یادداشت اختصاصی تهران نیوز؛
دونالد ترامپ یا هیلاری کلینتون؛ نشانه شناسی تهدید ها و فرصت های پیش روی ایران
آنچه ۸ نوامبر ۲۰۱۶ گزیده ی مردم ایالات متحده ی آمریکا را برای جهانیان نمایان می کند، اهمیت آن در فضای سیاست بین المللی پسا برجامی بیشتر برای جمهوری اسلامی ایران قابل توجه است تا سایر کنشگران و بازیگران منطقه ای و فرامنطقه ای. دونالد ترامپ نامزد بی پرده و گریز نا پذیر حزب جمهوری خواه ایالات متحده آمریکا که با هیجانات خود اکسپرسیونیستی خویش، اهل عالم را مبهوت کردار تنش زای خود کرده است در مقابل هیلاری کلینتون نامزد حزب دموکرات که سابقه ی زن اول و وزیر امور خارجه را در کارنامه خود دارد، کارزار انتخابات این کشور را گرم کرده اند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از تهران نیوز ،حال در این شرایط این سوال برای بسیاری از فعالین سیاسی کشورمان جمهوری اسلامی ایران پیش آمده است که انتخاب هر یک از این دو نامزد انتخاباتی چه فضایی را برای سیاست بین الملل، خصوصا در ارتباط با روابط و سیاست خارجی ایران در پی خواهد داشت؟ در این ارتباط لازم است قضیه مذکور را بدون تک نگری و یک جانبه گرایی و با تکیه بر بررسی های همه جانبه مورد بررسی قرار دهیم، به این ترتیب که سطوح تحلیل را به خرد، میانه و کلان تقسیم کنیم و از هر سه زاویه بحث را کنکاش کنیم.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, تهران نیوز,سطح خرد را شخصیت هر کدام از نامزد های انتخاباتی قرار می دهیم که تاثیر بسیار مستقیمی در اتخاذ تصمیمات حیاتی از سوی این افراد دارد، سطح میانه را کنشگری هر کدام از احزاب به انضمام اهدافشان در نظر می گیریم به صورتی که احزاب دموکرات و جمهوری خواه هر کدام در مانیفست و اساس نامه حزبی خود چه چیزی را دنبال می کنند و کدامین اصول و اهداف را در مسیر بازیگری سیاسی خود تعریف کرده اند. و اما در نهایت و در سطح کلان این دیدگاه مورد مداقه قرار می گیرد که ایالات متحده آمریکا در سیاست خارجی بلند مدت خود سیر منافع این کشور را چگونه ارزیابی می کند و از کدام ابزارها برای رسیدن به این منافع استفاده می کند. ابتدا سطح تحلیل اول یعنی سطح تحلیل خرد مورد بررسی قرار می گیرد و شخصیت هر کدام از این دو نامزد انتخاباتی نشانه شناسی می گردد و تاثیر آن بر سیاست خارجی این کشور در مقابل جمهوری اسلامی ایران به رشته تحریر در آورده می شود.
,به لحاظ تیپ شخصیتی(character type) دونالد ترامپ نامزد جهموری خواهان دچار هیجانات بسیار شدید اکسپرسیونیستی است ، بدین صورت که از زمان اعلام کاندیداتوری تا لحظه ی اکنون فضای سیاست آمریکا و همچنین سیاست بین الملل دچار بهت زدگی متاثر و ناشی از هیجانات غیر طبیعی و تنش زای این گزینه ریاست جمهوری شده است. اینجانب این رویکرد اتخاذ شده از سوی دونالد ترامپ در قالب خود اکسپرسیونیستی تبیین می کنم، خود اکسپرسیونیستی که هیجانات شدید به او اجازه کنشگری هدفمند و ساختار گرا را نمی دهد و او را به یک بازیگر خود مرجع تبدیل کرده است که عرف سیاسی، قانونی و نهادی برای ایشان اهمیت چندانی ندارد و خود را بازیگر یکه تاز و تک رو می داند. این تیپ شخصیتی قطعا سیاست خارجی چالشی را در پی خواهد داشت و سیاست خارجی چالشی به هیچ عنوان به نفع منافع ملی جمهوری اسلامی ایران و مصالح اسلامی ام القرای جهان اسلام نخواهد بود.
,روی دیگر سکه انتخابات ریاست جمهوری این دوره ایالات متحده آمریکا هیلاری کلینتون می باشد که در این قسمت(یعنی سطح تحلیل خرد) به بررسی شخصیت این نامزد پرداخته می شود. هیلاری کلینتون در ادوار گذشته سیاست داخلی و سیاست خارجی آمریکا ثابت کرده است که خود را مقید به قید های قانونی، عرفی، سیاسی و نهادی این کشور می داند و رفتار های هیجانی را مرجع تصمیمات خود نمی داند و به خرد جمعی احترام می گذارد، این احترام نسبی هیلاری به حقوق بین الملل و قواعد نظم جهانی که بر پایه رویه ی قضایی و سیاسی در نظر گرفته می شود، ایشان را در سطح خرد نسبت به ترامپ ارجح تر قرار می دهد. باری، این به نظر طبیعی جلوه داده می شود که فضای پسا برجام برای کشورمان شخصی را اولی و نسبتا قابل قبول در نظر می گیرد که تا حدودی مقید به پیمان ها و قرار داد های بین المللی باشد نه شخصی که شخصیت خود مرجع اش هیچ قیدی را بر نمی تابد.
,در سطح میانه احزاب دموکرات و جمهوری خواه با مانیفست ها و اساسنامه های حزبی خود تابلوی شفافی برای نقشه استراتژیک نامزد هایشان هستند، بدین ترتیب که حزب دموکرات با اصول تمرکزدایی از قدرت و سیاست، مدافع دیالوگ محوری در سیاست خارجی و سایر اصل های نهادگرا در سطح میانه انتخاب به نسبت خوشایند تری برای جمهوری اسلامی ایران خواهد بود تا حزب جمهوری خواه که دیالوگ گریزی(اتکا به مونولوگ)، روحیه میلیتاریسته(نظامی گری) و عدم انعطاف پذیری را سر لوحه کردارهایش قرار داده است. لذا در سطح میانه نیز مشاهده شد که انتخاب گزینه دموکرات ها از سوی مردم ایالات متحده آمریکا(در مقابل گزینه جمهوری خواهان) نیز نسبتا به نفع ایران خواهد شد. و اما نهایت امر، سطح کلان سیاست(داخلی و خارجی) آمریکا با استراتژی های راهبردی که از سوی هزاران اندیشکده(Think tank) ارائه می گردد نیز به عنوان آخرین سطح تحلیل در جهت اثبات فرضیه یادداشت این امر را نمایان می سازد که سیاست های کلی طرد ایران توسط دموکرات ها به سیاست «پذیرش ایران» مبدل گردیده است.
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه