آسیب شناسی حوزه علمیه/ مسیر تحقیقات دینی و محتویات آموزشی چگونه تعیین و تنظیم می شود؟

آسیب شناسی حوزه علمیه/ مسیر تحقیقات دینی و محتویات آموزشی چگونه تعیین و تنظیم می شود؟
فکر از یک طرف محصور می شود و از طرف دیگر در یک زمینه خاص عمیق تر و عمیق تر می شود، حتی بدون آنکه کارکرد عملی داشته باشد و بتوان با آن مسائل روز را حل کرد. خارجی ها این کار را یک «بازی علمی» می نامند، یک سرگرمی و مشغولیت، بدون آنکه بتوان با آن مسئله ای را حل کرد
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از ندای اصفهان، پروفسور فرامرز رفیع‌پور (زادهٔ ۱۳۲۰ در تهران)، نویسنده و جامعه‌شناس شهیر ایرانی است. او استاد جامعه‌شناسی دانشگاه شهید بهشتی و عضو پیوسته فرهنگستان علوم ایران است که در سال ۱۳۸۹ به عنوان چهره ماندگار جامعه‌شناسی برگزیده شد.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, ندای اصفهان,

رفیع پور را بیشتر با دو کتاب «توسعه و تضاد» و «آناتومی جامعه» می شناسند که در آنها به تحلیل مشکلات پیچیده وقت ایران یعنی شناخت موانع رشد در کشور و نیز ارائه طریق‌هایی برای برون رفت از آن می‌پردازد. رفیع پور در جایگاه منتقد سیاست‌های توسعه در زمان هاشمی رفسنجانی، آن سیاستها را موجب به هم زدن تعادل اجتماعی، افزایش نابرابری، تغییر ارزش‌ها و پیدایش انواع مسائل و معضلات اجتماعی می‌داند.

,

متن زیر از فصل چهارم کتاب جدید التالیف «دریغ است ایران که ویران شود» انتخاب شده است که در این قسمت به آسیب شناسی حوزه علمیه می پردازد. گفتنی است متن پیش رو الزاما مورد تایید ندای اصفهان نمی باشد.

,

نویسنده در مقدمه این کتاب مدعی است که نگارش این کتاب ۹۰۰ صفحه ای (چاپ ۱۳۹۴) از الطاف الهی است و نظر کسانی که با خوش بینی و ساده اندیشی، اصل وجود دشمن را انکار می کنند، به چالش می کشد و با ارائه مثال های تاریخی، نظر خود پیرامون جنگ واقعی و همه جانبه را به اثبات می رساند.

,

کتاب دریغ است ایران که ویران شود

, کتاب دریغ است ایران که ویران شود,

حوزه های علمیه مانند هر موسسه علمی دیگر یک محفل علمی بوده و هست که دانشمندان نسبت به علائق خود کنکاش می کرده اند. مهمترین نکته و کار یک موسسه علمی، داشتن یا یافتن مسئله است. در حوزه های علمیه دینی غرب (مانند گذشته اسلام) مسائل علمی از ارتباط متقابل بین دانشمندان، جامعه و حکومت برمی خواست و کشیشان کوشش می کردند به آن پاسخ دهند. مندلف یک کشیش بود که اولین و مهمترین تئوری وراثت را تولید کرد. مالتوس یک کشیش بود که برای زمان خود مهمترین قانون جمعیت شناختی را تولید کرد. از این طریق بود که حوزه های علمیه دینی در همه بخش های علمی مورد نیاز جامعه وارد و حتی در آن زمینه ها متخصص شدند، همانگونه که در کشورهای اسلامی نیز در زمان قدرتشان اینگونه بوده است. در این حوزه ها هم مسائل جامعه و بشریت مورد بررسی قرارمی گرفت. سپس همین حوزه های علمیه دینی به مراکز بزرگ علمی یعنی دانشگاه ها تبدیل شدند، مانند دانشگاه پراگ و دانشگاه هایدلبرگ.

,

حوزه های علمیه ما نیز در گذشته معطوف و مشغول به همه مسائلی بودند که جامعه به آن مبتلا بود. در واقع آن حوزه ها بهترین مراکز علمیِ نه فقط ایران بلکه جهان بودند، از جمله قم که سرآمد بود و اگر همان روش ادامه می یافت، ما امروز نیز در جهان سرآمد علم می بودیم. اما استعمار از یک طرف آتش فروزان علم بومی و اصیل ما که در حوزه ها رشد و پرورش یافته و تمام جهان را منور ساخته بود را خاموش کرد و به جای آن در فرایند تجدد کاذب کوشش نمود چیزی به نام دانشگاه به ما دهد تا روز به روز ما را از اصل خود دور نماید و در مقابل چیز زیادی هم از دانش واقعی غرب به ما ندهد، جز بیشتر ظاهر و مدرک آن را.

,

اما با وصف این دسیسه ها، چه فرهیخته کسانی که از هر دو مرکز (چه دانشگاه و چه حوزه) به تعالی رسیدند. لیکن در روند تجدد، ما اکثرا فقط با علم غرب مانوس شدیم و از علم اصیل بومی خود دور. برخی فقط نوکی به سطح علم غرب زدند و برخی که عمیق تر شدند، بیشتر برای نظام علمی غرب مفیدند تا در داخل که به علت نداشتن یک برنامه مناسب برای پیشرفت علمی و بی سیستمی نمی توانند جذب و فعال شوند و در نتیجه عموما سنت خود را نفی می کنند.

,

وقتی من به عنوان یک آموزش دیده در غرب (که به لطف الهی و اساتید بزرگوارم اجازه یافتم در حد آنها در علم غرب عمیق شوم) حالا کارهای دانشمندان بزرگ ایرانی را می خوانم، حقیقتا در مقابل این بزرگان احساس شاگردی عمیق می کنم. برخی از مطالبی را که دانشمندان غربی دراین زمان یافته اند، ابن سینا در زمان خود آن را، نه سطحی که عمیق تشریح کرده بود؛ ازجمله مثلا ساختار نیازهای انسانی را که ابراهام ماسلو در سال ۱۹۷۰ به آن پرداخته است.

,

اما پس از تسلط استعمار بر ایران این آتش فروزان خاموش شد و لایه های زیادی از خاشاک بر روی آن نشست و در مقابل دانشندان غربی مانند ادوارد براون الگوی دانشگاهیان ما شدند.

,

از طرف دیگر از زمانی که پادشاهان سلطه جو از یک طرف و استعمار از طرف دیگر بر ایران مسلط گردیدند، بر آن شدند که دایره نفوذ دین و روحانیون را محدود به مسائل دینی نمایند و ثانیا دایره مسائل دینی را نیز بیشتر به دستورالعمل های ریز محدود کردند و حتی فلسفه، عرفان، ادبیات و لذا مطالب حکمای بزرگ نیز در آن جائی نداشت.

,

حال ببینیم که پیامد این فرایند از نظر فکری چه خواهد بود:

, حال ببینیم که پیامد این فرایند از نظر فکری چه خواهد بود:,

وقتی قدرت تفکر جود دارد، انسان فطرتا مایل به فعال کردن فکر می باشد. حالا سوال مهم آن است که شما فکر را در کدام زمینه و در کدام محدوده فعال کنید! شما می توانید شطرنج بازی کنید و تمام روز و هفته و سال فکرتان مشغول شطرنج باشد. شما می توانید در یک محیط جنگل مانند پر از درختان گردو محصور باشید و لذا فکرتان مشغول درخت و گردو باشد. شما می توانید نمایشگاه ماشین، یا یک حجره داشته باشید و تمام مدت فکرتان مشغول آن کسب خاص باشد.

,

حالا خوب توجه شود! وقتی زمینه فکر محصور و محدود شد، عمق فکر محدود نمی شود! انسان در همان محدوده محصور شده به کنکاش برمی خیزد. بالاخص اگر امیدی باشد که کارش درست است و به نتیجه می رسد، دیگر ول نمی کند، با کوشش تمام پیش می رود.

,

فرض بفرمائید به شخصی بگویند در یک زمین متعلق به او به اندازه ۱۰۰متر در ۱۰۰ متر، در یک جایش گنجی نهفته یا معدن طلا وجود داشته باشد (مانند آنچه در سانفرانسیسکو در اطراف ۱۸۵۰ رویداد). بدیهی است که آن شخص تمام تلاش خود را خواهد کرد تا آن گنج یا طلا را کشف کند. روز و شب به کنکاش برمی خیزد، بالاخص اگر دیگران هم این کار را در زمین های اطراف بکنند (à با همجوری) و همه در این مسیر تشویق شوند.

,

بنابراین فکر از یک طرف محصور می شود و از طرف دیگر در یک زمینه خاص عمیق تر و عمیق تر می شود، حتی بدون آنکه کارکرد عملی داشته باشد و بتوان با آن مسائل روز را حل کرد. خارجی ها این کار را یک «بازی علمی» (academic game) می نامند، یک سرگرمی و مشغولیت، بدون آنکه بتوان با آن مسئله ای را حل کرد.

,

نکته مهم دیگر آن است که همراه با این فرایند، ادراک محدود به زمینه های خاص می شود. اما در آن زمینه های خاص بسیار تیز می شود. آن کشاورز، بر روی هر درختی که گردوهایش را زده باشند، هنوز تعداد زیادی گردو می بیند که چشم من و شما نمی بیند و ادراک نمی کند. یعنی ما چشم «گردو بینی» نداریم. آن نمایشگاهی، هر ماشینی را که از کنارش رد شود یا ببیند، می فهمد مدل چه سالی است، تصادفی است یا نه، رنگ اصلی است یا رنگ شده و…

,

از این طریق عمق تفکر افزایش می یابد، اما تفکر و ادراک هر دو به اندازه زیادی محدود می شوند. انسان نه فقط دیگر فکرش به جای دیگر مشغول نمی شود و بسیاری از مسائل را ادراک نمی کند، بلکه اساسا علاقه و انگیزه ای هم برای مسائل دیگر، غیر از آنچه به آن مشغول است، ندارد!

, از این طریق عمق تفکر افزایش می یابد، اما تفکر و ادراک هر دو به اندازه زیادی محدود می شوند. انسان نه فقط دیگر فکرش به جای دیگر مشغول نمی شود و بسیاری از مسائل را ادراک نمی کند، بلکه اساسا علاقه و انگیزه ای هم برای مسائل دیگر، غیر از آنچه به آن مشغول است، ندارد!,

علاوه براین محدودیت ها، تفکر و ادراک از طریق تابوها و بالاخص دستورالعمل های اجتماعی و فرهنگی محدود می شوند. فرهنگ چنانکه با مثال «دزد باغ انگور» (در فصل “تخریب نظام فکری”) نشان داده شد- ممکن است به گونه ای باشد که انسان را به عدم تفکر سوق یا عادت دهند و فکرش در قالب های محدود و تنگ محصور بماند (à مثال ۹ نقطه در فصل “تخریب نظام فکری”). وقتی یک بچه یا یک انسان بزرگتر همه کارها را به صورت دستوری بر اساس دستورالعمل های ریز انجام داد، بدون آنکه علت آن را بداند و درباره آن بیاندیشد و سوال کند، به عدم علت یابی عادت می کند و فکر و ادراکش منفعل می شود.

,

اینها همه دسیسه های بزرگی ست که استعمار به طور پنهان بنا نهاده است و به همین جا پایان نمی گیرد، بلکه از یک طرف نسلهای جوان و با استعداد حوزه را یکی پس از دیگری می بلعد و از طرف دیگر آنجا که نیاز به کمک حوزویان برای اصلاح جامعه است، آنها در می مانند و قادر نیستند مسائل را ادراک کنند، چه رسد به ارائه راه حل. برای این مسئله، در جای خود، یعنی وقتی نظام اجتماعی و مسائل آن و نیرنگ ها و دسیسه های کشورهای استعماری به جمهوری اسلامی را مطرح می کنم، نمونه هائی خواهم آورد. اما در اینجا به تذکر حضرت آیت الله العظمی خامنه ای اشاره می شود:

, اینها همه دسیسه های بزرگی ست که استعمار به طور پنهان بنا نهاده است و به همین جا پایان نمی گیرد، بلکه از یک طرف نسلهای جوان و با استعداد حوزه را یکی پس از دیگری می بلعد و از طرف دیگر آنجا که نیاز به کمک حوزویان برای اصلاح جامعه است، آنها در می مانند و قادر نیستند مسائل را ادراک کنند، چه رسد به ارائه راه حل.,

«علمای ما این همه در فقه سر یک مساله ی جزئی کوچک کم اهمیت به وثاقت فلان راوی تکیه می کنند، اهمیت می دهند، بحث می کنند، رد و قبول می کنند، این راوی مورد قبول است یا نیست، برای اینکه بالاخره سند روایت را تنقیح کنند و دربیاورند، بگویند این سند، سند درستی است، که اگر سند درستی بود، به این روایت بشود اعتماد کرد، تا اگر اعتماد کردیم، یک حکم فرعی درجه سه در باب طهارت یا در باب بقیه احکام عبادی به دست بیاید… … آنجا ما این همه اهمیت می دهیم، چطور در باب معارف و در باب دلبستگی های فکری و عاطفی، به هر حدیثی، به هر روایتی ،به هر حرفی و به هر گفته ای اعتماد کنیم؟ این، قابل قبول نیست» (بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری ۱۷/۶/۸۴).

,

این فرایند تعمیق در جزئیات در برنامه های درسی منعکس می شود. (م.ش. شیرخانی- زارع ۱۳۸۴ ص۳۰۴) آقای یوسفی لویه در بررسی برنامه درسی «درس خارج» اساتید مختلف نشان داده اند که برخی از اساتید مطالب و مسائل مبتلای روز جامعه را نیز مطرح می کنند، اما برخی دیگر گاه در طول “چند صد” ساعت تدریس، بیشتر به یک مطلب خاص می پردازند (م.ش، یوسفی لویه ۱۳۸: ص۸۰) بدیهی است آن استاد که تمام عمرش را با زحمت زیاد صرف تعمیق و کشف روابط علی ریز و ریزتر در این زمینه ها کرده است، با علاقه حاصل زحمت و تلاش عمر خود و نتایج عمیق بدست آورده را برای طلاب تشریح می کند و در واقع از همین طریق براساس معیارهای تعیین شده جایگاه بالای او در آن علم نمایان می شود.

,

وقتی شما به صحبت برخی اساتید گوش می کنید، ضمن یادگیری، در عین حال متوجه می شوید که وی مانند اکثر اساتیدی که از کار و کشفیات خود لذت می برند، چقدر از کشف روابط ریز و ریزتر در زمینه مسائل مربوط شاد است و فاصله زیادی بین خود و شاگردان و حضار احساس می کند. در نتیجه برخی از طلاب احساس فایده و بهره گیری کافی از کلاس و جلسات و وقت صرف شده نمی کنند.

,

آقای دکتر علی ربانی خوراسگانی از دانشگاه اصفهان به عنوان یک روحانی زاده دلسوز روحانیت و اسلام، در پایان نامه دکتری خود با روش مشارکتی (participatory action research) با مشارکت و همکاری همه جانبه و صمیمانه فضلای مشهد و قم در همه مراحل، در تحقیقی در دو حوزه مذکور، نظرات حدود ۳۰۰ نفر از طلاب و فضلا درباره برخی از مسائل حوزه را جویا شدند. بنابراین نکته مهم در این تحقیق نگاه درون به درون است، یعنی، کسانی این تحقیق را انجام داده اند که خود حوزوی بوده اند و دغدغه مسائل را داشته اند، به عبارت دیگر “روحانیون” خود نظر “روحانیون” را گرفته اند. این با تحقیقاتی که افراد بیرونی در مورد حوزه انجام می دهند، تفاوت دارد و از اعتبار بیشتری برخوردار است.

,

نتایج این تحقیق نشان می دهند که ۷۱٫۳ درصد از طلاب و فضلای پاسخگو این احساس را داشتند که با نظام آموزشی کنونی حوزه ها وقتشان بیش از حد تلف می شود.

, نتایج این تحقیق نشان می دهند که ۷۱٫۳ درصد از طلاب و فضلای پاسخگو این احساس را داشتند که با نظام آموزشی کنونی حوزه ها وقتشان بیش از حد تلف می شود.,

(وقت تلفی: خیلی زیاد/زیاد ۷۱٫۳ درصد، تا حدودی ۱۶٫۸ درصد، کم/خیلی کم ۱۱٫۸ درصد)

,

بالاخص در مورد درس خارج، این احساس غالب بود که «وقتی شروع می شود، مثل این است که دیگر پایانی ندارد» (خیلی موافق/موافق ۶۱٫۷ درصد، متوسط ۱۲ درصد، مخالف/خیلی مخالف ۲۶٫۳ درصد).

,

(م.ش ربانی خوراسگانی ۱۳۸۰، ص ۱۴۸)

,

حالا در این شرایط وقتی برخی از طلاب و فضلای جوان و پراستعداد مایلند از اساتید خود الگو بگیرند، و به مراحل بالاتر برسند و مخصوصا پس از پایان دوره “سطح”، به دوره خارج بروند و آن دوره را به پایان برسانند تا فارغ التحصیل و «مجتهد» شوند، با انواع مسائل روبه رو خواهند شد. زیرا حالا سن و سال به جائی رسیده که خانواده تشکیل داده و صاحب بچه شده اند و بچه ها نیز رشد کرده و در مدارس جدید درس می خوانند، و انواع نیازهای مادی جدید ابراز می کنند که «شهریه» به هیچ وجه کفاف ارضای آنها را نمی دهد (à مبحث “شهریه”). لذا آنها به جستجوی امکانات جبرانی تامین مادی (حتی اندک)، برمی آیند، اما متاسفانه چنین امکاناتی در حوزه ها (اقلا برای طلاب و فضلای معمولی و ناوابسته) بسیار محدود است. لذا بسیاری از طلاب بعد از مرحله سطح، دچار تضاد بین ارضای نیازهای خانواده و ارتقای شخصی با گذراندن دوره «بی پایان» خارج می شوند.

,

در این شرایط نابسامانی، بیشتر کسانی می توانند به مراحل بالا صعود کنند و دوره بی انتهای «خارج» را به پایان برسانند که:

,
  • یا ازدواج نکرده و نیازهای طبیعی خود را سرپوش گذاشته یا…
  • یا مشکلات مالی آنها از جانب خانواده متمکن حل شده باشد و…
  • مخصوصا افرادی در سطوح بالای علمی سرپرستی آنها را به عهده گیرند و مربی دلسوزی برای آنها باشند.
,
  • یا ازدواج نکرده و نیازهای طبیعی خود را سرپوش گذاشته یا…
  • ,
  • یا مشکلات مالی آنها از جانب خانواده متمکن حل شده باشد و…
  • ,
  • مخصوصا افرادی در سطوح بالای علمی سرپرستی آنها را به عهده گیرند و مربی دلسوزی برای آنها باشند.
  • ,

    لذا در مجموع بهترین شرایط برای ارتقاء در حوزه بیشتر یا

    ,
    • برای فرزندان مراجع فراهم است و یا
    • برای دامادهای آنها (à افزایش تمایل به ازدواج با دختران مراجع)
    ,
  • برای فرزندان مراجع فراهم است و یا
  • ,
  • برای دامادهای آنها (à افزایش تمایل به ازدواج با دختران مراجع)
  • ,

    هر چند که باید گفت برای اینان نیز اتمام دوره بی حد و حصر خارج آسان نیست.

    ,

    اخیرا طرق میانی جدید ارضای نیاز به ارتقاء در قالب برنامه های “توسعه زدگی” در حوزه نیز گشوده شده که به طلاب مدارک دانشگاهی جدید در زمینه هائی می دهد و این خود موجب پیدایش یک موج مدرک گرائی در حوزه شده است.

    ,

    از آن طرف، بیشتر طلاب و فضلائی که بخواهند –تحت این شرایط- در همان مسیر سنتی بمانند، در تضاد بین ارتقاء علمی و کسب درآمد برای ارضای نیاز، یک راه میانی می روند و گمان می کنند که با درآمدهای جبرانی می توانند نیازهای خانواده را تا حدی ارضا نمایند و همزمان در درس خارج شرکت نمایند. اما این آرزو به ندرت محقق می شود و عموم طلاب نمی توانند به هیچ یک از دو هدف، به اندازه کافی دست یابند. لذا عمر و جوانی این طلاب علاقه مند به سرعت طی می شود، بدون آنکه به پایان دوره خارج برسند و در نقطه ای ناامید شده از درجه اجتهاد، در آرزوی مفر جدیدی از درآمد خواهند بود و به راه حل هائی تن در خواهند داد که در بحث “شهریه و پیامد ان” به ان اشاره خواهد شد

    ,

    و اما آنان که موفق می شوند به هدف برسند، در این مسیر قدرت تفکر و ادراک خود را به مسائل جزئی دینی معطوف و عمر خود را صرف آن می نمایند.

    ,

    این وضعیتی است که استعمار برای دین ما تنظیم و ریل گذاری کرده است و ما آن را سربسته بیان کردیم و به قول رهبر معظم انقلاب: «گوش کن، با لب خاموش سخن می گویم». اساتید و فضلای دردمند حوزه خود خوب می فهمند آنچه را باید بفهمند.

    ,

    انتهای پیام/

    ]

    به اشتراک گذاری این مطلب!

    ارسال دیدگاه