ماجرای دزدی که به پرونده پزشکی هم رحم نکرد؛

دزدی کنید به شرط انصاف!

دزدی کنید به شرط انصاف!
مسلمان هم که نباشی باید رگه هایی از انصاف را در درون خود داشته باشی تا بدانی هیچ انسانی از هر رنگ و زبان و آیینی هم که باشد حق تصرف در مال دیگری را ندارد چه رسد به بازی با جان انسان ها.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از آناج، "نامه به دزد ماشین؛ سلام دزد محترم! من صاحب ماشین پژو پارس سفید با شماره پلاک «ایران 27/ 399 ط 94 »ELX  شما در روز شنبه  26 تیرماه ماشین مارو در حوالی شهرک گلستان کناره شنبه بازار دزدیدی پرونده پزشکی پسره ده ساله ام داخل ماشین بوده که این پرونده بعد از پانزده ماه دوندگی از شهر خودمان میاندواب «1500»کیلومتر فاصله تا شیراز آمدیم تا پسرمون را که از نارسایی کبد رنج میکشه به خاطر پیونده کبد به بیمارستان نمازی شیراز آوردیم ،حالا ماشین دست شماست، پرونده هم داخلشه، دکترا گفتن اگه پرونده نباشه نمیشه عمل جراحی رو انجام داد ... میدونیم که حتما تلگرام داری ،این نامه رو نوشتیم و آنقدر منتشر میکنیم تا بدستت برسه ،خدا رو خوش نمیاد نوبتش رو از دست بده ! منتظریم جوانمردیت هستیم ، ما توی این شهر غریبیم و هیچکس رو نداریم، پسرم روی تخت بیمارستانه ..."

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آناج,

این مطلب پیامی بود که چندی پیش با انتشار در شبکه های مجازی توجه افراد زیادی را به خود جلب کرد اما دل آقا دزد را به رحم نیاورد که حداقل پرونده ی پزشکی را به بیمار بازگرداند.

,

اگر بخواهیم از گناه دزدی و احکام آن در اسلام سخن بگوییم، چه بسیار آیه و حدیث و روایت و قانون که می توان با سند و مدرک ارائه کرد اما ما در بهترین حالت ممکن بنا را می گذاریم بر اینکه آقای دزد، مسلمان نبوده است و تنها بر انسانیت او اکتفا می کنیم که هرچند آیین اسلام جز بر فطرت بشر نیست و هر حکم و انذار یا بشارتی هم که می دهد بر ذات آدمیت آدمی منطبق است.

,

با این حال مسلمان هم که نباشی باید رگه هایی از انصاف را در درون خود داشته باشی تا بدانی هیچ انسانی از هر رنگ و زبان و آیینی هم که باشد حق تصرف در مال دیگری را ندارد چه رسد به بازی با جان انسان ها.

,

علی امینی، منتشر کننده پیام فوق الذکر در فضای مجازی، در گفت‌وگو با خبرنگار آناج با اظهار تاسف از سنگدلی افرادی که همه چیز را منتهی به دنیای فانی می‌دانند، می‌گوید:  پس از به سرقت رفتن ماشین از وضعیت زندگی فرزندمان بسیار واهمه داشتیم چون در ابتدای کار مسئولین بیمارستان بدون پرونده‌ی پزشکی از انجام عمل پیوند امتناع کردند و ما اگر نوبت را از دست می دادیم تا نوبت بعدی خدا می داند چه بلایی بر سر پسر ده ساله‌ام می آمد.

,

وی می افزاید: به لطف مسئولین و رسیدگی های آنان ما توانستیم به سرعت تشکیل پرونده داده و پسرمان را از یک ضایعه‌ی جدی نجات بدهیم.

,

این شهروند میاندوآبی توضیح می‌دهد: ما شکایت های لازم را به مراجع مربوطه ارائه کرده ایم اما ماشین تاکنون پیدا نشده است که هرچند تاسف من از سنگدلی آدم هایی است که دلشان به جان انسان‌ها، ولو یک بچه‌ی معصوم بی گناه نمی سوزد.

,

در حکایتی نقل شده است روزی دزدی نزد عالم بزرگی آمد و گفت من می خواهم توبه کرده و به سوی خدای خود بازگردم؛ تا به امروز نیز بارها توبه کرده ام اما مانعی بر سر راه من وجود دارد که همواره بر من غالب است. عالم از مانع بزرگ سوال کرد و او پاسخ داد: من یک دزد هستم و هرگز نمی توانم دست از دزدی بردارم و همین مرا از حفظ عهد و رسیدن به خداوند بازمی دارد.

,

عالم اندکی تامل کرد و سپس گفت ایرادی بر کار تو وارد نیست، توبه کن دزدی را هم در پیش بگیر اما در دزدی هایت یک شرط را رعایت کن. دزد با تعجب بسیار پرسید آن شرط چیست؟ عالم پاسخ داد وقتی مال کسی را به سرقت می بری انصاف را رعایت کن!

,

آن مرد دوباره دزدی در پیش گرفت و شبانه به خانه‌ی فردی که به تازگی ارث پدری اش را دریافت کرده بود، داخل شد؛ مقداری پول در آن یافت که وقتی می خواست آنها را از خانه خارج کند یادش آمد که شرط کرده است انصاف را رعایت کند؛ پس پول ها را نصف کرد تا نصف دیگر را به صاحب خانه باقی بگذارد؛ وقتی می خواست نصف دیگر را با خود ببرد، نزد خود گفت من که با صاحب خانه برادر نیستم تا بر نصف این مال تصاحب کنم. پس آن را به چهار قسمت تقسیم کرد اما بار دیگر شرط انصاف را در ذهن خود مجسم کرد و گفت اگر قرار بر انصاف باشد باید این ثروت در جای خود قرار بگیرد و جای آن بی شک در کیسه‌ی من نیست ...

,

حال بر فرض که جای ماشین در جیب آقا دزده باشد اما پرونده‌ی پزشکی و جان یک انسان! هرگز روا نیست ... 

,

انتهای پیام/م

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه