب در بازار یک کالا یا خدمت نیز انتظار این که بی نهایت تولیدکننده حضور داشته باشند محال است، چه این که در مورد برخی کالاهای با فن آوری بالا گاهی تعداد تولیدکنندگان از عدد انگشتان یک دست نیز فراتر نمی رود. با نبود رقابت کامل رقابت جهانی تبدیل به انحصار جهانی خواهد شد و این واقعیت اقتصاد کنونی جهان است.
نبود رانت اطلاعاتی نیز در واقعیت محال است. در نظامات اقتصادی و اجتماعی امروزی به طور طبیعی انواعی از اطلاعات تولید می شود که نشر و توزیع آن عمدتا در انحصار و اختیار افراد یا جریانهای معدودی است. همچنین هرگز رقابت بین کشورها از یک نقطه آغاز نمی شود. اقتصاد جهانی پس از آنی توسط کشورهای پیشرفته مطرح شد که این کشورها با سیاستهای اقتصاد ملی قوی، قدرت اقتصادی خود را به نحوی افزایش داده بودند که دهها سال از رقبای خود در کشورهای کمتر توسعه یافته یا فقیر جلوتر بودند. این نوع رقابت به مثابه مسابقه ای است که چند نفر از مسابقه دهندگان از یک قدمی خط پایان شروع خواهند کرد.
غرب به هیچ چیز پایبند نیست
تجربه چند دهه اخیر ثابت کرده است که کشورهای سردمدار اقتصاد جهانی (آمریکا و چند کشور اروپای غربی) برای تحقق منافع خود دست به هر کاری می زنند و به هیچ عنوان به الزامات رقابت، به خصوص اگر به ضرر آنها باشد، پای بند نمی مانند؛ از نفوذ و سلطه سیاسی گرفته، تا جاسوسی، خرابکاری و حتی تحرکات و اقدامات نظامی کارهایی است که غربیان برای نجات اقتصاد خود به آن دست می زنند.
اقتصاد مقاومتی تنها چاره است
با توجه به آنچه گفته شد، لازم است برخی مسئولین کشور که عامدانه یا جاهلانه در برنامه پسابرجامی غرب (به سرکردگی آمریکا) برای ادغام اقتصاد ایران در اقتصاد جهانی و تصرف منابع آن و بلعیده شدن آن در هاضمه اقتصادی مستکبران عالم مشارکت می کنند، از خواب غفلت بیدار شوند و اقتضائات اقتصاد مقاومتی را با جدیت پیگیری نمایند، زیرا این رویکرد تنها چاره رونق بخشیدن به اقتصاد بیمار ایران است.
اقتصاد جهانی از کجا پیدا شد؟
مفهوم اقتصاد جهانی از آن زمانی مطرح شد که آمریکا و چند کشور اروپای غربی پس از تقویت اقتصاد خود با سیاستهای اقتصاد ملی بعضا افراطی، به نظامهای تولیدی دست یافتند. حال این اقتصادهای قوی (با پایه تولید ملی) برای تامین مواد اولیه از یکسو و بازارگشایی از سوی دیگر نیازمند نظریه ای بودند که بر اساس آن ملتهای ضعیف تر را متقاعد به تعامل اقتصادی بدون کنترل با آنها نماید.
بر این اساس در یک تعامل بدون کنترل بین همه کشورهای جهان، همه کشورها پیشرفت می کنند، وضعیت رفاهی در همه کشورها بهبود می یابد، توزیع درآمد بین همه ملتهای جهان متوازن تر و متعادل تر می شود، فن آوری به راحتی از کشورهای پیشرفته به سایر کشورها سرازیر می شود، تقسیم کار جهانی رخ می دهد و در یک کلمه وضع همه بهتر می شود!
اقتصاد جهانی یک دروغ است
نظریه اقتصاد جهانی بسیاری از نخبگان کشورهای کمتر توسعه یافته را که جذب نمود، غافل از این که آن چه در پوشش نظریه ای علمی، جهان شمول و متقن مطرح می شود، چیزی نیست به جز الگویی برای هضم اقتصادهای ضعیف تر جهان در خود و تملک ثروتها و ثمره تلاش و کار و فکر آن ملتها.
هر اندیشمند زیرکی به خوبی در می یابد که هیچ یک از فروض تحقق اقتصاد جهانی واقعیت ندارند. در عالم ماده تحقق عدد بی نهایت محال است. به همین ترتیب در بازار یک کالا یا خدمت نیز انتظار این که بی نهایت تولیدکننده حضور داشته باشند محال است، چه این که در مورد برخی کالاهای با فن آوری بالا گاهی تعداد تولیدکنندگان از عدد انگشتان یک دست نیز فراتر نمی رود. با نبود رقابت کامل رقابت جهانی تبدیل به انحصار جهانی خواهد شد و این واقعیت اقتصاد کنونی جهان است.
نبود رانت اطلاعاتی نیز در واقعیت محال است. در نظامات اقتصادی و اجتماعی امروزی به طور طبیعی انواعی از اطلاعات تولید می شود که نشر و توزیع آن عمدتا در انحصار و اختیار افراد یا جریانهای معدودی است. همچنین هرگز رقابت بین کشورها از یک نقطه آغاز نمی شود. اقتصاد جهانی پس از آنی توسط کشورهای پیشرفته مطرح شد که این کشورها با سیاستهای اقتصاد ملی قوی، قدرت اقتصادی خود را به نحوی افزایش داده بودند که دهها سال از رقبای خود در کشورهای کمتر توسعه یافته یا فقیر جلوتر بودند. این نوع رقابت به مثابه مسابقه ای است که چند نفر از مسابقه دهندگان از یک قدمی خط پایان شروع خواهند کرد.
غرب به هیچ چیز پایبند نیست
تجربه چند دهه اخیر ثابت کرده است که کشورهای سردمدار اقتصاد جهانی (آمریکا و چند کشور اروپای غربی) برای تحقق منافع خود دست به هر کاری می زنند و به هیچ عنوان به الزامات رقابت، به خصوص اگر به ضرر آنها باشد، پای بند نمی مانند؛ از نفوذ و سلطه سیاسی گرفته، تا جاسوسی، خرابکاری و حتی تحرکات و اقدامات نظامی کارهایی است که غربیان برای نجات اقتصاد خود به آن دست می زنند.
اقتصاد مقاومتی تنها چاره است
با توجه به آنچه گفته شد، لازم است برخی مسئولین کشور که عامدانه یا جاهلانه در برنامه پسابرجامی غرب (به سرکردگی آمریکا) برای ادغام اقتصاد ایران در اقتصاد جهانی و تصرف منابع آن و بلعیده شدن آن در هاضمه اقتصادی مستکبران عالم مشارکت می کنند، از خواب غفلت بیدار شوند و اقتضائات اقتصاد مقاومتی را با جدیت پیگیری نمایند، زیرا این رویکرد تنها چاره رونق بخشیدن به اقتصاد بیمار ایران است.
اقتصاد جهانی از کجا پیدا شد؟
, اقتصاد جهانی از کجا پیدا شد؟,مفهوم اقتصاد جهانی از آن زمانی مطرح شد که آمریکا و چند کشور اروپای غربی پس از تقویت اقتصاد خود با سیاستهای اقتصاد ملی بعضا افراطی، به نظامهای تولیدی دست یافتند. حال این اقتصادهای قوی (با پایه تولید ملی) برای تامین مواد اولیه از یکسو و بازارگشایی از سوی دیگر نیازمند نظریه ای بودند که بر اساس آن ملتهای ضعیف تر را متقاعد به تعامل اقتصادی بدون کنترل با آنها نماید.
,بر این اساس در یک تعامل بدون کنترل بین همه کشورهای جهان، همه کشورها پیشرفت می کنند، وضعیت رفاهی در همه کشورها بهبود می یابد، توزیع درآمد بین همه ملتهای جهان متوازن تر و متعادل تر می شود، فن آوری به راحتی از کشورهای پیشرفته به سایر کشورها سرازیر می شود، تقسیم کار جهانی رخ می دهد و در یک کلمه وضع همه بهتر می شود!
,اقتصاد جهانی یک دروغ است
, اقتصاد جهانی یک دروغ است,نظریه اقتصاد جهانی بسیاری از نخبگان کشورهای کمتر توسعه یافته را که جذب نمود، غافل از این که آن چه در پوشش نظریه ای علمی، جهان شمول و متقن مطرح می شود، چیزی نیست به جز الگویی برای هضم اقتصادهای ضعیف تر جهان در خود و تملک ثروتها و ثمره تلاش و کار و فکر آن ملتها.
,هر اندیشمند زیرکی به خوبی در می یابد که هیچ یک از فروض تحقق اقتصاد جهانی واقعیت ندارند. در عالم ماده تحقق عدد بی نهایت محال است. به همین ترتیب در بازار یک کالا یا خدمت نیز انتظار این که بی نهایت تولیدکننده حضور داشته باشند محال است، چه این که در مورد برخی کالاهای با فن آوری بالا گاهی تعداد تولیدکنندگان از عدد انگشتان یک دست نیز فراتر نمی رود. با نبود رقابت کامل رقابت جهانی تبدیل به انحصار جهانی خواهد شد و این واقعیت اقتصاد کنونی جهان است.
,نبود رانت اطلاعاتی نیز در واقعیت محال است. در نظامات اقتصادی و اجتماعی امروزی به طور طبیعی انواعی از اطلاعات تولید می شود که نشر و توزیع آن عمدتا در انحصار و اختیار افراد یا جریانهای معدودی است. همچنین هرگز رقابت بین کشورها از یک نقطه آغاز نمی شود. اقتصاد جهانی پس از آنی توسط کشورهای پیشرفته مطرح شد که این کشورها با سیاستهای اقتصاد ملی قوی، قدرت اقتصادی خود را به نحوی افزایش داده بودند که دهها سال از رقبای خود در کشورهای کمتر توسعه یافته یا فقیر جلوتر بودند. این نوع رقابت به مثابه مسابقه ای است که چند نفر از مسابقه دهندگان از یک قدمی خط پایان شروع خواهند کرد.
,غرب به هیچ چیز پایبند نیست
, غرب به هیچ چیز پایبند نیست,تجربه چند دهه اخیر ثابت کرده است که کشورهای سردمدار اقتصاد جهانی (آمریکا و چند کشور اروپای غربی) برای تحقق منافع خود دست به هر کاری می زنند و به هیچ عنوان به الزامات رقابت، به خصوص اگر به ضرر آنها باشد، پای بند نمی مانند؛ از نفوذ و سلطه سیاسی گرفته، تا جاسوسی، خرابکاری و حتی تحرکات و اقدامات نظامی کارهایی است که غربیان برای نجات اقتصاد خود به آن دست می زنند.
,اقتصاد مقاومتی تنها چاره است
, اقتصاد مقاومتی تنها چاره است,با توجه به آنچه گفته شد، لازم است برخی مسئولین کشور که عامدانه یا جاهلانه در برنامه پسابرجامی غرب (به سرکردگی آمریکا) برای ادغام اقتصاد ایران در اقتصاد جهانی و تصرف منابع آن و بلعیده شدن آن در هاضمه اقتصادی مستکبران عالم مشارکت می کنند، از خواب غفلت بیدار شوند و اقتضائات اقتصاد مقاومتی را با جدیت پیگیری نمایند، زیرا این رویکرد تنها چاره رونق بخشیدن به اقتصاد بیمار ایران است.
,]
ارسال دیدگاه