یادداشت ادبی؛
مسئولین امر فضاهای کافه ای را دریابند!
در شرایط کنونی که تعداد و انواع این کافه ها رو به افزایش است و همچون قارچ در حال رشد هستند و اثر بخشی فعالیت این کافه ها جزء از کسب درآمد و ایجاد پاتوقی از برای جوانان و علاقه مندانِ هنر و نه هنرمند فراتر نمیرود، مسئولین امر در نظارت و حمایت این فضاها را دریابند![
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از اروم نیوز، مطالعه شروع تحول است. برای جوامعی که با مطالعه و تحقیق، راه پویش معنوی و مادی خود را طی کردهاند، مطالعه عنصری است مانند اکسیژن در رابطه با سیستم تنفسی. متآسفانه به دلایل گوناگون که همگی به ریشههای تاریخی ما باز میگردد، مطالعه عمومی و همگامی با دانش و هنر روز، در کشور ایران، جایگاه مؤثر خود را ندارد. از این حیث در ابعاد جغرافیایی کوچکتر و مناطق استانی، عینیت این غریبهگی با مطالعه، بیشتر نمود دارد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, اروم نیوز,یکی از روشهای مطلوب و مستقیم آشناسازی و ترویج مطالعه عمومی در بین گروهها و طبقات مختلف اجتماعی، ایجاد محیط های همگرا است. محیطهایی با فضای کاملا ً سالم و فرهنگی که بیشترین تلاش در آنها، ایجاد ونمود روحیه کتاب باوری، هنر باوری و دانش محوری باشد.
,در شکل سنتی آن، همه چیز در فضای سالن مطالعه و قرائت خانه های کتابخانههای سطح شهر خلاصه میشد. خاطراتی از این فضاها هنوز در دالان ذهن جوانان دیروز و میان سالان امروز در گردش است: دبیرستان، کنکور، پارک، کتابخانه، مطالعه آزاد ( تخیلی، رمانس، تاریخی، علمی و ...)
,امروز جایگزین این فضاهای سنتی و کلاسیک کافه ها هستند. محیطهایی که پذیرای افراد گروه مختلف برای ساعتی از روز، که اوقات خود را در حین استراحت و دیدارهای مقطعی با دوستان و همفکران با بحث در مورد ادبیات، هنر، شعر و نقد سر کنند. اغلب این محیطها بر خلاف نمونههای سنتیتر نظیر قهوهخانه باید از محدودیت بیشتری در جهت سالمسازی فضای خود برخوردارند. ممنوعیت قلیان و...
,به نمونه زیر دقت کنید:
,فضایی آمیخته با قهوه، هنر، ادبیات و فرهنگ ؛ عاری از شلوغیهای کاذب زندگی . مکانی دنج و بیمخاطره برای هنرمندان وعلاقمندان به فرهنگ. اینجا کافه کتاب است. آمیخته با فرهنگی ایرانی – آذربایجانی. به محض ورود به کافه، صندلیهای کلاسیک لهستانی، رومیزیهای شطرنجی قرمز رنگ حس آرامشی درونی و بینظیر به انسان میدهد. ویژگی متمایز کننده این مکان با نمونههای مشابه وجود کتابخانهای کوچک درگوشهای از آن است. این کتابخانه کوچک در ضلع شمالی کافه واقع شده است. تعداد کتاب موجود فعلا ً بالغ بر 300 جلد است، از همه نوع کتاب. با کمی کنجکاوی آمار به دست میآید؛ غالب کتابهای موجود، در موضوع فلسفه، ادبیات( رمان، شعر، داستان کوتاه و...) هستند. اکثر این کتابها متعلق به کتابخانه شخصی مالک این کافه است و البته برخی نیز اهدایی. کافه متشکل است از 2 طبقه مجزا. از نظر مساحت طبقه بالا تقریبا یک چهارم فضای طبقه همکف است. یکی از دیوارهای کافه، پر است از تصاویر مشاهیر ادبیات و هنر جهان از عکس شهریار تا سهراب و چخوف و... اما دیوارسمت مقابل دنیای است برای خود. دوچرخهای قدیمی از دیوار آویزان است که نوستالوژی و خاطره بسیاری از موی سپیدان روزگار است. به همین شکل چمدانی قدیمی. روی آویز این کافه دو کلاه شاپو از تیپ روشنفکری زمانهای نه چندان دور آویزان است و چترهایی که کاملا فضای پاییزی کافه را جان دیگری میبخشند. اینجا همه چیز بوی قدمت میدهد. بین کسانی که هر روزه به این مکان آمد و شد دارند میتوان از تمام طبقات و اقشار، جماعتی را دید. از هنرمند نقاش تا داستان نویس، از دانشجویان تا اساتید دانشگاه و... بیشتر افراد علاقهمند به این محیط دنج را فرهیختگان هنر و ادب تشکیل میدهند...
,اما واقعیت کافه های سطح شهر ارومیه چیز دیگری است. محفل، پاتوق، قول و قرار، انجمن شعر و کانون ادبیات، تئاتر و ...اما اصل ماجرا در کردن تنهایی و اثبات من هستم از انواع فردی، قومی، هنری و ادبی مثلا!
,به شکل کلی و در گستره کلانتر اهالی هنر با کاربرد این نوع کافهها آشنا هستند. اصولا ً کافههای هنری، نوع ادبیات جداگانهای برای خود دارند. عموما ًهنرمندان کلاسیک و معاصرجهان و ایران ( از شاعر و نویسنده تا مترجم و نقاش، از فیلسوف تا موسیقیدان و...) تجربه کافهنشینی دارند.( کافه در معنای پاتوق هنری) تعامل که در این نوع کافهها وجود دارد، هماندیشیی که باعث خلق آثارهنری بسیاری شود، نیست. هماندیشی از نوعی که در جمعهای هنری و ادبی وجود دارد و باعث خلق آثاری میشود که به صورت انفرادی شاید ذهنیت خلق آن به سوی هنرمند جرقه نزد. نقش مؤثر این نوع مجموعههای فرهنگی یعنی کافه ا در بازدهی مطلوب خود به عملکردهای نظارتی و حمایتی باز میگردد. سازمانها و نهادهای مربوطه درامر فرهنگ وهنر، به خصوص اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی در کنار اداره اماکن و غیره میتوانند هم در وجه هنری و در وجه رسمی و عرفی با رعایت موازین اخلاقی در بسط این گونه فعالیتهای هنری مثمر ثمر باشند. اما در شرایط کنونی که تعداد و انواع این کافه ها رو به افزایش است و همچون قارچ در حال رشد هستند و اثر بخشی فعالیت این کافه ها جزء از کسب درآمد و ایجاد پاتوقی از برای جوانان و علاقه مندانِ هنر و نه هنرمند فراتر نمیرود. مسئولین امر در نظارت و حمایت این فضاها را دریابند!
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه