از خبرنگاری تا فرمانداری؛
خاطرات به یاد ماندنی فرماندار مهدیشهر از چاشنی های استرس زای خبرنگاری
همه ما حسن ارگی را در کسوت فرماندار شهرستان مهدیشهر می شناسیم ولی شاید بد نباشد بدانیم که وی از همکاران خبرنگار و رسانه ای است و قریب به 18 سال سابقه در این عرصه را دارد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از خبرنگار نیزوا، امروز 17 مرداد روز خبرنگار است، روز تلاشگران خستگی ناپذیری که عشق آمیخته به خدمت به مردم در قلم های آنها پدیدار می شود.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, نیزوا,این روز بهانه ای است تا بیشتر از خبرنگاران بگوییم. یکی از این خبرنگاران حسن ارگی است، خبرنگار دهه های 70 و 80 که این روزها او را در کسوت فرماندار شهرستان مهدیشهر می شناسیم و هم اکنون نیز اگر فرصتی دست دهدعلاقمند به همکاری در عرصه رسانه ای است.
,به گفته ارگی، وی حدود 18 سال سابقه فعالیت رسانه ای و خبرنگاری دارد و با روزنامه هایی همچون خراسان، همشهری، آرمان، شرق، اعتماد، ایران، روزنامه های محلی، نشریات دانشجویی، خبرگزاری ایرنا، تابناک و رسانه ها و نشریات دیگر همکاری داشته است.
,قطعا بازگویی خاطرات فرماندار مهدیشهر از دوران فعالیت خبرنگاری و رسانه ای اش می تواند برای خوانندگان جذاب باشد که در ادامه به ذکر دو خاطره از این خبرنگاری که در عرصه ها و مشاغل مختلف کشوری مسئولیت داشته و حالا تصدی فرمانداری مهدیشهر را بر عهده دارد می پردازیم.
,اولین خاطره ای که ارگی در گفتگو با خبرنگار نیزوا بیان کرد خاطره ای از استرس کاری در خبرنگاری بود که در عین حال جذابیت های خاص خودش را داشت.
, نیزوا ,ارگی تعریف کرد: اوایل کار خبری ام سال 77 یا 78 بود که وزیر نیروی وقت به شهرستان شیروان در خراسان شمالی آمده بود. بنده آن موقع علاوه بر اینکه کار خبرنگاری می کردم کارمند فرمانداری هم بودم . از دفتر وزیر اطلاع داده بودند که بازدید وزیر به صورت سرزده است و خیلی نمی خواهند رسانه ای شود و فرمانداری هم گفته بودند که هیچ خبرنگاری نیاید.
,طی بازدید وزیر که انتظار داشت تعداد زیادی عکاس و خبرنگار آنجا باشند، ناخودآگاه گفت این همه راه آمدیم چرا خبرنگاران نیستند که روند اجرای پروژه سد سازی را منعکس کنیم و مردم از آخرین وضعیت آن مطلع شوند. بنده که تنها خبرنگار حاضر در آنجا بودیم به وزیر معرفی شدم در مقابل کار انجام شده قرار گرفتم و با توجه به اینکه اوایل کار خبرنگاری ام بود آنچنان تسلط مصاحبه نداشتم از اینکه می خواستم مصاحبه کنم استرس زیاد داشتم و دستم می لرزید، امکانات امروز مثل ضبط صدا هم نبود و باید حتما صحبت ها را می نوشتیم. درعین حالی که وزیر داشت صحبت می کرد و بنده داشتم می نوشتم، دستم می لرزید و هم به آن حد نمی توانستم تند نویسی داشته باشم وزیر که متوجه شده بود گفت آقای خبرنگار شما خودتان می توانید بخوانید که چه نوشته اید نگاه کردم دیدم بله اصلا مشخص نیست چه نوشته ام. شب هم که می خواستم متنی که نوشته بودم را کار کنم دیدم راحت نمی توانم بخوانم ولی شماره ای از دفتر وزیر داده بودند که اشکالات را سوال کردم و به هر صورتی بود خبر را جمع و جور کردم و به رسانه ها دادم و استفاده کردند.
,دومین خاطره ارگی فرماندار مهدیشهر از دوران خبرنگاری اش، در خصوص گزارشی بود که منجر به سرانجام رسیدن پروژه ای شده بود.
,یکی از خبرهایی که برایم بسیار جذابیت داشت این بود که پروژه ای در شهرستان شیروان بود که خیلی با تاخیر انجام می شد و اعتبارات آن به سختی می آمد.
,بنده از خبرنگارهایی بودم که سعی می کردم هم مردمی باشم و هم در تقابل با برنامه های دولت نباشم. فرماندار شهرستان هم بسیارعلاقمند بود پروژه هم یک حرکتی کند و هم یک بازتابی داشته باشد. با نظر خواهی از فرماندار در خصوص این پروژه وی خواستار این بودند که مصاحبه ای با وی و گزارشی در خصوص این پروژه تهیه نمایم.
,ما رفتیم از پروژه عکس گرفتیم و چون پیمانکار ابتکاری به خرج داده بود و سیمانی که زده بودند روی آن گل زده بود که نم نم آب پس دهد و سیمان در گرما زود نترکد و چون بنده تجربه امروز را نداشتیم دیدم روی آن گل زدند و عکس گرفتیم و کارم را مستند کردم چون این اصلا امکان پذیر نبود که یک پل بتنی فلزی را گل بزنند بعد از اینکه مصاحبه اش را هم گرفتم گزارش آن را اینگونه تیتر زدیم که پیمانکار در شیروان به جای سیمان از گل استفاده کرد. به گونه ای شد که سازمان مدیریت و برنامه ریزی وقت این گزارش ما را دید و از تهران برای بازدید پروژه آمدند و همین بازدید سبب شد که اعتبار این پروژه یکجا گرفته شود و با توجه به آن که پروژه این همه تاخیر داشت به نسبت سریع کارش پیش رفت. وقتی تاثیر این کار را دیدم این برای بنده بسیار ارزشمند بود و خوشحال شدم که توانستم به تکمیل پروژه ای که سالها عقب افتاده بود کمک کنم.
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه