رئیس پلیس امیدیه؛

سناریوی اغتشاش در شهرک یاسر امیدیه

سناریوی اغتشاش در شهرک یاسر امیدیه
بعداز انتشار اخبار گوناگون در ارتباط با خشونتی بی مانند در شهرک یاسر شهرستان امیدیه و بازتاب حیرت انگیز و وسیعِ آن در شبکه های اجتماعیِ شهرستان ، با علم به کذب بودن اخبار مرتبط با این موضوعِ امنیتی ، شورای تحریر خبرگزاری امید نیوز ، پس از بررسی جوانب امر ، به جای پوشش رایج و البته انتشار شرح خبر طبق اصول اولیه ی خبر نویسی ، تصمیم به گشودنِ پرونده ای با عنوان اولیه ی «سناریوی اغتشاش» گرفت.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از امید نیوز:البته این که گفتیم پرونده ، در واقع اصطلاحی خودمانی ست که در ارتباط با موضوعاتی به کار می رود که لازم به شرح و بسط موضوع با بهره گیری از روش تحقیق از زوایای مختلف است.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, امید نیوز,

در ابتدا سری به خبر منتشر شده زدیم. شرح گزارشی کامل و جالب توجه. گویا خبرنگاری چیره دست در تمام مدت زمان درگیری ، با به جان خریدن خطر مرگ ، در میان صدها گلوله ای که شلیک شد ، ایستاده و در راه رسالت خبرنگاری ، می رفت تا هر لحظه ، جان به جان آفرین تسلیم کند. اینگونه ، او به عنوان شاهد کشتاری بی رحمانه ، در انتها با برداشتن چند تصویر از صحنه ی مخوف درگیری مسلحانه ، ماموریت خود را به پایان رسانیده و پیروزمندانه راهیِ خانه اش شده...

,

به راستی در همین نگاه اول ، می توان به توّهم نویسنده ی خبر و البته تأثیر پذیری اش از فیلم های اکشن هالیوودی در هنگام به تحریر در آوردنِ آنچه ما «سناریوی اغتشاش» نامیدیم ، پی برد.
خبری که تنها باعث رعب و وحشت نمی شود ، بل که به لطیفه ای ساده لوحانه می ماند.

,
,

در نهایت نیز با اضافه نمودن چند تصویر از درگیریِ نیروهای زحمتکش پلیس با اشرارِ ساکن در شهرهای مرزی ، روایت هالیوودی اش را به پایان رساند...

,

اما به حکم رسالت خبرنگاری و وظیفه ای که به عنوان نماینده ی مردم در طرح پرسش بر دوش داریم ، در گام بعدی ، پس از تماس با فرمانده ی محترم نیروهای انتظامی شهرستان امیدیه ، سرهنگ پرون و درخواست فرصتی برای گفت و شنودی رو در رو ، راهیِ دفتر کار بالاترین مقام پلیس شهرستان شدیم.

,


  پلیس ، چشمانِ بیدارِ قانون


بر خلاف انتظار ما ، ساختمان مرکزی پلیس ، فارغ از هرگونه رفت و آمد خاص ، شلوغی و اضطراب و بلوا و آماده باشِ نیروهای پلیس ، روزی کاملاً عادی ، با آمد و شد های رایج در سکوتی مثال زدنی را تجربه می کرد.
از خود پرسیدیم :
با این همه خبرهای تکان دهنده و بلوا ، چنین سکوتی عجیب نیست؟
فرمانده ی محترم نیروی پلیس ، به این پرسش ما ، حرارت بیشتری داد وقتی در ابتدای گفت و شنود ، با تبسم و البته آسودگی خیال که در چهره ی شان موج می زد ، این گونه گفتند:

« پیش از هر چیز ، باری دیگر سالروز گرامی داشتِ خبرنگار را به شما ، همکاران تان و البته تمامی اهالی دنیای خبر و خبرنویسی شهرستان امیدیه ، تبریک عرض می کنم. بسیار خرسندم که برای دومین مرتبه ، خداوند توفیقی عطا فرمودند تا از تریبون شما ، با شهروندان محترم شهرستان ، به صحبت بنشینم.»

برای ما جالب توجه بود . ایشان در جریان دلیل اصلی حضور ما و آن خبر جنجالی و البته سناریوی اکشنِ هالیوودی قرار گرفته بودند اما در چهره ی شان ، خبری از استرس حاصل از اتفاق ، دیده نمی شد! گفتیم : تبریک روز خبرنگار ، شاید دلیل موجهی باشد برای درخواست توصیه ای از سوی شما برای اصحاب خبر ...
فرمودند:
«به نوبه ی خود ، آرزومند مانند کوهی استوار ، نگهبان و نگاه دارنده ی اعتماد بین مردم و مسئولین باشید. همان گونه که خدا را شکر ، تا به حال نیز بوده اید.
البته تقاضایی هم دارم. این که این خبرگزاری در کنار اطلاع رسانی اخبار و وقایع شهرستان ، در هنگام نقد و تحلیل هر موضوع ، به صورت تخصصی و البته منصفانه ، در جایگاه نقد قرار بگیرد. همواره با در نظر داشتن جایگاه ویژه ی رسالت خبرنگاری ، کاملاً بی ظرف ، به قضایا بنگرید.»

گفتیم : بی شک همین موضوع که فرمودید ، آشکارا ترین دلیلی است که باعث شد در این فرصت خاص ، مزاحم اوقات تان شویم.
بدون تردید نباید از اخبار منتشر شده در سطح شهرستان ، بی خبر مانده باشید.
سرهنگ پرون با همان تبسم ، سری به معنای تأیید ، تکان داده و در ادامه افزودند:
«بی خبر که نمی مانیم. ما چشمانِ بیدارِ قانون هستیم. اگر بنا باشد اتفاقی بیفتد و یا جریان به حرکت در بیاید که ما متوجه ی آن نشویم ، چگونه می توانیم در مقابل شهروندان و همچنین قانون ، سرِ خود را بلند کنیم؟
آری ، ما نیز در جریان اخبار منتشر شده قرار گرفتیم. از همان اولین زمزمه هایی که آغاز شد...
به وضوح شاهد انتشارِ اخباری در فضای مجازی در سطح شهرستان امیدیه بودیم. باعث تأسف است. باعث تأسف ما و همه ی آنها که به راستی ، دلسوز شهرستان ، کشور و حکومت عزیز اسلامی مان هستند.
اخباری کاملاً کذب ، که متأسفانه با سرعتی شگفت انگیز ، دست به دست ، چرخید. خبری مربوط به درگیری مسلحانه در شهرک یاسر که منجر به کشته و زخمی شدن چند تن از متخلفین و البته به شهادت رسیدن تعدادی از نیروهای رزمنده و ورزیده ی یگان ویژه...
عقل سلیم ، به سادگی می تواند کذب بودن چنین خبری را تشخیص دهد . اما خب ، شهروندان درستکار و با محبت ما ، متاسفانه گاهی تنها به دلیل قلب صاف و صادق خود ، فریبکاران را نیز به عنوان افرادی صادق می پذیرند. اینگونه است که سخنی کذب ، به سادگی باورشان می شود.»


گفتیم : پس شما با اهالی شهرک یاسر به مشکل خاصی بر نخوردید؟


گفتند:«پرسشی به موقع بود. باید در همین جای بحث تأکید کنم که اکثریت قریب به اتفاقِ ساکنین محترم شهرک یاسر ، شهروندانی شریف ، مؤمن ، ولایتمداری و به معنای کامل کلمه ، مسلمان هستند. با نیروی پلیس نیز در مواقع مورد لزوم ، همکاری های لازم را دارند. خب ، در تاریخ ۸/مرداد/۹۵ موردی در یکی از محله های شهرک یاسر پیش آمد. درگیریِ خیلی گذرایی که با دخالت به موقع ، از پیش تمرین شده و عملکردی استاندارد از سوی پلیس که با هماهنگی مقام قضایی صورت گرفت ، به طور کامل مدیریت شد.
متخلفین هم که نه در برابر نیروی پلیس ، بلکه برای ایجاد رعب و وحشت ، یکدیگر را با سلاح گرم و چند شلیک پراکنده ی هوایی، تهدید کرده بودند ، شناسایی و تحت پیگرد قرار گرفتند. متخلفینی که در زمان حضور پلیس ، از محدوده ی شهرک یاسر ، متواری نشده بودند ، دستگیر و به مقامات قضایی تحویل داده شدند. اما لازم به ذکر است تعدادی معدود نیز کماکان تحت پیگرد جدی و پیگیرِ مراجع قضایی و پلیس هستند.
فرصت را مناسب می دانم که از همین تریبون به این افراد ، توصیه ای جدی کنم. برای خود ایشان بسیار بسیار بهتر است که هر چه زودتر خود را به مقامات قضایی یا پلیس ، معرفی کرده تا پرونده با شرایطی غیر پیچیده مراحل قانونی اش را طی کند. چرا که جایی برای فرار از دستان توانمند قانون ، وجود ندارد. اگر این افراد ، نه به اراده ی خود که با پیگیری نیروهای حافظ قانون ، دستگیر شوند ، قانون هیچ گونه تخفیفی در مجازات شان قائل نخواهد شد.»

تا این بخش ، به برخی پاسخ ها در حل پرونده ی «سناریوی اغتشاش» رسیدیم. همین بود که کمی پا را فراتر گذاردیم و اینگونه ادامه دادیم که ؛ پرسشی که در اینجا برای ما پیش آمده ، مربوط است با استفاده از سلاح گرم در مکانی عمومی ست. در این زمینه ، چه صحبتی دارید؟

فرمانده ی نیروی پلیس شهرستان که گویا خود نیز در این مورد ، دلخور است ، سری تکان داد و افزود:
«پیش از گفتن پاسخ به پرسش مطرح شده ی شما ، می خواهم گِلِه ای داشته باشم. البته نقش شما نیز در این زمینه ، با استفاده از امکان فرهنگسازی و اطلاع رسانی ، نقشی پر رنگ محسوب می شود.
ما دو دسته شهروند مسلخ به سلاح گرم داریم. آنهایی که با جدی نگرفتن قوانین مرتبط با حمل سلاح گرم ، اقدام به خریداری و نگهداری سلاح گرم بدون مجوز می کنند.
به طور کاملاً جدی به این افراد اخطار می کنم ، چنانچه خود برای تسلیم سلاح غیر مجاز شان به مقامات پلیس یا قضایی ، اقدامی صورت دهند ، پرونده ی سلاح مذکور به ساده ترین شکل ممکن و بیشترین میزان همکاری مجری قانون با افراد مذکور ، روال اداری خود را طی کرده و به ثمر می نشیند. اما چنانچه با خیال پنهان نمودن سلاح از چشمان باز قانون ، اقدام به تسلیم سلاح خود نکنند ٬ دور یا زود ، زمانی به خود می آیند که در دستان قانون و در حال تسلیم شدن به مقام قضایی اند. که در آن صورت ، متأسفانه مورد غضب قانون ، با اشد مجازات قرار می گیرند.
اما گروه دوم ، آن دسته از شهروندان هستند که با احترام به قوانین حمل سلاح گرم ، اقدام به تهیه ی سلاح گرمِ دارای مجوز قانونی کرده اند. متأسفانه مواردی دیده می شود که برخی از این عزیزان در مراسم های مختلف شادی و غم ، با استفاده از این سلاح ها ، به پایکوبی یا بزرگداشت عزیزان خود می پردازند. باید در همین جا به این شهروندان نیز اخطار کنم ، همان طور که در هنگام اخذ مجوز حمل سلاح به آنها اعلام شده ، اقدام به تیر اندازی در اماکنی که مصونیت شلیک سلاح گرم دارند ، مانند اماکن عمومی و سطح شهرها ، هر گونه استفاده از این سلاح ها ، تخطی از قانون به شمار رفته ، علاوه بر ضبط سلاح توسط مقام قضایی و البته لغو مجوز مالک ، صاحب سلاح برای تعیین میزان محکومیت ، به قوه ی قضایی تسلیم می گردد.»

بحث پرونده ی نشر اکاذیب که به وضوح روشن شده بود. هر چند کماکان پرسش های در ارتباط با همان موضوع انتشار اخبار کذب ، در ذهن مان داشتیم. اما شرایط را مناسب دیدیم برای بسط گفت و گو در ارتباط با برخی معضلات شهروندان .
پرسیدیم: برخورد با تخلفات ، باعث شادی شهروندان است. شهروندان عزیز و خوانندگان ما ، با مطالعه ی توصیه ها و اخطار های شما به متخلفان ، بی شک به آینده ای با درصد امنیت بالاتر امیدوار می شوند. در این زمینه چه مژده ای برای ما دارید؟
سرهنگ پرون پس از اندکی تفکر ، با متانت خاص خودشان لبخندی معنادار تحویل ما داده و گفتند:
«بگذارید از زاویه ای دیگر به ماجرا نگاه کنیم. این که به جای برخورد قاطعانه با جرم ، صورت مسئله را تصحیح کنیم. به عبارتی چگونه جرم را کاهش دهیم ، موضوع قابل تأملی است.
راهکار بنده برای این موضوع ، حمایت و همکاریِ بزرگان شهرستان ، با نیروی پلیس است. سرِ صحبت ام با آن دسته از عزیزان است که به عنوان بزرگان اقوام ، طوایف و محله های مختلف شهرستان به حساب می آیند. من رسماً دعوت می کنم از روحانیونِ محترم ، سیدها و سادات گرامی، بزرگانِ طوایف ، شیوخ گرانقدر ، اُدبا ، معتمدین و تمام کسانی که می توانند نقش تأثیر گذار بر شرایط فکری و عملکرد مردم شهرستان داشته باشند. دعوت می کنم تا شانه به شانه ی نیروهای زحمتکش و دلسوز پلیس ، در حل مشکلات و معضلات پیش آمده در محله ها ، برقراری آرامش در زمان بروز مواردی که در ابتدا به سادگی قابل کنترل هستند و البته در زمینه ی فرهنگسازی در بین طوایف ، به یاری نیروی پلیس بیایند. ما به گرمی از حضور و همکاریشان استقبال می کنیم .»

دعوتی همگانی ، صادقانه و جالب توجهی بود. در طول سالها فعالیت ، این از معدود دفعاتی بود که چنین صراحت کلامی را می دیدم.
تشکر کردم. به نمایندگی از تمام ساکنین شهرستان ، تشکر کردم.
فرمانده ی پلیس امیدیه اما در پاسخ ، با همان تبسم ادامه دادند:
«نیازی به تشکر نیست. وجودِ امنیت ، وظیفه ی ما و حق مردم شریف شهرستان است.
ما برای انجام وظیفه ، انتظار تشکر نداریم اما رعایت قانون توسط شهروندان ، قدردانی و خسته نباشید به ما و همکاران مان است.»

چه سخن زیبایی فرمودید. بسیار لذت بردم. بی شک نشان از خرد شما دارد. و به عنوان گفته ی پایانی اگر موضوعی مـَدِ نظر دارید....

«مسئله ای دیگر را باید توصیه کنم که این روزها معضلی بسیار بزرگ است. در مواردی بسیار ، دیده شده که شهروندان عزیز ، با وسیله ی نقلیه ی فاقد پلاک در حرکت هستند.
در همینجا به این شهروندان عزیز توصیه می کنم که مامورین پلیس ، برای حفظ امنیت شهرستان محل زندگی خود شما ، موظف شده اند که پس از تحویل هر گونه وسیله ی نقلیه ی فاقد پلاک ، از موتور سیکلت گرفته تا انواع اتومبیل به پارکینگ ، مالک وسیله ی نقلیه را نیز به مقامات قضایی معرفی کرده تا مقام محترم قضایی، برای برخوردی قانونمدار با آن شهروند محترم اما متخلف ، تصمیمات لازم را مبذول نمایند.
باور کنید خود ما از این که شهروندان عزیز ، گاهی بخاطر ارتکاب به تخلفاتی که در واقع می توانند مرتکب نشوند ، دچار مشکلاتی از جمله توقیف اموال یا بازداشت می شوند ، به هیچ عنوان خرسند نمی شویم . اما وقتی کسی دل به حال خود نمی سوزاند ، باید به خاطر داشته باشد که نیروی پلیس ، مأمور است به حفظ امنیت و موظف به انجام وظیفه...
انشاالله که شهروندان گرامی با رعایت و احترام به قوانین ، خستگی را از تن همکاران ما بزدایند...

دعوتی همگانی ، صادقانه و جالب توجهی بود. در طول سالها فعالیت ، این از معدود دفعاتی بود که چنین صراحت کلامی را می دیدم.
تشکر کردم. به نمایندگی از تمام ساکنین شهرستان ، تشکر کردم.
فرمانده ی پلیس امیدیه اما در پاسخ ، با همان تبسم ادامه دادند:
«نیازی به تشکر نیست. وجودِ امنیت ، وظیفه ی ما و حق مردم شریف شهرستان است.
ما برای انجام وظیفه ، انتظار تشکر نداریم اما رعایت قانون توسط شهروندان ، قدردانی و خسته نباشید به ما و همکاران مان است.»

چه سخن زیبایی فرمودید. بسیار لذت بردم. بی شک نشان از خرد شما دارد. و به عنوان گفته ی پایانی اگر موضوعی مـَدِ نظر دارید....

«مسئله ای دیگر را باید توصیه کنم که این روزها معضلی بسیار بزرگ است. در مواردی بسیار ، دیده شده که شهروندان عزیز ، با وسیله ی نقلیه ی فاقد پلاک در حرکت هستند.
در همینجا به این شهروندان عزیز توصیه می کنم که مامورین پلیس ، برای حفظ امنیت شهرستان محل زندگی خود شما ، موظف شده اند که پس از تحویل هر گونه وسیله ی نقلیه ی فاقد پلاک ، از موتور سیکلت گرفته تا انواع اتومبیل به پارکینگ ، مالک وسیله ی نقلیه را نیز به مقامات قضایی معرفی کرده تا مقام محترم قضایی، برای برخوردی قانونمدار با آن شهروند محترم اما متخلف ، تصمیمات لازم را مبذول نمایند.
باور کنید خود ما از این که شهروندان عزیز ، گاهی بخاطر ارتکاب به تخلفاتی که در واقع می توانند مرتکب نشوند ، دچار مشکلاتی از جمله توقیف اموال یا بازداشت می شوند ، به هیچ عنوان خرسند نمی شویم . اما وقتی کسی دل به حال خود نمی سوزاند ، باید به خاطر داشته باشد که نیروی پلیس ، مأمور است به حفظ امنیت و موظف به انجام وظیفه...
انشاالله که شهروندان گرامی با رعایت و احترام به قوانین ، خستگی را از تن همکاران ما بزدایند...
والسلام علیکم »

,


  پلیس ، چشمانِ بیدارِ قانون

,
,   پلیس ، چشمانِ بیدارِ قانون,

, , ,


بر خلاف انتظار ما ، ساختمان مرکزی پلیس ، فارغ از هرگونه رفت و آمد خاص ، شلوغی و اضطراب و بلوا و آماده باشِ نیروهای پلیس ، روزی کاملاً عادی ، با آمد و شد های رایج در سکوتی مثال زدنی را تجربه می کرد.
از خود پرسیدیم :
با این همه خبرهای تکان دهنده و بلوا ، چنین سکوتی عجیب نیست؟
فرمانده ی محترم نیروی پلیس ، به این پرسش ما ، حرارت بیشتری داد وقتی در ابتدای گفت و شنود ، با تبسم و البته آسودگی خیال که در چهره ی شان موج می زد ، این گونه گفتند:

« پیش از هر چیز ، باری دیگر سالروز گرامی داشتِ خبرنگار را به شما ، همکاران تان و البته تمامی اهالی دنیای خبر و خبرنویسی شهرستان امیدیه ، تبریک عرض می کنم. بسیار خرسندم که برای دومین مرتبه ، خداوند توفیقی عطا فرمودند تا از تریبون شما ، با شهروندان محترم شهرستان ، به صحبت بنشینم.»

برای ما جالب توجه بود . ایشان در جریان دلیل اصلی حضور ما و آن خبر جنجالی و البته سناریوی اکشنِ هالیوودی قرار گرفته بودند اما در چهره ی شان ، خبری از استرس حاصل از اتفاق ، دیده نمی شد! گفتیم : تبریک روز خبرنگار ، شاید دلیل موجهی باشد برای درخواست توصیه ای از سوی شما برای اصحاب خبر ...
فرمودند:
«به نوبه ی خود ، آرزومند مانند کوهی استوار ، نگهبان و نگاه دارنده ی اعتماد بین مردم و مسئولین باشید. همان گونه که خدا را شکر ، تا به حال نیز بوده اید.
البته تقاضایی هم دارم. این که این خبرگزاری در کنار اطلاع رسانی اخبار و وقایع شهرستان ، در هنگام نقد و تحلیل هر موضوع ، به صورت تخصصی و البته منصفانه ، در جایگاه نقد قرار بگیرد. همواره با در نظر داشتن جایگاه ویژه ی رسالت خبرنگاری ، کاملاً بی ظرف ، به قضایا بنگرید.»

گفتیم : بی شک همین موضوع که فرمودید ، آشکارا ترین دلیلی است که باعث شد در این فرصت خاص ، مزاحم اوقات تان شویم.
بدون تردید نباید از اخبار منتشر شده در سطح شهرستان ، بی خبر مانده باشید.
سرهنگ پرون با همان تبسم ، سری به معنای تأیید ، تکان داده و در ادامه افزودند:
«بی خبر که نمی مانیم. ما چشمانِ بیدارِ قانون هستیم. اگر بنا باشد اتفاقی بیفتد و یا جریان به حرکت در بیاید که ما متوجه ی آن نشویم ، چگونه می توانیم در مقابل شهروندان و همچنین قانون ، سرِ خود را بلند کنیم؟
آری ، ما نیز در جریان اخبار منتشر شده قرار گرفتیم. از همان اولین زمزمه هایی که آغاز شد...
به وضوح شاهد انتشارِ اخباری در فضای مجازی در سطح شهرستان امیدیه بودیم. باعث تأسف است. باعث تأسف ما و همه ی آنها که به راستی ، دلسوز شهرستان ، کشور و حکومت عزیز اسلامی مان هستند.
اخباری کاملاً کذب ، که متأسفانه با سرعتی شگفت انگیز ، دست به دست ، چرخید. خبری مربوط به درگیری مسلحانه در شهرک یاسر که منجر به کشته و زخمی شدن چند تن از متخلفین و البته به شهادت رسیدن تعدادی از نیروهای رزمنده و ورزیده ی یگان ویژه...
عقل سلیم ، به سادگی می تواند کذب بودن چنین خبری را تشخیص دهد . اما خب ، شهروندان درستکار و با محبت ما ، متاسفانه گاهی تنها به دلیل قلب صاف و صادق خود ، فریبکاران را نیز به عنوان افرادی صادق می پذیرند. اینگونه است که سخنی کذب ، به سادگی باورشان می شود.»

,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,


گفتیم : پس شما با اهالی شهرک یاسر به مشکل خاصی بر نخوردید؟

,
, پس شما با اهالی شهرک یاسر به مشکل خاصی بر نخوردید؟,


گفتند:«پرسشی به موقع بود. باید در همین جای بحث تأکید کنم که اکثریت قریب به اتفاقِ ساکنین محترم شهرک یاسر ، شهروندانی شریف ، مؤمن ، ولایتمداری و به معنای کامل کلمه ، مسلمان هستند. با نیروی پلیس نیز در مواقع مورد لزوم ، همکاری های لازم را دارند. خب ، در تاریخ ۸/مرداد/۹۵ موردی در یکی از محله های شهرک یاسر پیش آمد. درگیریِ خیلی گذرایی که با دخالت به موقع ، از پیش تمرین شده و عملکردی استاندارد از سوی پلیس که با هماهنگی مقام قضایی صورت گرفت ، به طور کامل مدیریت شد.
متخلفین هم که نه در برابر نیروی پلیس ، بلکه برای ایجاد رعب و وحشت ، یکدیگر را با سلاح گرم و چند شلیک پراکنده ی هوایی، تهدید کرده بودند ، شناسایی و تحت پیگرد قرار گرفتند. متخلفینی که در زمان حضور پلیس ، از محدوده ی شهرک یاسر ، متواری نشده بودند ، دستگیر و به مقامات قضایی تحویل داده شدند. اما لازم به ذکر است تعدادی معدود نیز کماکان تحت پیگرد جدی و پیگیرِ مراجع قضایی و پلیس هستند.
فرصت را مناسب می دانم که از همین تریبون به این افراد ، توصیه ای جدی کنم. برای خود ایشان بسیار بسیار بهتر است که هر چه زودتر خود را به مقامات قضایی یا پلیس ، معرفی کرده تا پرونده با شرایطی غیر پیچیده مراحل قانونی اش را طی کند. چرا که جایی برای فرار از دستان توانمند قانون ، وجود ندارد. اگر این افراد ، نه به اراده ی خود که با پیگیری نیروهای حافظ قانون ، دستگیر شوند ، قانون هیچ گونه تخفیفی در مجازات شان قائل نخواهد شد.»

تا این بخش ، به برخی پاسخ ها در حل پرونده ی «سناریوی اغتشاش» رسیدیم. همین بود که کمی پا را فراتر گذاردیم و اینگونه ادامه دادیم که ؛ پرسشی که در اینجا برای ما پیش آمده ، مربوط است با استفاده از سلاح گرم در مکانی عمومی ست. در این زمینه ، چه صحبتی دارید؟

فرمانده ی نیروی پلیس شهرستان که گویا خود نیز در این مورد ، دلخور است ، سری تکان داد و افزود:
«پیش از گفتن پاسخ به پرسش مطرح شده ی شما ، می خواهم گِلِه ای داشته باشم. البته نقش شما نیز در این زمینه ، با استفاده از امکان فرهنگسازی و اطلاع رسانی ، نقشی پر رنگ محسوب می شود.
ما دو دسته شهروند مسلخ به سلاح گرم داریم. آنهایی که با جدی نگرفتن قوانین مرتبط با حمل سلاح گرم ، اقدام به خریداری و نگهداری سلاح گرم بدون مجوز می کنند.
به طور کاملاً جدی به این افراد اخطار می کنم ، چنانچه خود برای تسلیم سلاح غیر مجاز شان به مقامات پلیس یا قضایی ، اقدامی صورت دهند ، پرونده ی سلاح مذکور به ساده ترین شکل ممکن و بیشترین میزان همکاری مجری قانون با افراد مذکور ، روال اداری خود را طی کرده و به ثمر می نشیند. اما چنانچه با خیال پنهان نمودن سلاح از چشمان باز قانون ، اقدام به تسلیم سلاح خود نکنند ٬ دور یا زود ، زمانی به خود می آیند که در دستان قانون و در حال تسلیم شدن به مقام قضایی اند. که در آن صورت ، متأسفانه مورد غضب قانون ، با اشد مجازات قرار می گیرند.
اما گروه دوم ، آن دسته از شهروندان هستند که با احترام به قوانین حمل سلاح گرم ، اقدام به تهیه ی سلاح گرمِ دارای مجوز قانونی کرده اند. متأسفانه مواردی دیده می شود که برخی از این عزیزان در مراسم های مختلف شادی و غم ، با استفاده از این سلاح ها ، به پایکوبی یا بزرگداشت عزیزان خود می پردازند. باید در همین جا به این شهروندان نیز اخطار کنم ، همان طور که در هنگام اخذ مجوز حمل سلاح به آنها اعلام شده ، اقدام به تیر اندازی در اماکنی که مصونیت شلیک سلاح گرم دارند ، مانند اماکن عمومی و سطح شهرها ، هر گونه استفاده از این سلاح ها ، تخطی از قانون به شمار رفته ، علاوه بر ضبط سلاح توسط مقام قضایی و البته لغو مجوز مالک ، صاحب سلاح برای تعیین میزان محکومیت ، به قوه ی قضایی تسلیم می گردد.»

بحث پرونده ی نشر اکاذیب که به وضوح روشن شده بود. هر چند کماکان پرسش های در ارتباط با همان موضوع انتشار اخبار کذب ، در ذهن مان داشتیم. اما شرایط را مناسب دیدیم برای بسط گفت و گو در ارتباط با برخی معضلات شهروندان .
پرسیدیم: برخورد با تخلفات ، باعث شادی شهروندان است. شهروندان عزیز و خوانندگان ما ، با مطالعه ی توصیه ها و اخطار های شما به متخلفان ، بی شک به آینده ای با درصد امنیت بالاتر امیدوار می شوند. در این زمینه چه مژده ای برای ما دارید؟
سرهنگ پرون پس از اندکی تفکر ، با متانت خاص خودشان لبخندی معنادار تحویل ما داده و گفتند:
«بگذارید از زاویه ای دیگر به ماجرا نگاه کنیم. این که به جای برخورد قاطعانه با جرم ، صورت مسئله را تصحیح کنیم. به عبارتی چگونه جرم را کاهش دهیم ، موضوع قابل تأملی است.
راهکار بنده برای این موضوع ، حمایت و همکاریِ بزرگان شهرستان ، با نیروی پلیس است. سرِ صحبت ام با آن دسته از عزیزان است که به عنوان بزرگان اقوام ، طوایف و محله های مختلف شهرستان به حساب می آیند. من رسماً دعوت می کنم از روحانیونِ محترم ، سیدها و سادات گرامی، بزرگانِ طوایف ، شیوخ گرانقدر ، اُدبا ، معتمدین و تمام کسانی که می توانند نقش تأثیر گذار بر شرایط فکری و عملکرد مردم شهرستان داشته باشند. دعوت می کنم تا شانه به شانه ی نیروهای زحمتکش و دلسوز پلیس ، در حل مشکلات و معضلات پیش آمده در محله ها ، برقراری آرامش در زمان بروز مواردی که در ابتدا به سادگی قابل کنترل هستند و البته در زمینه ی فرهنگسازی در بین طوایف ، به یاری نیروی پلیس بیایند. ما به گرمی از حضور و همکاریشان استقبال می کنیم .»

,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,

دعوتی همگانی ، صادقانه و جالب توجهی بود. در طول سالها فعالیت ، این از معدود دفعاتی بود که چنین صراحت کلامی را می دیدم.
تشکر کردم. به نمایندگی از تمام ساکنین شهرستان ، تشکر کردم.
فرمانده ی پلیس امیدیه اما در پاسخ ، با همان تبسم ادامه دادند:
«نیازی به تشکر نیست. وجودِ امنیت ، وظیفه ی ما و حق مردم شریف شهرستان است.
ما برای انجام وظیفه ، انتظار تشکر نداریم اما رعایت قانون توسط شهروندان ، قدردانی و خسته نباشید به ما و همکاران مان است.»

چه سخن زیبایی فرمودید. بسیار لذت بردم. بی شک نشان از خرد شما دارد. و به عنوان گفته ی پایانی اگر موضوعی مـَدِ نظر دارید....

«مسئله ای دیگر را باید توصیه کنم که این روزها معضلی بسیار بزرگ است. در مواردی بسیار ، دیده شده که شهروندان عزیز ، با وسیله ی نقلیه ی فاقد پلاک در حرکت هستند.
در همینجا به این شهروندان عزیز توصیه می کنم که مامورین پلیس ، برای حفظ امنیت شهرستان محل زندگی خود شما ، موظف شده اند که پس از تحویل هر گونه وسیله ی نقلیه ی فاقد پلاک ، از موتور سیکلت گرفته تا انواع اتومبیل به پارکینگ ، مالک وسیله ی نقلیه را نیز به مقامات قضایی معرفی کرده تا مقام محترم قضایی، برای برخوردی قانونمدار با آن شهروند محترم اما متخلف ، تصمیمات لازم را مبذول نمایند.
باور کنید خود ما از این که شهروندان عزیز ، گاهی بخاطر ارتکاب به تخلفاتی که در واقع می توانند مرتکب نشوند ، دچار مشکلاتی از جمله توقیف اموال یا بازداشت می شوند ، به هیچ عنوان خرسند نمی شویم . اما وقتی کسی دل به حال خود نمی سوزاند ، باید به خاطر داشته باشد که نیروی پلیس ، مأمور است به حفظ امنیت و موظف به انجام وظیفه...
انشاالله که شهروندان گرامی با رعایت و احترام به قوانین ، خستگی را از تن همکاران ما بزدایند...

,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,

دعوتی همگانی ، صادقانه و جالب توجهی بود. در طول سالها فعالیت ، این از معدود دفعاتی بود که چنین صراحت کلامی را می دیدم.
تشکر کردم. به نمایندگی از تمام ساکنین شهرستان ، تشکر کردم.
فرمانده ی پلیس امیدیه اما در پاسخ ، با همان تبسم ادامه دادند:
«نیازی به تشکر نیست. وجودِ امنیت ، وظیفه ی ما و حق مردم شریف شهرستان است.
ما برای انجام وظیفه ، انتظار تشکر نداریم اما رعایت قانون توسط شهروندان ، قدردانی و خسته نباشید به ما و همکاران مان است.»

چه سخن زیبایی فرمودید. بسیار لذت بردم. بی شک نشان از خرد شما دارد. و به عنوان گفته ی پایانی اگر موضوعی مـَدِ نظر دارید....

«مسئله ای دیگر را باید توصیه کنم که این روزها معضلی بسیار بزرگ است. در مواردی بسیار ، دیده شده که شهروندان عزیز ، با وسیله ی نقلیه ی فاقد پلاک در حرکت هستند.
در همینجا به این شهروندان عزیز توصیه می کنم که مامورین پلیس ، برای حفظ امنیت شهرستان محل زندگی خود شما ، موظف شده اند که پس از تحویل هر گونه وسیله ی نقلیه ی فاقد پلاک ، از موتور سیکلت گرفته تا انواع اتومبیل به پارکینگ ، مالک وسیله ی نقلیه را نیز به مقامات قضایی معرفی کرده تا مقام محترم قضایی، برای برخوردی قانونمدار با آن شهروند محترم اما متخلف ، تصمیمات لازم را مبذول نمایند.
باور کنید خود ما از این که شهروندان عزیز ، گاهی بخاطر ارتکاب به تخلفاتی که در واقع می توانند مرتکب نشوند ، دچار مشکلاتی از جمله توقیف اموال یا بازداشت می شوند ، به هیچ عنوان خرسند نمی شویم . اما وقتی کسی دل به حال خود نمی سوزاند ، باید به خاطر داشته باشد که نیروی پلیس ، مأمور است به حفظ امنیت و موظف به انجام وظیفه...
انشاالله که شهروندان گرامی با رعایت و احترام به قوانین ، خستگی را از تن همکاران ما بزدایند...
والسلام علیکم »

,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه