حاشیهای بر اشتباه روزنامه محلی "طرح نو"؛
پشت پردهی اعتراضات و ناگفتههایی از یک اقدام ناصواب!
روزنامهای که بدون توجه به حساسیتها اقدام به انتشار داستانی از شاهنامه کرده بود شرایط را برای تاخت و تاز منفعت طلبان مهیا ساخت اما با بیتوجهی مردم به بیانیههای التهاب آور معاندان، سودجویان پاسخ خود را از آذربایجانیها گرفتند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از آناج، منفعت طلبی واژهای پرفروغ در ادبیات سیاسی است و همواره عدهای هستند که در کمین نشستهاند تا نهایت بهره را از جریانات ببرند؛ این اشخاص اصطلاحا دچار یک نوع سادیسم ذاتی میباشند و برایشان به هیچوجه پیامدهای اقداماتشان مهم نیست.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آناج,نمونهی بارز این دسته از سودجویان را در ماجرای روزنامه "طرح نو" دیدیم و آنان درون مایهی خویش را بروز دادند؛ برای تعیین خط مرز و حدود ابتدا باید بگوییم، مطلب روزنامه فوق تحت عنوان "هفت خوان رستم" کاملا اشتباه بود و نگارنده بدون توجه به حساسیتها نوشتههایی را به منظر عموم گذاشته بود که از دیدگاه مردم توهین آمیز تلقی میشد؛ لذا رسانهها نیز به نوبهی خود این اقدام را محکوم میکنند و خواستار جلوگیری مسئولین از وقوع موارد مشابه و ایجاد حاشیه میباشند.
,با این اوصاف باید اذعان کنیم که هدف از درج این مطلب انکار وقوع اشتباه و دفاع از روزنامه نیست؛ بلکه غرض، آگاهسازی افکار عمومی از پشت پردهی برخی اعمالی است که با رسانهای شدن موضوع صورت گرفت و همچنان این رویه ادامه دارد.
,سکانس اول: زمانی که صفحه پنجم شماره 868 روزنامه فوقالذکر در فضای مجازی منتشر شد بسیاری از کاربران در برابر آن موضعگیری کردند و اعتراض خویش با درج مطالبی نشان دادند؛ در پی این امر نیز برخی از گروههای تلگرامی که سوابق و موضعگیری هایشان برای همگان آشکار است دست به کار شدند.
,این گروهها که زاویهشان با نظام و انقلاب عیان است در وهله اول سعی نمودند با انتشار تصاویر روزنامه مراتب را به اطلاع عموم برساند و در مرحله ثانی، با درج مطالب تحریک آمیز و احساسی خواستار عذرخواهی مسئولین نشریه و جلوگیری از چاپ شمارههای بعدی آن شدند.
,سکانس دوم: مدیر مسئول روزنامه طرح نو با گذشت دقایقی از ازدیاد حواشی در تلگرام طی گفتوگویی با خبرنگار آناج ضمن پذیرش اشتباه و عذرخواهی از عموم مردم آذربایجان، بیان داشت: "بنده خودم تُرک زبان هستم و اهلِ تبریز میباشم، اما هنگام انتشار نشریه در شهر حضور نداشتم؛ روزنامه نگاری که بدون توجه به حساسیتها اقدام به درج این مطلب کرده بود از کار اخراج شد و امیدواریم مردم ما را ببخشند"
,سکانس سوم: بعد از انتشار این مصاحبه در فضای مجازی و التیام آلام آذربایجانیها، معاندانی که منافع خویش را در مخاطره میدیدند، برای تشویش اذهان عمومی و دامن زدن به ادامه اعتراضات، بدون ارائه سند و مدرک با درج مطلبی تحت عنوان "مصاحبه منتشر شده از سوی آناج تکذیب شد و مدیرمسئول تاکنون واکنشی از خود نشان نداده است" در رفتاری غیراخلاقی سعی کردند اینگونه به مردم القاء کنند که صاحب نشریه از کردار خود پشیمان نیست و باید اعتراضات ادامه داشته باشد.
,البته ماجرا به اینجا ختم نمیشد و منفعت طلبان با صدور بیانیههایی خواستار حمله به دفتر نشریه و تجمع در نقاط مرکزی شهر شدند و اعلام کردند تا زمانی که چاپ روزنامه متوقف نشده است مردم به اعتراضات ادامه دهند.
,سکانس چهارم: ساعاتی بعد از این ماجرا، مدیرمسئول روزنامه با ارسال یادداشتی از توقف داوطلبانه چاپ نشریه خبر داد تا از این طریق ابراز ندامت خویش را اثبات نموده و از برخی سوء استفادهها جلوگیری کند.
,سکانس پنجم: دقایقی بعد از انتشار خبر توقف داوطلبانه چاپ روزنامه، برخی از مسئولین استان نیز با انتقاد از محتوای مطلب نشریه و محکوم کردن آن، قولِ برخورد قاطع با عوامل روزنامه را دادند.
,سکانس ششم: کسانی که در ظاهر سنگِ آذربایجان را به سینه میزدند اما در باطن با نشر دروغهای شاخدار که حتی معلوم نبود از کدام منبع نشأت میگیرد؛ درصدد غبار آلود کردن فضا بودند از هدف اصلی خود پرده برداشتند و با پس گرفتن تمام خواستههای قبلیشان عنوان کردند عذرخواهی، توقف چاپ نشریه و برخورد مسئولین قابل قبول نیست، این درحالی بود آنان قبلا میگفتند تا تحقق این اقدامات مردم اعتراض کنند و بعد از آن به قول خودشان آرام شوند!
,سکانس هفتم: هنگامی که شرایط به روال عادی بازگشت و رضایت مردم نیز با ورود مسئولین به موضوع و توقف چاپ نشریه، جلب شد؛ منفعت طلبان بار دیگر شروع به شایعه پراکنی و درج مطالب احساسی کردند تا بلکه از این طریق کاربران را در صحنه حاضر نمایند اما از آنجایی که هدف آنان برای مردم ولایتمدار آذربایجان آشکار گشت آنان با عدم توجه به بیانیهها نشان دادند پایبند نظام هستند و اجازه نمیدهند به وحدت ملی ضربهای وارد گردد.
,سکانس هشتم: یک روز گذشت و منفعت طلبان در سایهی بیتوجهی مردم به ادعاهای آنان در اقدامی کاملا عوام فریبانه اما ناشیانه تصاویری را منتشر کرده و مدعی شدند آذربایجانیها در حال اعتراض هستند و به خیابانها آمدهاند!
,کسانی که حتی دلشان برای نظام و آذربایجان نیز نمیسوزد با بروز چنین اعمالی سعی داشتند وضعیت تبریز را امنیتی جلوه دهند و افکار عمومی را تحریک کنند؛ لکن این حربه آنان نیز جواب نداد و کاربران به واهی بودن ادعاهای آنان پی بردند چراکه تبریز در آرامش کامل به سر میبرد و مردم زندگی روزمره خود را سپری میکردند.
,سکانس نهم: حال این طیف اقلیت در گام بعدی با نشر مطالبی کذب مدعی میشوند "روزنامهنگار اعتراف کرده از کردار خود پشیمان نیست" ؛ "روزنامهنگار گفته من آذریام، نه تُرک" ؛ "روزنامهنگار مخالفان را دشمن نظام و تجزیهطلب نامیده است" ؛ سعی دارند با سناریوسازی بارِ دیگر آذربایجانها را تحریک کنند.
,سکانس دهم: این قسمت نقطه پایانی بر جولان سودجویان معاند بود و علیرغم بیانیههای آنان و دعوت مردم برای سر دادن شعار در بازی اخیر تیم تراکتورسازی، فوتبال دوستان نیز دشمنان نظام را ناامید کردند.
,سخن آخر: اگر در این سکانسها تاملی داشته باشیم، خیلی راحت به ابعاد مختلف قضیه پی میبریم و از اهداف شوم این اشخاص آگاه میشویم؛ زمانی که مسئولین رده بالای استان خود اولین واکنشها را میدهند و میگویند در کنار مردم ایستاده و با متخلفان برخورد و مراتب را به اطلاع عموم خواهند رساند؛ گویای آن است که هیچ کسی اشتباهات رخ داده را حاشا نمیکند و مسئولین هم قصد برخورد با خاطیان را دارند.
,از سویی دیگر تاکنون اقداماتی که صورت گرفته گامهای مثبتی بوده که در نتیجهی اعتراض مسالمت آمیز مردم حاصل شده است؛ عموم مردم آذربایجان اعتراض خویش را به گوش مسئولین رساندند و حال میبینند چاپ روزنامه متوقف و پرونده به دادگاه ارسال شده است.
,با وجود تمامی این شرایط عدهای هستند که میگویند وطنخواهیم اما مطالب کذبی را مطرح میکنند که آب در آسیاب دشمن میریزند تا فضا را متشنج کنند و در آن طرف قضیه منعت طلبان نیز که مخالفت خود با نظام را آشکار کردهاند در اقدامی هماهنگ با آنان حواشی را گسترش میدهند.
,در چنین شرایطی این مردم بودند که با بیتوجهی به ادعاهای کذب سودجویان اجازه ندادند دشمنان کشورمان و استان آذربایجانشرقی با کِش دادن موضوع فضا را ملتهب نمایند..
,انتهای پیام/م
]
ارسال دیدگاه