ما هنوز هم چوب یک غفلت را میخوریم؛
ساحران و دعانویسان به خانهها بازگشتند!
در سایهی به فراموشی سپردن موضوع مبارزه با رمالی و آگاهسازی قشر جوان از اقدامات و حیلههای دعانویسان برای اخاذی، تعداد ساحران افزایش یافته و اگر دیر بجنبیم بار دیگر این دسته از افراد در شهر جولان خواهند داد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از آناج، اصولا انسانها راحتطلبی را دوست دارند و در سختیهای زندگی نیز به دنبال راهکارهایی خارقالعاده هستند تا خیلی زود از بند مشکلات رهایی یابند و بدون اینکی کوچکترین صعوبتی را تحمل کنند به سعادت برسند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آناج,تا چند سال پیش عدهای رمالها و جادوگران را حلالگر مشکلات میدانستند و به خاطر همین اشتیاق مردم نیز به مرور زمان بر تعداد آنها افزوده میشد و بین شهروندان شایع میگشت در فلان محله رمالی وجود دارد که بخت را باز میکند و یا گره از مشکلات خانوادگی و اقتصادی میگشاید.
ساحران و فالبینها ترفندهای خاص خود را داشتند و برای جلب اعتماد مراجعین نیز بعضاً دست به شعبده بازیهایی میزدند که تبحر عالی میطلبید اما هرچه که بود آنان به خوبی راهِ پولدار شدن را پیدا کرده و درآمد میلیونی از این طریق به جیب میزدند؛ مواد اولیه لازم برای آنها نیز زیاد هزینهبردار نبود و با چند عدد استخوان، کاسهی آب، گوی دایرهای و کاغذ خط خطی کارشان را پیش میبردند.
آن زمان عدهی زیادی در تور این کفبینها و دعانویسها افتادند و زندگیهای زیادی نیز به خاطر راهکارهای مضحک آنان و افشاء اسرار از هم پاشید تا اینکه مسئولین فرهنگی و اجتماعی به این نیاز پی بردند که با افزایش سطح آگاهی مردم از طریق ساخت مستندهایی مانند شوک میتوان تا حدی از ضریب این آسیبها و مشتریان به صف کشیده ساحران کاست.
انصافا هم شفافسازی پشت پرده رمالی با یک همت عمومی کارساز بود و نیروی انتظامی نیز در پی آن وارد عمل گشته و به صورت ضربتی تعداد زیادی از حیلهگران را دستگیر و تحویل مقامات قضایی داد؛ اما حال از آن اتفاقات پنج سالی میگذرد و به علت غفلت دوباره از موضوع بر تعداد رمالها افزوده شده و انسانهایی که از ماهیت عمل آنان آگاهی ندارند تبدیل به منبع مالی شدهاند.
در بین مسئولین ما یک واقعیت انکارناپذیر وجود دارد که همواره منشأ ورود ضربه به جامعه بوده است، دست اندرکاران فرهنگی و اجتماعی چوب را برای جلوگیری از آتش گرفتن آن تر میکنند اما نمیگویند که این چوب بعد از مدتی خشک شده و احتمال آتش گرفتن آن محتمل خواهد بود؛ در واقع متولیان ما در ابتدای کار خیلی خوب بساط ساحران را برچیدند و به اقشار مختلف نیز از طریق رسانه آگاهی دادند اما از آنجایی که این روند ادامه نیافت دوباره شاهد تکرار سالها قبل شدیم.
برای مثال آن رمالی که قبلا دستگیر، مغازهاش پلمپ! و چند سالی را در زندان گذرانده است با آزادی از حبس بار دیگر در مکانی مناسبتر از قبل به جادوگری و دعانویسی ادامه میدهد و همچنان مشتریهای جوانی دارد که 5 سال قبل هشدارهای رسانهها را نشنیدهاند و مستندی به نام شوک را نیز ندیدهاند.
جامعه امروز ما شوکی دیگر میخواهد تا مسئولین از نو، موضوع مبارزه با رمالان حیلهگر را در دستور کار خود قرار داده و اجازه ندهند در این اوضاع نابسامان اقتصادی عدهای با سوءاستفاده از عواطف و احساسات مردم به نان و آبی برسند.
تا چند سال پیش عدهای رمالها و جادوگران را حلالگر مشکلات میدانستند و به خاطر همین اشتیاق مردم نیز به مرور زمان بر تعداد آنها افزوده میشد و بین شهروندان شایع میگشت در فلان محله رمالی وجود دارد که بخت را باز میکند و یا گره از مشکلات خانوادگی و اقتصادی میگشاید.
,ساحران و فالبینها ترفندهای خاص خود را داشتند و برای جلب اعتماد مراجعین نیز بعضاً دست به شعبده بازیهایی میزدند که تبحر عالی میطلبید اما هرچه که بود آنان به خوبی راهِ پولدار شدن را پیدا کرده و درآمد میلیونی از این طریق به جیب میزدند؛ مواد اولیه لازم برای آنها نیز زیاد هزینهبردار نبود و با چند عدد استخوان، کاسهی آب، گوی دایرهای و کاغذ خط خطی کارشان را پیش میبردند.
,آن زمان عدهی زیادی در تور این کفبینها و دعانویسها افتادند و زندگیهای زیادی نیز به خاطر راهکارهای مضحک آنان و افشاء اسرار از هم پاشید تا اینکه مسئولین فرهنگی و اجتماعی به این نیاز پی بردند که با افزایش سطح آگاهی مردم از طریق ساخت مستندهایی مانند شوک میتوان تا حدی از ضریب این آسیبها و مشتریان به صف کشیده ساحران کاست.
,انصافا هم شفافسازی پشت پرده رمالی با یک همت عمومی کارساز بود و نیروی انتظامی نیز در پی آن وارد عمل گشته و به صورت ضربتی تعداد زیادی از حیلهگران را دستگیر و تحویل مقامات قضایی داد؛ اما حال از آن اتفاقات پنج سالی میگذرد و به علت غفلت دوباره از موضوع بر تعداد رمالها افزوده شده و انسانهایی که از ماهیت عمل آنان آگاهی ندارند تبدیل به منبع مالی شدهاند.
,در بین مسئولین ما یک واقعیت انکارناپذیر وجود دارد که همواره منشأ ورود ضربه به جامعه بوده است، دست اندرکاران فرهنگی و اجتماعی چوب را برای جلوگیری از آتش گرفتن آن تر میکنند اما نمیگویند که این چوب بعد از مدتی خشک شده و احتمال آتش گرفتن آن محتمل خواهد بود؛ در واقع متولیان ما در ابتدای کار خیلی خوب بساط ساحران را برچیدند و به اقشار مختلف نیز از طریق رسانه آگاهی دادند اما از آنجایی که این روند ادامه نیافت دوباره شاهد تکرار سالها قبل شدیم.
,برای مثال آن رمالی که قبلا دستگیر، مغازهاش پلمپ! و چند سالی را در زندان گذرانده است با آزادی از حبس بار دیگر در مکانی مناسبتر از قبل به جادوگری و دعانویسی ادامه میدهد و همچنان مشتریهای جوانی دارد که 5 سال قبل هشدارهای رسانهها را نشنیدهاند و مستندی به نام شوک را نیز ندیدهاند.
,جامعه امروز ما شوکی دیگر میخواهد تا مسئولین از نو، موضوع مبارزه با رمالان حیلهگر را در دستور کار خود قرار داده و اجازه ندهند در این اوضاع نابسامان اقتصادی عدهای با سوءاستفاده از عواطف و احساسات مردم به نان و آبی برسند.
,]
ارسال دیدگاه