خاتمی:«هویت خود را در این انقلاب دیدیم»
قدامات خاتمی در فتنه ثابت کرده است که وی نه تنها هیچ اعتقادی به مردم سالاری دینی ندارد ولی اخیرا در جلسه بنیاد باران میگوید: «ما همه حیثیت و هویت خودمان را در این انقلاب دیدیم.»[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از سراج 24، سید محمد خاتمی در هفتاد و پنجمین نشست ماهانه «بنیاد باران» که با حضور اعضای این بنیاد برگزار شد، در بخشی از سخنانش گفته است: »اگر خداینکرده جمهوری اسلامی را از دست دهیم وضعیت خیلی سیاهی خواهیم داشت و باید بدانیم که ما نمیتوانیم این انقلاب با آن عظمتش را فراموش کنیم، زیرا مبدا هویت تاریخی ماست.» وی در بخش دیگری از سخنانش تاکید کرده است: «برای ما که همه حیثیت و هویت خودمان را در این انقلاب دیدیم، به عظمت آن اعتراف داریم و به کار بزرگی که صورت گرفته است اذعان داریم.» خاتمی ضمن ابراز نگرانی از خطرات و انحرافاتی که انقلاب و جمهوری اسلامی را تهدید می کند، گفت: «ما انقلابی هستیم، اصلاحات در صدد گرفتن قدرت نیست اگر هم قدرت میخواهد یا قدرت را معقول میخواهد، برای این است که بتواند افکار و اندیشهها و رویکردهایش را در جامعه با امنیت و آزادی بیشتری مطرح کند و سرکوب نشود؛ ما چیز بیشتری نمیخواهیم.»
, شبکه اطلاع رسانی دانا,خاتمی در حالی مدعی دوری از قدرت و داعیه دار انقلاب اسلامی است که وی و جبهه اصلاحات در سال 88 پس از آنکه در رسیدن به قدرت ریاست جمهوری دهم شکست خوردند، با حرف ها و رفتارهای کف خیابانی و دامن زدن به آتش آشوب ها، نظام و انقلاب را تا مرز براندازی پیش بردند. اقدامات خاتمی در آن ایام ثابت کرده است که وی نه تنها هیچ اعتقادی به دموکراسی و مردم سالاری دینی ندارد که اندیشه سیاسی خاتمی در اداره کشور از نوعی دیکتاتوری و اشراف سالاری نشات می گیرد.
,حمله کردن به جمهوریت و اسلامیت نظام در حالی از سوی طیف متبوع خاتمی در سال 88 دنبال می شد که بارها دلسوزان نظام نسبت به خطرات فتنه و اشاعه ناامنی در کشور هشدار دادند و سعی داشتند افراد دخیل در فتنه را به هویت انقلابیشان آگاه کنند؛ اما گوش فتنه گران به این حرف ها بدهکار نبود و با این حال امروز مدعی می شوند که «ما همه حیثیت و هویت خودمان را در این انقلاب دیدیم.»
,آنها برای رسیدن به قدرت نه تنها در فتنه 88 که در طول دولت نهم نیز رفتار مناسبی در برابر رویکردهای نظام نداشتند و تنها از آنجا که خود در راس قدرت نبودند، هر عملی را از سوی دولت ناشی از تحجر و رو به عقب گرد می دانستند. این کینه ها در طول 4 سال که از دایره قدرت به دور بودند باعث شد تا در نهایت پس شکست در انتخابات سال 88 و باطل شدن خواب های قدرت که دیده بودند، به سمت انتقام گیری از نظام بروند و خواه ناخواه روی ریلی حرکت کنند که ساخته دشمنان و مقصد نهایی آن براندازی نظام بود.
,خاتمی از قضا در ادامه سخنانش در نشست ماهانه بنیاد باران با زبانی پر از انتقاد به تاریخچه ای اشاره کرده است که گویای برخی رفتارهای خودشان در سال 88 است. وی احتمالا بدون آنکه خواسته باشد در مذمت برخی رفتارهای سیاسی و جریانی قبل و بعد از انقلاب حرف هایی بر زبان آورده که فتنه 88 آیینه و به روز شده آن رفتارها بود. البته این احتمال نیز وجود دارد که خاتمی با بیان این جملات، تلویحا در پی خودانتقادی و نوعی ابراز پشیمانی و شرمندگی از بابت رفتارهای اصلاح طلبان در سال 88 و دوری از فتنه گران به عنوان استراتژی ادامه راه، برآمده باشد. آنچنانکه وی گفته است: «جریان چپ خودش را انحصاردار تفکر و عمل انقلابی میدانست و معتقد بود جز بر اساس این تئوری عمل انقلابی تحقق نخواهد یافت و هر چه رخ بدهد ارتجاعی و واپسگراست. در عمل نیز ابزار و روشی جز خشونت نمیشناختند. شأن انقلابیگری این بود که با تهاجم وارد عرصه میشود و با زور سعی میکند نظر خود را تحمیل کند و دیگران را از صحنه خارج بکند. حتی متاسفانه این روش خشونتبار در درون خود این جریانات انقلابی یا مدعی انقلابیگری روی میداد که گاهی به تصفیههای خونین هم منجر میشد. آنها به مردم بهصورت ابزار نگاه میکردند و در جاهایی که پیروز شده بودند یا پیروز نشده بودند مدعی هم بودند که عدالت را پیاده کنند عدالتی که هیچگاه پیاده نشد.»
,حال اگر بخواهیم انعکاس این سخنان خاتمی که وی در مذمت آنها حرف زده را در فتنه سال 88 مشاهده کنیم باید به برخی اتفاقات در طول حوادث پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری اشاره کنیم که خاتمی هم یکی از فرمانداران در این حوزه بود و اصلاح طلبان به پیروی از سران خود در جریان فتنه 88:
,ـ خودشان را انحصاردار تفکر و عمل انقلابی میدانستند و به تذکرات و هشدارهای هیچ جریان و فرد و گروهی توجه نمی کردند و تنها در فکر کودتای فانتزیای بودند که به دروغ برچسب انقلاب بر آن زده شده بود.
,ـ معتقد بودند جز بر اساس تئوری های کف خیابانی و اغتشاش، عمل انقلابی تحقق نخواهد یافت. حال آنکه عملی که در دستور کار آنان بود، اساسا انقلاب نبود بلکه براندازی نرم بود.
,ـ در عمل، ابزار و روشی جز خشونت نمیشناختند، آنچنانکه در پیشبرد اهداف فتنه، سناریوی کشته سازی و شهید سازی را در دستور کار قرار دادند و از میان افرادی که برای حضور در خیابان ها دعوت کرده بودند، برخی را با هدف مظلوم نمایی به قتل رساندند.
,ـ با تهاجم و اوباش گری وارد عرصه شدند و با زور و اسلحه سعی داشتند نظر خود را به دیگران تحمیل کنند و دیگران را که در عرصه رقابت های انتخاباتی به پیروزی رسیده بودند با ابطال انتخابات، از صحنه خارج کنند.
,ـ روش های خشونتبار در درون خود این جریانات مدعی انقلابیگری روی میداد که گاهی به تصفیههای خونین هم منجر میشد؛ تصفیه هایی که البته به قصد مظلوم نمایی بود و مورد سوءاستفاده تبلیغاتی علیه نظام و انقلاب اسلامی قرار می گرفت.
,ـ به مردم بهصورت ابزار نگاه میکردند و احساسات مردم را برای موج سواری خود، تحریک می کردند و در جاهایی که پیروز شده بودند یا پیروز نشده بودند مدعی هم بودند که قانون و عدالت را پیاده کرده اند؛ عدالت و قانونی که هیچگاه پیاده نکردند و برعکس نزدیک بود تا در مسیر فتنه 88، این دو اصل سرکوب و به طور کامل و برای همیشه تبدیل به یک رویا در افکار عمومی شود.
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه