دولت تدبیر و امید در زمان سفر استانی خود برای جنوب کرمان چه کرد؟

دیدگان کم فروغ پیرزن چشم به راه جرعه ای آب خنک و قدری نان

دیدگان کم فروغ پیرزن چشم به راه جرعه ای آب خنک و قدری نان
به خواب رفته بود،به خوابی عمیق و غافل از هوای گرم تیرماه تابستان و از فقر زیاد،گرما را فراموش و خنکی را در مراحل آخر نیازهای خود جستجو می کرد
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل ازصبح منوجان“به خواب رفته بود،به خوابی عمیق و غافل از هوای گرم تیرماه تابستان…از فقر زیاد،گرما را فراموش و خنکی را در مراحل آخر نیازهای خود جستجو میکرد.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, , صبح منوجان,

او گرسنه بود….او تشنه یک لیوان آب خنک بود….
و گله داشت نه از گرما و تابستان و نداری …از مسئولین که کپر سوخته اش را بازدید و هیچکاری نکردند…استعلام آتشنشانی را خواسته بودند که او نه هیچوقت دنیا را دید و نه هیچوقت آن نامه آتشنشانی را…
خودروهای کمیته امداد و هلال احمر هم لابد بخاطر صعب العبور بودن مسیر خانه اش،هیچگاه از آن طرف گذر نکردند…
به سفارش پدر، فطریه های خانواده را جمع کردیم برای یک پیرزن نابینای تنها و فقیر…شاکی بودیم که اطراف خودمون فقیر زیاده ،بدیم به یکی از همین اینها…ولی اصرار پدر مرا مجبور کرد به سراغ پیرزن بروم.او در دهنه نودژ(روران) زندگی میکرد . تک و تنها در کپری که اشعه خورشید از سوراخهای گشاد سقفش ،چشمهای کورش را اذیت میکرد و لوار داغ تیرماه از دیوار حصیری کپرش،چاروک خیسش را نوازش میکرد…

, او گرسنه بود….او تشنه یک لیوان آب خنک بود….,
,
,
,

photo_2016-07-26_09-06-34
رختخوابش زیراندازی(مورکی) نازکتر از دلش و بالشت زیر سرش چادر مچاله شده اش بود…
کسی که یک روزی دختر بابا بود و عزیز…بعد بزرگ شد و همسر مردی شد و عروس خانه…بعد مادر شد و بهشت رفت زیر پایش…حالا باید از تمام سهم زندگی ،در کپری تنها و بدون آب و برق ،بدون یک دل سیر و از بهشت زیبا و خنک زیر پایش فقط یک چاروک خیس داشته باشد.

, photo_2016-07-26_09-06-34,
,
,

photo_2016-07-26_09-06-38

, photo_2016-07-26_09-06-38,

مبلغ را که بهش دادم مثل اینکه فرشته نجات خود را دیده است خدارو شکر کرد و گفت:دو روزه که هیچ نوع خوراکی نداشته ام.منظور او از خوراکی گوشت بره و ماهی و میوه نبود..او سیب زمینی و پیاز و گوجه نداشت ،چونکه مواد خوراکی او نهایتا ختم میشد به این اقلام.
شاید او هیچوقت یخ را ندیده،ولی حق دارد که آنرا لمس کند…وظیفه دینی و انسانی ماست که برای تغییر لوار داغ به خنکی یک کولر آبی و آب جوش لوله به یک فلاسک یخی او را شاد کنیم.با حصیری نو ،مانع تابش اشعه های آفتاب از سقف کپرش باشیم و با پتویی نرمتر،سهمی از بهشت زیر پایش را به او بخشیم.

,
,

شهروند خبرنگار/جعفرشجاعی

,

انتهای پیام/ رض

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه