گفت و گو با زندانی کردستانی مورد عفو رهبری :
مسئول فروش زندانی مورد عفو رهبری قرار گرفت
زندانی مورد عفو رهبری در کردستان می گوید: در اوج ناراحتی بودم و 11 ماه تمام تنها آرزویم دیدن آسمان در شب بود، هم نشینی با آدم هایی که هیچ سنخیتی با من نداشتند برایم عذاب آور شده بود در این حال بود که مسئولین زندان به من خبر دادند که مشمول عفو رهبری شده ام.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از کُردتودی، بسیاری از افرادی که در زندان ها به سر می برند در واقع بیشتر از این که مجرم و قانون شکن باشند، انسان های بدشانسی هستند که بازی روزگار آنها را در مقابل قانون قرار داده است. بدهکاران، چک برگشتیها، مجرمان راهنمایی و رانندگی و افرادی از این دست، به خاطر سهل انگاری و نه از روی بدذاتی روانه زندان می شوند و برخی از آنها مجبورند سالهای متمادی پشت میلهها بمانند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, کُردتودی،,,
اما حتما چندباری به گوشتان خورده که در تلویزیون، رادیو و دیگر رسانه های جمعی، اخباری مبنی بر عفو و بخشش مجازات تعدادی از زندانیان کشور پخش می شود. این زندانیان همانهایی هستند که دست الفت و مهربانی شخص اول مملکت روی سرشان کشیده شده. درست در روزهایی که امید از همه جا بریده اند، به آنها خبر می رسد که بالاترین مقام کشور ضامن آنها شده تا از نو شروع کنند. بهزاد رحمانی یکی از این زندانیان در کردستان است که فروردین ماه سال جاری مورد عفو رهبری قرار گرفته است در ادامه گفتگوی تفصیلی خبرنگار کُردتوی را با وی می خوانید.
,,
از اعتمادم سوء استفاده شد و به جرم کلاهبرداری دستگیر شدم
,بنده بهزاد رحمانی اهل شهرستان سنندج هستم که مدت ها مشغول به کار توزیع روغن ماشین بصورت سیار در سنندج بودم. حدود 7 سال پیش با پیشنهاد یکی از آشنایان و برای کار ساختمانی در مسکن مهر همراه با خانواده ام به شهرستان قروه رفتم.
,,
به یکی از دوستانی که روابط خانوادگی و نزدیکی با هم داشتیم اعتماد کردم و به عنوان واسطه یک معامله، قولنامه نانوشته ای را امضا کردم.
,,
متاسفانه از اعتماد و سادگی بنده سوء استفاده شد و به دلیل امضای من که پای قولنامه بود بعد از مدتی به جرم کلاهبرداری و فروش مال غیر بدون آنکه حتی از شکایت علیه خودم خبر داشته باشم دستگیر شدم.
,,
هیچ گاه دنبال خلاف نرفته بودم و پایم حتی به کلانتری باز نشده بود
,بر اساس حکم صادر شده، به 2 سال حبس تعزیری محکوم شدم. بعد از 8 ماه که در زندان بسر بردم حکم نهایی مبنی بر عدم جریمه و رد مال (به معنی عدم داشتن بدهی) صادر شد. این امر عمق جرم و خلاف را از من دور می کرد که فقط به عنوان یک واسطه بودم و بخاطر سادگیم از من سوء استفاده شده بود.
,,
تا قبل از اینکه به زندان بروم هیچ وقت حتی پایم به کلانتری و دادگاه باز نشده بود و همیشه با وجود اینکه درآمد پایینی داشتم اما هیچ گاه دنبال خلاف نرفتم و تنها دلیلی که باعث این اتفاق شد سادگی، عدم آگاهی و شناخت و اعتماد بیجا بود.
,,
موردتوجه مسئولین قرار گرفتم و مسئول فروشگاه زندان شدم
,بخاطر رفتار و اخلاق خوب در زندان و عدم سابقه خلافکاری مورد توجه مسئولین در زندان قرار گرفتم و از بین 350 نفر زندانی من را به عنوان مسئول فروش در فروشگاه زندان انتخاب کردند.
,,
در طول 11 ماه نتوانستم حتی یک روز را مرخصی بگیرم
,متاسفانه با وجود آنکه هیچ گونه سابقه خلافکاری نداشتم اما ذهنیت اطرافیانم نسبت به من تغییر کرده بود و هیچ کس حاضر نمی شد که وثیقه ای برای مرخصی چند روزه از زندان برایم قرار دهد بطوریکه در طول 11 ماه حتی یک روز هم نتوانستم مرخصی بگیرم و کنار خانواده ام باشم.
,,
در سالنی که چند اتاق داشت و هر اتاق مربوط به مجرمانی از طیف قاتل، دزد و... بود به سر می بردم و هم نشینی با چنین آدم هایی که در طول زندگیم هیچ برخوردی با آنها نداشتم بسیار سخت بود.
,,
در اوج ناراحتی بودم و تنها آرزویم دیدن آسمان در شب بود و زندگی یکنواخت در زندان و هم نشینی با آدم هایی که هیچ سنخیتی با من نداشتم عذاب آور بود.
,,
وقتی که مشمول عفو رهبری شدم با خودم فکر میکردم که شخص اول مملکت چقدر برای یک زندانی اهمیت قائل است
,هیچکس پیگیر کار من نبود و اعتمادی که اطرافیان در گذشته به من سابق داشتند دیگر از بین رفته بود. همسر و تنها دختر خردسالم بیرون از زندان بدون هیچ پشتوانه مالی به سر می بردند و از همه جا قطع امید کرده بودم.
,,
در این حال در فروردین ماه بخشنامه عفو رهبری در زندان اعلام شد و مسئولین زندان به من خبر دادند که مشمول عفو رهبری شده ام.
,,
اصلا قابل توصیف نیست که در آن لحظه چه حالی داشتم و زبان قاصر از گویای احساس آن لحظه است؛ من به آخر خط رسیده بودم و از همه حتی افراد بسیار نزدیک به خود قطع امید کرده بودم با خودم فکر میکردم که شخص اول مملکت چقدر برای یک زندانی اهمیت قائل است.
,,
وقت که در زندان باشی همه فراموشت می کنند حتی دوستان و نزدیکانت... ولی جالب است که شخص بزرگی همچون رهبر به فکر چنین آدم هایی هست تا عمرشان در زندان تلف نشود.
,,
زندان رفتن اعتماد اطرافیانم را از من سلب کرد و هیچ کس حاضر به ضمانت کردنم نمی شود
,وام 250 میلیون تومانی با عنوان تسهیلات خروج از زندان برای زندانیان در نظر گرفته شده است اما متاسفانه هیچ کس حاضر به ضمانت من نمی شود که از این تسهیلات استفاده کنم.
,,
مستاجر هستم و هیچ سرمایه ای برای کسب و کار ندارم و هزینه های اجاره خانه و روزمره خانواده در طول یک سالی که زندان بودم تلمبار شده و بر روی دوشم سنگینی می کند.
,,
متاسفانه با وجود آنکه خلاف هیچ گاه در وجود من نبوده و فقط یک اشتباه سابقه مرا خراب کرد اما ذهنیت و بدنامی که بعد از زندان رفتن در اطرافیان ایجاد می شود هیچ وقت از بین نمی رود و فرصت دوباره درست زندگی کردن را به آدم نمی دهند.
,,
آزادی بزرگترین نعمت برای انسان است
,هر روز در زندان برایم یک سال می گذشت و عفو رهبری باعث شد که 13 ماه از حبسم بخشیده شود و خیلی زودتر به آغوش خانواده ام برگردم که در نبود من خیلی سختی کشیده بودند.
,,
آزادی بزرگترین نعمت برای هر انسان است خدا را شکر میکنم که اکنون آزادم و با وجود اینکه از نظر مالی همچنان ضعیفم و سرمایه کافی برای کسب و کارم ندارم اما از اینکه در کنار خانواده ام هستم و سالم زندگی می کنم راضیم. زندان برای من یک تجربه بود و باعث شد که دیگر به هر کسی اعتماد نکنم.
,,
فضای زندان برای نگهداری زندانیان مناسب نیست
,از طرفی فضای زندان اصلا مناسب نیست با توجه به اینکه همه زندانی ها با هر نوع جرم و جنایتی در یک بند نگهداری می شوند کارکرد زندان را به عنوان مکانی برای اصلاح زندانیان از بین می برد.
,,
زیرا افرادی هستند که فقط بخاطر یک اشتباه و از روی سادگی به زندان ورود پیدا می کنند و همنشینی با سایر مجرمان که خلاف های سنگینی مرتکب شده اند وضعیت روحی و رفتار آنها را تحت تاثیر قرار می دهد. به نظر بنده و بر اساس تجربه ای که پیدا کردم باید این همزیستی ها در زندان اصلاح شود.
,,
در پایان از مقام معظم رهبری کمال تشکر را دارم. بعد از اجرای عفو همواره دوست داشتم به خدمت ایشان برسم و شخصا تشکر کنم. خوشحالم از اینکه فرصتی پیش آمد تا از طریق سایت کردتودی از رهبر عزیز تشکر کنم.
,,
*لازم به ذکر است که آقای بهزاد رحمانی تمایلی به انتشار عکس از خود در مصاحبه نداشت.
,
انتهای پیام/م
]
ارسال دیدگاه