آزاده سید مهدی حسینی که همنشین رنج و گنج بود
سیدمهدی اسیر بالاجاده ای می گوید: همه عشق ما این بود که محرم را برای حسین مشکی بپوشیم و گریه کنیم اما سیاه دلان حسین ستیز داغ عزای حسین را به دل می گذاشتند و دو لباس داشتیم یکی آبی رنگ و تیره و دیگری سفید.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از رادکانا، زندگی اسرای عزیز ایرانی در اردوگاه های عراقی با تمام ماجراهایش شروع قصه هایی است که یکی از آموزه هایش ساخته شدن در سختی ها و استقامت ورزیدن در بحرانهای زندگی است گفت و گو با همکاران آزاده ای که چندسال اسارات در مقابل چند دهه عمر از نظر زمانی خیلی به چشم نیاید، اما عمق تاثیر گذاری این اتفاق تا همیشه با آزادگان است: تاثیری که از آنان مردانی قوی و نستوه ساخته است و اینک الگوی صبوری برای جوانان و فرزندان این سرزمین به شمار می آیند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, رادکانا,
در میدان بلا دلیران ایران زمین هر کدام آزمونی متفاوت دادند و اسارت آزمونی شکستن و تحقیر برای خداست. ذره ذره طعم مرگ را چشیدن است.
,
سید مهدی حسینی آزاده سرافراز بالاجاده از فضای معنوی این آزمون اینگونه می گوید:رمضان بسیار سخت می گرفتند، همان مقدار غذای نامطلوب را هم به زور میدادند اما هر طور که بود روزه مان را می گرفتیم.
, سید مهدی حسینی آزاده سرافراز بالاجاده ,
سید مهدی از فرهنگ اثر گذار عاشورا بر اسرای ایرانی میگوید: همه عشق ما این بود که محرم را برای حسین مشکی بپوشیم و گریه کنیم اما سیاه دلان حسین ستیز داغ عزای حسین را به دل می گذاشتند و دو لباس داشتیم یکی آبی رنگ و تیره و دیگری سفید.
, همه عشق ما این بود که محرم را برای حسین مشکی بپوشیم و گریه کنیم,
سید فاضل موسوی ارشد و مرد دوست داشتنی گروه میگفت حالا که اینطور است با لباس سیاه و تیره به عزای حسین بنشینیم اما آن مزدوران این موضوع را متوجه شدند و دستور دادند همه اسرا لباس سفید بپوشند و اما سید فاضل کوتاه نیامد برهنه و شکنجه شدن را به جان خرید و با چسباندن تکه پارچه مشکی رنگ به سینه اش غم حسین را به سوگ نشست.
,
سید مهدی ادامه داد چون نام ما در فهرست اسرا نبوده است جزء مفقودالاثر محسوب میشدیم به شدت به ما سخت می گرفتند وضعیت بهداشتی ما افتضاح بود حمامی وجود نداشت برای استحمام از آب سرد دستشویی نداشت. حوضچه ای بود که بچه ها در آن قضاء حاجت میکردند.
,
از دارو و درمان هم خبری نبود اگر کسی بیمار میشد باید خود به خودی خوب میشد.
,
سید مهدی از زمستانهای سرد و بی بخاری و تابستانهای سوزناک و خفه کتننده بدون وسایل سرمایش میگفت و آزار و اذیت بعثی ها که به عمد درب و پنجره را در زمستان باز می گذاشتند و تا سرمای بیشتری را تحمل کنیم.
,
پایگاه خبری تحلیلی رادکانا و سامانه سورم سرا ضمن گرامیداشت این روز از تلاشها و خدمات ارزنده معنوی این آزاده عزیز را ارج نهاده و آرزوی صحت و سلامتی این برادر فرهنگی وشایسته و همه آزادگان عزیز بالاجاده را از درگاه حضرت حق مسئلت میطلبیم .
, پایگاه خبری تحلیلی رادکانا و سامانه سورم سرا ضمن گرامیداشت این روز از تلاشها و خدمات ارزنده معنوی این آزاده عزیز را ارج نهاده و آرزوی صحت و سلامتی این برادر فرهنگی وشایسته و همه آزادگان عزیز بالاجاده را از درگاه حضرت حق مسئلت میطلبیم .,
توضیح ایتکه بخشی از مطالب فوق از ویژه نامه چهاردهمین یادواره شهدای روستای بالاجاده (یاد یاران ) اقتباس شده است که شایسته است از تنظیم کنندگان این بسته فرهنگی و ارزشی مراتب تقدیر و تشکر می نماییم و رشادتها و ایثارهای همه آزادگان عزیز را ارج مینهیم و قدر دان خدمات معنوی عزیزان هستیم.
,
انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه