گفتگو با آزاده هشت سال دفاع مقدس؛

آزادگان سرافراز در دوران اسارت متحمل سخت‌ترین شکنجه‌ها بودند/جوانان باید تاریخ دفاع مقدس را بطور دقیق مطالعه کنند

آزادگان سرافراز در دوران اسارت متحمل سخت‌ترین شکنجه‌ها بودند/جوانان باید تاریخ دفاع مقدس را بطور دقیق مطالعه کنند
«سید مهدی امینی‌نسب» از آزادگان و جانبازان سرافراز هشت‌سال دفاع مقدس می‌باشد که دردها و رنج‌های ناگفته 9 سال اسارت در زندان بعث عراق را برای اولین بار با پایگاه خبری لرسو در میان گذاشته است.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا و به نقل از لرسو؛

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, لرسو,

اشاره

, اشاره,

سید مهدی امینی نسب«سید مهدی امینی‌نسب» از آزادگان و جانبازان سرافراز هشت‌سال دفاع مقدس می‌باشد که دردها و رنج‌های ناگفته 9 سال اسارت در زندان بعث عراق را برای اولین بار با پایگاه خبری لرسو در میان گذاشته است.

, سید مهدی امینی نسب,

*ضمن عرض سلام؛ خودتان را برای مخاطبان بیشتر معرفی فرمائید.

, *ضمن عرض سلام؛ خودتان را برای مخاطبان بیشتر معرفی فرمائید.,

با سلام. بنده سید مهدی امینی‌نسب و اصالتاً اهل دزفول استان خوزستان هستم که پس از تحمل دوران اسارت در زندان بعث عراق، به شهرستان الشتر مهاجرت نمودم.

,

*در چه سالی به جبهه اعزام شدید؟

, *در چه سالی به جبهه اعزام شدید؟,

در سال 59 و در همان اوایل شروع جنگ تحمیلی، گوش به فرمان بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی برای دفاع از کشور در قالب بسیج به جبهه‌ اعزام شدم.

,

*در چه عملیات‌هایی شرکت داشته‌اید؟

, *در چه عملیات‌هایی شرکت داشته‌اید؟ ,

در عملیات‌های فتح‌المبین و بیت‌المقدس و عملیات محرم نیز شرکت داشته‌ام.

,

*اسارت شما در کدام عملیات و چگونه رخ داد؟

, *اسارت شما در کدام عملیات و چگونه رخ داد؟,

در عملیات والفجر مقدماتی بود که با توجه به شرایط منطقه که عملیات لو رفته بود، پس از محاصره توسط نیروهای دشمن، اسیر شدیم.عملیات والفجر مقدماتی، عملیات بسیار وسیعی برای تجمیع و بسیج نیروها و به سرانجام رساندن کار صدام بود. در این عملیات، حدوداً 2میلیون نیرو جمع شده بود. دشمن با جمع‌آوری اطلاعات از نیروهای نفوذی خائن به اسلام و انقلاب، از فرصت استفاده کرد و نتیجه به گونه‌ای دیگر رقم خورد. ما از شب عملیات تا غروب فردای آن روز در محاصره بودیم و با دشمن درگیری شدید داشتیم. تمام تجهیزات و مهماتی که داشتیم به پایان رسیده بود و هیچ راهی نداشتیم. به هر طرفی که می‌رفتیم، با نیروهای بعثی مواجه می‌شدیم. بعثی‌ها منطقه را به شدت گلوله‌باران کردند و حلقه محاصره را به شدت تنگ‌تر می‌شد اما با این وجود، هنوز جرأت نزدیک شدن به نیروهای ما را نداشتند. اما بالأخره با تمام درگیری‌هایی که رخ داد، قسمت این شد که ما اسیر شویم.

,

*لحظه اسارت، چه احساسی داشتید؟

, *لحظه اسارت، چه احساسی داشتید؟,

من پیش‌بینی هر واقعه‌ای، از جمله شهادت را کرده بودم اما واقعیت این است که فکرش را نمی‌کردم اسیر شوم و این باعث شد که در همان اوایل اسارت تا چند ماه پس از آن، به شدت زیر فشار روحی قرار بگیرم. البته دردها وقتی به اوج خود می‌رسید که نیروهای بعثی با فجیع‌ترین روش‌های ممکن با اسرا رفتار می‌کردند و آنها را شکنجه می‌دادند. بیشترین چیزی که موجب آرام گرفتن قلوب اسرا می‌شد، ذکر توسل به ائمه و امید به راهی بود که انتخاب کرده بودیم.

,

*چه مدت در اسارت بسر برده‌اید؟

, *چه مدت در اسارت بسر برده‌اید؟,

از بهمن‌ماه سال 61 تا سال 69 در اسارت به سر برده‌ام.

,

*بدترین و بهترین خاطره دوران اسارت شما به دست دشمنان بعثی چه بود؟

, *بدترین و بهترین خاطره دوران اسارت شما به دست , دشمنان بعثی چه بود؟,

بدترین خاطره از دوران اسارتم برمی‌گردد به یک تابستان خیلی گرم که من را داخل یک سلول زندانی گرده بودند. سلولی که در آن قرار داشتم، بسیار تاریک و متعفن بود. نیروهای بعثی به طور مداوم به سراغ ما می‌آمدند و با شلاق‌هایی که داشتند، ما را شکنجه می‌کردند. آنقدر وضعیت سختی بود که حتی نمی‌توانستم چند لحظه‌ای روی زمین دراز بکشم و استراحت کنم. آنقدر شکنجه‌هایی که انجام می‌دادند سخت بود که حتی نمی‌توانستم بنشینم چون بدن به شدت ورم کرده و زخمی بود. آنها در آن هوای گرم حتی حاضر نبودند که یک لیوان آب به من برسانند و لحظات را در هوایی بسیار گرم و در اوج تشنگی سپری کردم. یادم هست در آن لحظات بسیار سخت، به چهارده معصوم علیهم‌السلام توسل جستم تا اینکه من از این بند رها شدم.

,

بهترین خاطره‌ام هم به زمانی برمی‌گردد که در سال 67 به کربلا رفتیم. آن هم زمانی بود که آتش‌بس مورد قبول طرفین قرار گرفته و قطعنامه 598 پذیرفته شده بود. آن سفر کربلا خیلی به اسرا خوش گذشت. چه اشک‌ها در کنار بارگاه حضرت اباعبدالله‌الحسین علیه‌السلام ریختیم! شاید باورش سخت باشد اما در این سفر بود که پس از خروج از اردوگاه اسرا، برای اولین بار مردم داخل شهر را می‌دیدیم. این سفر معنوی باعث شد تا بتوانیم دوسال دیگر اسارت را نیز تحمل کنیم.

,

*نحوه آشنایی شما با رزمندگان و اسرای لرستان و الشتری چگونه بود؟

, *نحوه آشنایی شما با رزمندگان و اسرای لرستان و الشتری چگونه بود؟,

در آسایشگاه زندان با یکی از رزمندگان لرستانی به نام مسعود نورمحمدی آشنا شدم. همراه آقای نورمحمدی پای درس یک طلبه در شرایط خیلی خاص و سخت حضور پیدا می‌کردیم و صرف و نحو را آموزش می‌دیدیم. با توجه به اینکه قلم و کاغذ در آنجا کاملاً ممنوع بود، ما هم از سیمان‌هایی که در محل برای کارهای ساخت و ساز ریخته شده بود، جهت یادگیری صرف و نحو استفاده می‌کردیم. به همین طریق، نکات صرف و نحو را پیش همان طلبه به نام حجت‌الاسلام شایق یادگرفتیم؛ البته آثار آموزش و یادگیری صرف و نحو را کاملاً محو می‌کردیم تا مورد مجازات‌های شدیدی که در آنجا اعمال می‌شد، نشویم. بقیه دروس پایه‌های مختلف را نیز به همین طریق یادگرفتیم.

,

*حجت‌الاسلام شایق اهل کجا بودند؟

, *حجت‌الاسلام شایق اهل کجا بودند؟ ,

ایشان اهل یزد بودند.

,

*از لحظات آزادی خودتان برایمان تعریف کنید و اینکه پس از ورود به کشور، به چه کاری مشغول شدید؟

, *از لحظات آزادی خودتان برایمان تعریف کنید و اینکه پس از ورود به کشور، به چه کاری مشغول شدید؟,

در سال 69 به گونه‌ای معجزه‌آسا و به دعای خیر هموطنان عزیز و امام عظیم‌الشأن و رهبر معظم انقلاب، به همراه سایر اسرا آزاد شدیم و به دامن میهن عزیرمان برگشتیم. پس از برگشت به میهن اسلامی‌مان، تحصیلاتم را ادامه دادم و پس از دو سال تأخیر وارد دانشگاه شدم. پس از اتمام تحصیلات، وارد آموزش و پرورش شدم.

,

*از چه زمانی در شهرستان الشتر ساکن شدید؟

, *از چه زمانی در شهرستان الشتر ساکن شدید؟,

از سال 76 با الشتری‌ها نسبت فامیلی پیدا کردیم و قسمت به گونه‌ای شد که از سال 84 در این شهرستان با فرهنگ و معنوی ساکن شویم. طی سالیانی که در شهرستان سلسله حضور داشته‌ و دارم، خداوند توفیق داد تا در جهت کارهای عام‌المنفعه قدم بردارم که یکی از این کارها، افتتاح ورزش زورخانه‌ای در الشتر برای اولین بار پس از انقلاب اسلامی است که با استقبال کم‌نظیر جوانان این دیار مواجه شده است.

,

*در پایان اگر صحبت خاصی دارید، بفرمایید.

, *در پایان اگر صحبت خاصی دارید، بفرمایید.,

توصیه من به جوانان عزیزی که دوران دفاع مقدس را به چشم خود ندیده‌اند این است که تاریخ این دوران پرفراز و نشیب را خوب مطالعه کنند و با چشم باز مسائل بین‌المللی و منطقه‌ای را رصد کنند و فریب حیله‌های دشمنان را نخورند. قدر این انقلاب و این امنیت پایدار را بدانند. اینها آسان به دست نیامده که آسان از دست برود. برای رشد و توسعه همه جانبه کشور تلاش داشته باشند و پشتیبان ولایت فقیه باشند تا به مملکت عزیزمان آسیبی نرسد.

,

*از شما به خاطر وقتی که در اختیارمان قرار داید بسیار سپاسگزاریم.

, *از شما به خاطر وقتی که در اختیارمان قرار داید بسیار سپاسگزاریم.,

من هم از شما و مخاطبان خوبتان کمال تشکر را دارم.

,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه