یادداشت
روشنفکر کیست؟ متحجر کدام است؟
برخی از مدعیان روشنفکری به خاطر عدم اعتقاد یا عدم التفات به اصول اعتقادی، اخلاقی و رفتاری اسلام، ازجمله متحجرانی هستند که نه خود را نجات میدهند و نه دیگران را، نه خود به سعادت میرسند و نه میتوانند دیگران را به سعادت برسانند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از "منبری ها" حجت الاسلام امرالله اندرزیان_ تقابل بین این دو اصطلاح (تحجر و روشنفکر) و انطباق آنها بر عدهای، از قدیمالایام در لابهلای کتابها، مجلات، روزنامهها و در سالهای اخیر در سایتها و فضای مجازی نمود و ظهوری فراوان داشته است.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, "منبری ها",با عنایت به بعضی از مباحثی که در سطح جامعه بهویژه در فضای مجازی دستبهدست میشود و هرکدام گروه دیگری را متهم مینماید،نکاتی را در همین زمینه به عرض خوانندگان محترم میرسانیم:
,1- روشنفکر کیست؟ متحجر کدام است؟
,بعضی روشنفکر را افرادی میدانند که به خاطر کسب تحصیل در خارج از کشور و یا در داخل کشور، حد و حدود را رعایت ننموده و خود را در همهچیز صاحبنظر میداند.
, تحصیل در خارج,روشنفکر یعنی کسانی که با تخصص در رشتهای از علوم تجربی (یعنی علوم حسی) بهویژه در علوم انسانی غربی، نسبت به خیلی از حریمها و ثغور و حدود اسلامی، منتقد و از خطوط قرمز عبور میکنند؛ یعنی افرادی که فرهنگ اصیل و ناب اسلامی را برای اداره جامعه، خانواده و زندگی کافی ندانسته و باید از فرهنگ بیریشه و اساس غرب تقلید نمایند.
,روشنفکری در تعریف اینها، یعنی مرز گذاری بین سنّت و مدرنیته و جایگزینی مدرنیته غربی بهجای سنت پویای اسلامی، روشنفکر یعنی آنهایی که دین را مخدر و افیون میدانستند و با آن مقابله میکردند، یعنی افرادی که از نشخوار بعضی دانشمندان غربی (که بیاطلاع از فرهنگ ناب اسلامی هستند)، خود را صاحبنظر میدانند و نظریهی گام اول را (یعنی علوم حسی) منجی بشریت معرفی میکنند و معتقدند که باید جایگزین وحی آسمانی که رئیس و سلطان العلوم است، بشود.
,روشنفکر یعنی منجمد مغزهایی که به خاطر نادانی و بیاطلاعی از علوم الهی، بین علوم تفکیک قائل میشوند و بعضی را بشری و برخی را آسمانی و علوم آسمانی را مایهی سعادت و نجات انسانها ندانسته و از دسترس انسانها دور میدانند، روشنفکر یعنی صاحبنظرانی که با غرور علمی، دیگران را بیسواد و عقبافتاده میدانند، یعنی آنهایی که معتقد به تحول در علوم نیستند و نسخهی پیچیده دانشمندان غربی را آخرین راه دانش و معرفت میدانند، یعنی افرادی که با پیروی از اساتید و اربابان غربیشان دین و سیاست را جدا از هم میدانند و میگویند دین و دینداران، نباید در سیاست دخالت کنند تا سیاستبازان، قاهرانه علیه دین و مبانی آن و طرفدارانش بتازند و سرکوب نمایند.
,روشنفکر یعنی آنهایی که در مقابل نظام ولایتفقیه میایستند و از فتنه و فتنه گران حمایت مینمایند، یعنی افرادی که خود را صاحب عقلانیت، اندیشه و تفکر دانسته و بقیه را بیعقل و اندیشه تلقی میکنند، روشنفکر یعنی دید بازهایی که نامگذاری فرزندانشان به اسم و نام پیامبر و ائمه علیهمالسلام (که از اسماء حسنای الهی هستند) را، موجب عقبافتادگی و جاهلیت میدانند.
,روشنفکر یعنی بهجای اطاعت و پیروی از خدا و پیامبر و اهلبیت(که دستور خداوند است) اطاعت و پیروی از شاهان ستمگر و مستبد و بیخاصیت، یعنی آنهایی که برای رابطه با غرب بهویژه آمریکا نظریهی گامبهگام را میدادند و برای تحقق آن اقدام میکردند و هر مخالفی را متهم به تحجر مینمودند.
,روشنفکر یعنی مدعیان طرفداری از ملیت و ملّی گرایی بدون اینکه حتی یک روز از شرف و ناموس و حیثیت ملت در جنگ هشتساله و در مبارزهی مردم با استکبار دفاع نمایند، یعنی آنهایی که چشم روی جنایات آمریکا در منطقه بسته و حتی یک جمله در مخالفت بااینهمه ظلم و جنایت صهیونیستهای اسرائیل و سعودی و داعش و... بر زبان نمیآورند، اما فضای مجازی را از اراجیف خود پر مینمایند که چرا به غزه و لبنان و حلب و خان طومان و... کمک میکنیم، یعنی افرادی که با نطریات توهمی خویش، کمال و سعادت را برای همگان از هر راهی که بیایند معتقد و حاکمیت و جهانی بودن اسلام و همچنین مهدویت را زیر سؤال میبرند.
,2- از رسول خدا صلیالله علیه و آله این روایت نقلشده است که دو گروه کمر مرا شکستند، یکی عالمان و باسوادان بیتقوا (عالم متهتک) و دیگر جاهلانی که از سر جهل و بدون از علم و معرفت، عبادت و بندگی میکنند (جاهل متنسّک).
,از این حدیث میتوانیم روشنفکران بیدین و متحجران بیمعرفت و جاهل را بشناسیم. این دو گروه همیشه به قرآن و اسلام و پیروان حقیقی آنها خیانت کردهاند. از خوارج تا گروهای تروریستی همانند داعش گرفته تا آنهایی که در طول تاریخ با ژست آزادی قلم و بیان در خدمت قدرتهای جهنمی بودهاند که دو گروه، دو بال یک قیچی هستند و هر دو خدمتگزار صادق برای دنیای کفر و ستم محسوب میشوند.
,3- از آیات و روایات اینگونه استفاده میشود که روشنفکران غربزده و متحجران جاهل، به خاطر عدم شکوفایی عقل الهی و نورانیشان و عدم هماهنگی بین عقل نظری و عملیشان و استفادهی فراوان از قوه ادراکی وهم بهجای فهم، که نقش شیطان را در انسان بازی میکند، هر دو گروه متحجر و روشنفکر تناسب و سنخیت روحی و جسمی زیادی با شیطان اکبر و آمریکای خونخوار پیدا میکنند و همینها در اغلب اوقات، سوارهنظام و پیادهنظام وی میباشند، چه اینکه در فتنهها و توطئهها نسبت به انقلاب اسلامی نقش این دو گروه و همراهی آنها با آمریکا و صهیونیستها را دیده و میبینیم.
,4- اگر عقل شکوفا نشد و عقل نظری با عقل عملی همراه نگردید و عبادت، بندگی، علم و معرفت حقیقی تحصیل نشد، چه عالم متهتک و چه جاهل متنسک، در یک قضیه با هم مشترک هستند و آن، ماندن در مرحله جمادی و سنگ گونه بودن است.
,قرآن کریم عدهای را همانند سنگ میداند و حتی از سنگ سختتر، چراکه سنگ سه ویژگی دارد که این افراد ندارند، یکی جوشیدن نهرها، دیگر بیرون آمدن آب وقتی شکافته شود و سوم فرود آمدن از ترس خدا.
,ازآنجاییکه قلب و دل این دو گروه که مرکز ادراک و شهود است همچون سنگ گردیده، نه اندیشهی صائب دارند تا خوب بفهمند و نه قلب نورانی تا خوب مشاهده نمایند. بنابراین از این سنگ دلان همین انتظار میرود که بهجای حمایت از اسلام ناب، اسلام اموی و آمریکایی را حمایت نمایند، بهجای دفاع از ارزشهای اسلامی و انسانی، فرهنگ مبتذل غرب را ترویج کنند، بهجای افتخار به اسلام ، تشیّع و پیرو قران و اهلبیت، از باستانگرایی و مکتب ایرانی و شاهانی که احدوثه شده و به تاریخ پیوسته و مردهاند، در کوی و برزن یاد نمایند.
,5- بر اساس تعریفی که ارائه شد و توضیحی که بیان گردید، برخی از مدعیان روشنفکری به خاطر عدم اعتقاد یا عدم التفات به اصول اعتقادی، اخلاقی و رفتاری اسلام و مقابله با اینها و همچنین مبارزه بیامان با اصول و ارزشهای انقلاب اسلامی، ازجمله متحجرانی هستند که نه خود را نجات میدهند و نه دیگران را، نه خود به سعادت میرسند و نه میتوانند دیگران را به سعادت برسانند، نه خود راه را پیدا میکنند و نه میگذارند دیگران به رستگاری برسند، پس مراقب این افراد باشیم.
,6- خدای متعال در قرآن کریم همگان را به تفکر و اندیشه و عقلانیت دعوت نموده است. افرادی که دعوت خداوند را لبیک گفته و میگویند، میتوانند در مباحث مهم با هم بحث و گفتگو و مناظره داشته و با انتخاب بهترینها حق را از باطل، خیر را از شر و کمال را از نقص تشخیص دهند. اسلام نه انجماد فکری را میپذیرد و نه عبور از حدود و خطوط قرمز را، چراکه این دو، از انسانهای بیعقل و بیاندیشهی درست و صائب سر میزند.
,اسلام نه تهمت و اتّهام را قبول دارد و نه بیتفاوتی و تساهل و تسامح را، چون یک حق بیشتر نداریم و مابقی همه باطل و ضلالت هستند(فماذا بعد الحق الاالضّلال –یونس32)، چون یک صراط مستقیم بیشتر نداریم و بقیه بیراهه هستند(انّ هذا صراطی مستقیماً فاتبعوه ولا تتّبعوا السّبل –انعام 153) و چون یک دین بیشتر نداریم و بقیه یا دین نیستند و یا تحریفشدهاند (ان الدین عند الله الاسلام –آل عمران 19)./ انتهای پیام
]
ارسال دیدگاه