شیفتگی به فرضیات ناکارآمد و گمراه کننده اشتباهی که زمینه نفوذ را فراهم می‌کند

شیفتگی به فرضیات ناکارآمد و گمراه کننده اشتباهی که زمینه نفوذ را فراهم می‌کند
بزرگنمایی و مطلق پنداری برخی نظریات اقتصادی رایج، اشتباه محاسباتی در خصوص شرایط و اقتضائات داخل کشور و بی‌توجهی به جنبه‌های غیر علمی(مثل جنبه‌های زمینه‌ای و مبانی ایدئولوژیک) و فروض ضمنی آن نظریات، از جمله دلایل مهمی هستند که می‌توانند ناآگاهانه زمینه نفوذ اقتصادی قدرت‌های جهانی و وابستگی کشور را فراهم کنند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از دانا رضوی، « آن‌ها به این اعتقاد رسیده‌اند که آنچه غرب ادعا می‌کند، صحیح است و درست و آنچه غرب غلط می‌پندارد، نادرست است. معیارهای آن‌ها برای حقیقت، درستی رفتارها، تمدن، اخلاق و انسانیت محکوم شده در استانداردهای غرب است. هر چیزی که استانداردهای غربی را داشته باشد، برای آن‌ها ارضا کننده است و مایه افتخار، اما اگر استانداردهای غربی را نداشته باشد، آن را آگاهانه یا ناآگاهانه طرد می‌کنند.»

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, دانا رضوی,

 

,

این کلام ابوالاعلی مودودی، متفکر مسلمان و پایه گذار اقتصاد اسلامی، به صورت نوین آن در قرن بیستم میلادی، در توصیف اندیشمندان و اقتصاددانان غرب زده مشرق زمین است. اگرچه تصور اینکه افرادی تحصیل کرده و درس خوانده تا این حد در برابر محصولات وارداتی و تجویزی غرب منفعلانه رفتار کرده و به راحتی اسباب نفوذ افکار غربیان و تامین منافع آنان را فراحم کنند، سخت است اما تاریخ کشورهای اسلامی و به خصوص کشور خودمان گواه بر این موضوع است.

,

 

,

تقی‌زاده که با ساده‌انگاری راه پیشرفت و ترقی کشور را در تبعیت کامل از غرب و جریان مدرنیته می‌دید و صریحاً می‌گفت «ایران باید ظاهراً و باطناً، جسماً و روحاً فرنگی مآب شود و بس» تحصیلکرده فرانسه بود و از روشنفکران و متفکران زمان خودش محسوب می‌شد. امثال تقی زاده کم نبوده و نیستند. چنانچه با ذکر نمونه‌هایی شرح خواهیم داد اینگونه اندیشه‌ها به خصوص در حوزه اقتصاد هنوز هم هستند، اگر چه با شدت و ضعف و با استدلال‌های گوناگون. با این مقدمه چند سئوال جدی پیش می‌آید که باید به آن‌ها پاسخ مناسب بدهیم.

,

 

,

۱- زمینه‌های این اشتباهات چیست و چرا افرادی که خود اهل علم و معرفتند به وسیله‌ای برای نفوذ دشمن تبدیل می‌شوند؟

,

 

,

۲- مجاری نفوذ اقتصادی از این مسیر در حال حاضر چیست؟

,

 

,

۳- مهم‌ترین تبعات نفوذ از این طریق برای اقتصاد کشور چیست؟

,

 

,

۴- ما چه کنیم که اولاً دچار اینگونه اشتباهات نشویم و ثانیاً چگونه می‌توان در برابر تبلیغ نظرها و تئوری‌های شبه علمی که می‌تواند دستمایه نفوذ شود، روشنگری کرد؟

,

 

,

اشتباهاتی که زمینه نفوذ علمی را فراهم می‌کند

, اشتباهاتی که زمینه نفوذ علمی را فراهم می‌کند,

هر چند ممکن است برخی افراد آگاهانه با ترویج بعضی نظریات ظاهراً علمی زمینه نفوذ دشمنان را فراهم کنند، عموماً اینگونه نیست و دلایل متعددی وجود دارد که باعث می‌شود افراد ناآگاهانه در این مسیر قرار بگیرند.

,

 

,

بزرگنمایی و مطلق پنداری برخی نظریات اقتصادی رایج، اشتباه محاسباتی در خصوص شرایط و اقتضائات داخل کشور و بی‌توجهی به جنبه‌های غیر علمی(مثل جنبه‌های زمینه‌ای و مبانی ایدئولوژیک) و فروض ضمنی آن نظریات، از جمله دلایل مهمی هستند که می‌توانند ناآگاهانه زمینه نفوذ اقتصادی قدرت‌های جهانی و وابستگی کشور را فراهم کنند. مثلاً: در حوزه رشد اقتصادی تاکنون سه نظریه مهم ارائه شده است که اولین و پراستفاده‌ترین آن هم نظریه رشد هارود-دوماراست که در دهه ۵۰ میلادی ارائه شد و تاکید بسیار بر افزایش سرمایه‌گذاری برای رشد اقتصادی داشت. طبق این نظریه کشورهای در حال توسعه برای افزایش رشد اقتصادی و رشد درآمد مردمشان یا باید از محل افزایش پس‌انداز، سرمایه گذاری بیشتری انجام دهند یا با اخذ وام از کشورهای ثروتمند.

,

 

,

طبیعتاً در مورد کشورهایی با درآمد پایین، روش اول ممکن نیست؛ برای همین به کشورهای در حال توسعه پیشنهاد می‌شود از کشورهای توسعه یافته یا نهادهای بین‌المللی وام دریافت کنند. این نظریه علمی تا سال‌ها مبنای سیاست‌های پیشنهادی بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول بود که نتایج آن را می‌توانید در کتاب اعترافات یک جنایتکار اقتصادی ببینید.

,

 

,

شیفتگی به فرضیات ناکارآمد و گمراه کننده

, شیفتگی به فرضیات ناکارآمد و گمراه کننده,

این رهنمود مثلاً علمی مورد استفاده بسیاری از کشورها و مخصوصاً کشورهای آمریکای جنوبی قرار گرفت، اما نتیجه خیلی اسف‌بار بود. اخذ وام با بهره‌های زیاد نه تنها موجب رشد اقتصادی این کشورها نشد، بلکه این کشورها حتی نتوانستند اصل و سود وام‌های خود را پرداخت کنند و بنابراین بحران بدهی‌ها رخ داد. کشورهای وام دهنده یا اصل و سود وام خود را یا امتیازاتی از کشورهای مقروض دریافت کردند. اما کشورهای وام گیرنده به جای رشد اقتصادی زیر بار قرض و بدهی رفتند.

,

 

,

فضاحت استفاده عجولانه از این نظریه و دلدادگی برخی از متفکرانبه این نظریه تا به آنجا پیش رفت که اسنودان در کتاب مشهور اقتصاد کلان خود در سال ۲۰۰۵ صحبت از نا کارآمدی، بلکه گمراه کنندگی این نظریه زد: «شاید نظریه رشد هارود-دومار که با تاکید فراوان بر پس‌انداز به عنوان عامل اصلی رشد سال‌ها مورد توجه کشورهای مختلف، مخصوصاً آمریکای جنوبی، بود و به بحران بدهی‌ها در دهه ۷۰ منجر شد بدون آنکه اثری بر رشد این کشورها داشته باشد، بهترین مثال از ناتوانی روش حاکم بر اقتصاد متعارف و گمراه کنندگی آن باشد.»

,

 

,

انتهای پیام/رض

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه