وقتی شهید حسین شهرامفر در کردستان آسمانی شد
شهید شهرامفر که فرمانده گروه ضربت و مسئولیت پاکسازی را بر عهده داشت، از موضع خود بیرون رفت و خود را به سمت محمد امین پرتاب کرد و او را در حالیکه باران گلوله ضد انقلاب از هر طرف به سمت ما می بارید، به عقب و به طرف نیروهای خودی هدایت کرد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از پیشمرگ روح الله، پیشمرگ مسلمان کرد انور علیزاده از رزمندگان هشت سال دفاع مقدس، داستان پاکسازی روستاهای کندل و گویزله در محور بانه به سردشت و هم چنین داستان شهادت شهید حسین شهرامفر را اینگونه بازگو می کند:
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پیشمرگ روح الله, پیشمرگ روح الله,,
مرداد ماه سال 1360 در حالیکه هوا به شدت گرم بود به همراه همرزمانم در حال پاکسازی محور بانه ـ سردشت بودیم. با کوله پشتی های سنگین و اسلحه هایی که در دست داشتیم به آرامی به طرف جلو حرکت می کردیم. پاکسازی روستاهای کندل و گویزله که در آن روزها محل استقرار نیروهای ضد انقلاب(دموکرات و کومله) بود، جزء اهداف از پیش تعیین شده ما بود.
,,
هر آن احتمال داشت از بین بوته ها و لابه لای گیاهان و پشت درختان با کمین نیروهای ضدانقلاب برخورد کنیم. سکوت سنگینی فضا را گرفته بود، گه گاهی صدای پای یکی از نیروهای خودی، سنگینی این سکوت را می شکست.
,,
هوا بوی خون می داد؛ با تمام وجود احساس می کردی محیط به خاطر وجود منحوس خائنان به اسلام و میهن، رزنه های تنفسش بسته شده است. حال و روز زمین زیر پای نفوذی های دشمن هم چون اسیر دست و پا بسته بود. گاهی فکر می کردیم چشم هایی از لابه لای درختان مارا می بینند و ما آن ها را که شبح وار در کمین نشسته اند نمی بینیم.
,,
در حال پیشروی بودیم که ناگهان در کمین نیروهای ضد انقلاب گرفتار شدیم. باران آتش از اسلحه های دشمن در حال باریدن بود. مشخص بود که دشمن با استقرار در محل کمین، از پوشش کامل برخوردار است. نیروهای خودی نیز با سرعت هرچه تمام تر و با کمک موانع طبیعی جان پناهی برای خود یافتند و درگیری شدت بیشتری پیدا کرد.
,,
به دلیل حمله و کمین ناگهانی نیروهای ضد انقلاب، امکان عکس العمل فوری وجود نداشت. برای لحظاتی پس از آتش سنگین اولیه، سکوتی بر محدوده درگیری حاکم شد. مدتی طول کشید تا توانستیم بر اوضاع و احوال محیط مسلط شویم.
,,
در همین حین یکی از پیشمرگان مسلمان کرد به نام محمدامین نیزه رودی که یک تنه به طرف دشمن پیشروی کرده بود، مورد اصابت گلوله قرار گرفت و در اثر شدت برخورد گلوله به سینه اش چند متر به عقب پرتاب شد.
,,
نیروهای خودی ابتدا فکر کردند او از نیروهای ضدانقلاب است و خواستند به طرفش شلیک کنند، ولی در همین لحظه شهید شهرامفر که فرمانده گروه ضربت و مسئولیت پاکسازی را بر عهده داشت، از موضع خود بیرون رفت و خود را به سمت محمد امین پرتاب کرد و او را در حالیکه باران گلوله ضد انقلاب از هر طرف به سمت ما می بارید، به عقب و به طرف نیروهای خودی آورد. همه نیروها از عکس العمل برق آسای شهید شهرامفر مات و مبهوت مانده بودند.
,,
این حرکت شهید شهرامفر، آتش غیرت و شجاعت را در درون نیروهای سپاه اسلام شعله ورتر کرد و رزمندگان سپاه اسلام هم چون انبار باروتی که منتظر جرقه ای باشد، به خروش آمدند.
,,
شهید شهرامفر با قامتی استوار و بدون توجه به گلوله های دشمن ، دستور حمله را صادر کرد. نیروهای سپاه اسلام که تحت تأثیر دلاور مردی وی قرار گرفته بودند، بدون توجه به باران گلوله ای که از سمت دشمن به سمتشان باریدن گرفته بود، به دنبال فرمانده شجاع خود به طرف سنگرهای دشمن حمله ور شدند.
,,
عکس العملی که رزمندگان سپاه اسلام بعد از رشادت شهید شهرامفر از خود نشان دادند، نیروهای ضد انقلاب را تحت تأثیر قرار داد و آن ها را که در محل کمین و سنگرهای خود جا خوش کرده بودند، دچار ترس و اضطراب کرد و آن ها برای حفظ جان خود سنگرها را رها کردند و عقب نشستند.
,,
بالاخره نیروهای سپاه اسلام توانستند با فرماندهی این فرمانده شجاع، مقرهای دشمن را یکی از پس از دیگری تصرف کنند. شهید شهرامفر با شجاعتی که از خود نشان داد به همه ثابت کرد که وضوی خون گرفته است و پرواز معراج گونه اش را بر نشست ذلت بار رجحان داده و برای شهادت پای به میدان نبرد نهاده است.
,,
خواست خدا این بود که در تصرف آخرین مقر دشمن، شهید حسین شهرامفر به خیل عظیم شهدا بپیوندد؛ چرا که حسین عهدی آسمانی با پروردگار خود بسته بود و به همین خاطر شهید شهرامفر به همراه ملائک به آسمان ها پر کشید و در کنار پروردگارش آرام گرفت.
,,
شهید حسین شهرامفر در سال 1326 در جوار حرم ملکوتی ثامن الحجج (ع) متولد شد و رشد کرد. در 7 سالگی وارد مدرسه شد و تا اخذ مدرک دیپلم به تحصیلش ادامه داد. سپس به تهران مهاجرت کرد و در سال 1345 وارد دانشکده افسری شد. شهید شهرامفر دوره چتر بازی را خارج از ایران طی کرد و در رشته های کوهنوردی، کاراته و تکواندو به کسب تجربه پرداخت. شهرام فر سپس به تهران بازگشت و در مرکز آموزش 01 تهران مشغول خدمت شد و چندی بعد به تیپ نیروی مخصوص (نوهد) که به کلاه سبزها معروف بودند انتقال یافت.
, .,,
شهید شهرامفر در سال 1356 به جمع یاران امام (ره) پیوست و با پخش اعلامیه از ایشان حمایت کرد تا اینکه مورد بازجویی فرمانده وقت قرار گرفت. با پیروزی انقلاب اسلامی شهید شهرامفر به کردستان اعزام شد و ضمن فعالیت در واحد عقیدتی سیاسی تیپ در مقابل ضدانقلاب و بعثیان به مقابله مشغول شد.
, .,,
در مردادماه سال 1360 نیروهای سپاه و ارتش تصمیم می گیرند با استفاده از تاکتیک های غافلگیرانه اقدام به پاکسازی جاده بانه- سردشت کنند. نیروهای عمل کننده پس از تصرف پیچ های خطرناک «هجده دولان»، مصمم می شوند تپه های مشرف به روستای «زرواو» را هم به تصرف در آورند که شهید شهرامفر به عنوان یکی از نیروهای پیشرو، جلوتر از همه در حال حرکت بود و توانست با کاردانی و شجاعت خاص خود مهمترین تپه که امروز بر پاسگاه انتظامی زرواو مسلط است را به تصرف درآورد. شهید شهرامفر دقایقی پس از استقرار بر روی تپه مورد اصابت گلوله مستقیم منافقین قرار گرفت و به در جه رفیع شهادت نائل امد. این تپه امروز به تپه شهید شهرامفر مشهور است.
]
ارسال دیدگاه