امام رضا (علیه السلام) و فرقه ی واقفیه

امام رضا (علیه السلام) و فرقه ی واقفیه
یکی از چالش های عصر امام رضا علیه السلام شکل گیری فرقه ی واقفیه بود؛ واقفیه به سردمداری چند تن از سرشناس ترین و معتمدترین اصحاب امام موسی کاظم (علیه السلام) به وجود آمد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از توفارقان ،از آن رو که این فرقه، در امامت امام کاظم (علیه السلام) ماندند و امامت امام رضا (علیه السلام) را انکار کردند، به واقفیه معروف شدند؛ این افراد برای همراه ساختن عامه مردم به بهانه های سست اشاره می کردند، و برای همراه ساختن برخی از سران و افراد سرشناس شیعه مبالغ هنگفتی را صرف می کردند تا با پیوستن و تبلیغ این افراد، منافع خود را حاصل کنند.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, توفارقان,

    اینکه دستگاه خلافت عباسی با وجود اختلاف و تفرقه بین مسلمانان و تشیع می توانست بهتر به خواسته های شوم خود عمل کند شاید تنها دلیلی بود که از برخورد با این فرقه ها خودداری می کرد. این نکته برای سردمداران و بنیانگذاران این فرقه و هر فرقه ی گمراه کننده دیگری از خورشید روشن تر بود که باطن این فرقه باطل بود و حقیقت راستین بعد از امام موسی کاظم (علیه السلام) در امامت امام رضا (علیه السلام) جلوه گر بود امّا چون این سردمداران با انکار امامت امام رضا (علیه السلام) منافع مادی حاصل می کردند، به ناچار رو در رو با امام، و تبلیغ علیه آن حضرت پرداختند.

,

     مهمترین و شاید تنها دلیلی که سران واقفیه را در امامت امام کاظم (علیه السلام) متوقف ساخت و به انکار امامت امام رضا (علیه السلام) سوق داد، این بود که: عدّه ای از اصحاب امام موسی کاظم (علیه السلام) که در هنگام شهادت ایشان، اموال فراوانی را به عنوان امانت  از امام کاظم (علیه السلام) در دست داشتند، با این بهانه که امام کاظم (علیه السلام) همان موعود هست و او زنده است و زمانی بازخواهد گشت، امامت امام رضا (علیه السلام) را انکار کردند تا از ادای امانت خوداری کنند و آن اموال را برای خود نگهدارند (1) و به تبع آن به دشمنی با امام رضا (علیه السلام) پرداختند.

,

    اینان برای فریب عامه مردم با توسل به برخی از سرشناسان شیعه این گونه استدلال کردند که به استناد فرمایش خود حضرت که می فرمودند: «به راستی امام را جز امام غسل نمی دهد.» (2) به تبلیغ این مطلب روی آوردند که امام موسی کاظم (علیه السلام) در مرو شهید شد حال آنکه در آن هنگام امام رضا علیه السلام در مدینه بودند و چنین تبلیغ کردند که اگر امام رضا (علیه السلام) پدر بزرگوارشان را غسل نداده اند پس امامت ایشان جای انکار دارد. بحث دیگری که این فرقه آن را دستمایه ی تبلیغ علیه امامت امام رضا (علیه السلام) کردند این مطلب بود که بعد از شهادت امام موسی کاظم (علیه السلام) جای این سوال بود که اگر امام رضا (علیه السلام) جانشین برحق پدرشان هستند پس چرا جانشین امامت که ائمّه  معصوم (علیهم السلام)سفارش کرده اند برای آن حضرت وجود ندارد؟ چرا که در این زمان هنوز امام محمد تقی (علیه السلام) به دنیا نیامده بود. بعدها با به دنیا آمدن آن حضرت، همین فرقه ، صغر سن آن حضرت را دلیل دیگر بر انکار امامت آن حضرت کردند تا از رد امانت به ایشان خوداری کنند.

,

     امام رضا (علیه السلام) بعد از شهادت پدر بزرگوارشان، از سران این فرقه ، خواستار ردّ امانت شدند و چون آن ها در مقابل این خواسته ی امام ایستادگی کردند و امامت آن حضرت را زیر سوال برده و انکار نمودند، امام (علیه السلام) شیعیان را از همنشینی با آن ها منع ، و زکات دادن به آن ها را منع کردند. از منظر امام (علیه السلام)، واقفیان افرادی منحرف از حق و گرفتار به معصیت بودند که سرانجام مرگ آن ها را زمانی در می یافت که در اوج بدبختی و بدعاقبتی بود. چنانچه روایت شده است: یکی از سران این فرقه، حمزه بن بزیع بود که امام (علیه السلام) در مورد او  فرمود: او گمان می کند پدر من زنده است این ها امروزشک می کنند و فردا بی دین و زندیق (کافر) از دنیا می روند؛ صفوان گوید:  پیش خود گفتم  این ها را که می شناسم در شک هستند چگونه ممکن است بی دین از دنیا روند، مدتی بعد شنیدم که یکی از این ها در هنگام مرگش گفته به خدایی که موسی بن جعفر را میرانده کافر هستم. و به این ترتیب صدق فرمایش امام رضا (علیه السلام) برایم ثابت شد. (3)

,

     واقفیه مصداق مشهور خوشنامانی هستند که روزگاری امین همه شیعیان بودند، امّا حبّ دنیا، آن ها را در مقابله با حق قرار داد حقیقتی که از پس قرن ها، جذبه ی حقانیّتش بسیاری را از دوردست ها در کنار بارگاهش به اسلام کشانده است و واقفیه با نزدیک بودن به محضر چندین امام معصوم، نه تنها خود را به ضلالت کشاندند بلکه گروه کثیری را هم به ورطه گمراهی بردند. هنوز از پس قرن ها شاید فریاد واقفیه میخواهد بر حقانیت امام رضا (علیه السلام) اقرار کند تا جهانیان درک کنند  باطل می تواند پیروان زیادی داشته باشد در میان این پیروان هم می توان شخصیت های شاخصی سراغ داشت که در درک حقیقت انسان را دچار سردرگمی می کنند و در قالب روشنفکر ادله های بظاهر متقاعد کننده ای دارند  و همواره عده ای حاضرند که برای منافع خود عقاید باطل را ترویج کنند و گاه این افراد می توانند از بزرگان علما باشند، هر چند حقیقت تنها باشد به خسران آخرت نمی ارزد که آگاهانه حقیقت را رها کرده و باطل را پیروی کنیم. واقفیان هیچگاه نه دارائیشان گروه عامه را که از آنان پیروی کردند، سود بخشید ونه آموزه ها و عملکردشان چراغی برای مسیر پر پیچ و خم قیامت مهیا ساخت.

,

 

,

منابع:

,

1-همگام با امام رضا علیه السلام از مدینه تا مرو، جلیل عرفان منش ، ص: 316-319 با تلخیص

,

2- اصول کافی، محمد بن یعقوب کلینی، ترجمه ی محمدباقر کمره ای، ج3: ص71

,

3- زندگانی امام موسی کاظم (علیه السلام)، محمد باقر بن محمد تقی مجلسی، ترجمه ی موسی خسروی،  ص237

,

انتهای پیام/م

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه