به مناسبت میلاد مسعود حضرت امام رضا(ع)؛

غزل در باغِ عشقِ یاس رویید – و آمد روز میلادِ رضا عید

غزل در باغِ عشقِ یاس رویید – و آمد روز میلادِ رضا عید
به مناسبت میلاد مسعود حضرت امام رضا علیه‌السلام ، قطعه شعر« امیرِ جاودانِ دولتِ عشق »تقدیم به مدافعان حرم فاطمی در حلب می شود.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ و به نقل از پیک هشترود، متن جدیدترین اثرمنصور نظری از شاعران ارزشی کشورمان بمناسبت میلاد امام رضا(ع) بدین شرح است:

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پیک هشترود, پیک هشترود,

 
سحرگاهِ ازل، زد شمسِ حق سر –  جهان آمد پدید از عشقِ حیدر
ز چشم خیسِ زهرا ریخت باران  –  گِل آمد خاکِ قوم سر به داران

,
,
,

بر آن گِل نفخۀِ زهرا دمیدند  –  مدافع‌ها حرم را آفریدند
حرم را مرغ‌دل سودای پرواز-  ازل را این‌چنین شد عشق آغاز

,
,

کبوترهایِ عاشق بار بستند  –  گشوده پر قفس‌ها را شکستند
جگرخون غم یاس کبودند –  به شهر عشق زینب پر گشودند

,
,

حلب را کربلا برپا نمودند – و بابی از شهادت را گشودند
قمر رویان عاشق پیشۀِ مست – شدند از بادۀِ عشق ولا مست

,
,

پرستوهای خونین تن پریدند  –  غم و رنج و بلا را برگزیدند
به خاک آغشته در خون آرمیدند –  به دشت کربلا گلگون رسیدند

,
,

به وادیِ بلا زهرا پرستان –  مدافع بر حرم گشتند مستان
کُند تا بار دیگر عشق اِعجاز –  قمر بر گِرد زینب، کِشته صف باز

,
,

خدا را وَه چه زیبایست پرواز –  قمر را یاسِ زهرا عاشقی باز
ز غوغای عطش بر چشم عباس  –  غزل پوشیده باران بر رُخِ یاس

,
,

به رقصِ گُل، ترنم ساز بلبل  –  به غارت برده هوشِ نسترن، مُل
به باغِ عشقِ حیدر، یاس رویان –  بنفشه می‌دوید الله گویان

,
,

به عشق یاسِ نیلی، نسترن مست –  به خون آلاله‌ها آغشته تن مست
ز صهبای حسینی‌ِاش، حسن مست  –  شرابِ کهنه پوشیده کفن مست

,
,

صبا مست و سحر مست و چمن مست – به عالم تا غمِ یاسِ کبود است
و آن دم سر زد از چشمِ سحرگاه –  به میلاد ِرضا شمسی یدُالله

,
,

ملک پیمانه در دست و خدا مست –  که روز عید میلاد رضایست
به شاخ سبز شیدایی شکفت عید –  و از ابر شهادت عشق بارید

,
,

ملک را برده از سر هوش از عشق – بر او موسی گشود آغوش از عشق
به شوق عشق زهرا زد رضا دم  – هوا شد غرقِ عطر یاس و مریم

,
,

رضا تا پا نهد حق را به عرشه  –  به دورِ لاله دست‌افشان بنفشه
غزل در باغِ عشقِ یاس رویید –  و آمد روز میلادِ رضا عید

,
,

ز خاک خورده باران ارغوان رُست  –  غبارِ آسمان اشک قمر شُست
و سر آندم ملک بر خاک سایید  – رضا را در خدا آن دم جلی دید

,
,

ز خون‌دل به سر گیسو شرابی –  قبا پوشیده بر مَه آفتابی
امیرِ جاودانِ دولتِ عشق – بر او کروبیان سر در خطِ عشق

,
,

کران تا بیکران تحت نگینش –  قلم پردازِ غم، روح‌الامینش
قدح نوشان وحدت خوشه چینش –  حقیقت سرمۀِ عین‌الیقینش

,
,

ز اَعلی تا رضا آمد پدید عشق –  خدا از بهر زهرا آفرید عشق
غزل، دفتر، قلم، مشک و علم، دست  –  شدند از بادۀِ عشق ولا مست

,
,

و این‌گونه رضا آمد به هستی –  علم‌دار ره یکتاپرستی
نسب دارد رضا از یاس نیلی – از آن بانوی خورده ضرب سیلی

,
,

مدافع بر حرم را عید عشق است – حلب مست از می ناب دمشق است
به امید ظهور حضرت یار…

,
,

 

,

منصور نظری

,

 

,

انتهای پیام/م

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه