فضای رسانهای قزوین چگونه است؟
خبر امحای مرغهای فاسد مهمتر از خبر خودسوزی یک انسان/ کتکخوری سهم خبرنگار، زمینخواری سهم متخلفان
امروز در شرایطی فضای رسانهای استان، علی الظاهر فعالیتهای روتین و بیرمق خود را ادامه میدهد که برخی روابط عمومیهای ادارات و خرده فرمایشات آنها همه فضای رسانهای استان قزوین را تسخیر کرده است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛به نقل از صبح قزوین؛-تذکر: مضمون این یادداشت مربوط به همه روابط عمومیهای استان و افراد متعهدی که در قالب این قشر با رسانهها همکاری میکنند، نیست. بلکه روی انتقاد راقم این سطور با تعدادی از روابط عمومیهای بیش فعال و بسیاری از اصحاب رسانه استان است که در قبال روابط عمومیها با ضعف، تنبلی و سودجویی عمل میکنند و این بدان معناست که برخی از روابط عمومیها و بسیاری از قشر موسوم به اصحاب رسانه موضوع اصلی این نوشتار هستند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, صبح قزوین,چرا باید خبر امحای مرغهای فاسد مهمتر از خبر خودسوزی یک انسان باشد؟
اواخر سال93 زمانی که یکی از شهروندان فقیر قزوینی بر اثر فشار مالی و ظلم یکی از بانکها در برابر صدها نفر از مردم قزوین خودسوزی کرد و بعد خبر مرگ وی منتشر شد، شعبه پربازدیدترین خبرگزاری کشور در قزوین خبر بسیار مهمی از «معدوم سازی مرغهای فاسد»، در یکی از شهرهای قزوین مخابره کرد و شعبه قزوین دومین خبرگزاری پربازدید استان نیز در تیتری از سخنان بسیار پیچیده استاندار سابق نقل کرد: «ضروری است آب قزوین حفظ شود»! و پس از آن نیز از فتح الفتوح «کشف ماتیکهای قاچاق» رونمایی کرد!
و آنچه از میان این اخبار بسیار مهم گم شد خبر تاسف بار خودسوزی شهروندی بود که اعضای خانواده وی بدون هیچ فریادرسی هرگز نتوانستند ذرهای حقوق نابود شده پدر خود را احقاق کنند.
گذشته از چند سایت پربازدید استان، بسیاری از خبرگزاریها و رسانههای مکتوب و مجازی قزوین روزانه مملو از اخبار بی ارزش، بی محتوا و خجالت آوری هستند که تنها به درد روابط عمومیهایی میخورد که قرار است با انتشار اخبارسازمانی در رسانهها به فکر جلب منافع خود و نابود کردن وجدان و اخلاق رسانهای در قزوین باشند.
فضای رسانهای قزوین تحت سلطه روابط عمومی ادارات
امروز در شرایطی فضای رسانهای استان، علی الظاهر فعالیتهای روتین و بیرمق خود را ادامه میدهد که برخی روابط عمومیهای ادارات و خرده فرمایشات آنها همه فضای رسانهای استان قزوین را تسخیر کرده است. بنابراین اصلا عجیب نیست که درست دو روز پس از فاجعه خودسوزی شهروندی در قزوین، پرمخاطب ترین رسانههای استان کاملاً بیتفاوت نسبت به خبری فاجعه آمیز، اخبار «کشف ماتیک قاچاق»، «مرغ فاسد» و «آب قزوین باید حفظ شود» را منتشر کنند.
علت این پدیده نیز مشخص است. نفوذ برخی افراد غیررسانهای و بعضا ضد رسانهای در مطبوعات و خبرگزاریهای استان که اصولا تخصص و از آن فراتر دغدغه اخلاقی نسبت به خانوادهای که پدرش در موعد عروسی دخترش در دل چاه فرو می رود و یا خودسوزی میکند، ندارد.
بنابراین کپی خبر از روی سایت و ایمیل روابط عمومیها و یا فشار روابط عمومیها بر رسانهها برای انجام این کار، تبدیل به جریان غالب خبررسانی کاذب در استان شده است. چنانکه اگر غریبهای بخواهد این استان را از روی رسانههای آن بررسی کند قزوین را آرمانشهری خواهد یافت که بزرگترین جرم وقوع یافته در آن« کشف مرغهای فاسد » و «قاچاق ماتیک فاسد» است!
اگر از موضوع تکراری خبرنگاران و روزنامه نگارنماها بگذریم، حقیقت مسئله این است که برخی از روابط عمومیهای استان نیز به گونهای کاملا غیرحرفهای و غیراخلاقی با رسانههای استان برخورد میکنند تا جایی که این دسته از روابط عمومیهای ادارات یکی از اصلیترین عوامل به ابتذال کشیده شدن رسانههای استان و خانه نشینی اصحاب واقعی رسانه در قزوین هستند. از سویی مردم استان را نیز از حق مسلم اطلاع از وقایع و شرایط شهر و استان خود محروم میکنند.
از تهدید خبرنگاران تا دخالت در امور رسانهای استان
این مدیران روابط عمومیها هستند که مدیران کل ادارات خود را بر علیه رسانههای استان تحریک، خبرنگاران را تهدید میکنند و با دخالت در امور رسانههای استان، حتی میخواهند نوع محتوای تولید شده در رسانهها را هم مطابق میل خود تنظیم کنند.
اگر خبرنگاری از روابط عمومی ادارهای پیرامون یک انتقاد پرسشی داشته باشد، برخی از مسئولان این روابط عمومیها در درجه اول با لاپوشانی سعی در توجیه تخلفات مدیران خود دارند.
پس از آن با بهانههایی چون «محرمانه است»، « جناب مدیر وقت ندارند»، «...در حیطه وظایف ما نیست» و سایر بهانههایی این چنین دست خبرنگار را خالی میگذارند. در حالی که همین روابط عمومیها برای انتشار اقدامات کاملا روتین و عادی در ادارات مطبوعشان، نهایت همکاری رسانهها را با خود متوقع هستند.
در نهایت تهدید خبرنگاران و سایر فعالان حوزه رسانه به اشکال مختلف – دعوت نکردن در نشست خبری، قطع همکاری، ارسال پاسخ نامههایی سراسر توهین و ناسزا و شکایت قضایی- آن هم به دلیل پیگیری انتقادهای مردم، از اهم وظایف برخی از روابط عمومیها و صدمات آنها به فضای رسانهای استان است.
حتی در مواردی دیده شده که روابط عمومی برخی از ادرات در همان گام اول با صدور جوابیههایی سراسر توهین و البته با تهدید شکایت قضایی، پاسخ یادداشتها و گزارشات انتقادی و غیرانتقادی رسانههای استان را دادهاند.
در این شرایط نمیتوان به تحقق فضای رسانهای استان قزوین و ظهور و پاگیری قشری که بمثابه گوش و چشم جامعه هستند و از حقوق قزوینیها دفاع میکنند، امیدوار بود و آنچه که در برخی رسانهها مخابره روزانه میگردد، بی ارزش و فاقد اعتبار رسانهای است زیرا مطابق میل روابط عمومیها هر روز و هر هفته، روی سایت و صفحه رسانههای مجازی و مکتوب استان نقش میبندد.
در این شرایط سخن گفتن از مقولهای به نام «فضای رسانهای استان»، امری دور از ذهن و یا حداقلی است بلکه بیشتر باید از «فضای روابط عمومیهای استان» سخن گفت. روابط عمومیهایی که در ذیل و حاشیه خود قشری نحیف و بی رمق به نام خبرنگاران و روزنامه نگاران را البته تحمل میکنند.
متولیان فرهنگی شعار ندهند
در این بین استاندار و مدیرکل فرهنگ و ارشاد استان از معدود افرادی هستند که با برخورداری از قدرت اجرایی، ساختاری و قانونی لازم میتوانند حداقل اندکی فضای رسانهای استان را از یوغ روابط عمومیها نجات و اجازه نفس کشیدن به خبرنگاران و روزنامه نگاران دهند.
انتظار این است این دو مسئول محترم در این راستا «بخش نامه»، «تذکر»، «جلسات جدی» و بطور کلی اقدام موثری انجام دهند «تا سیه روی شود هر که در او غش باشد».
اما لازم است که این دو مسئول محترم یاری کنند تا با عاری کردن فضای رسانهای استان از روابط عمومیهایی که حاشیه امنیتی مدیران متخلف هستند، هم رسانههای قزوین را به جایگاه واقعی آن برسانند و هم بجای تحمل دهها نفری که تنها لاپوشانی و چابلوسی از مدیران را برخود فرض میدانند، دهها چشم و گوش بیدار برای رصد مشکلات و کم کاری برخی از مسئولان و دردهای مردم قزوین داشته باشند.
در استان قزوین در بحث زمین خواری و تغییر کاربری زمینهای کشاورزان به بهانههای توسعه شهر، ایجاد شهرک توریستی و برخی هم با نمایش قدرت مدیریتی خود هر روز میدان را برای یک مسابقه «ویژه خواری» آماده میکنند، آنهایی که باید در صف اول مبارزه با افراد سودجو قرار بگیرند رسانههای استان هستند که متاسفانه یا میترسند یا اصلا انتفاع اندک خود را در خاموشی میدانند.
اما نباید ناگفته بماند که در بین اصحاب رسانه و مدیران روابط عمومیها ، افرادی پرتلاش و زحمت کش نیز وجود دارند، که به رسالت اصلی و انسانی و آرمانی و دینی خود پایبند و مورد خرید و فروش مدیران ضعیف با متاع رپرتاژ و آگهی قرار نمیگیرند و به خون شهدای عرصه خبر و اطلاع رسانی وفادار و در مسیردین و آرمانهای انقلاب حرکت میکنند و برای تهیه یک گزارش کتک هم میخورند، اما نمیگذارند متخلفان زمینهای کشاورزی استان با همنام سازی مناطق عیان نشین تهران املاک مردم را با تبصره و ماده ببلعند.
انتهای پیام/م
چرا باید خبر امحای مرغهای فاسد مهمتر از خبر خودسوزی یک انسان باشد؟
اواخر سال93 زمانی که یکی از شهروندان فقیر قزوینی بر اثر فشار مالی و ظلم یکی از بانکها در برابر صدها نفر از مردم قزوین خودسوزی کرد و بعد خبر مرگ وی منتشر شد، شعبه پربازدیدترین خبرگزاری کشور در قزوین خبر بسیار مهمی از «معدوم سازی مرغهای فاسد»، در یکی از شهرهای قزوین مخابره کرد و شعبه قزوین دومین خبرگزاری پربازدید استان نیز در تیتری از سخنان بسیار پیچیده استاندار سابق نقل کرد: «ضروری است آب قزوین حفظ شود»! و پس از آن نیز از فتح الفتوح «کشف ماتیکهای قاچاق» رونمایی کرد!
و آنچه از میان این اخبار بسیار مهم گم شد خبر تاسف بار خودسوزی شهروندی بود که اعضای خانواده وی بدون هیچ فریادرسی هرگز نتوانستند ذرهای حقوق نابود شده پدر خود را احقاق کنند.
گذشته از چند سایت پربازدید استان، بسیاری از خبرگزاریها و رسانههای مکتوب و مجازی قزوین روزانه مملو از اخبار بی ارزش، بی محتوا و خجالت آوری هستند که تنها به درد روابط عمومیهایی میخورد که قرار است با انتشار اخبارسازمانی در رسانهها به فکر جلب منافع خود و نابود کردن وجدان و اخلاق رسانهای در قزوین باشند.
فضای رسانهای قزوین تحت سلطه روابط عمومی ادارات
امروز در شرایطی فضای رسانهای استان، علی الظاهر فعالیتهای روتین و بیرمق خود را ادامه میدهد که برخی روابط عمومیهای ادارات و خرده فرمایشات آنها همه فضای رسانهای استان قزوین را تسخیر کرده است. بنابراین اصلا عجیب نیست که درست دو روز پس از فاجعه خودسوزی شهروندی در قزوین، پرمخاطب ترین رسانههای استان کاملاً بیتفاوت نسبت به خبری فاجعه آمیز، اخبار «کشف ماتیک قاچاق»، «مرغ فاسد» و «آب قزوین باید حفظ شود» را منتشر کنند.
علت این پدیده نیز مشخص است. نفوذ برخی افراد غیررسانهای و بعضا ضد رسانهای در مطبوعات و خبرگزاریهای استان که اصولا تخصص و از آن فراتر دغدغه اخلاقی نسبت به خانوادهای که پدرش در موعد عروسی دخترش در دل چاه فرو می رود و یا خودسوزی میکند، ندارد.
بنابراین کپی خبر از روی سایت و ایمیل روابط عمومیها و یا فشار روابط عمومیها بر رسانهها برای انجام این کار، تبدیل به جریان غالب خبررسانی کاذب در استان شده است. چنانکه اگر غریبهای بخواهد این استان را از روی رسانههای آن بررسی کند قزوین را آرمانشهری خواهد یافت که بزرگترین جرم وقوع یافته در آن« کشف مرغهای فاسد » و «قاچاق ماتیک فاسد» است!
اگر از موضوع تکراری خبرنگاران و روزنامه نگارنماها بگذریم، حقیقت مسئله این است که برخی از روابط عمومیهای استان نیز به گونهای کاملا غیرحرفهای و غیراخلاقی با رسانههای استان برخورد میکنند تا جایی که این دسته از روابط عمومیهای ادارات یکی از اصلیترین عوامل به ابتذال کشیده شدن رسانههای استان و خانه نشینی اصحاب واقعی رسانه در قزوین هستند. از سویی مردم استان را نیز از حق مسلم اطلاع از وقایع و شرایط شهر و استان خود محروم میکنند.
از تهدید خبرنگاران تا دخالت در امور رسانهای استان
این مدیران روابط عمومیها هستند که مدیران کل ادارات خود را بر علیه رسانههای استان تحریک، خبرنگاران را تهدید میکنند و با دخالت در امور رسانههای استان، حتی میخواهند نوع محتوای تولید شده در رسانهها را هم مطابق میل خود تنظیم کنند.
اگر خبرنگاری از روابط عمومی ادارهای پیرامون یک انتقاد پرسشی داشته باشد، برخی از مسئولان این روابط عمومیها در درجه اول با لاپوشانی سعی در توجیه تخلفات مدیران خود دارند.
پس از آن با بهانههایی چون «محرمانه است»، « جناب مدیر وقت ندارند»، «...در حیطه وظایف ما نیست» و سایر بهانههایی این چنین دست خبرنگار را خالی میگذارند. در حالی که همین روابط عمومیها برای انتشار اقدامات کاملا روتین و عادی در ادارات مطبوعشان، نهایت همکاری رسانهها را با خود متوقع هستند.
در نهایت تهدید خبرنگاران و سایر فعالان حوزه رسانه به اشکال مختلف – دعوت نکردن در نشست خبری، قطع همکاری، ارسال پاسخ نامههایی سراسر توهین و ناسزا و شکایت قضایی- آن هم به دلیل پیگیری انتقادهای مردم، از اهم وظایف برخی از روابط عمومیها و صدمات آنها به فضای رسانهای استان است.
حتی در مواردی دیده شده که روابط عمومی برخی از ادرات در همان گام اول با صدور جوابیههایی سراسر توهین و البته با تهدید شکایت قضایی، پاسخ یادداشتها و گزارشات انتقادی و غیرانتقادی رسانههای استان را دادهاند.
در این شرایط نمیتوان به تحقق فضای رسانهای استان قزوین و ظهور و پاگیری قشری که بمثابه گوش و چشم جامعه هستند و از حقوق قزوینیها دفاع میکنند، امیدوار بود و آنچه که در برخی رسانهها مخابره روزانه میگردد، بی ارزش و فاقد اعتبار رسانهای است زیرا مطابق میل روابط عمومیها هر روز و هر هفته، روی سایت و صفحه رسانههای مجازی و مکتوب استان نقش میبندد.
در این شرایط سخن گفتن از مقولهای به نام «فضای رسانهای استان»، امری دور از ذهن و یا حداقلی است بلکه بیشتر باید از «فضای روابط عمومیهای استان» سخن گفت. روابط عمومیهایی که در ذیل و حاشیه خود قشری نحیف و بی رمق به نام خبرنگاران و روزنامه نگاران را البته تحمل میکنند.
متولیان فرهنگی شعار ندهند
در این بین استاندار و مدیرکل فرهنگ و ارشاد استان از معدود افرادی هستند که با برخورداری از قدرت اجرایی، ساختاری و قانونی لازم میتوانند حداقل اندکی فضای رسانهای استان را از یوغ روابط عمومیها نجات و اجازه نفس کشیدن به خبرنگاران و روزنامه نگاران دهند.
انتظار این است این دو مسئول محترم در این راستا «بخش نامه»، «تذکر»، «جلسات جدی» و بطور کلی اقدام موثری انجام دهند «تا سیه روی شود هر که در او غش باشد».
اما لازم است که این دو مسئول محترم یاری کنند تا با عاری کردن فضای رسانهای استان از روابط عمومیهایی که حاشیه امنیتی مدیران متخلف هستند، هم رسانههای قزوین را به جایگاه واقعی آن برسانند و هم بجای تحمل دهها نفری که تنها لاپوشانی و چابلوسی از مدیران را برخود فرض میدانند، دهها چشم و گوش بیدار برای رصد مشکلات و کم کاری برخی از مسئولان و دردهای مردم قزوین داشته باشند.
در استان قزوین در بحث زمین خواری و تغییر کاربری زمینهای کشاورزان به بهانههای توسعه شهر، ایجاد شهرک توریستی و برخی هم با نمایش قدرت مدیریتی خود هر روز میدان را برای یک مسابقه «ویژه خواری» آماده میکنند، آنهایی که باید در صف اول مبارزه با افراد سودجو قرار بگیرند رسانههای استان هستند که متاسفانه یا میترسند یا اصلا انتفاع اندک خود را در خاموشی میدانند.
اما نباید ناگفته بماند که در بین اصحاب رسانه و مدیران روابط عمومیها ، افرادی پرتلاش و زحمت کش نیز وجود دارند، که به رسالت اصلی و انسانی و آرمانی و دینی خود پایبند و مورد خرید و فروش مدیران ضعیف با متاع رپرتاژ و آگهی قرار نمیگیرند و به خون شهدای عرصه خبر و اطلاع رسانی وفادار و در مسیردین و آرمانهای انقلاب حرکت میکنند و برای تهیه یک گزارش کتک هم میخورند، اما نمیگذارند متخلفان زمینهای کشاورزی استان با همنام سازی مناطق عیان نشین تهران املاک مردم را با تبصره و ماده ببلعند.
انتهای پیام/م
, چرا باید خبر امحای مرغهای فاسد مهمتر از خبر خودسوزی یک انسان باشد؟ ,
, خبرگزاری, خبرگزاری,
,
, خبرگزاری,
,
, فضای رسانهای قزوین تحت سلطه روابط عمومی ادارات ,
,
, خبرگزاری,
,
,
,
, از تهدید خبرنگاران تا دخالت در امور رسانهای استان ,
,
,
,
,
,
,
,
,
, متولیان فرهنگی شعار ندهند ,
,
,
,
,
,
,
,
ارسال دیدگاه