محفل نکوداشت شاعر و هنرمند معاصر حسین سنجیده در ارومیه برگزار شد
سومین مراسم "گؤروش" با حضور جمع کثیری از شاعران و اهالی فرهنگ و ادب ارومیه به نکوداشت شاعر و هنرمند معاصر حسین سنجیده اختصاص یافت.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از اروم نیوز،سومین مراسم دیدار و نکوداشت یکی دیگر از شاعران و هنرمندان معاصر ارومیه در قالب برنامه "گوروش" به حسین سنجیده اختصاص یافت.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, اروم نیوز,شاعری که به گفته حاضران مراسم اخلاص و سادگی از جمله ویژگی های شعری این شاعر پیشکسوت می باشد و اگر اشعار وی را نیز بخوانید می توان حس ، عاطفه و حرمت به انسانیت را به وضوح در آثار وی دید.
,در این گزارش بخش هایی از حکایت زندگی حسین سنجیده به قلم خودش آورده می شود:
,«در سال1328 در محله چاوشان ارومیه هستی برویم آغوش گشود و من قدم به عرصه حیات گذاشتم.
,پدرم خدا بیامرز حاج نجات مردی متمول ، متدن، خیر و خوشنام بود. او از ثروت هنگفت خویش که حاصل سال ها ی سعی و تلاش خود بود سخاوتمندانه می بخشید و در چوبی خانه بزرگ و قدیمی مان به روی همگان باز بود.
,و با نو خدیجه مادرم شیرزنی پرتلاش و پرتوان بود که برای ساختن کانونی امن و آسایش فرزندانش سالیان دراز دوش به دوش پدر کار کرده رنج برده و عرق ریخته بود.
,هرگز از یاد نمی برم به هر خانه ای به مهمانی میرفتیم نگاه من بر روی طاقچه ها بدنبال کتاب می گشت و از صاحبخانه بجای خوراکی کتاب می خواستم! و با قهر و عتاب مادرم روبرو می شدم و گاهی از نیشگونهای جانانه اش بی نصیب نمی ماندم.
,با بی تجربه گی بسیار راهها را تجربه کردم و هربار به نحوی شکست ضربه ای دیگر بر روح حساسم فرود می آمد مدتی زیر دست پدر در بازار کار کردم کتاب فروختم کارگر برقکار بودم و در شرکت اتوبوسرانی شهری واحد به جرگه ی کارگران پیوستم.
,برای من که عاشق شعر و ادبیات ، نویسندگی، خوشنویسی، نقاشی و عکاسی بودم و آرامش روح نا آرامم را در هنر می جستم بسیار آزاردهنده و زجر آفرین بود که دست به کارهای از این قبیل بزنم و شگفت اینکه از استعداد هنری سرشاری برخوردار بودم.
,صباحی بعد از ازدواج به استخدام سازمان تعاونی مصرف شهر و روستا درآمدم و به عنوان صندوقدار فرو شگاه به کار پرداختم و به قول زنده یاد شهریار دستی که قلم می خواست ماشین حساب بر کفش نهادند ولی با این اوصاف هرچند شوق ادامه تحصیل در دلم مرده بود اما هرگز هوای خواندن و آموختن از سرم بیرون نرفت و عشق به شعر و ادبیات هر روز بیشتر از روز پیش مرا مجذوف این عالم رنگین و سحر آمیز می کرد.
,از اواخر دهه 1360 با کمک و راهنمایی همکار شاعرم شادروان استاد محمود صادقپور متخلص به شامی اولین شعرم خلق شد و رود خروشان احساسات درونم فرصت جریان و غلیان و سرریز شد.
,تا کنون سه عنوان از مجموعه اشعارم از طرف انتشارات یاز در ارومیه چاپ و منتشر شده است: یازیق آنا، یازیق آنا_ شعریمه ائل قوناق گلیر_ گوور چین».
,این مراسم که با شعرخوانی حاضران همراه بود حجت الاسلام کریمی مدیرکل فرهنگ و ارشاد آذربایجان غربی نیز دقایقی در رابطه با شعر و جایگاه شعرا در جامعه گفت: شعرا سرمایه های معنوی و ملی این کشور هستند که شاید اکنون نتوان قدر آنها را آنطور که باید درک کرد اما بعد از گذشت سالها جای خالی این شعرای گران قدر در عرصه شعر و ادبیات کشور دیده خواهد شد.
,مصطفی قلیزاده علیار مسئول واحد آفرینش های ادبی حوزه هنری انقلاب اسلامی آذربایجان غربی نیز در حاشیه مراسم با اشاره به روند اجرای مراسم گوروش گفت: در این مراسم شعرا جهت معرفی آثار ، سبک و شیوه هنری گر هم جمع می شوند.
,وی افزود: در این مراسم خاطرات شخص مورد تجلیل از زبان دوستان و خانواده وی بازگو می شود که به دین ترتیب محفلی گرم و به یادماندنی برای شاعران هنرمندان معاصر شهرمان پدید می آید.
,البته لازم به ذکر است که این مراسم به گفته حاضران دارای نقاط قوت و ضعفی می باشد که در بیان نکات قوت یکی از شاعران به خبرنگار ما گفت: این مراسم ایده آل یک شاعر نیست اما از هیچی باز بهتر است و امیدواریم رفته رفته شاهد برگزاری هرچه بهتر این مراسم باشیم.
,یکی دیگر از شاعران حاضر پیشنهاد می دهد که چه بهتر بود اثرات چاپ شده شاعران را نیز می شد در حاشیه مراسم در معرض دید و فروش بازدیدکنندگان قرار می داد.
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه