شهید تخریبچی که مزارش دارالشفاست
شهید غلامرضا مصطفوی در ۲۳ دیماه سال ۶۵ در حالی که با هشت نفر از همرزمان خود مشغول خنثیسازی مین بود به همراه پنج نفر دیگر از تخریبچیها به دیدار معبودشان نائل شدند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از ۷۲عارف افراد بسیاری با واسطه قرار دادن غلامرضا ، حاجات خود را از درگاه خداوند متعال گرفتهاند و همین سبب شده است که مزار این شهید، امروز زیارتگاه و دارالشفای بسیاری از هموطنان قرار بگیرد. میگویند مردان خدا زندگی و مرگ سرافراز را برمیگزینند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, ۷۲عارف , ,
,
, شاید بارزترین ویژگیهایی که شهدای ما را ترسیم میکند، مذهبی بودن خود و خانوادهایشان است. در این بین، تخریبچیها حال و هوای خاصی داشتند. شنیدهام که تخریبچیها بسیار آرام و صبور بودند. کم حرف میزدنند و بیشتر به دنبال پیدا کردن مینهایی بودند که رزمندگان اسلام را هدف گرفته بودند.
,شهید غلامرضا مصطفوی، تخریبچی بود. وی متولد آذرماه سال ۱۳۴۸ در روستای تیتوئیه از توابع شهرستان زرند بود. غلامرضا دوران طفولیت و کودکی خود را در دامان مادری مؤمنه و پدری زحمتکش گذراند.
,غلامرضا مصطفوی، تخریبچی بود
,وی دوران ابتدایی خود را در روستایی آرام سپری کرد، اما به علت برخی مشکلات مجبور به ترک تحصیل شد و به کمک پدرش تا سن ۱۸ سالگی به دامپروری و کشاورزی مشغول بود و سپس همراه برادر بزرگ خود به شغل معماری پرداختند.
,وقتی به سن خدمت سربازی رسید، پس از اخذ دفترچه اعزام به مراکز آموزش ایرانشهر رفت که طی دوره رزمی مقدماتی و فراگیری فنون نظامی، آموزشهای لازم را آموخت و به گردان مهندسی لشکر ۸۸ زرهی سیستان و بلوچستان، پیوست.
,وی در تاریخ ۱۸ فروردینماه سال ۶۵، به جبهه اعزام شد. اول تیرماه همان سال به خانه آمد، ولی تاب نیاورد و بعد از یک هفته، دوباره به جبهه برگشت و این بار به منطقه عملیاتی سومار اعزام شد.
, ,
,
, وداع آخر
,غلامرضا هنگام خداحافظی با خانواده، به برادرش گفته بود این خداحافظی و وداع آخر من است، مطمئن هستم که این دفعه شهید میشوم، انگار که به او وحی رسیده بود.
,وی در زمینه باز کردن معابر دشمن برای تسهیل ورود رزمندگان اسلام به مواضع نیروهای عراقی، ایثارگرانه شبانهروز و با جان و دل فعالیت کرد و سرانجام در تاریخ ۲۳ دیماه سال ۶۵ در حالی که با هشت نفر از همرزمان خود مشغول خنثیسازی مین بود، ترکش خمپارههای بعثی، وی به همراه پنج نفر دیگر از تخریبچیها را به دیدار معبودشان نائل کرد.
,جسم پاکش پس از انتقال به شهرستان زرند با تعدادی دیگر از شهدا طی مراسمی تشییع و سپس به زادگاهش انتقال داده و به خاک سپرده شد. پدر و مادر این شهید به دلیل خشکسالی ترک مکان کردند و به روستایی به نزدیک زرند رفتند و شهید را در روستا تنها گذاشتند.
,کرامات شهیدغلامرضا مصطفوی
,حال که چندین سال از شهادت این شهید میگذرد، خیلیها از این شهید حاجت گرفتند. میگویند، زنی زنجانی که در حسرت فرزند بود، متوسل به شهید مصطفوی شد و خداوند به وی فرزندی عطا کرد و این امر زمینه را برای کمک خانواده این خانم زنجانی جهت بازسازی حرم مطهر شهید فراهم کرد.
,دختربچهای تومور مغزی داشت و دکترها به او گفته بودند که تومور روی یک رگ قرار گرفته و اگر عمل شود میمیرد، پدر و مادر این دختر از مادر شهید درخواست کردند که برای دخترشان دعا کند که او متوسل به شهید شد، بعد از چند وقت تومور این دختربچه جابجا شد و توانستند که آن را عمل کنند، که دکترها همه متحیر و شگفتزده شده بودند.
, ,
,
, مردی از روستایی که نزدیک قبر شهید است با فرزندش میگذشت که با موتور بودند، دیدند که سربازی سر جاده ایستاده است. او را بر روی موتور سوار کرده و نزدیک قبر شهید که رسید و عکس ایشان را که دید، گفت ببین این شهید چقدر شباهت به تو دارد که ناگهان دید که کسی پشت سرش نیست. فرزند آن مرد گفت «بابا آن سرباز از موتور پیاده شد و دو تا شکلات به من داد.»
,یکی از کارمندان میهمان در شهرستان کوهبنان میگفت خودم بارها شاهد بودم که نوری از قبر شهید به طرف آسمان بلند شده و محوطه را نورانی کرده و وقتی در کنار قبر شهید رفتم، بوی عطر عجیبی به مشام من رسیده است.
,لازم به ذکر است قبر این شهید امروز به زیارتگاه و دارالشفا مبدل شده، به گونهای که از سراسر کشور زائران و ارادتمندان، خود را به زادگاه و قبر منور وی میرسانند تا با واسطه قرار دادن شهید، حاجات خود را از درگاه احدیت طلب کنند.
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه