نشست صمیمی با خبرنگاران تبریز؛
بنیحسینیان: تلخترین خاطرهام بُریدن سرِ تراکتور بود!/ درخشان: ما را به بیمه خبرنگاری امیدی نیست
در نشستی که در آناج به مناسبت روز خبرنگار برگزار شد، فعالان حوزه رسانه از دغدغهها و آرزوهایشان گفتند و سختیهایشان طی جملاتی به تصویر کشیدند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛به نقل از آناج، اهالی رسانه چشمهای بیدار جامعهاند و همواره مطالبات مردم را به گوش مسئولین میرسانند تا در توسعه کشور و باز شدن گرههایی نقش ایفا کرده باشند. خبرنگاری شغلی خطیر است که در کنار شب بیداریها و تحمل مشقتها، شیرینیهایی نیز دارد که فرد را مجاب میکند با تحمل نامهربانیها همچنان در این عرصه بماند و برای مردم قلم بزند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آناج,در بخش دوم نشست آناج با خبرنگاران تبریزی به تلخوشیرینترین خاطرههای اهالی رسانه، جذابیتهای کار خبری و تیتری که خبرنگاران آرزوی درج آن را دارند، پرداخته شد.
در این نشست خبرنگاران نام آشنایی همچون سیدهادی شاطرموسوی از هفته نامه سهند، فاطمه درخشان از خبرگزاری بسیج، پریسا حق پرست از پایگاه خبری ائل خبر، مسعود ابراهیمی راد از باشگاه خبرنگاران و عباس بنی حسینیان از شهریارنیوز، حضور یافتند و برنامه با مجریگری رویا سلمانی(سردبیر آناج) و مجید قنبرزاده(دبیر تحریریه آناج) برگزار شد.
قنبرزاده: موضوع بیمه خبرنگاری طی سالهای گذشته به کرات در روز خبرنگار از سوی مسئولین مطرح شده اما به نتیجهای نرسیده است، آیا امیدی به تحقق آن دارید و اکنون از طریقی دیگر تحت پوشش بیمه قرار گرفتهاید؟
سوال تلخ یک عکاس خبری: مگر خبرنگاران را همه بیمه میکنند؟
درخشان: من که دیگر امیدی ندارم و فکر هم نمیکنم روزی این بیمه خبرنگاری شامل ما شود؛ اکثریت مدیرمسئولان نیز خبرنگار را بیمه نمیکنند.

"فاطمه درخشان"
حق پرست: بنده نیز بیمه خبرنگاری ندارم و در سال جاری از سوی مجموعهای که در آن کار میکنم، بیمه شدم؛ کار خبری حقوق، بیمه و ثبات لازم را ندارد و از آنجایی هم که اصحاب رسانه امنیت شغلی ندارند معلوم نیست فردا خبرنگار هستند یا خیر.
در رابطه با بیمه خبرنگاری اظهارات متناقضی از سوی مسئولین به گوش میرسد، یکی میگوید چنین بیمهای اصلا قرار نیست برقرار گردد و یکی دیگر نیز مدعی تحقق آن میشود.
بنیحسینیان: اصلا بیمه خبرنگاری چیست؟ مگر ما را هم بیمه میکنند؟ در جریانش نیستم!
مشکلات بیمه خبرنگاری چیست؟/ مدیرمسئول رسانه باید پرسنل خود را بیمه کند
موسوی: دولت قبل از طریق ایجاد سامانهای ارائه کارت خبرنگاری و شناسایی اهالی رسانه را هدفمند کرد و بنده جزو سه نفر اول استان بودم که توانستم بعد از طی هفت خوان رستم کارت دریافت کنم، این دولت آمد آن را به کلی برچید و دوباره قرار شد مدارک خبرنگاران جهت بررسی اخذ شود تا به صندوق حمایت از هنرمندان معرفی شوند.
در شرایط فعلی نیز دولت یازدهم چارچوبی را تعیین کرده که بر اساس آن خبرنگاران خود حق بیمهشان را واریز مینمایند و دولت بعدا آن را به صورت فصلی پرداخت میکند؛ برای آن هم شرایط خاصی را گماردهاند و هفته نامه باید حداقل 8 نفر پرسنل داشته باشد؛ در این میان ما هفتهنامههایی را داریم که طبق شنیدهها، یک نفر خبرنگار دارند و تمام مسایل سیاسی، ورزشی، فرهنگی و اجتماعی را هم آن یک نفر پوشش میدهد اما زمانیکه ما به لیست فرهنگ و ارشاد مراجعه میکنیم، میبینیم فلان هفتهنامه یا روزنامه چندین خبرنگار معرفی نموده مبالغ هنگفتی را به عنوان حق بیمه دریافت کرده است لذا وقتی حمایتها به صورت صحیحی شکل نمیگیرد، بیمهها نیز فرازونشیبی را طی میکند.
در حال حاضر مسئولین نشریه نیز به من میگویند حق بیمهات را خودت پرداخت کن تا ادامه بیمه دهیم اما باتوجه به شرایط نابسامان بیمه خبرنگاری، بنده تبدیل وضعیت نمودهام و بیمهام از جایِ دیگری پرداخت میشود.

"سیدهادی شاطرموسوی"
اصولا همانطور که بیمارستانها و شهرداریها پرسنل خود را بیمه میکنند، نشریات نیز باید خود خبرنگارانشان را بیمه نمایند و دولتی هم که قصد حمایت از آنها را دارد، بعد از شناسایی خبرنگاران و بررسی سوابق و آثار آنها میتواند از خبرنگار یک ضمانت یک نشریه را بخواهد و برای همیشه وی را تحت پوشش خود قرار دهد چراکه خبرنگاران از رسانهای به مجموعهای خبری دیگر منتقل میشوند. در پاسخ کلی به سوال آقای قنبرزاده هم باید بگویم بنده نیز امیدی به این بیمه پردرسر ندارم.
سلمانی: جوانان زمانی که اسم خبرنگار را میشنوند به ذوق میآیند و اکثریت آنان نیز به این حرفه علاقه دارند اما عموم مردم از حقوق حداقلی آن مطلع نیستند و رسانههایی را داریم که در پرداختها قانون کار را نیز رعایت نمیکنند، حقوق شما چقدر است و آیا کفاف هزینههایتان را میدهد؟
در گرما و سرما بیرونیم/ در تبریز حقوق ماهیانه عکاس 600 هزار تومان هم نمیشود
حق پرست: کار فرهنگی در هر عرصهای که باشد پولی ندارد و اوضاع مالی اکثریت فعالان فرهنگی خوشایند نیست، بنده نیز چون در کنار خبرنگاری، طراحی نیز میکنم از این طریق پولی را به دست میاورم تا زیاد با مشکل مواجه نشوم، اگر آدمی صبح تا شب خود را بکشد چند عدد خبر درج خواهد کرد و چه تعداد از آنها به تائید خواهد رسید؟ در کودتای ترکیه شب را نخوابیدم و تا صبح ساعت 6 خبر زدم؛ خبرنگاران ساعت کاری مشخصی ندارند، در گرما و سرما بیرونیم.
بنیحسینیان: در تبریز برای یک گزارش تصویری حداکثر 25 هزار تومان پول میدهند، فرض کنید عکاس در عرض یک ماه روزانه یک مراسم را پوشش دهد، با تصور اینکه دبه در نیاورند تا پول ندهند و نگویند عکسهایت درجه یک نیست، برای هر گزارش تصویری به صورت معمول 20 هزار تومان حق الزحمه میدهند که در پایان ماه میشود 600 هزار تومان! آن هم اگر جمعهها و سایر روزهای تعطیل برنامهای باشد تا عکاس کار کند، ایاب و ذهاب و استهلاک وسیله را نیز حساب کنیم در پایان ماه 300 هزار تومان هم برای طرف نمیماند.
نمیدانم خبرنگار متاهل با حقوق ماهیانه 400 هزار تومان چگونه زندگی میکند؟
ابراهیمیراد: در این دو سالی که کار خبری انجام میدهم و با دوستان رسانهای آشنا شدهام، به صورت منطقی برای خودم نتوانستهام حلاجی کنم که خبرنگار متاهل دارای فرزند با حقوق 400-500هزارتومانی چگونه زندگی را سپری میکند، از خیلی خبرنگاران پرسیدهام و در واقع فضولی کردهام تا به این جواب برسم! در این جامعه پرورش یک نوزاد دومیلیونی هزینه میخواهد.
قنبرزاده: در بین صحبتهایتان به حقوق پایین، نبود بیمه، شببیداری و سختیهای خبرنگاری اشاره کردید و با این شرایط شاید عدهای بپرسند چرا ماندهاید و کار رسانهای را رها نمیکنید، آیا همه شما به خاطر علاقه خبرنگاری میکنید یا از روی بیکاری و ناچاری به این حرفه میپردازید؟
پول توجیبی که پدرم به من میدهد از حقوق خبرنگاری بیشتر است
حق پرست: از کودکی سه آرزو داشتم که تاکنون به دو مورد از آنها رسیدهام، یکی از همینها خبرنگاری بود و هنگام تعیین رشته نیز گرافیک را انتخاب و بعد از اتمام تحصیلات وارد عرصه خبری شدم، به نام طراح وارد آن مجموعه رسانهای شده بودم اما طراحی را کنار گذاشته و خبرنگاری میکردم؛ پس باید بگویم این علاقه است که من را در این حرفه نگه داشته است چراکه پول توجیبی که پدرم به من میدهد از حقوق خبرنگاریام بیشتر است.

پدرم خود خبرنگار بوده اما اکنون از من میپرسد با این حقوق چگونه دوام میآورم، البته از آنجایی که او نیز علاقه من را به کار خبری به عینه دیده است خود به موضوع پی برده و جواب خویش را دریافت نموده است.
درخشان: من نیز به خاطر علاقه ماندهام و بازتاب مشکلات مردم و رفع آنان است که مرا خشنود میکند، هنگامی که میبینم میتوانم به مردم آگاهی بخشم و آنان را از موضوعات مطلع سازم، به ادامه فعالیت در این عرصه راغب میشوم.
کدام آدم عاقی خبرنگار میشود؟
موسوی: کسی که با نوشتن عجین شده و خبرنگاری در ذات اوست علیرغم تمام فشارهای مالی کنار نمیکشد، حتی اگر در جایِ دیگری نیز شاغل شود دلش با خبر خواهد بود و حداقلترین کاری که میتواند انجام دهد ایجاد وبلاگ و نوشتن دغدغههایش در آن صفحه است.
با این اوصاف این علاقه است که خبرنگار را به ادامه فعالیت مجبور میسازد وگرنه کدام آدم عاقلی را میشود پیدا کرد که این همه سختی را تحمل نماید، برای مثال آهنفروش اجناس را میخرد و میگذارد یک گوشه تا سال بعد با افزایش قیمت بهرهاش را ببرد، ما کدام آهن و پسانداز را داریم؟
برای هر دقیقهای که خبرنگاری میکنم مورد مذمت قرار میگیرم
ابراهیمیراد: هر دقیقهای که در کار خبری هستم خانوادهام مرا مورد مذمت قرار میدهند، رشته خود من عمران است و حتی اگر به صورت غیر حرفهای کار دانشجویی انجام دهم ماهیانه یکونیم میلیون تومانی درآمد کسب میکنم ولی اینکه چرا خبرنگاری میکنم و ماهیانه بالای 200 هزار تومان هم درآمد ندارم، عشق و علاقهای است که به کار رسانهای دارم.
خبرنگار زبان گویای مردم است و این لیاقت نصیب هر کسی نمیشود، خبرنگار جوانی و زندگی خود را فدا میکند تا سپر بلا و نماینده یک جامعه شود؛ وقتی اصحاب رسانه نماینده یک روستاییّ که دستش به جایی نمیرسد، میشوند و مشکلات وی را منعکس میکنند گامهایی اساسی در راستای انسان دوستی بر میدارند. بنده امیدوارم یک روزی برسد که با حل مشکلات خبرنگاران شاهد پیشرفت کل جامعه باشیم.

"مسعود ابراهیمیراد"
از کودکی میخواستم کنار زمین فوتبال باشم و عکس بگیرم
بنیحسینیان: هنگامی که بچه بودم به فوتبال نگاه میکردم و آن زمان هنوز تراکتور به لیگ برتر صعود نکرده بود، هنگام تماشا کنار زمین عکاسانی را میدیدم که تعدادشان کم بود؛ همیشه در دلم میگفتم کاش من هم آنجا بودم و عکاسی میکردم، لذا از روی علاقه به اینکه کنار زمین فوتبال بایستم و از فوتبال عکس بگیرم وارد این حوزه شدم، بعدا هم شرایط به گونهای شد که شغل ثابتم عکاسی شد و به این حرفه ادامه دادم، البته در کنار عکاسی به کارهای گرافیکی نیز پرداخت میکنم.
جالب است بدانید، اکنون که هنگام کرنر زدن بازیکنان، آشنایان من را در قاب تلویزیون میبینند، میگویند برایم کارت خبری نگاری فراهم کن تا بیایم و در کنار زمین عکس بگیرم!
قنبرزاده: هر خبرنگاری در مخیله خود تیترهایی را خلق میکند که دوست دارد روزی آنها را درج نماید، شما آرزوی به تصویر کشیدن کدام تیتر را دارید که اکنون شرایط تحقق آن فراهم نیست و دوست دارید روزی عملی شود؟
آرزوی کار کردن خبر ظهور امام زمان(عج) را دارم/ سوریه، خالی از داعش!
ابراهیمیراد: از لحاظ معنوی امیدوارم روزی برسد که خبر ظهور امام زمان(عج) را بنویسم و از جهت کاری و ارق ملی نیز آرزو دارم تیتر بزنم: "ایران در جایگاه اول تولید ناخالص ملی" قرار گرفت.
موسوی: از لحاظ مذهبی بنده نیز همچون آقای ابراهیمیراد آرزوی تیتر کردن خبر ظهور ولیعصر را دارم اما از دیدِ کاری میخواهم روزی برسد که جامعه خالی از کودک کار و فقر باشد و خبر آن را کار کنم.
درخشان: من نیز فعالیت در حوزه مدافعان حرم را خیلی میپسندم و تیتر کردن "سوریه خالی از داعش" برایم زیباست.
سلمانی: از تلخترین و شیرینترین خاطرههایتان برایمان بگویید:
بیخبری یک خبرنگار از پدرومادری که در منا بودند
حق پرست: تلخترین خبری که زدم حادثه منا بود چون پدر و مادرم نیز آن زمان در مکه حضور داشتند و منِ خبرنگار از آنها بیخبر بودم؛ یادم میآید در برنامهای استاندار را همراهی میکردم که پدرم زنگ زد و گفت اینجا جریاناتی هست و نگران نباش؛ بعد از آن هم خبر تلخ منا را شنیدم و وقتی دوباره با خانوادهام تماس گرفتم آنها در دسترس نبودند؛ هر بار که تعداد کشتهها افزایش مییافت من نیز میمردم و زنده میشدم. رفتوآمد والدینم که 40 روز به طول انجامید بیشترین ضرر را متوجه من ساخت و بیخبری خیلی بد بود.
شیرینترین خاطرهام نیز به خبری که برای اولینبار درج کردم باز میگردد که تیتر آن، تیتر برتر سال ایران انتخاب شد؛ "در دست خاک به دست خاک" را هنگام درگذشت استاد قابچی در سال 88 تیتر کردم و تحسین آن مرا خیلی ذوقزده کرد.
آماده خوشحالی برای کسب قهرمانی بودم که سر تراکتور را بریدند/ عکاسی که معلم دبستان شد!
بنیحسینیان: تلخترین حادثه کاریام فوتبالی است. پارسال سَر تراکتور را در دیدار نهایی با نفت که میتوانست منجر به قهرمانی ما شود، بریدند و در عرض ده دقیقه به یکباره همه چیز تغییر یافت، داخل ورزشگاه اینترنت قطع شد و شبکه ارتباطی قطع گردید، نتیجه بازی را هم طور دیگری به ما رساندند و همه بازی را ول کرده و خود را آمادهی شادی میکردند.

"عباس بنیحسینیان"
همچنین به مراسمی رفته بودم که خیلی مهم بود و تنها عکاس من بودم، هنگامی دوربین را از کیف درآوردم دیدم مموری ندارد! پس پیشنهاد میکنم عکاسان همواره دو عدد مموری و باتری به همراه داشته باشند؛ این واقعه هم برای من شیرین بود و هم تلخ!
و اما شیرینترین خاطرهام؛ اسفند سال گذشته به من پیشنهاد عکاسی از مساجد و مدارس تازه ساخت در مناطق زلزلهزده را دادند، یک روز به یکی از روستاهای دورافتاده رفتیم و فرد حاضر در مدرسه به من گفت امروز مدیر نخواهد آمد، در چنین مدارسی نیز مدیر همان معلم است و یک نفر همه کارها را انجام میدهد، رفتم از کلاس عکس بگیرم که آن فرد به شوخی گفت: این معلم جدید شماست، بچهها نیز ذوق زده شده بودند و برای اینکه دلشان را نشکنم چند ساعتی را معلمی کردم!
در اولین خبرم، تصویرم چندین بار از تلویزیون پخش شد
ابراهیمیراد: اتفاق شیرین در اولین روز خبرنگاریام برایم رخ داد، بنده تازهکار بودم و سه برنامه را باید در یک روز پوشش میدادم، تشییع پیکر شهدای گمنام با حضور نماینده ولی فقیه یکی از آنها بود و تا ساعت 22:30 بنده خبرم را تمام کردم و همان روز در اخبار شبکه سهند پخش گردید.
البته باید بگویم آن زمان بنده حق تصویر نداشتم و چون تصویربردار از آن اطلاعی نداشت، من را نیز در کادر خود قرار داده بود، خبرهم خیلی مهم بود و در بخشهای مختلف خبری پخش شد و در اولین روز کاریام بدون حق تصویر، تصویرم از شبکه خبر پخش گردید و این برایم شیرین بود.
به درجهای از عرفان رسیدهایم که درد جماعت را هم میفروشیم تا رِپورتاژی شود!/ خاطرهای با احمدینژاد
موسوی: تلخترین خاطرهام به زلزله ارسباران باز میگردد، منطقهای که ذخایر زیادی دارد چه را باید خانههایی فرسوده میداشت تا زلزلهای هم بیاید و بیگناهان جان خود را از دست دهند، به این موضوع که چه کسی باید آن خانهها را مقاوم مینمود نمیخواهم ورود کنم چون مشخص است اما کار کردن خبرهای زلزله و تعداد کشتهها واقعا برایم سخت بود.
تلختر از خبرها هم، گزارشی بود که آخر سر توسط مدیرمسئول تبدیل به رپورتاژ شد و با معاملهای که او با یکی از ادارات انجام داد سه برابر مبلغ عادی آن را به فروش رساند و 18 میلیون ریال بابتش پول گرفت! واقعا مانده بودم که ما به درجهای از عرفان رسیدهایم که درد جماعت را هم تبدیل به رپورتاژ میکنیم.
شیرینترین خاطرهام منشوری است و به سفر احمدینژاد مربوط میشود، رئیس جمهور وقت در دوره اول به شهر ما سفر کرده بود و همه مثل ذرت بو داده میپریدند تا با وی عکس یادگاری بگیرند؛ بنده کم مانده بود به خاطر ازدحام جمعیت زمین بیافتم و آخر سر احمدی نژاد دستم را گرفت و با خنده عنوان کرد:"بیا عکست را بگیر"
قنبرزاده: خبرنگاران همواره برای مردم قلم زدهاند و اینبار هم از همکاران خود میخواهم جمله پایانیشان برای مردم باشد و دغدغههای امروز آنان را بگویند:
از دغدغههای اقتصادی تا فساد اداری!
حق پرست: مشکل مردم اقتصاد است و من مادری را میشناسم که سه فرزند دختر دارد که محصل نیز هستند، آن دختران پدری ندارند و اجارهنشین میباشند و تنها درآمد آنها از محل یارانه است. مشکل اقتصادی بیداد میکند و با هرکسی هم حرف میزنیم ابتدا از مسایل معیشتی میگوید.

درخشان: مردم از فساد اداری ناراضیاند، مسئولین قدری هم به دغدغههای مسئولین برسند؛ برخی از کارمندان در برخی جایگاهها خیلی بیانصافی کرده و از موقعیتشان سوءاستفاده میکنند. جامعه نیازمند نظارت همه جانبه بر سازمانهاست.
موسوی: قشر بزرگی از جامعه با مسئله جوانان روبروست و همه میگویند مشکلات آن کی حل خواهد شد، جوانها کار ندارند و تشریفات زائد موجب شده تا شرایط ازدواجشان فراهم نگردد. حتی آن وامهای ازدواج را نیز به موقع و کامل نمیدهند تا زندگیهای جدیدی تشکیل یابد.
قدیمها یک لشکر را به پسر 15 ساله میسپردند و اکنون یک دختر را دستِ مرد 30 ساله نمیدهند
حقپرست: همین مسئله ازدواج جوانان نیز از اقتصاد نشأت میگیرد، اکنون پسر 25 ساله چه چیزی در بساط دارد و با کدام سرمایه میتواند ازدوج کند؟ در زمان جنگ اداره یک لشکر را به پسر 15 ساله میسپردند اما در شرایط فعلی نمیتوانند یک دختر را به دست پسر 30 سال دهند!
سلمانی: در زمان جنگ میانگین سنی فرماندهان 25 سال بود اما حالا مدیران ما 60 ساله هستند و به خاطر میز و قدرت حاضر نیستند عرصه را به جوانان واگذار کنند.
روز خبرنگار آمد و رفت تا بار دیگر پایِ دردِ دل اصحاب رسانه بنشینیم و از دغدغههایی را که دارند صحبت کنیم، انتظار میرود مسئولین چنان همتی از خود نشان دهند که سال بعد حرفها و مشکلات امروز را تکرار نکنیم!
در بخش دوم نشست آناج با خبرنگاران تبریزی به تلخوشیرینترین خاطرههای اهالی رسانه، جذابیتهای کار خبری و تیتری که خبرنگاران آرزوی درج آن را دارند، پرداخته شد.
,در این نشست خبرنگاران نام آشنایی همچون سیدهادی شاطرموسوی از هفته نامه سهند، فاطمه درخشان از خبرگزاری بسیج، پریسا حق پرست از پایگاه خبری ائل خبر، مسعود ابراهیمی راد از باشگاه خبرنگاران و عباس بنی حسینیان از شهریارنیوز، حضور یافتند و برنامه با مجریگری رویا سلمانی(سردبیر آناج) و مجید قنبرزاده(دبیر تحریریه آناج) برگزار شد.
,قنبرزاده: موضوع بیمه خبرنگاری طی سالهای گذشته به کرات در روز خبرنگار از سوی مسئولین مطرح شده اما به نتیجهای نرسیده است، آیا امیدی به تحقق آن دارید و اکنون از طریقی دیگر تحت پوشش بیمه قرار گرفتهاید؟
,سوال تلخ یک عکاس خبری: مگر خبرنگاران را همه بیمه میکنند؟
,درخشان: من که دیگر امیدی ندارم و فکر هم نمیکنم روزی این بیمه خبرنگاری شامل ما شود؛ اکثریت مدیرمسئولان نیز خبرنگار را بیمه نمیکنند.
,

"فاطمه درخشان"
, , "فاطمه درخشان", "فاطمه درخشان",
حق پرست: بنده نیز بیمه خبرنگاری ندارم و در سال جاری از سوی مجموعهای که در آن کار میکنم، بیمه شدم؛ کار خبری حقوق، بیمه و ثبات لازم را ندارد و از آنجایی هم که اصحاب رسانه امنیت شغلی ندارند معلوم نیست فردا خبرنگار هستند یا خیر.
, حق پرست: بنده نیز بیمه خبرنگاری ندارم و در سال جاری از سوی مجموعهای که در آن کار میکنم، بیمه شدم؛ کار خبری حقوق، بیمه و ثبات لازم را ندارد و از آنجایی هم که اصحاب رسانه امنیت شغلی ندارند معلوم نیست فردا خبرنگار هستند یا خیر., حق پرست: , حق پرست: ,در رابطه با بیمه خبرنگاری اظهارات متناقضی از سوی مسئولین به گوش میرسد، یکی میگوید چنین بیمهای اصلا قرار نیست برقرار گردد و یکی دیگر نیز مدعی تحقق آن میشود.
, در رابطه با بیمه خبرنگاری اظهارات متناقضی از سوی مسئولین به گوش میرسد، یکی میگوید چنین بیمهای اصلا قرار نیست برقرار گردد و یکی دیگر نیز مدعی تحقق آن میشود.,بنیحسینیان: اصلا بیمه خبرنگاری چیست؟ مگر ما را هم بیمه میکنند؟ در جریانش نیستم!
, بنیحسینیان: اصلا بیمه خبرنگاری چیست؟ مگر ما را هم بیمه میکنند؟ در جریانش نیستم!, بنیحسینیان:, بنیحسینیان:,مشکلات بیمه خبرنگاری چیست؟/ مدیرمسئول رسانه باید پرسنل خود را بیمه کند
, مشکلات بیمه خبرنگاری چیست؟/ مدیرمسئول رسانه باید پرسنل خود را بیمه کند, مشکلات بیمه خبرنگاری چیست؟/ مدیرمسئول رسانه باید پرسنل خود را بیمه کند,موسوی: دولت قبل از طریق ایجاد سامانهای ارائه کارت خبرنگاری و شناسایی اهالی رسانه را هدفمند کرد و بنده جزو سه نفر اول استان بودم که توانستم بعد از طی هفت خوان رستم کارت دریافت کنم، این دولت آمد آن را به کلی برچید و دوباره قرار شد مدارک خبرنگاران جهت بررسی اخذ شود تا به صندوق حمایت از هنرمندان معرفی شوند.
, موسوی: دولت قبل از طریق ایجاد سامانهای ارائه کارت خبرنگاری و شناسایی اهالی رسانه را هدفمند کرد و بنده جزو سه نفر اول استان بودم که توانستم بعد از طی هفت خوان رستم کارت دریافت کنم، این دولت آمد آن را به کلی برچید و دوباره قرار شد مدارک خبرنگاران جهت بررسی اخذ شود تا به صندوق حمایت از هنرمندان معرفی شوند., موسوی: , موسوی: ,در شرایط فعلی نیز دولت یازدهم چارچوبی را تعیین کرده که بر اساس آن خبرنگاران خود حق بیمهشان را واریز مینمایند و دولت بعدا آن را به صورت فصلی پرداخت میکند؛ برای آن هم شرایط خاصی را گماردهاند و هفته نامه باید حداقل 8 نفر پرسنل داشته باشد؛ در این میان ما هفتهنامههایی را داریم که طبق شنیدهها، یک نفر خبرنگار دارند و تمام مسایل سیاسی، ورزشی، فرهنگی و اجتماعی را هم آن یک نفر پوشش میدهد اما زمانیکه ما به لیست فرهنگ و ارشاد مراجعه میکنیم، میبینیم فلان هفتهنامه یا روزنامه چندین خبرنگار معرفی نموده مبالغ هنگفتی را به عنوان حق بیمه دریافت کرده است لذا وقتی حمایتها به صورت صحیحی شکل نمیگیرد، بیمهها نیز فرازونشیبی را طی میکند.
, در شرایط فعلی نیز دولت یازدهم چارچوبی را تعیین کرده که بر اساس آن خبرنگاران خود حق بیمهشان را واریز مینمایند و دولت بعدا آن را به صورت فصلی پرداخت میکند؛ برای آن هم شرایط خاصی را گماردهاند و هفته نامه باید حداقل 8 نفر پرسنل داشته باشد؛ در این میان ما هفتهنامههایی را داریم که طبق شنیدهها، یک نفر خبرنگار دارند و تمام مسایل سیاسی، ورزشی، فرهنگی و اجتماعی را هم آن یک نفر پوشش میدهد اما زمانیکه ما به لیست فرهنگ و ارشاد مراجعه میکنیم، میبینیم فلان هفتهنامه یا روزنامه چندین خبرنگار معرفی نموده مبالغ هنگفتی را به عنوان حق بیمه دریافت کرده است لذا وقتی حمایتها به صورت صحیحی شکل نمیگیرد، بیمهها نیز فرازونشیبی را طی میکند.,در حال حاضر مسئولین نشریه نیز به من میگویند حق بیمهات را خودت پرداخت کن تا ادامه بیمه دهیم اما باتوجه به شرایط نابسامان بیمه خبرنگاری، بنده تبدیل وضعیت نمودهام و بیمهام از جایِ دیگری پرداخت میشود.
, در حال حاضر مسئولین نشریه نیز به من میگویند حق بیمهات را خودت پرداخت کن تا ادامه بیمه دهیم اما باتوجه به شرایط نابسامان بیمه خبرنگاری، بنده تبدیل وضعیت نمودهام و بیمهام از جایِ دیگری پرداخت میشود.,

"سیدهادی شاطرموسوی"
, , "سیدهادی شاطرموسوی", "سیدهادی شاطرموسوی",
اصولا همانطور که بیمارستانها و شهرداریها پرسنل خود را بیمه میکنند، نشریات نیز باید خود خبرنگارانشان را بیمه نمایند و دولتی هم که قصد حمایت از آنها را دارد، بعد از شناسایی خبرنگاران و بررسی سوابق و آثار آنها میتواند از خبرنگار یک ضمانت یک نشریه را بخواهد و برای همیشه وی را تحت پوشش خود قرار دهد چراکه خبرنگاران از رسانهای به مجموعهای خبری دیگر منتقل میشوند. در پاسخ کلی به سوال آقای قنبرزاده هم باید بگویم بنده نیز امیدی به این بیمه پردرسر ندارم.
, اصولا همانطور که بیمارستانها و شهرداریها پرسنل خود را بیمه میکنند، نشریات نیز باید خود خبرنگارانشان را بیمه نمایند و دولتی هم که قصد حمایت از آنها را دارد، بعد از شناسایی خبرنگاران و بررسی سوابق و آثار آنها میتواند از خبرنگار یک ضمانت یک نشریه را بخواهد و برای همیشه وی را تحت پوشش خود قرار دهد چراکه خبرنگاران از رسانهای به مجموعهای خبری دیگر منتقل میشوند. در پاسخ کلی به سوال آقای قنبرزاده هم باید بگویم بنده نیز امیدی به این بیمه پردرسر ندارم.,سلمانی: جوانان زمانی که اسم خبرنگار را میشنوند به ذوق میآیند و اکثریت آنان نیز به این حرفه علاقه دارند اما عموم مردم از حقوق حداقلی آن مطلع نیستند و رسانههایی را داریم که در پرداختها قانون کار را نیز رعایت نمیکنند، حقوق شما چقدر است و آیا کفاف هزینههایتان را میدهد؟
, سلمانی: جوانان زمانی که اسم خبرنگار را میشنوند به ذوق میآیند و اکثریت آنان نیز به این حرفه علاقه دارند اما عموم مردم از حقوق حداقلی آن مطلع نیستند و رسانههایی را داریم که در پرداختها قانون کار را نیز رعایت نمیکنند، حقوق شما چقدر است و آیا کفاف هزینههایتان را میدهد؟, سلمانی: جوانان زمانی که اسم خبرنگار را میشنوند به ذوق میآیند و اکثریت آنان نیز به این حرفه علاقه دارند اما عموم مردم از حقوق حداقلی آن مطلع نیستند و رسانههایی را داریم که در پرداختها قانون کار را نیز رعایت نمیکنند، حقوق شما چقدر است و آیا کفاف هزینههایتان را میدهد؟, سلمانی: جوانان زمانی که اسم خبرنگار را میشنوند به ذوق میآیند و اکثریت آنان نیز به این حرفه علاقه دارند اما عموم مردم از حقوق حداقلی آن مطلع نیستند و رسانههایی را داریم که در پرداختها قانون کار را نیز رعایت نمیکنند، حقوق شما چقدر است و آیا کفاف هزینههایتان را میدهد؟,در گرما و سرما بیرونیم/ در تبریز حقوق ماهیانه عکاس 600 هزار تومان هم نمیشود
, در گرما و سرما بیرونیم/ در تبریز حقوق ماهیانه عکاس 600 هزار تومان هم نمیشود, در گرما و سرما بیرونیم/ در تبریز حقوق ماهیانه عکاس 600 هزار تومان هم نمیشود, در گرما و سرما بیرونیم/ در تبریز حقوق ماهیانه عکاس 600 هزار تومان هم نمیشود,حق پرست: کار فرهنگی در هر عرصهای که باشد پولی ندارد و اوضاع مالی اکثریت فعالان فرهنگی خوشایند نیست، بنده نیز چون در کنار خبرنگاری، طراحی نیز میکنم از این طریق پولی را به دست میاورم تا زیاد با مشکل مواجه نشوم، اگر آدمی صبح تا شب خود را بکشد چند عدد خبر درج خواهد کرد و چه تعداد از آنها به تائید خواهد رسید؟ در کودتای ترکیه شب را نخوابیدم و تا صبح ساعت 6 خبر زدم؛ خبرنگاران ساعت کاری مشخصی ندارند، در گرما و سرما بیرونیم.
, حق پرست: کار فرهنگی در هر عرصهای که باشد پولی ندارد و اوضاع مالی اکثریت فعالان فرهنگی خوشایند نیست، بنده نیز چون در کنار خبرنگاری، طراحی نیز میکنم از این طریق پولی را به دست میاورم تا زیاد با مشکل مواجه نشوم، اگر آدمی صبح تا شب خود را بکشد چند عدد خبر درج خواهد کرد و چه تعداد از آنها به تائید خواهد رسید؟ در کودتای ترکیه شب را نخوابیدم و تا صبح ساعت 6 خبر زدم؛ خبرنگاران ساعت کاری مشخصی ندارند، در گرما و سرما بیرونیم., حق پرست:, حق پرست:,بنیحسینیان: در تبریز برای یک گزارش تصویری حداکثر 25 هزار تومان پول میدهند، فرض کنید عکاس در عرض یک ماه روزانه یک مراسم را پوشش دهد، با تصور اینکه دبه در نیاورند تا پول ندهند و نگویند عکسهایت درجه یک نیست، برای هر گزارش تصویری به صورت معمول 20 هزار تومان حق الزحمه میدهند که در پایان ماه میشود 600 هزار تومان! آن هم اگر جمعهها و سایر روزهای تعطیل برنامهای باشد تا عکاس کار کند، ایاب و ذهاب و استهلاک وسیله را نیز حساب کنیم در پایان ماه 300 هزار تومان هم برای طرف نمیماند.
, بنیحسینیان: در تبریز برای یک گزارش تصویری حداکثر 25 هزار تومان پول میدهند، فرض کنید عکاس در عرض یک ماه روزانه یک مراسم را پوشش دهد، با تصور اینکه دبه در نیاورند تا پول ندهند و نگویند عکسهایت درجه یک نیست، برای هر گزارش تصویری به صورت معمول 20 هزار تومان حق الزحمه میدهند که در پایان ماه میشود 600 هزار تومان! آن هم اگر جمعهها و سایر روزهای تعطیل برنامهای باشد تا عکاس کار کند، ایاب و ذهاب و استهلاک وسیله را نیز حساب کنیم در پایان ماه 300 هزار تومان هم برای طرف نمیماند., بنیحسینیان:, بنیحسینیان:,نمیدانم خبرنگار متاهل با حقوق ماهیانه 400 هزار تومان چگونه زندگی میکند؟
, نمیدانم خبرنگار متاهل با حقوق ماهیانه 400 هزار تومان چگونه زندگی میکند؟, نمیدانم خبرنگار متاهل با حقوق ماهیانه 400 هزار تومان چگونه زندگی میکند؟, نمیدانم خبرنگار متاهل با حقوق ماهیانه 400 هزار تومان چگونه زندگی میکند؟,ابراهیمیراد: در این دو سالی که کار خبری انجام میدهم و با دوستان رسانهای آشنا شدهام، به صورت منطقی برای خودم نتوانستهام حلاجی کنم که خبرنگار متاهل دارای فرزند با حقوق 400-500هزارتومانی چگونه زندگی را سپری میکند، از خیلی خبرنگاران پرسیدهام و در واقع فضولی کردهام تا به این جواب برسم! در این جامعه پرورش یک نوزاد دومیلیونی هزینه میخواهد.
, ابراهیمیراد: در این دو سالی که کار خبری انجام میدهم و با دوستان رسانهای آشنا شدهام، به صورت منطقی برای خودم نتوانستهام حلاجی کنم که خبرنگار متاهل دارای فرزند با حقوق 400-500هزارتومانی چگونه زندگی را سپری میکند، از خیلی خبرنگاران پرسیدهام و در واقع فضولی کردهام تا به این جواب برسم! در این جامعه پرورش یک نوزاد دومیلیونی هزینه میخواهد., ابراهیمیراد:, ابراهیمیراد:,قنبرزاده: در بین صحبتهایتان به حقوق پایین، نبود بیمه، شببیداری و سختیهای خبرنگاری اشاره کردید و با این شرایط شاید عدهای بپرسند چرا ماندهاید و کار رسانهای را رها نمیکنید، آیا همه شما به خاطر علاقه خبرنگاری میکنید یا از روی بیکاری و ناچاری به این حرفه میپردازید؟
, قنبرزاده: در بین صحبتهایتان به حقوق پایین، نبود بیمه، شببیداری و سختیهای خبرنگاری اشاره کردید و با این شرایط شاید عدهای بپرسند چرا ماندهاید و کار رسانهای را رها نمیکنید، آیا همه شما به خاطر علاقه خبرنگاری میکنید یا از روی بیکاری و ناچاری به این حرفه میپردازید؟, قنبرزاده: در بین صحبتهایتان به حقوق پایین، نبود بیمه، شببیداری و سختیهای خبرنگاری اشاره کردید و با این شرایط شاید عدهای بپرسند چرا ماندهاید و کار رسانهای را رها نمیکنید، آیا همه شما به خاطر علاقه خبرنگاری میکنید یا از روی بیکاری و ناچاری به این حرفه میپردازید؟, قنبرزاده: در بین صحبتهایتان به حقوق پایین، نبود بیمه، شببیداری و سختیهای خبرنگاری اشاره کردید و با این شرایط شاید عدهای بپرسند چرا ماندهاید و کار رسانهای را رها نمیکنید، آیا همه شما به خاطر علاقه خبرنگاری میکنید یا از روی بیکاری و ناچاری به این حرفه میپردازید؟,پول توجیبی که پدرم به من میدهد از حقوق خبرنگاری بیشتر است
, پول توجیبی که پدرم به من میدهد از حقوق خبرنگاری بیشتر است, پول توجیبی که پدرم به من میدهد از حقوق خبرنگاری بیشتر است,حق پرست: از کودکی سه آرزو داشتم که تاکنون به دو مورد از آنها رسیدهام، یکی از همینها خبرنگاری بود و هنگام تعیین رشته نیز گرافیک را انتخاب و بعد از اتمام تحصیلات وارد عرصه خبری شدم، به نام طراح وارد آن مجموعه رسانهای شده بودم اما طراحی را کنار گذاشته و خبرنگاری میکردم؛ پس باید بگویم این علاقه است که من را در این حرفه نگه داشته است چراکه پول توجیبی که پدرم به من میدهد از حقوق خبرنگاریام بیشتر است.
, حق پرست: از کودکی سه آرزو داشتم که تاکنون به دو مورد از آنها رسیدهام، یکی از همینها خبرنگاری بود و هنگام تعیین رشته نیز گرافیک را انتخاب و بعد از اتمام تحصیلات وارد عرصه خبری شدم، به نام طراح وارد آن مجموعه رسانهای شده بودم اما طراحی را کنار گذاشته و خبرنگاری میکردم؛ پس باید بگویم این علاقه است که من را در این حرفه نگه داشته است چراکه پول توجیبی که پدرم به من میدهد از حقوق خبرنگاریام بیشتر است., حق پرست:, حق پرست:,

, پدرم خود خبرنگار بوده اما اکنون از من میپرسد با این حقوق چگونه دوام میآورم، البته از آنجایی که او نیز علاقه من را به کار خبری به عینه دیده است خود به موضوع پی برده و جواب خویش را دریافت نموده است.
, پدرم خود خبرنگار بوده اما اکنون از من میپرسد با این حقوق چگونه دوام میآورم، البته از آنجایی که او نیز علاقه من را به کار خبری به عینه دیده است خود به موضوع پی برده و جواب خویش را دریافت نموده است.,درخشان: من نیز به خاطر علاقه ماندهام و بازتاب مشکلات مردم و رفع آنان است که مرا خشنود میکند، هنگامی که میبینم میتوانم به مردم آگاهی بخشم و آنان را از موضوعات مطلع سازم، به ادامه فعالیت در این عرصه راغب میشوم.
, درخشان: من نیز به خاطر علاقه ماندهام و بازتاب مشکلات مردم و رفع آنان است که مرا خشنود میکند، هنگامی که میبینم میتوانم به مردم آگاهی بخشم و آنان را از موضوعات مطلع سازم، به ادامه فعالیت در این عرصه راغب میشوم., درخشان:, درخشان:,کدام آدم عاقی خبرنگار میشود؟
, کدام آدم عاقی خبرنگار میشود؟, کدام آدم عاقی خبرنگار میشود؟, کدام آدم عاقی خبرنگار میشود؟,موسوی: کسی که با نوشتن عجین شده و خبرنگاری در ذات اوست علیرغم تمام فشارهای مالی کنار نمیکشد، حتی اگر در جایِ دیگری نیز شاغل شود دلش با خبر خواهد بود و حداقلترین کاری که میتواند انجام دهد ایجاد وبلاگ و نوشتن دغدغههایش در آن صفحه است.
, موسوی: کسی که با نوشتن عجین شده و خبرنگاری در ذات اوست علیرغم تمام فشارهای مالی کنار نمیکشد، حتی اگر در جایِ دیگری نیز شاغل شود دلش با خبر خواهد بود و حداقلترین کاری که میتواند انجام دهد ایجاد وبلاگ و نوشتن دغدغههایش در آن صفحه است., موسوی:, موسوی:,با این اوصاف این علاقه است که خبرنگار را به ادامه فعالیت مجبور میسازد وگرنه کدام آدم عاقلی را میشود پیدا کرد که این همه سختی را تحمل نماید، برای مثال آهنفروش اجناس را میخرد و میگذارد یک گوشه تا سال بعد با افزایش قیمت بهرهاش را ببرد، ما کدام آهن و پسانداز را داریم؟
, با این اوصاف این علاقه است که خبرنگار را به ادامه فعالیت مجبور میسازد وگرنه کدام آدم عاقلی را میشود پیدا کرد که این همه سختی را تحمل نماید، برای مثال آهنفروش اجناس را میخرد و میگذارد یک گوشه تا سال بعد با افزایش قیمت بهرهاش را ببرد، ما کدام آهن و پسانداز را داریم؟,برای هر دقیقهای که خبرنگاری میکنم مورد مذمت قرار میگیرم
, برای هر دقیقهای که خبرنگاری میکنم مورد مذمت قرار میگیرم, برای هر دقیقهای که خبرنگاری میکنم مورد مذمت قرار میگیرم,ابراهیمیراد: هر دقیقهای که در کار خبری هستم خانوادهام مرا مورد مذمت قرار میدهند، رشته خود من عمران است و حتی اگر به صورت غیر حرفهای کار دانشجویی انجام دهم ماهیانه یکونیم میلیون تومانی درآمد کسب میکنم ولی اینکه چرا خبرنگاری میکنم و ماهیانه بالای 200 هزار تومان هم درآمد ندارم، عشق و علاقهای است که به کار رسانهای دارم.
, ابراهیمیراد: هر دقیقهای که در کار خبری هستم خانوادهام مرا مورد مذمت قرار میدهند، رشته خود من عمران است و حتی اگر به صورت غیر حرفهای کار دانشجویی انجام دهم ماهیانه یکونیم میلیون تومانی درآمد کسب میکنم ولی اینکه چرا خبرنگاری میکنم و ماهیانه بالای 200 هزار تومان هم درآمد ندارم، عشق و علاقهای است که به کار رسانهای دارم., ابراهیمیراد: , ابراهیمیراد: ,خبرنگار زبان گویای مردم است و این لیاقت نصیب هر کسی نمیشود، خبرنگار جوانی و زندگی خود را فدا میکند تا سپر بلا و نماینده یک جامعه شود؛ وقتی اصحاب رسانه نماینده یک روستاییّ که دستش به جایی نمیرسد، میشوند و مشکلات وی را منعکس میکنند گامهایی اساسی در راستای انسان دوستی بر میدارند. بنده امیدوارم یک روزی برسد که با حل مشکلات خبرنگاران شاهد پیشرفت کل جامعه باشیم.
, خبرنگار زبان گویای مردم است و این لیاقت نصیب هر کسی نمیشود، خبرنگار جوانی و زندگی خود را فدا میکند تا سپر بلا و نماینده یک جامعه شود؛ وقتی اصحاب رسانه نماینده یک روستاییّ که دستش به جایی نمیرسد، میشوند و مشکلات وی را منعکس میکنند گامهایی اساسی در راستای انسان دوستی بر میدارند. بنده امیدوارم یک روزی برسد که با حل مشکلات خبرنگاران شاهد پیشرفت کل جامعه باشیم.,

"مسعود ابراهیمیراد"
, , "مسعود ابراهیمیراد", "مسعود ابراهیمیراد",
از کودکی میخواستم کنار زمین فوتبال باشم و عکس بگیرم
, از کودکی میخواستم کنار زمین فوتبال باشم و عکس بگیرم, از کودکی میخواستم کنار زمین فوتبال باشم و عکس بگیرم, از کودکی میخواستم کنار زمین فوتبال باشم و عکس بگیرم,بنیحسینیان: هنگامی که بچه بودم به فوتبال نگاه میکردم و آن زمان هنوز تراکتور به لیگ برتر صعود نکرده بود، هنگام تماشا کنار زمین عکاسانی را میدیدم که تعدادشان کم بود؛ همیشه در دلم میگفتم کاش من هم آنجا بودم و عکاسی میکردم، لذا از روی علاقه به اینکه کنار زمین فوتبال بایستم و از فوتبال عکس بگیرم وارد این حوزه شدم، بعدا هم شرایط به گونهای شد که شغل ثابتم عکاسی شد و به این حرفه ادامه دادم، البته در کنار عکاسی به کارهای گرافیکی نیز پرداخت میکنم.
, بنیحسینیان: هنگامی که بچه بودم به فوتبال نگاه میکردم و آن زمان هنوز تراکتور به لیگ برتر صعود نکرده بود، هنگام تماشا کنار زمین عکاسانی را میدیدم که تعدادشان کم بود؛ همیشه در دلم میگفتم کاش من هم آنجا بودم و عکاسی میکردم، لذا از روی علاقه به اینکه کنار زمین فوتبال بایستم و از فوتبال عکس بگیرم وارد این حوزه شدم، بعدا هم شرایط به گونهای شد که شغل ثابتم عکاسی شد و به این حرفه ادامه دادم، البته در کنار عکاسی به کارهای گرافیکی نیز پرداخت میکنم., بنیحسینیان: , بنیحسینیان: ,جالب است بدانید، اکنون که هنگام کرنر زدن بازیکنان، آشنایان من را در قاب تلویزیون میبینند، میگویند برایم کارت خبری نگاری فراهم کن تا بیایم و در کنار زمین عکس بگیرم!
, جالب است بدانید، اکنون که هنگام کرنر زدن بازیکنان، آشنایان من را در قاب تلویزیون میبینند، میگویند برایم کارت خبری نگاری فراهم کن تا بیایم و در کنار زمین عکس بگیرم!,قنبرزاده: هر خبرنگاری در مخیله خود تیترهایی را خلق میکند که دوست دارد روزی آنها را درج نماید، شما آرزوی به تصویر کشیدن کدام تیتر را دارید که اکنون شرایط تحقق آن فراهم نیست و دوست دارید روزی عملی شود؟
, قنبرزاده: هر خبرنگاری در مخیله خود تیترهایی را خلق میکند که دوست دارد روزی آنها را درج نماید، شما آرزوی به تصویر کشیدن کدام تیتر را دارید که اکنون شرایط تحقق آن فراهم نیست و دوست دارید روزی عملی شود؟, قنبرزاده: هر خبرنگاری در مخیله خود تیترهایی را خلق میکند که دوست دارد روزی آنها را درج نماید، شما آرزوی به تصویر کشیدن کدام تیتر را دارید که اکنون شرایط تحقق آن فراهم نیست و دوست دارید روزی عملی شود؟, قنبرزاده: هر خبرنگاری در مخیله خود تیترهایی را خلق میکند که دوست دارد روزی آنها را درج نماید، شما آرزوی به تصویر کشیدن کدام تیتر را دارید که اکنون شرایط تحقق آن فراهم نیست و دوست دارید روزی عملی شود؟,آرزوی کار کردن خبر ظهور امام زمان(عج) را دارم/ سوریه، خالی از داعش!
, آرزوی کار کردن خبر ظهور امام زمان(عج) را دارم/ سوریه، خالی از داعش!, آرزوی کار کردن خبر ظهور امام زمان(عج) را دارم/ سوریه، خالی از داعش!, آرزوی کار کردن خبر ظهور امام زمان(عج) را دارم/ سوریه، خالی از داعش!,ابراهیمیراد: از لحاظ معنوی امیدوارم روزی برسد که خبر ظهور امام زمان(عج) را بنویسم و از جهت کاری و ارق ملی نیز آرزو دارم تیتر بزنم: "ایران در جایگاه اول تولید ناخالص ملی" قرار گرفت.
, ابراهیمیراد: از لحاظ معنوی امیدوارم روزی برسد که خبر ظهور امام زمان(عج) را بنویسم و از جهت کاری و ارق ملی نیز آرزو دارم تیتر بزنم: "ایران در جایگاه اول تولید ناخالص ملی" قرار گرفت., ابراهیمیراد:, ابراهیمیراد:,موسوی: از لحاظ مذهبی بنده نیز همچون آقای ابراهیمیراد آرزوی تیتر کردن خبر ظهور ولیعصر را دارم اما از دیدِ کاری میخواهم روزی برسد که جامعه خالی از کودک کار و فقر باشد و خبر آن را کار کنم.
, موسوی: از لحاظ مذهبی بنده نیز همچون آقای ابراهیمیراد آرزوی تیتر کردن خبر ظهور ولیعصر را دارم اما از دیدِ کاری میخواهم روزی برسد که جامعه خالی از کودک کار و فقر باشد و خبر آن را کار کنم., موسوی: , موسوی: ,درخشان: من نیز فعالیت در حوزه مدافعان حرم را خیلی میپسندم و تیتر کردن "سوریه خالی از داعش" برایم زیباست.
, درخشان: من نیز فعالیت در حوزه مدافعان حرم را خیلی میپسندم و تیتر کردن "سوریه خالی از داعش" برایم زیباست., درخشان:, درخشان:,سلمانی: از تلخترین و شیرینترین خاطرههایتان برایمان بگویید:
, سلمانی: از تلخترین و شیرینترین خاطرههایتان برایمان بگویید:, سلمانی: از تلخترین و شیرینترین خاطرههایتان برایمان بگویید:, سلمانی: از تلخترین و شیرینترین خاطرههایتان برایمان بگویید:,بیخبری یک خبرنگار از پدرومادری که در منا بودند
, بیخبری یک خبرنگار از پدرومادری که در منا بودند, بیخبری یک خبرنگار از پدرومادری که در منا بودند,حق پرست: تلخترین خبری که زدم حادثه منا بود چون پدر و مادرم نیز آن زمان در مکه حضور داشتند و منِ خبرنگار از آنها بیخبر بودم؛ یادم میآید در برنامهای استاندار را همراهی میکردم که پدرم زنگ زد و گفت اینجا جریاناتی هست و نگران نباش؛ بعد از آن هم خبر تلخ منا را شنیدم و وقتی دوباره با خانوادهام تماس گرفتم آنها در دسترس نبودند؛ هر بار که تعداد کشتهها افزایش مییافت من نیز میمردم و زنده میشدم. رفتوآمد والدینم که 40 روز به طول انجامید بیشترین ضرر را متوجه من ساخت و بیخبری خیلی بد بود.
, حق پرست: تلخترین خبری که زدم حادثه منا بود چون پدر و مادرم نیز آن زمان در مکه حضور داشتند و منِ خبرنگار از آنها بیخبر بودم؛ یادم میآید در برنامهای استاندار را همراهی میکردم که پدرم زنگ زد و گفت اینجا جریاناتی هست و نگران نباش؛ بعد از آن هم خبر تلخ منا را شنیدم و وقتی دوباره با خانوادهام تماس گرفتم آنها در دسترس نبودند؛ هر بار که تعداد کشتهها افزایش مییافت من نیز میمردم و زنده میشدم. رفتوآمد والدینم که 40 روز به طول انجامید بیشترین ضرر را متوجه من ساخت و بیخبری خیلی بد بود., حق پرست:, حق پرست:,شیرینترین خاطرهام نیز به خبری که برای اولینبار درج کردم باز میگردد که تیتر آن، تیتر برتر سال ایران انتخاب شد؛ "در دست خاک به دست خاک" را هنگام درگذشت استاد قابچی در سال 88 تیتر کردم و تحسین آن مرا خیلی ذوقزده کرد.
, شیرینترین خاطرهام نیز به خبری که برای اولینبار درج کردم باز میگردد که تیتر آن، تیتر برتر سال ایران انتخاب شد؛ "در دست خاک به دست خاک" را هنگام درگذشت استاد قابچی در سال 88 تیتر کردم و تحسین آن مرا خیلی ذوقزده کرد.,آماده خوشحالی برای کسب قهرمانی بودم که سر تراکتور را بریدند/ عکاسی که معلم دبستان شد!
, آماده خوشحالی برای کسب قهرمانی بودم که سر تراکتور را بریدند/ عکاسی که معلم دبستان شد!, آماده خوشحالی برای کسب قهرمانی بودم که سر تراکتور را بریدند/ عکاسی که معلم دبستان شد!, آماده خوشحالی برای کسب قهرمانی بودم که سر تراکتور را بریدند/ عکاسی که معلم دبستان شد!,بنیحسینیان: تلخترین حادثه کاریام فوتبالی است. پارسال سَر تراکتور را در دیدار نهایی با نفت که میتوانست منجر به قهرمانی ما شود، بریدند و در عرض ده دقیقه به یکباره همه چیز تغییر یافت، داخل ورزشگاه اینترنت قطع شد و شبکه ارتباطی قطع گردید، نتیجه بازی را هم طور دیگری به ما رساندند و همه بازی را ول کرده و خود را آمادهی شادی میکردند.
, بنیحسینیان: تلخترین حادثه کاریام فوتبالی است. پارسال سَر تراکتور را در دیدار نهایی با نفت که میتوانست منجر به قهرمانی ما شود، بریدند و در عرض ده دقیقه به یکباره همه چیز تغییر یافت، داخل ورزشگاه اینترنت قطع شد و شبکه ارتباطی قطع گردید، نتیجه بازی را هم طور دیگری به ما رساندند و همه بازی را ول کرده و خود را آمادهی شادی میکردند., بنیحسینیان: , بنیحسینیان: ,

"عباس بنیحسینیان"
, , "عباس بنیحسینیان", "عباس بنیحسینیان",
همچنین به مراسمی رفته بودم که خیلی مهم بود و تنها عکاس من بودم، هنگامی دوربین را از کیف درآوردم دیدم مموری ندارد! پس پیشنهاد میکنم عکاسان همواره دو عدد مموری و باتری به همراه داشته باشند؛ این واقعه هم برای من شیرین بود و هم تلخ!
, همچنین به مراسمی رفته بودم که خیلی مهم بود و تنها عکاس من بودم، هنگامی دوربین را از کیف درآوردم دیدم مموری ندارد! پس پیشنهاد میکنم عکاسان همواره دو عدد مموری و باتری به همراه داشته باشند؛ این واقعه هم برای من شیرین بود و هم تلخ!,و اما شیرینترین خاطرهام؛ اسفند سال گذشته به من پیشنهاد عکاسی از مساجد و مدارس تازه ساخت در مناطق زلزلهزده را دادند، یک روز به یکی از روستاهای دورافتاده رفتیم و فرد حاضر در مدرسه به من گفت امروز مدیر نخواهد آمد، در چنین مدارسی نیز مدیر همان معلم است و یک نفر همه کارها را انجام میدهد، رفتم از کلاس عکس بگیرم که آن فرد به شوخی گفت: این معلم جدید شماست، بچهها نیز ذوق زده شده بودند و برای اینکه دلشان را نشکنم چند ساعتی را معلمی کردم!
, و اما شیرینترین خاطرهام؛ اسفند سال گذشته به من پیشنهاد عکاسی از مساجد و مدارس تازه ساخت در مناطق زلزلهزده را دادند، یک روز به یکی از روستاهای دورافتاده رفتیم و فرد حاضر در مدرسه به من گفت امروز مدیر نخواهد آمد، در چنین مدارسی نیز مدیر همان معلم است و یک نفر همه کارها را انجام میدهد، رفتم از کلاس عکس بگیرم که آن فرد به شوخی گفت: این معلم جدید شماست، بچهها نیز ذوق زده شده بودند و برای اینکه دلشان را نشکنم چند ساعتی را معلمی کردم!,در اولین خبرم، تصویرم چندین بار از تلویزیون پخش شد
, در اولین خبرم، تصویرم چندین بار از تلویزیون پخش شد, در اولین خبرم، تصویرم چندین بار از تلویزیون پخش شد, در اولین خبرم، تصویرم چندین بار از تلویزیون پخش شد,ابراهیمیراد: اتفاق شیرین در اولین روز خبرنگاریام برایم رخ داد، بنده تازهکار بودم و سه برنامه را باید در یک روز پوشش میدادم، تشییع پیکر شهدای گمنام با حضور نماینده ولی فقیه یکی از آنها بود و تا ساعت 22:30 بنده خبرم را تمام کردم و همان روز در اخبار شبکه سهند پخش گردید.
, ابراهیمیراد: اتفاق شیرین در اولین روز خبرنگاریام برایم رخ داد، بنده تازهکار بودم و سه برنامه را باید در یک روز پوشش میدادم، تشییع پیکر شهدای گمنام با حضور نماینده ولی فقیه یکی از آنها بود و تا ساعت 22:30 بنده خبرم را تمام کردم و همان روز در اخبار شبکه سهند پخش گردید., ابراهیمیراد: , ابراهیمیراد: ,البته باید بگویم آن زمان بنده حق تصویر نداشتم و چون تصویربردار از آن اطلاعی نداشت، من را نیز در کادر خود قرار داده بود، خبرهم خیلی مهم بود و در بخشهای مختلف خبری پخش شد و در اولین روز کاریام بدون حق تصویر، تصویرم از شبکه خبر پخش گردید و این برایم شیرین بود.
, البته باید بگویم آن زمان بنده حق تصویر نداشتم و چون تصویربردار از آن اطلاعی نداشت، من را نیز در کادر خود قرار داده بود، خبرهم خیلی مهم بود و در بخشهای مختلف خبری پخش شد و در اولین روز کاریام بدون حق تصویر، تصویرم از شبکه خبر پخش گردید و این برایم شیرین بود.,به درجهای از عرفان رسیدهایم که درد جماعت را هم میفروشیم تا رِپورتاژی شود!/ خاطرهای با احمدینژاد
, به درجهای از عرفان رسیدهایم که درد جماعت را هم میفروشیم تا رِپورتاژی شود!/ خاطرهای با احمدینژاد, به درجهای از عرفان رسیدهایم که درد جماعت را هم میفروشیم تا رِپورتاژی شود!/ خاطرهای با احمدینژاد,موسوی: تلخترین خاطرهام به زلزله ارسباران باز میگردد، منطقهای که ذخایر زیادی دارد چه را باید خانههایی فرسوده میداشت تا زلزلهای هم بیاید و بیگناهان جان خود را از دست دهند، به این موضوع که چه کسی باید آن خانهها را مقاوم مینمود نمیخواهم ورود کنم چون مشخص است اما کار کردن خبرهای زلزله و تعداد کشتهها واقعا برایم سخت بود.
, موسوی: تلخترین خاطرهام به زلزله ارسباران باز میگردد، منطقهای که ذخایر زیادی دارد چه را باید خانههایی فرسوده میداشت تا زلزلهای هم بیاید و بیگناهان جان خود را از دست دهند، به این موضوع که چه کسی باید آن خانهها را مقاوم مینمود نمیخواهم ورود کنم چون مشخص است اما کار کردن خبرهای زلزله و تعداد کشتهها واقعا برایم سخت بود., موسوی:, موسوی:,تلختر از خبرها هم، گزارشی بود که آخر سر توسط مدیرمسئول تبدیل به رپورتاژ شد و با معاملهای که او با یکی از ادارات انجام داد سه برابر مبلغ عادی آن را به فروش رساند و 18 میلیون ریال بابتش پول گرفت! واقعا مانده بودم که ما به درجهای از عرفان رسیدهایم که درد جماعت را هم تبدیل به رپورتاژ میکنیم.
, تلختر از خبرها هم، گزارشی بود که آخر سر توسط مدیرمسئول تبدیل به رپورتاژ شد و با معاملهای که او با یکی از ادارات انجام داد سه برابر مبلغ عادی آن را به فروش رساند و 18 میلیون ریال بابتش پول گرفت! واقعا مانده بودم که ما به درجهای از عرفان رسیدهایم که درد جماعت را هم تبدیل به رپورتاژ میکنیم.,شیرینترین خاطرهام منشوری است و به سفر احمدینژاد مربوط میشود، رئیس جمهور وقت در دوره اول به شهر ما سفر کرده بود و همه مثل ذرت بو داده میپریدند تا با وی عکس یادگاری بگیرند؛ بنده کم مانده بود به خاطر ازدحام جمعیت زمین بیافتم و آخر سر احمدی نژاد دستم را گرفت و با خنده عنوان کرد:"بیا عکست را بگیر"
, شیرینترین خاطرهام منشوری است و به سفر احمدینژاد مربوط میشود، رئیس جمهور وقت در دوره اول به شهر ما سفر کرده بود و همه مثل ذرت بو داده میپریدند تا با وی عکس یادگاری بگیرند؛ بنده کم مانده بود به خاطر ازدحام جمعیت زمین بیافتم و آخر سر احمدی نژاد دستم را گرفت و با خنده عنوان کرد:"بیا عکست را بگیر",قنبرزاده: خبرنگاران همواره برای مردم قلم زدهاند و اینبار هم از همکاران خود میخواهم جمله پایانیشان برای مردم باشد و دغدغههای امروز آنان را بگویند:
, قنبرزاده: خبرنگاران همواره برای مردم قلم زدهاند و اینبار هم از همکاران خود میخواهم جمله پایانیشان برای مردم باشد و دغدغههای امروز آنان را بگویند:, قنبرزاده: خبرنگاران همواره برای مردم قلم زدهاند و اینبار هم از همکاران خود میخواهم جمله پایانیشان برای مردم باشد و دغدغههای امروز آنان را بگویند:, قنبرزاده: خبرنگاران همواره برای مردم قلم زدهاند و اینبار هم از همکاران خود میخواهم جمله پایانیشان برای مردم باشد و دغدغههای امروز آنان را بگویند:,از دغدغههای اقتصادی تا فساد اداری!
, از دغدغههای اقتصادی تا فساد اداری!, از دغدغههای اقتصادی تا فساد اداری!, از دغدغههای اقتصادی تا فساد اداری!,حق پرست: مشکل مردم اقتصاد است و من مادری را میشناسم که سه فرزند دختر دارد که محصل نیز هستند، آن دختران پدری ندارند و اجارهنشین میباشند و تنها درآمد آنها از محل یارانه است. مشکل اقتصادی بیداد میکند و با هرکسی هم حرف میزنیم ابتدا از مسایل معیشتی میگوید.
, حق پرست: مشکل مردم اقتصاد است و من مادری را میشناسم که سه فرزند دختر دارد که محصل نیز هستند، آن دختران پدری ندارند و اجارهنشین میباشند و تنها درآمد آنها از محل یارانه است. مشکل اقتصادی بیداد میکند و با هرکسی هم حرف میزنیم ابتدا از مسایل معیشتی میگوید., حق پرست: , حق پرست: ,

,
, درخشان: مردم از فساد اداری ناراضیاند، مسئولین قدری هم به دغدغههای مسئولین برسند؛ برخی از کارمندان در برخی جایگاهها خیلی بیانصافی کرده و از موقعیتشان سوءاستفاده میکنند. جامعه نیازمند نظارت همه جانبه بر سازمانهاست.
, درخشان: مردم از فساد اداری ناراضیاند، مسئولین قدری هم به دغدغههای مسئولین برسند؛ برخی از کارمندان در برخی جایگاهها خیلی بیانصافی کرده و از موقعیتشان سوءاستفاده میکنند. جامعه نیازمند نظارت همه جانبه بر سازمانهاست., درخشان: , درخشان: ,موسوی: قشر بزرگی از جامعه با مسئله جوانان روبروست و همه میگویند مشکلات آن کی حل خواهد شد، جوانها کار ندارند و تشریفات زائد موجب شده تا شرایط ازدواجشان فراهم نگردد. حتی آن وامهای ازدواج را نیز به موقع و کامل نمیدهند تا زندگیهای جدیدی تشکیل یابد.
, موسوی: قشر بزرگی از جامعه با مسئله جوانان روبروست و همه میگویند مشکلات آن کی حل خواهد شد، جوانها کار ندارند و تشریفات زائد موجب شده تا شرایط ازدواجشان فراهم نگردد. حتی آن وامهای ازدواج را نیز به موقع و کامل نمیدهند تا زندگیهای جدیدی تشکیل یابد., موسوی:, موسوی:,قدیمها یک لشکر را به پسر 15 ساله میسپردند و اکنون یک دختر را دستِ مرد 30 ساله نمیدهند
, قدیمها یک لشکر را به پسر 15 ساله میسپردند و اکنون یک دختر را دستِ مرد 30 ساله نمیدهند, قدیمها یک لشکر را به پسر 15 ساله میسپردند و اکنون یک دختر را دستِ مرد 30 ساله نمیدهند, قدیمها یک لشکر را به پسر 15 ساله میسپردند و اکنون یک دختر را دستِ مرد 30 ساله نمیدهند,حقپرست: همین مسئله ازدواج جوانان نیز از اقتصاد نشأت میگیرد، اکنون پسر 25 ساله چه چیزی در بساط دارد و با کدام سرمایه میتواند ازدوج کند؟ در زمان جنگ اداره یک لشکر را به پسر 15 ساله میسپردند اما در شرایط فعلی نمیتوانند یک دختر را به دست پسر 30 سال دهند!
, حقپرست: همین مسئله ازدواج جوانان نیز از اقتصاد نشأت میگیرد، اکنون پسر 25 ساله چه چیزی در بساط دارد و با کدام سرمایه میتواند ازدوج کند؟ در زمان جنگ اداره یک لشکر را به پسر 15 ساله میسپردند اما در شرایط فعلی نمیتوانند یک دختر را به دست پسر 30 سال دهند!, حقپرست: , حقپرست: ,سلمانی: در زمان جنگ میانگین سنی فرماندهان 25 سال بود اما حالا مدیران ما 60 ساله هستند و به خاطر میز و قدرت حاضر نیستند عرصه را به جوانان واگذار کنند.
, سلمانی: در زمان جنگ میانگین سنی فرماندهان 25 سال بود اما حالا مدیران ما 60 ساله هستند و به خاطر میز و قدرت حاضر نیستند عرصه را به جوانان واگذار کنند., سلمانی: , سلمانی: ,,
روز خبرنگار آمد و رفت تا بار دیگر پایِ دردِ دل اصحاب رسانه بنشینیم و از دغدغههایی را که دارند صحبت کنیم، انتظار میرود مسئولین چنان همتی از خود نشان دهند که سال بعد حرفها و مشکلات امروز را تکرار نکنیم!
, روز خبرنگار آمد و رفت تا بار دیگر پایِ دردِ دل اصحاب رسانه بنشینیم و از دغدغههایی را که دارند صحبت کنیم، انتظار میرود مسئولین چنان همتی از خود نشان دهند که سال بعد حرفها و مشکلات امروز را تکرار نکنیم!,]
ارسال دیدگاه