یادداشت/

نکاتی چند در مورد نامه‌نگاری رئیس‌جمهور سابق

نکاتی چند در مورد نامه‌نگاری رئیس‌جمهور سابق
از اصول مسلم و مشخصه‌های بنیادین انقلاب اسلامی « استکبارستیزی بوده است» و پیشانی استکبار جهانی آمریکای جنایتکاری است که از سوی احیاگر اسلام ناب محمدی (ص) شیطان بزرگ نامیده شده و اما بعضی از سیاسیون نگرشی سوای جهت‌گیری راهبردی نظام اتخاذ می‌کنند که این تمایلات با اصل زوایه دارد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از آوای سیدجمال؛ از اصول مسلم و مشخصه‌های بنیادین انقلاب اسلامی که معمار انقلاب از سال 42 تا پایان حیات طیبه‌شان بر آن تأکید ورزیدند و جانشین خلف آن حضرت نیز همواره بر این محور اصرار داشته‌اند، "اصل استکبارستیزی بوده است " و پیشانی استکبار جهانی آمریکای جنایتکاری است و از سوی احیاگر اسلام ناب محمدی (ص) شیطان بزرگ نامیده شده است.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آوای سیدجمال,

ولیکن متأسفانه بعضی از سیاسیون سلایق و نگرشی سوای جهت‌گیری راهبردی نظام اتخاذ نموده و برخی مواقع گرایش‌های خود را دنبال کرده‌اند که عملاً این تمایلات با اصل بالا زاویه داشته است.

,

اگر از همدلی‌های دولت موقت با سیاست‌های آمریکا صرف‌نظر کنیم و با تسامح از کنار توافقنامه الجزایر که به خاتمه یافتن موضوع گروگان‌گیری اعضای لانه جاسوسی آمریکا انجامید نیز عبور کنیم ، ماجرای مک فارلین را می‌توان سرآغاز چرخش آشکار از اصل معرفی شده فوق به‌حساب آورد.

,

این رویه با شدت و ضعف‌هایی در دولت‌های کارگزاران و دوم خرداد  در برخی مواقع خودنمایی می‌کرد و مشکلاتی را در پی داشت و ناامیدی‌هایی تولید می‌نمود که پرداختن به آن موارد مجالی دیگر می‌طلبد.

,

 اما در این میان دولت احمدی‌نژاد در سال‌های ابتدایی با سردست گرفتن ارزش‌ها و شعارهای اولیه بارقه‌های امیدی را در دل معتقدین به انقلاب ایجاد کرد که از جمله آن اصول اتخاذ رویه استکبارستیزی بود .

,

ولیکن این دولت نیز در سال‌های پایانی فعالیت خود دچار تحول در نگرش شده و در تنظیم سیاست‌ها، نیم‌نگاهی به غرب پیدا کرد.

,

 آثار این تحول را در بعضی امور مانند(تفاوت تعبیر از تحولات سوریه تفاوت بینش در نوع تحلیل از انقلاب‌های مردمی کشورهای اسلامی از جمله کشورهای عربی آفریقایی و نیز عدم مداخله عمدی در گفتگوهای هسته‌ای در دو سال پایانی دولت دهم که همه منبعث از این تغییر در نگرش بود ولیکن پرداختن جزئی‌تر به این مبحث از حوصله این نوشتار خارج است).

,

در هر صورت مکاتبه‌ی چند روز اخیر رئیس‌جمهور سابق با باراک اوباما  را از دیدگاه راقم این سطور می‌باید این‌گونه دانست که این اقدام استمرار همان تغییر نگرش و رویکرد سیاسی در شخص وی است .

,

به‌ویژه اینکه در ماه‌های آینده انتخابات ریاست جمهوری را پیش روداریم؛ برخی افراد از جمله شخص احمدی‌نژاد تحرکاتی پیش‌دستانه دارند و اگرچه این اقدامات همواره از سوی ایشان مورد انکار واقع می‌شود.

,

 ولیکن رصد کنندگان این عرصه این دست فعالیت‌ها را دقیقاً در راستای انتخابات آتی قلمداد می‌کنند و از جمله همین نامه‌نگاری را نیز در همین زمینه دانستند.

,

گاهی وقت‌ها بعضی از سیاسیون صرف پرداختن به طیف‌های سیاسی داخلی را برای کسب موفقیت کافی ندانسته و عوامل حاضر در بیرون از مرزها را مؤثر در موفقیت یا عدم موفقیت خود می‌دانند، و از همین رو  که برخی همراه سازی عوامل بیرونی را در تسهیل بسترهای موفقیت  خود مؤثر می‌پندارند ، در نتیجه نیم‌نگاهی به بیرون از مرزها می‌اندازند.

,

واقع امر اینکه فعالیت پیش‌دستانه با سبقه نگاه به بیرون ،به‌ویژه سعی در انتقال پیام به طرف‌های غربی با هدف "هموارسازی راه "یا "همراه سازی" آنان در بین سیاسیون چندان هم بی‌سابقه نیست .

,

برای اینکه در این مورد بدون سند صحبت نکرده باشیم به یک نمونه از آن به‌صورت گذرا اشاره می‌شود :«این نامه در این زمان یادآور اقدام محمدجواد لاریجانی در سال 75 و در آستانه انتخابات ریاست جمهوری هفتم است».

,

توضیح اینکه در آستانه انتخابات دوم خرداد 76، انتشار بخش‌هایی از مذاکرات محرمانه محمدجواد لاریجانی با نیک براون(دیپلمات انگلیسی) ، خبر داغی بود که انتخابات ریاست جمهوری آن سال را تحت‌الشعاع قرارداد.

,

آنچه از آن ملاقات محرمانه منتشر گردید این موضوع بود که وی به نیک براون یکی از مدیران کل وقت وزارت خارجه انگلیس گفته بود که پیروزی جناح راست در انتخابات می‌تواند منافع انگلیس و غرب را تأمین کند.

,

ضمناً جواد لاریجانی، طی همین سفر که در سال 75 به لندن داشت برنامه‌ای مطبوعاتی را ترتیب داد و برنامه‌های علی‌اکبر ناطق نوری برای کشورداری را برای خبرنگاران بیگانه یادآور شد.

,

بعضی این مصاحبه را یک مواضعه‌ی سیاسی با دولت انگلیس که در آن هنگام پیش‌بینی‌ها این بود که حزب کارگر بر حزب محافظه‌کار غلبه خواهد کرد و نیک براون نماینده آن جریان شناخته می‌شد تلقی کردند .

,

 در مورد نامه‌نگاری احمدی‌نژاد به اوباما نیز مانند بسیاری معتقدم اصل موضوع برداشت دو میلیارد دلار از دارایی‌های ایران توسط آمریکایی‌ها بهانه‌ایست تا احمدی‌نژاد پیام اصلی خود را به مخاطبینش مخابره نماید .

,

ولیکن از نظر این یادداشت پیام اصلی در پاراگراف نهایی مندرج است آنجا که این واژه‌ها بکار گرفته شده است:

,

 -صرفاً از منظر حقوق انسانی

,

-در دفاع از حق مسلم ملتم

,

-ضروری است یک‌بار دیگر و صرفاً از منظر نگارنده

,

-با آرزوی سلامت و بهروزی برای تمام ملت‌ها

,

-خادم ملت ایران محمود احمدی‌نژاد

,

پر واضح است که انتشار این نامه در این مقطع تاریخی کاملاً در راستای خیز احمدی‌نژاد برای تصاحب کرسی ریاست جمهوری دوازدهم است .

,

ولیکن برخلاف این دیدگاه که برخی براین باورند که این نامه صرفاً برد داخلی دارد و هدف‌گذاری آن برای افکار عمومی داخلی است، معتقدم هدف‌گذاری ان بالاتر از سطح داخلی بوده و حاوی یک پیام قاطع به غرب است ،در جهت اعلام موضع کسی که خود را رئیس‌جمهور آینده ملت ایران می‌بیند .

,

پس این اقدام احمدی‌نژاد تشابه زیادی به حرکت مشاوران ناطق نوری در آستانه انتخابات 76 را دارد و خواسته است جان موضع‌گیری سیاسی کاندیدای ریاست جمهوری آینده را به غرب گوشزد نماید.

,

در نتیجه با توجه به اصل نامه‌نگاری که خود مبین امیدواری به تغییر رفتار غرب از مسیر استمرار این نوع نامه‌نگاری‌هاست و حداقل خسارت این نگرش آن است که باب مبادله  این دست مکاتبات  را که عملاً سیاست گفتگو برای هیچ است را باز نگه می‌دارد ،خود بیانگر این مسأله نیز هست که این خط‌مشی اتخاذی احمدی‌نژاد را می‌بایست در استمرار همان تغییر در نگرش برخی سیاستمداران و زاویه گرفتن با مبانی ارزشی انقلاب و سیاست‌های ترسیمی رهبری معظم انقلاب تفسیر نمود.

,

در سال‌های 84 و 88 سوگیری‌های سیاسی آقای احمدی‌نژاد و جریان حامی وی به فراخور زمان تغییر یافت. تا جایی که در انتهای دولت دهم ، نه‌تنها به دنبال یارگیری از طیف‌های دیگری به‌جز انقلابیون یا حتی تهی‌دستان کف جامعه بود و به سمت هنرمندان و قشرهای دیگری تمایل پیدا کرد بلکه در کنار این مسئله ، اندک‌اندک با شروع نامه‌نگاری‌هایی با اوباما در سیاست خارجه ، نگاه بیرونی و فرا منطقه‌ای پیدا کرد.

,

در شرایط فعلی این اقدام را می‌بایستی ادامه همان نامه‌نگاری‌ها دانست با این تفاوت که به شکل واضح‌تری پیام خود و جهت‌گیری سیاسی دولت احتمالی  خود را به غربمنعکس می‌نماید .

,

وقتی در انتهای پیام از "صرفاً از منظر حقوق انسانی" یاد می‌کند ،یعنی با غرب که اساس سیاست خارجه آن را اعلامیه استقلال آمریکا و بیانیه انقلاب فرانسه و منشور جامعه ملل و سازمان ملل متحد تشکیل می‌دهد و در همه‌ی این اسناد سیاسی واژه‌ی حقوق بشر مندرج گردیده ، به هم‌کلامی رسیده است و اختلاف نگرشی از تفسیر حقوق انسانی با آن سیستم ندارد .

,

و نیز در قالب آرزوی سلامت و بهروزی برای همه‌ی ملت‌ها ،تلویحاً ملت و رژیم منحوس ضد انسانی جمع شده در جغرافیای غصبی فلسطین توسط صهیونیسم‌ها را هم ،مستحق و مشمول این آرزو می‌داند و در این مورد نیز با غرب مشکل نخواهد داشت.

,

قسمت جالب‌تر این مبحث این است که ،پیام مستقیماً از سوی شخص احمدی‌نژاد به ‌طرف‌های غربی مخابره می‌شود و واسطه‌ای به نام مشایی در میان نیست تا کسانی ادعا کنند این اقدامات کار حلقه‌ی انحرافی است !!

,

نکته‌ی دیگر اینکه، او نامه را به اوبامایی می‌فرستد که عملاً ماه‌های پایانی ریاست جمهوری خود را سپری می‌کند . ولیکن ازآنجاکه اوباما حامی هیلاری کلینتون دمکرات است ، احمدی‌نژاد تمایل خود را به ابقا دمکرات‌ها در صدر ایالات‌متحده نشان می‌دهد .

,

و به گیرنده‌ی پیام یادآور می‌شود که یک‌بار دیگر این نامه را از منظر نگارنده (محمود احمدی‌نژاد) مطالعه کند و با آوردن کلمه ملتم به غرب متذکر می‌شود، اوست که مستظهر به حمایت ملت است .

,

ملتی که او تنها خود را خادم واقعی آن می‌داند و تنها این خادم ملت است که می‌تواند یا مجاز است که از حقوق آن‌ها دفاع کند .

,

برخلاف بسیاری از دید این نوشتار این موضوع مهم نیست که ایشان می‌توانسته این مکاتبه را انجام بدهد و یا خیر و یا اینکه اصل این نامه تأثیری در احقاق حقوق ملت ایران دارد یا نه؛ بلکه مهم این است که بدانیم رفتارهای تراز انقلاب اسلامی کدام است و این‌گونه اقدامات در دایره عملکرد مدیران و مسئولان تراز انقلاب اسلامی تعریف می‌شود یا خیر؟

,

زیرا از دیدگاه اصولی و ارزشی هدف وسیله را توجیه نمی‌کند؛ اینکه یک حقی را بتوانی استیفا نمایی ولیکن یک اصلی را زیر پا بگذاری از منظر اسلامی جایگاهی ندارد.

,

هرکسی با هر گرایش سیاسی ،می‌تواند کنشگری خاص خود را داشته باشد ولیکن قاعده پراهمیت این است که مبنای این تصمیم به کدام نگرش فکری و منش سیاسی برمی‌گردد ؟

,

چراکه همین اعمال رفتار و جهت‌گیری‌ها است که مبین عیار انقلابی گری و اسلامی‌ات افراد خواهد بود و تبعا قدرت انتخاب را افزایش خواهد داد.

,

باور این نوشتار آن است که این نوع جهت‌گیری‌ها و اقدامات بیانگر این واقعیت است که احمدی‌نژاد دیگر مانند 84 پیگیر بی‌چون‌وچرای تحقق ارزش‌های انقلاب اسلامی نخواهد بود و تعبیر تفسیر و توجیه خاص خود را از مسائل خواهد داشت و لزوماً این برداشت‌ها قرار نیست دقیقاً همانی باشد که امام  (ره)و رهبری عزیز انقلاب ترسیم نموده‌اند.

,

 هوشنگ نادری

,

انتهای پیام/م

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه