آزاده سرافراز دفاع مقدس:
صلیب سرخ هیچ نقشی در کم کردن مشکلات اسرا نداشت/ اعدام سرباز عراقی که هنگام شکنجه مراعات اسرا را میکرد
آزاده سرافراز کشورمان گفت: یکی از سربازها در شکنجه کردن کمی مراعات اسرا را میکرد که با گزارش بقیه سربازها او را اعدام کردند، آنها حتی به خودشان هم رحم نداشتند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا، حدود 26 سال پیش در چنین روزی، اولین گروه از اسرای ایرانی هشت سال دفاع مقدس به میهن اسلامی بازگشتند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,26 مردادماه 1369، یادآور اشکها و لبخندهای ملتی است که هشت سال در مقابل تجاوز رژیم بعث عراق ایستادند و در حالیکه عزیزترین افرادشان در این جنگ به شهادت رسیدند اما هنوز بر سر تحقق آرمانهای انقلاب تأکید دارند.
صبر و تحمل آزادگان در برابر دشمن و ایستادگی آنها بر سر آرمانهای امام و انقلاب به اندازهای بزرگ و قابل احترام است که باید در تاریخ رشادتهای این بزرگ مردان را نوشت تا آیندگان بدانند برای تحقق و ماندگاری انقلاب اسلامی ایران، چه رنجها و سختیهایی را تحمل کردند.
آزاده سرافراز محمدتقی صلواتی متولد 1331 از آمل است. وی بهعنوان داوطلب بسیجی برای دفاع از خاک و دیانتش 77 ماه و 28 روز از عمرش را در اسارت به سر برد.
این داوطلب بسیجی با اشاره به نحوه اسارت خود در گفتوگو با خبرنگار بلاغ، اظهار کرد: در عملیات والفجر 6 وقتی در محاصره دشمن بودیم از ناحیه دست و پا مجروح شدم، یکی از دوستانم بند پوتینش را به پاهایم بست اما همچنان خون زیادی از من میرفت و توان راه رفتن نداشتم، به فرمانده اعلام کردم که نمیتوانم بیایم و تنها در کوه ماندم؛ چند ساعت نگذشته بود که چند عراقی من را به سنگرشان بردند.
وی افزود: وقتی ابراز تشنگی کردم سرباز عراقی آب زیادی به من داد و خوابم برد، در خواب برادر شهیدم را دیدم که ناگهان با لگد سربازان عراقی بیدارم شدم و میگفتند معجزه شده؛ در آن زمان منظور حرفشان را نفهمیدم بعدها از زبان دوستانم شنیدم که مجروح نباید آب بخورد چرا که باعث مرگ شخص میشود و من با خوردن آب زیاد زنده بودم و این برایشان عجیب بود.
صلواتی با بیان اینکه عراقیها به خیال آنکه فرمانده هستم شکنجهام کردند، تصریح کرد: با چند نفر از مجروحان عراقی سوار ماشین شدیم، آنها را در درمانگاه پیاده کردند و من را به جایی که چند تن از بچههای گردانمان را اسیر کردهبودند بردند، سربازان عراقی که گمان کردند فرمانده هستم من را به زیر شکنجه بردند و از تک تکمان خواستنند به امام خمینی توهین کنیم اما کسی در مقابل شکنجه آنها حاضر نشد به امام و اعتقاداتش پشت کند.
وی به ایمان قوی و روحیه جهادی رزمندهها اشاره کرد و گفت: حدودا 40 نفر بودیم، بعد از دادن لباس مخصوص ما را به اتاق کوچکی که به سختی میتوانستیم بنشینیم بردند و بعد از گذشت سه روز برایمان غذا آوردند که با خوردن آن همگی دچار مشکل شکمی شدیم، شلاغها و شکنجههای متعددی در این چند روز نثارمان کردند و از آنجا ما را به زندان مرسل بردند.
آزاده آملی در یادآوری خاطرات تلخ و شیرین اسارت تصریح کرد: بهترین خاطره در دوران اسارت خواندن نماز جماعت و قرآن بود، چرا که وحدت و یکپارچهگی میان بچهها موج میزد و بدترین و تلخترین خاطره که تا چند روز از سختی این فاجعه ناله میکردیم خبر رحلت امام بود.
صلواتی خاطرههای تلخ دوران اسارت را بسیار عنوان کرد و افزود: تحمل دیدن دوستانی که از فرط شکنجه شهید میشدند بسیار سخت است؛ یکی از رزمندههای اصفهانی که دستش قطع شده بود و از شدت درد دستهایش را میجوید و با وجود اصرار ما به عراقیها حتی یک قرص مسکن هم ندادند و این رزمنده تا صبح از شدت درد جان خود را تقدیم حق تعالی کرد.
این آزاده وقتی به رفتار سربازان عراقی با اسرا اشاره کرد اشک چشمانش را پر کرد و ادامه داد: بدترین رفتار را داشتند، اصلا قابل گفتن نیست سر هر چیز بهانهای میآوردند تا شکنجه کنند، در این بین یکی از سربازها در شکنجه کردن کمی مراعات میکرد که با گزارش بقیه سربازها او را اعدام کردند، آنها حتی به خودشان هم رحم نداشتند.
محمد تقی صلواتی در مورد حقوق بشر و عدم تاثیر صلیب سرخ در برابر مشکلات اسرا گفت: صلیب سرخ هیچ گونه نقشی در کم کردن مشکلاتمان نداشت، گاهی اوقات یک یا دو ماه در میان میآمدند اما در برابر گلایههای ما کاری نمیکردند و وقتی به آنها معترض میشدیم میگفتند که از صدام میترسیم و نمیتوانیم کاری برای شما انجام دهیم.
وی ادامه داد: صلیب سرخ نامههایی که برای خانواده مینوشتیم برایشان میفرستاد و برایمان جواب نامه را میآورد اما گاهی سربازان عراقی برای تنبیه ما نامهها را به ما نمیدادند.
هر چه به این هشت سال دفاع مقدس نگاه کنی اندازه سالهای زیادی میتوانی بنویسی؛ انگار جهانی از تاریخ در این تقویم نهفته است، تقویمی که هر چه میگذرد بیشتر از پیش به آرمانهایش برای تجدید زندگی نیاز داریم، زندگی در دنیایی که اگر حواسمان نباشد ما را با خود به قعر نابودی میکشاند.
دقیقا همان کشورهایی که حرف از قانون و آزادی میزنند و برای سگی در خانواده سلطنتی ارزش قائل هستند، برای صدها هزار انسان که زیر پای خودکامگی آنان له میشوند، انسانیت معنا ندارد.
کشورهایی که حقوق بشر را در لابهلای سیاستهای شعارگونهشان مینویسند، چه انتظار انسانی میتوان از آنها داشت.
,
,
,
,
,
,
, بلاغ,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه