جانباز گنابادی مدافعحرم:
تهمت جنگ برای پول، داغی بر دل خانوادههای مدافعانحرم شده است/ مراسم بدرقه و شهادت مدافعانحرم سرازیر از غربت و غریبی است
جانباز مدافع حرم گنابادی گفت: واقعا تهمت جنگ برای پول، داغی بر دل خانوادههای مدافعان حرم شده این روزها غریبی مدافعان حرم زیاد است، یکی همین تبلیغات سوئی که علیه آن ها به ناحق صورت می گیرد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از ندایگناباد، رضا آخرتی جانباز مدافع حریم اهلالبیت(س) در کشور سوریه است، او در روزهای پایانی سال 94 به درجه جانبازی نائل آمد و امروز پس از گذشت پنج ماه از آن اتفاق، در گفتوگویی با خبرنگار ندای گناباد به جزئیات اعزامش به سوریه و همچنین روز حادثه و سازوکار جنگ در سوریه پرداخت.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, ندایگناباد,
متن این گفتوگو به شرح زیر است:
- آقای آخرتی بدون مقدمه بپردازیم به ابتدای اعزام شما به مناطق جنگی سوریه، چه شد که به یکباره چنین تکلیفی را احساس کردید؟
من از ابتدای جنگی که در سوریه رخ دادهبود آرزو داشتم این توفیق نصیبم شود که از حرم عمه سادات حضرت زینب(س) و بیبی رقیه(س) دفاع کنم، به چند تن از دوستان هم سپردم که اگر کانال ارتباطی جهت اعزام دارند به من معرفی کنند، تا این شد که یکی از دوستان سپاه استان اعلام کرد که فی الحال در ابعاد مهندسی به عنوان نیروهای مستشاری در مناطق جنگی کمک احساس میشود که من هم به دلیل تجربهای که در این حوزه داشتم سریعاً پذیرفتم و اعزام شدم.
- کار مهندسی دقیقا یعنی چه کاری؟
ما دو نوع مهندسی در جنگ داریم که یکی مهندسی استحکامات است که مربوط به زمان پدافند است که معمولا ساخت سنگر است و مهندسی دیگر هم در زمان آفند است که بیشتر برای تخریب است که من بیشتر نوع همکاریام در این نوع دوم مهندسی بود.
- در کدام منطقه عملیاتی حضور داشتید؟
من در عملیات نبل و الزهرا بودم که در شمال شهر حلب بود. یک شهر با سه شهرک کاملاً شیعهنشین که خانطومان هم یک بخش از این سه شهرک است که از ابتدای محاصره دشمن مورد تاکید رهبری قرار گرفتهبود که به هر طریقی شده نبل و الزهرا حتما آزاد شود.
- آزاد شد؟
بله، طبق دستوری که حضرت آقا دادهبودند و با توجه به شرایط سخت اجتماعی که ما را هم آزار میداد مبنی اعدام مردمان شیعی این سه شهرک با توفیقات خداوند متعال در حدود 12 روز عملیات، سه شهرک آزاد شد.
- وظیفه شما در این عملیات چه بود؟
ببینید نیروهایی که از ایران به سوریه اعزام میشوند به دلیل تجربه بالای جنگی که در جنگ هشت ساله به دست آوردهاند بیشتر مستشار هستند که نقش هدایت و مشورت را دارند لذا بنده نیز وظیفه مستشاری داشتم هر چند که به جز هدایت، وارد فاز عملیاتی هم میشدم. نهایت دشمن را تا دو سه کیلومتری لب مرز که با کشور ترکیه هم مرز بود به عقب راندیم و تقریبا شمال حلب آزاد شد.
- شما هم در جنگ هشت ساله حضور داشتهاید و هم در محور مقاومتاسلامی که در سوریه است، تفاوت جنگ هشت ساله با جنگی که در سوریه داشته اید چیست؟
ببینید در جنگ هشتساله، علیرغم عهد شکنیها و نقض قوانین بینالمللی که نیروهای بعثی عراقی از خود نشان میدادند، اما باز هم بالاخره یک جنگی بود که با قواعد بینالمللی به ظاهر جلو میرفت، مثلا اسرای هر دو کشور در لیست صلیبسرخ جهانی بودند و یا به هر شکل میدانستیم که اسرای ایرانی با تمام خباثتهای نیروهای بعثی، روزی آزاد خواهندشد، اما در جنگی که با داعش و النصره هماکنون در حال ادامه است، جنگیست که هیچ قاعده و معنایی را نمیتوان برای آن متصور شد، آن ها به هیچ یک از قوانین بینالمللی پایبند نیستند، همه آنها از نسل یزیدیها و ابولهبها هستند، اگر نیرویی را اسیر کنند، با یک تیر خلاص نمیکنند و سر او را می برند و یا از پشت بام او را پرت میکنند و به شیوههای بسیار زنندهای در اعدام اسرا شادمانی میکنند.
از دیگر تفاوتهایی که این دو جنگ با هم دارد این است که در جنگ ایران و عراق، یک جنگ منظم، با حفظ حدود مرزهای دو کشور بود، اما در جنگ سوریه ما درگیر یک جنگ نامنظم هستیم، نه خاکریزی برای دفاع است و یا راههای عقبنشینی بسیار کم و دشوار است، کافیست تنها یک کوچه خیابان را در عملیاتی که داری اشتباه بروی و طعمه مسلحین قرار بگیری و یکی دیگر از تفاوتهای آشکار این دو جنگ، این است که ما در جنگ هشتساله، در سنگرهایمان جاسوس نداشتیم و یا دشمنی در خاکریزهای ما رسوخ نمیکرد (جز موارد انگشت شمار) اما در جنگ سوریه واقعا دوست و دشمن از یکدیگر جدا نمیشوند و تشخیص آن هم کار آسانی نیست، شما در این جنگ میبینید کسی که از صبح تا شب با شما بوده، جاسوسی شما را میکرده و این موارد در سوریه زیاد است.
- از لحاظ نظامی مشکلات استراتژیکی که نیروهای ایرانی در جنگ در سوریه با تکفیریها دارند در چه حیطههایی است؟
بالاخره وقتی که به آب و هوای منطقه عادت نداشته باشی و به نقاط کور عملیات و منطقه آشنایی نداشته باشی با مشکلات مختلفی روبرو میشوی و این دو یکی از عواملی بود که نیروهای ایرانی را تهدید میکرد، اما از اون سو اعتقاد راستین به امدادهای الهی و کمک اهلبیت(علیها سلام) ما را در کارها کمک میکرد.
- در مناطق عملیاتی که شما حضور داشتید، النصره حضور داشت و یا گروههای داعش؟
در منطقهای که ما حضور داشتیم النصره بود. جبهه النصره میتوان گفت بارزترین جریان سلفی جهادی تکفیری حال حاضر سوریه است، که توان بسیار زیادی در عملیاتهای نظامی و همچنین از تجربه بسیار بالایی برخوردار است، چون آنها در جنگهای افغانستان، عراق و چچن هم حضور داشتهاند و واقعا اگر از داعش بدتر نباشند بهتر نیستند.
- نیروهای خودی از کدام کشور ها با شما همکاری می کردند؟
در منطقه عملیاتی که من حضور داشتم تنها نیروهای ایرانی، سوری و افغانی بودند، اما در دیگر مناطق جنگی از کشورهایی همچون لبنان هم برای دفاع از حرم حضور دارند.
- اولین باری که بعد از اعزام به حرم حضرت زینب(س) مشرف شدید چه زمانی بود؟
روز جمعهای بود، اگر اشتباه نکنم 25 دی ماه 94 بود، که وارد حرم که شدم از در و دیوار غربت و تنهایی میریخت، واقعا آن جا بود که حس غریبی بیبی جانمان زینب(س) را درک کردم.
- در مناطق عملیاتی سردار قاسم سلیمانی را هم دیدید؟
بله یک و یا دو بار ایشان را زیارت کردم که به سرکشی از مناطق آمده بودند و حتی گمان کنم عکس یادگاری هم با ایشان گرفتم که دیگر پس از مجروحیت نمی دانم در کجا و در دست چه کسی هست، اصلا انتشار تصاویر سردار سلیمانی در مناطق عملیاتی چه سوریه و چه عراق باعث روحیه بخشی به نیروهای نظامی هر دو کشور می شد و ایشان حضورشان برای همه نیروهای نظامی واقعا دلگرم کننده بود.
- چرا می گویند رزمنده هایی که در محور مقاومت می جنگند مظلوم و غریب هستند؟این مظلومیت دقیقا در کجاست؟چه چیزی هست؟
ببینید خب دل کندن از آدم هایی که دوستشان داری و دلبسته آن ها هستی ذاتاً سخت است، ما خودمان سفری در پیش داشتیم که واقعا معلوم نبود بر میگردیم یا نه. چه رزمندههایی بودند که با فرزندانشان تماس نمیگرفتند و میگفتند ما هم احساس داریم میترسیم دلبسته بشویم و این دلکندن از این دلبستگیهایی که یک عمر به آرزوی آنها سر کردی واقعا سخت است، و حال بعد همین مدافعان حرمی که به عشق مقاومت ایراناسلامی و دفاع از حریم اهل البیت(س) به سوریه و عراق میروند را به آنها انگ می زنند و شروع به تبلیغات سو علیه این رزمندهها می کنند، ما را متهم می کنند که برای پول به جنگ می رویم، آخر کسی نیست به این ها بگوید بیمعرفتها، چه کسی حاضر است از زن و بچه خود بزند و یا جان خود را به خطر بندازد برای چند ده میلیون و یا اصلا هزاران میلیارد تومان برود جان خود را فدا کند؟ کدام زن و بچه ای حاضر هستند که پدرشان را با چیزی عوض کنند؟ واقعا تهمت جنگ برای پول، داغی بر دل خانواده های مدافعان حرم شده این روزها غریبی مدافعان حرم زیاد است، یکی همین تبلیغات سوئی که علیه آن ها به ناحق صورت می گیرد.
یکی دیگر اینکه من یادم می آید زمان جنگ تحمیلی، رزمنده ها که می خواستند به جبهه اعزام شوند، برای آن ها مراسم بدرقه می گرفتند و با سلام و صلوات و گل افشانی آن ها را بدرقه می کردند و زمانی هم که به درجه رفیع شهادت می رسیدند برایشان مراسم با شکوهی گرفته می شد، اما مدافعان حرم به دلایل خاصی بدون هیچ مراسمی بدرقه می شوند و زمانی هم که به درجه رفیع شهادت نائل می شوند، با کمترین مراسمی به خاک سپرده می شوند، تازه این شهدا در خاک غریب و دور از وطن هم به شهادت می رسند و خیلی از آن ها هم شاید اصلا جنازه شان به وطنشان برنگردد.اصلا غریبی و غربت در آن جا سرازیر است، واقعا خرابه شام می توان گفت هست، عده ای که به دنبال هتک حرمت به بی بی جانمان حضرت زینب(س) هستند و با تمامی امکانات به میدان مبارزه آمده اند.
- از روز حادثه برایمان بگویید؟
تنها چیزی که یادم می آید، لحظه اصابت آر پی جی بود که در بالای بلندی بودم که موشک اصابت کرد، من فکر می کردم که دشمن آرپی جی زده اما یکی از دوستانم که حاضر در آن اتفاق بود، گفت موشک کورنت بود، موشک کورنت ساخت روسیه است که الان اسرائیل هم در حال تولید این موشک هست و در اختیار تکفیری ها قرار می دهد، این موشک قدرت تخریب بسیار زیادی دارد، و تنها پس از شناسایی با لیزر، سریع هدف گذاری می کند و شلیک می کند و بعد با یک هواپیمای باربری به دمشق منتقل شدم و بعد هم سریعا به تهران منتقل گشتم.
گزارش/سعید مقدم
انتهای پیام/رض
ارسال دیدگاه