حمید پورعیسی:

اهمیت همبستگی اجتماعی از دیدگاه دینی

اهمیت همبستگی اجتماعی از دیدگاه دینی
وقتی کسی به حال و مقام بندگی خداوندی یقین کند و ایمان بیاورد، به طور قطع گرایش به انسجام و همبستگی اجتماعی و فرهنگی دارد؛ و از هرگونه الفت و وحدت در روابط انسانی و اجتماعی استقبال کرده و به سوی تفرقه و فاصله ی اجتماعی تمایل پیدا نمی کند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از روشن خبر، متن یادداشت، دکتر حمید پور عیسی، عضو هیات علمی دانشگاه گیلان، با عنوان “اهمیت همبستگی اجتماعی از دیدگاه دینی ” به شرح ذیل می باشد:

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, روشن خبر,

از دیدگاه های دینی (ادیان الهی به ویژه اسلام) در این زمینه توصیه ها و تأکیدهای به جا و مهمی بیان شده است. هنگامی که مردم  به دلایل گوناگون در حریم رفتارها و روابطشان تبعیّت از وسوسه های شیطانی کنند، ناخواسته به سوی خصلت های اخلاقی- فرهنگی غیر انسجامی، تعارض و تزاحم، مردم آزاری، حسادت و آزمندی و دیگر رفتارهای ناسالم کشیده خواهند شد. اما آنگاه که مردم به حقیقت یاد خدا و در شوق و ذوق الهی و در جستجوی اولیاء و اوصیاء الهی به سر برند، در این صورت بسیاری از تمایلات و منیّت های شیطانی در انسان از بین می رود و به آدمی، روحیه و حالت بندگی خداوند دست می دهد.

,

وقتی کسی به حال و مقام بندگی خداوندی یقین کند و ایمان بیاورد، به طور قطع گرایش به انسجام و همبستگی اجتماعی و فرهنگی دارد؛ و از هرگونه الفت و وحدت در روابط انسانی و اجتماعی استقبال کرده و به سوی تفرقه و فاصله ی اجتماعی تمایل پیدا نمی کند.

,

حال سوال این است که چگونه مردم می توانند از فرامین، وسوسه ها و انگیزه های شیطانی فاصله گرفته تا به خصلت های غیر انسجامی، تزاحمی، تفرقه، تضاد و آزارهای او گرفتار و مبتلا نشوند. اصولاً روش مقابله با شیطان آن است که باید از کسی که راه رفته باشد و تحت سلطه ی شیطان نباشد باید پیروی کرد. آن شخص کیست؟ او انسانی است که وقتی در مواجه با او قرار می گیریم، به یاد خدا، ارزش ها، علم و نورانیّت الهی واقع شده و آرامش پیدا می کنیم (تنهایی، ۱۳۸۳ ).

,

هرکس که از این آرامش الهی به دور باشد خواسته و ناخواسته دست و زبان و رفتار و تصمیم او از حال و هوی شیطانی برخوردار بوده و به آن خصلت های غیر انسجامی که اشاره شد مبتلا می شود. معلّمان الهی کسانی هستند که در عالم جان و فرهنگ از یک نوع تعادل برخوردار بوده و از هر گونه افراط و تفریط، شهرت طلبی، جاه و مقام و نام و دیگر اشکال طمع ورزی و آزمندی بیزارند و روحیه غالب ایشان آن است که به جز یاد خدا و توکل الهی و تدبّر معنوی و بی اعتنایی و تحقیر وسوسه ها و انگیزه ها و تصوّرات و طرح های شیطانی کاری ندارند (تنهایی، ۱۳۸۶ ).

,

هر چه بر تعداد این عالمان راستین و راسخ افزوده شود، زمینه ی انسجام اجتماعی و فرهنگی در جامعه افزایش  پیدا می کند. چگونه این امکان اتفاق می افتد؟ هر چند قابل پیش بینی نیست؛ اما به میزان آن که راه دینداری و تربیّت دینی از ملاک های زیر برخوردار باشد:

,

۱- دینداری و ایمان دینی یک امر درونی و باطنی است و الزاما جنبه ی تظاهری و بیرونی ندارد. تظاهرات بیرونی و قشری به دینداری، بسیاری از ارزش های حقیقی دینداری را محجوب و مستور می کند. از این رو باید از هر گونه تحمیل های قشری و صوری درنمادهای دینی پرهیز شود.

,

۲- برای اشخاص به ویژه نسل جوان فرصت کنجکاوی و طرح سئوالات و شبهات نشان داده شود تا بتوانند بدون نگرانی و احساس  بی امنیّتی در جستجوی حقیقت بوده و حقایق دینی را خودشان پیدا کنند، نه آن که به جبر و یا از روی تبلیغ یک طرفه و کلیشه ای، آموزه های دینی به ایشان القاء شود. زیرا تجربه نشان داده است که دینداری اجباری و کلیشه ای به جای جاذبه دافعه داشته و به جای همبستگی و انسجام بر عکس تفرقه و تعارض در روابط اجتماعی ایجاد می کند.

,

۳- فعالیّت دینی و دینداری از آن جایی که در جهت تزکیه درونی و تربیت باطنی مردم باید کارآیی داشته باشد، از این رو نباید به هیچ گونه درآمدزایی مالی و اقتصادی منجر شود. زیرا روحیه ی خدایی و خداجویی، می باید اصولا سوداگری مالی و مادّی کاهش بدهد.

,

نمی شود که افراد به خاطر غیر خدا به سوی خدا متوجه باشند جلب « غیر خدا » و خدایی عمل کنند! وقتی حواس مردم به سوی می شود، اصولا انسان ها آن شخصیّت واقعی و حقیقی خود را استحاله نموده و قربانی می کنند. افرادی که شخصیّت شان را قربانی ارزش ها و ملاک های غیر خدایی کنند، نمی توانند در راه دین و دین داری موج همبستگی و مودّت را ایجاد کند. بنابراین بهتر است که راه دین و دین داری چنان که انبیاء و اولیاء خدا این گونه بوده اند، با هر گونه درآمدزایی مادّی و پولی همراه نباشد، مگر اموری که تحت نظارت انسان های صالح زمان، سرمایه گذاری شده و در جهت منافع عموم مردم و کارهای خدماتی و بهداشتی عام المنفعه به کار گرفته شوند.

,

« همبستگی و همگرایی اعتقادی و دینی » دیدگاه دیگر در بحث  آن است که ببینیم جامعه در چه فضایی از روابط مشترک فکری به سر می برد. شناخت فضای عمومی نوع فکر و گرایش های ذهنی مردم، مسئله ی مهمی است که از نظر محققان اجتماعی قابل بررسی به سر برند از این « ذهنیّت اسطوره ای » است. وقتی مردم در یک موج » رو برخی می توانند در شرایط متغیّر اجتماعی- تاریخی یک  ایجاد کنند و سپس سوار آن موج شوند. امّا وقتی مردم در « توهّمی  یک ذهنیّت عقلانی و کلامی به سر برند، کما این که وقتی مردم در یک سطح ذهنی، فکری و احساسی قرار داشته باشند، داستان به نحو دیگری قابل مطالعه است (آشتیانی، ۱۳۸۳ ).

,

مردمی که به سطحی از ذهنیّت عقلانی فلسفی رسیده باشند هر یک برای خود توجیه ها و دلایلی دارند و تصوّر می کنند خیلی خوب و درست فکر می کنند. در چنین فضایی از ذهنیّت عمومی، همگرایی و انسجام اجتماعی-فرهنگی مردم کار بسیار دشواری می شود. مگر آن که در قالب تشکّل ها و احزاب و سازمان های غیر دولتی و مانند آن فرصت هایی را بتوان ایجاد کرد که مردم با افراد و نیروهای مشترک و متشابه شان یک صدا و هماهنگ شوند. در غیر این صورت محال است که همه ی مردم یک جور و یک شکل و هماهنگ فکر و عمل نمایند.

,

همچنین وقتی مردم در سطح گرایش های احساسی و لذّت گرا فکر و عمل می کنند، معمولا تمایلات احساسی و لذّت جویانه متعدد و بسیار متنوّع و متضاد است. در چنین جامعه ای نیز برداشت یک جور همگرایی فکری و اعتقادی و انسجام اجتماعی متّحد و هماهنگ کار بسیار دشواری به نظر می رسد. در برخی جوامع دیده می شود که مردم به لایه هایی از عقلانیّت همراه با لائیک گرایی رسیده اند. روش اداره ی چنین مردمی است که در آن به روش ها و نگرش های « دموکراسی » بیشتر از نوع متفاوت با عقلانیّت سیاسی و اقتصادی فرصت و میدان داده می شود. از این رو جامعه از لحاظ ایجاد همگرایی فکری- فرهنگی نسبتا قابل کنترل و اداره به نظر می رسد.

,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه