حق کشی و مماشات؛
قلع و قمع ورزشکاران در ریـو و دیپلماسی منفعل؟!
امروز سیاست مسئولانمان در ورزش هم شبیه به سیاست خارجه دولتمردان شده است، کارمان شده سکوت و باج دادن به هر کس و نا کسی از ترس محرومیت و محکومیت و ناراحتی عده ای خاص و هزار یک دلیل و توجیه خود ساخته دیگر.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از زیتون، در ایامی که رقابتهای المپیک برگزار می شود و اتفاقاتی که برای ورزشکارانمان یکی پس از دیگری رقم می خورد، بار دیگر یاد حق کشی ها و تحقیر های گذشته زنده می شود. واقعا چرا باید به این راحتی حقوق ایرانی جماعت پایمال شود؟
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, زیتون,هنوز سالگرد فاجعه خونین منا برای حاجیان کشورمان نگذشته و دلها آرام نشده است. هرچند سنگینی فاجعه منا با هیچ موضوع دیگری قابل مقایسه نیست، ولی ظلم و ناجوانمردی و حق کشی واژه هایی است که با نام حادثه منا برای ایرانیان اجیر شده و معنی می شود.
,هر بار که یادی از آن ایام تلخ و دلهره آور می شود باز هم زخم ها و جراحت ها سر باز می کنند و ترس و کینه و غیظ در هم تنیده می شود و دردهای کهنه نمایان تر. آری حاجیان ایرانی لب تشنه به دست جلادان ناجوانمرد و نابخرد سعودی قتل و عام شدند و سران وحشی آل سعود خم به ابرو نیاوردند و مدعی هم شدند و ایران را مقصر نامیدند.
,برخورد تحقیر آمیز با مسئولین ارشد ایرانی، از سفیر و دیپلمات ها گرفته تا وزرای دولت و طریقه مواجهه دولت عربستان با ایرای ها، بیش از شهادت غریبانه حجاج کشورمان آزار دهنده بود و عواطف ایرانیان داغ دیده را بیشتر جریحه دار کرد.
,اگر دیروز در منا حاجیانمان را مظلومانه و بی سر و صدا قتل عام کردند و کسی دم برنیاورد، امروز ورزشکارانمان را در مقابل دیده گان میلیاردها بیننده در سرتاسر جهان در آوردگاه معتبرترین رویداد ورزشی جهان قلع و قمع می کنند و باز هم سکوت باید کرد.
,شمشیر زن شایسته کشورمان با ناداوری محض مقابل حریف آمریکایی از رسیدن به فینال و کسب اولین مدال این رشته در تاریخ رقابتها برای ایران دور ماند. مسئولین هم در کنار مردم، تنها نظاره گر اشکهای شمشیرزن خوش تکنیک کشورمان بودند.
,به طرز عجیبی سه فرنگی کار کشورمان تنها به لطف مهندسی داوران در اخطار دادن که از قضا هرسه مورد هم محل بحث است، حذف شدند. سعید عبدولی مقابل حریف دانمارکی خود برتر و پرکار بود و به همین خاطر به حریف او جلو تر از عبدولی اخطار دادند ولی با مهندسی تمام، اخطار پایانی را زیر برگه کشتی گیر ایرانی زدند تا به لطف قوانین ساخته همین فدراسیون های جهانی، عبدولی در ابتدای راه ناکام بماند. حکایت امید نوروزی و دیگر کشتی گیرانمان هم شبیه داستان عبدولی است.
,آوردگاه المپیک شب گذشته یک قربانی بزرگ هم گرفت که از قضا این بار هم یک ایرانی قربانی شد. داوران این بار سر قویترین مرد جهان را بریدند. شب گذشته مردم در سرتاسر جهان یکی از بزرگترین حق کشی های تاریخ ورزش را به نظاره نشستند.
,پس از اینکه دیروز اشکهای محمد بنا را دیدیم، اینبار نوبت بهداد سلیمی بود که اشک از دیده گانش جاری شود. او قربانی بزرگ المپیک ریو لقب گرفت، قربانی زد و بندهای پشت پرده و مهندسی مدالها و سیاسی کاری فدراسیون ها.
,درد آور تر از حق کشی ورزشکارانمان در المپیک باز هم تنهایی آنهاست. اگرچه در المپیکهای گذشته هم شاهد حق کشی و ناداوری موردی برای ورزشکارانمان بودیم اما این دوره شرایط رنگ و بوی دیگری می دهد. انگار دستهایی نمی خواهد و نمی گذارد که جهان پیشرفت ایران و جوان ایرانی را در عرصه های مختلف ورزشی به تماشا بنشیند. این همه حق کشی و ناداوری نمی تواند تصادفی باشد. چرا فقط ایرانی ها قربانی می شوند؟
,مشخص نیست در شرایطی که مثل آب خوردن سر ورزشکاران و قهرمانان ایرانی را زیر آب می کنند، مسئولین ورزشی و کشوری و سیاسی چه وظیفه ای دارند. دولت دیپلماتها عادت کرده است به پاسخ ها و مواضع دیپلماتیک، تاسف خوردن بزرگترین کاریست که از دست بعضی از مسئولین بر میاید.
,کیانوش رستمی، قهرمان وزنه برداری کشورمان بعد از کسب مدال طلا با بغض در گلو گفت در این چند سال تنها تمرین کرده ام و کسی حمایتم نکرده است. خطاب رستم ایرانی به مسئولین بیخیال ورزشی کشور بود، از فدراسیونش گرفته تا وزیر ورزشش.
,مسئولین تنها به این خاطر گماشته نشده اند که بنشینند و پز مدالها را بدهند، باید از حقوق ورزشکارانمان که نماینده یک ملت هستند حمایت کنند. امروز که خبری از مسئولینمان نیست و مهر سکوت به دهان زده اند، فردا روز مدالی در تکواندو و کشتی آزاد کسب شود، پیامهای ظفرمندانه اشان سرازیر خواهد شد.
,امروز سیاست مسئولینمان در ورزش هم شبیه به سیاست خارجه دولتمان شده است و برای همین یادی از حادثه منا شد. کارمان شده سکوت و باج دادن به هر کس و نا کسی از ترس محرومیت و محکومیت و ناراحتی عده ای خاص و هزار یک دلیل و توجیه خود ساخته دیگر.
,قرار بود به خاطر تعامل، البته بهتر بگوییم باج دادن که نامش را غربی ها تعامل گذاشته اند، ارتباطات و اثر بخشیمان با خارج بیش از پیش باشد، وضعمان این شده است. یاد جمله آلبرت کامو افتادم که گفت؛ "ایستاده مردن بهتر از زانو زده زیستن است" آری باید جسارت داشت، اعتراض و ایستادن مقابل ظلم و مطالبه حقوق پایمال شده از ظالمان جسارت می خواهد. از قدیم گفته اند حق گرفتنی است، دادنی نیست، می خواهد در سیاستش باشد یا ورزش سیاسیش!
,انتهای پیام/م
]
ارسال دیدگاه