به مناسبت 14 مرداد ماه روز فرمان مشروطیت؛

چگونه حرکتی عظیم به انحراف می رود؟

چگونه حرکتی عظیم به انحراف می رود؟
در آن زمان علما تنها به غایت کار که همان استقرار مشروطه و نفی استبداد بود فکر می کردند و به مسیر، ابزار و شیوه های رسیدن به آن غایت چندان توجهی نمی کردند تا جبهه ای متحد و متشکل تشکیل دهند و مانع از سر خوردگی شوند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از اصفهان شرق، در دوران مشروطه جریان غربگرا و منور الفکر دموکراسی طلب تنها نقش مترجم را در انتقال نظریات و شیوه ها و  الگوهای سیاسی غربی داشتند و از خود ابتکار  یا خلاقیتی خود ساخته نداشتند و علما نیز با آن که همگی دغدغه رفع استبداد و رهایی مردم از حکومت ظالم را داشتند اما در ادامه به علت فقدان توجه کافی به ضروریات و مقتضیات حرکت مشروطه و در نهایت اختلاف در بین خود، اجازه نفوذ جریان غربی را دادند تا جایی که سکان این حرکت را از دست داده و انقلاب منحرف شد. علما تنها به غایت کار فکر می کردند و روش ها و مسیرها را فراموش کرده بودند.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, اصفهان شرق,

مقدمه:

,

مشروطه پس از سال های چندی که از آن می گذرد هنوز مورد بحث و پژوهش بسیاری قرار می گیرد یکی از موضوعات مهم این انقلاب که در این نوشتار مورد تاکید است ، تعیین حوزه و نقش هر یک از اقشار  و طبقات اجتماعی در این حرکت مهم تاریخی است. یکی علما، روحانیون و پایبندان به اصول و اعتقادات دینی  وگروهی که به عنوان روشنفکران و تجدد گرایان نامیده می شوند.  این را می شود در تقابل تجدد و سنت یا تقابل سنت و مدرنیته مورد مطالعه قرار داد.

,

جریان «غرب گرا» به رهبری امثال تقی‌زاده، حسین قلی خان نواب و یپرم خان ارمنی و حیدر عمو اوغلی، شکل می‌گیرد و جریان «سنت گرا» نیز خود به دو بخش کلی تقسیم می‌شود:

,

الــف) بـخـشـی کـه از آن بـه عـنـوان جـریـان «مشروعه‌خواه» یاد می‌شود.

,

ب) بخشی که می‌توان آن را «مشروطه خواهانِ متشرّع» یا «دین باورانِ مشروطه خواه» نامید.

,

در راس جریان «مشروعه خواهی» در ایران، مرحوم آیت الله حاج شیخ فضل‌الله نوری قرار دارد در راس جریان «مشروطه خواهان متشرع» نیز، مراجع ثلاثه مشروطه خواه نجف ( آیات عظام: آخوند ملا کاظم خراسانی، حاجی میرزا حسین تهرانی، و شیخ عبدالله مازندرانی) حضور دارند که شخصیتهایی چون میرزا حسین نائینی در کنار آنها و به صورت دستیار و عقل منفصل آنان عمل می‌کنند.

,

سید حسن تقی زاده از جمله رجال مشروطه خواه بود که فراز و فرود های زیادی در زندگی شخصی و سیاسی او وجود دارد. تقی زاده از جمله شخصیت هایی بود که شدیدا شیفته غرب بود و می گفت که باید از ناخن پا تا موی سر غربی شد.

,

bbbb

, bbbb, bbbb,

تحلیل بدور از پیش داوری

,

موضوعی که بسیار مهم است آن است که در تحلیل انقلاب مشروطه و علل شکست آن معمولا ما دچار یک نوع “پیشداوری” می شویم چرا که وقتی مفاهیم تجدد، مدرنیته و نوگرایی  مطرح می شود بطور طبیعی حکایت از پیشرفت و توسعه دارد لذا مقبول و مطبوع واقع می شود و در مقابل هنگامیکه صحبت از سنت می شود کهنگی و واماندگی به ذهن متبادر می شودکه چندان پذیرفته نمی شود چرا که باعث ایستادگی وعقب ماندگی می شود. این است که عده ای به اشتباه تصور می کنند که علما و روحانیون در این عصر به عنوان افرادی تلقی می شوند که برای دفاع از خود و جایگاه اجتماعی اشان به شدت در برابر موج تجدد ایستادگی می کنند. اگر بتوان این پیشداوری را  که گاه آگاهانه یا نا آگاهانه سراغمان می آید  از ذهن دور کنیم بدون شک بهتر می توان واقعیت های آن زمان را درک کرد.

,

واقعیت آن است که پذیرفتن یا نپذیرفتن هر یک از دو جریان سنتی و مدرنیته و دفاع یا رد کامل هر دو گروه درست نیست و نکته مهم آن است که نقاط مثبت و منفی هر دو جریان  راباید به درستی تمییز داد.

,

از سوی دیگر عده ای معتقدند اگر علما در مقابل جریان غربگرا ایستادگی می کردند و سخن از وابستگی و غربی شدن می زدند اما الگویی مناسب و جایگزین نداشتند این یک ضعف اساسی برای آن ها به شمار می رفت شاید عده ای مردم دنبال ارائه الگویی مناسب بودند اما چیزی ندیدند برای ارزیابی این اظهار نظر می بایست موارد گوناگونی را در نظر گرفت.

,

حال به فرض این پیشداوری غلط که علما مانع حرکت رو به جلو بودند( تجدد و نو گرایی) آیا غربگرایان و منورالفکران دموکراسی طلب که ادعای نوگرایی داشتند واقعا طرح و برنامه ای از خود ساخته داشتند؟ آیا می توانستند مستقلانه و متناسب با فرهنگ ایرانی و بدور از تقلید و وابستگی جامعه را به سمت تحول حرکت دهند؟  واقعیت آن است که هر آنچه این گروه  ارائه می دادند بیشتر اقتباسی از غرب بود. به عبارتی ساده ترکار این گروه تنها ترجمه الگوهای سیاسی غربی بود که هیچ ابداع یا ابتکاری در آن دیده نمی شد همان الگو و همان برنامه. در حالی که عالمان مشروطه خواه و مشروعه خواه بر اساس آموزه های دینی و همچنین تکلیف و مسئولیتی که بر دوش خود احساس می کردند به هیچ وجه در صدد الگو برداری از غرب نبودند  برای همین بوده است که کار روشنفکران غربگرا سهل و علما سخت بود  با این حال علما  گام های بزرگی در این زمینه برداشتند.

,

البته این را نیز نباید از نظر دور داشت که بین خود همین علما نیر با توجه به حساسیت و مصلحت اندیشی ها اختلاف نظر هایی دیده می شد اما در کل ملاک و معیار اصلی برای آن ها اسلام بوده است و اختلاف آن ناشی از تفسیر و تحلیل بود نه ملاک.

,

علمای اسلامی می بایست بین سه مقوله “اسلام”، “حکومت استبدادی موجود” و” مشروطیت “یک نقطه تعادلی پیدا می کردند و یک حد مقدوری را ایجاد می کردند و از آن محافظت می کردند. این عالمان اساسا به دنبال مشروطیتی با ماهیت غربی نبودند و روحانیون در جایگاه قشری که در کلیت خود ( بدور از اسثناها) مدافع توده های مردم بودند که از حکومت های ظالم،ستم می دیدند و نکته مهم این که علما و روحانیون از آن چه در پی کسب و استقرارش بودند اگاهی داشتند و اتفاقا همین امر باعث گردید جریان نو گرا و غربگرا با روش ها و ترفندها حتی غیر مشروع و غیر متعارف راه خود را پیش ببرند اقدامی که باعث گردید یک استبداد جدیدی شکل بگیرد.

,

چه ایرادی به روحانیون وارد است؟

,

دفاع از علما و روحانیون به معنای نادیده انگاشتن نقص های موجود در نحوه عملکرد علما و روحانیون از هر دو طیف  نیست

,

۱- مهترین اشکال و ایراد وارد بر آن ها “نبود حفظ وحدت نظر و رویه در میان آن ها در طول مسیر” بود تا جایی که در برهه ای از زمان کاملا رو دروی یکدیگر قرار گرفتند. برای مثال در ابتدای مشروطه، آخوند خراسانی با شیخ فضل الله نوری پیوند و ارتباط وثیقی دارد و حتی ورود آخوند به جنبش ضدّ استبدادی مـنـتـهـی به مشروطیت (که از آن با عنوان نهضت «عدالتخانه» یاد می‌شود)، و حمایت بعدیش از مجلس شورای ملی، به اعتبار حمایت شیخ نوری از جنبش عدالتخواهی و حضور او در اوایل امر در مجلس شورا صورت می‌گیرد و اسناد و مدارک موجود  بر این حقیقت مُهر تأیید می‌زند. اما بعدها می‌بینیم که میان آن دو فقیهِ دادخواه و ضدّ استبداد اختلاف ایجاد می شود.

,

آحوند خراسانی: دوری آخوند از متن ماجراهای بحران زای داخل کشور، خصوصاً تهران و مجلس شورا، و تأثیر سوء تبلیغات عناصر تندرو و سکولار(به رهبری امثال تقی زاده) بر ضدّ شیخ فضل الله و همفکران وی روی آخوند در مشروطه اول، و متقابلاً آشنایی کامل و از نزدیک شیخ فضل‌الله با اوضاع داخل کشور و اطلاع مستقیم وی از دسایس و تحرکات ضدّ اسلامی تیپ تقی زاده در درون و بیرون مجلس شورا است از عمده ترین دلایل اختلاف این دو بود.

,

۲-بی توجهی علما به دست های اختلاف افکنی بود که با نیروهای غربگرا مدیریت می شد.

,

۳-همچنین علمای مشروطه طلب توجه کافی و لازم را به طیف نیروهای غرب گرای مشروطه خواه نداشتند. حتی تا جایی که هشدارهای شیخ فضل الله نوری نادیده انگاشته شد. به عبارتی همین علما تنها به غایت کار که همان استقرار مشروطه و نفی استبداد بود فکر می کردند و به مسیر، ابزار و شیوه های رسیدن به آن غایت چندان توجهی نمی کردند تا جبهه ای متحد و متشکل تشکیل دهند و مانع از سر خوردگی شوند.

,

cccc

, cccc, cccc,

فضل الله نوری با همه هشدارهایی که می داد مانع از اختلاف افکنی نشد و در نهایت نیز اعدام گردید.

,

بنابراین جای شک نیست که اگر روحانیون در ابتدای کار متحد الفکر و نظر بودند  حتی توانستند به نتایج خوبی برسند اما در ادامه به علت فقدان توجه کافی به ضروریات و مقتضیات چنین حرکتی نتوانستند جایگاه خود را حفظ کنند که همین امر باعث گردید عده ای غربگرا سو استفاده نموده و سکاندار این جریان شوند.

,

جمع بندی:
اگر نهضت مشروطه نتوانست به هدف خود برسد دلایلی گوناگونی داشت. در این نوشتار بررسی آسیب ها از منظر نگاه به اقشار و طبقات اجتماعی آن دوران ( نوگراها و سنت گراها ) مورد بررسی قرار گرفت. از یکطرف نوگرایان و مدعیان دموکراسی طرح و برنامه خود ساخته و متکی به فکر و اندیشه خود نداشتند از طرفی علما با این که به رسالت خویش واقف بودند و با ملاک اسلام در صدد نفی استبداد و استعمار بودند اما در ادامه با اختلاف نظرهایی که پیدا کردند باعث شدند نوگراین غربی فرصت طلب با هدایت افکار رخنه کرده و سکاندار این جریان شوند و در نتیجه آن را به انحراف بکشانند.

,
,

محسن منصوری

,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه