یادداشت طنز

کرکس های بی عار!

کرکس های بی عار!
درون تاکسی نشسته بودم و رادیو در مورد کرکس ها می گفت و راننده چنان با شور و اشتیاقی گوش می داد، با خودم گفتم آخه مشکلات مردم و کشور تمام شده مشکل همین یه کرکس هستش که همنوعش رو هم میخوره یا نه؟
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از زیتون، امروز صبح که درون تاکسی نشسته بودم ، راننده به طور اتفاقی رادیو را روشن کرد و جست و جویی در امواج پرتلاطم رادیو اش کرد. به زور مشت و لگد سرانجام رادیو اش را تنظیم کرد. تاکسی فرسوده ای بود، یه پیکان مدل  80 - 81 می شد، خودش می گفت که مدل 81 هست اما ظاهرش درم و داغون تر از این را نشان میداد. 

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, زیتون,

به نظرم تحلیلهای اجتماعی، سیاسی و فرهنگی را باید از همین راننده تاکسی ها شنید. چنان تحلیل هایی می دهند و اخباری می گویند که دود از کله ات بلند می شود، عمرا این تحلیل ها را از کارشناسان خبره امر بتوانی بشنوی، الکی که نیست، صبح تا شبشان با رادیو و البته مسافران مختلف و رنگارنگ است، مطالبات اقشار و طبقه های مختلف جامعه را به خوبی می دانند. از اقتصاد و فرجام برجام و سرانجام انتخابات ریاست جمهوری 96 تحلیلهای کارشناسانه ای می دهند که نه جایی شنیده ای و نه اصلا تصورش را می کردی که راننده ای اینچنین بتواند صحبت کند، کافیست فقط سر صحبت را باز کنی.

,

مسیر طولانی بود و راننده تاکسی همزمان با کلنجار رفتن با رادیو کهنه ماشینش بعضا از آینه نگاهی هم به عقب می انداخت و تحلیل می کرد و همزمان با زیرکی می خواست نظراتم را هم بداند. در همین شرایط صحبت بودیم که به یک باره دست راستش را به نشانه سکوت بالا برد و گوشش را به طرف باند بغلی درب خودرو نزدیک کرد، من هم حساس شدم که رادیو چه چیز مهمی رو  پخش کرده که اینچنین حرفش رو قطع کرد. صدای رادیو زیاد واضح نبود، خش خش می کرد، گفته بود که می خواهد باند دست دومی را بعد از واریز یارانه ماه پیش رو بگیرد تا مشکلش موقتا حل شود.

,

گوشم را تیز کردم، یک نفر در مورد کرکس ها داشت صحبت می کرد. سخن از نژاد کرکس و غذا و محل زندگی و زاد و ولدشان بود. میگفت نگهداری کرکس ها شرایط خاصی دارد و به همین خاطر از سال 1990 به بعد نگهداری کرکس در سیرک ها را قدغن کرده اند. با یک کارشناس تماس تلفنی داشتند و کارشناس هم دار و ندار کرکس ها را ریخته بود بیرون، از نژاد و مدت عمرشان تا محل زندگی و بیماریهایشان، می گفت آفریقا محل زیست اصلیشان است اما در آسیا هم هستند. مجری برنامه از کارشناس پرسید: کرکس به هم نوع خود هم حمله می کند یا نه، اگر همنوعشان ضعیف شود و یا بمیرد او را هم می خورند یا نه؟ کارشناس به سوال عجیب مجری پاسخ داد که تا به حال مشاهده نکرده است. کارشناس آخر سر یه آمارهایی از فواید کرکس داد و گفت یه کرکس در طول عمرش حدود 45 میلیون تومن برا مردم و محیط زیست سودآوری دارد.

,

راننده تاکسی چنان با شور و شوق گوش می داد و من هم بیش از آنکه این صحبتها در مورد کرکس توجهم را جلب کند متوجه اشتاق راننده بودم. با خود گفتم آخه مشکلات مردم و کشور تمام شده مشکل همین یه کرکس هستش که همنوعش رو میخوره یا نه. سری به علامت افسوس تکان دادم که راننده از آینه متوجه حرکت من شد. برنامه که همزمان داشت تمام می شد، صدای رادیو رو کم کرد و گفت: مثل اینکه زیاد خوشت نیومد از برنامه رادیو.

,

-گفتم آخه مشکلاتمون رسیده به همین یه مورد؟ این مسخره بازی ها چیه

,

-راننده لبخند کوتاهی زد و بعدش سکوت کرد

,

- گفتم مگه راست نمیگم

,

-گفت: چی بگم والا، این برنامه ها که از وعده های تکراری بعضی مسئولین بهتره ، اصلا یه سوال، این کرکس مفید تره یا بعضی مدیران؟

,

- گفتم منظورت چیه؟

,

- گفت: کاملا واضحه، الان کارشناس گفت کرکس تو طول کل عمرش حدود 45 میلیون تومن سود آوری برا مردم و محیط زیست داره، بعضی از مدیران چیکار می کنن. هیئت عامل فلان شرکت ساختگی دولت چه سودی برا ملت و مملکت داره آخه، مگه غیر از این هستش که سر ماه هم خدا میلیون تومن از بیت المال و سهم ملت حقوق می گیرن؟ 

,

-سکوت کردم، چیزی نداشتم بگم، برگشت گفت: شما اصلا فایده فلان آقا که الان به لطف برادرش رسیده به پست و مقام و برای طول و عرض این مملکت داره تصمیم میگیره رو بهم بگو ببینم. 

,

داشتم به مقصدم نزدیک می شدم، برا همین کرایه ام رو به طرفش گرفتم و گفتم حالا حرص نخور، بیا پولتو بگیر.

,

پولو گرفت و گفت: حرص می خورم جونمم در میاد، من و امسال من باید صبح تا شب و شب تا صبح کار کنیم تا تقاص تصمیم های اشتباه فلان آقایون رو پس بدیم اونوقت یه عده مفت بگردن و به خاطر رانت بابا و داداش و فلان فامیلشون تو این مملکت بخورن. اصلا یه عده کرکس بی عار شدن، مثل کرکس خون و گوشت و پوست آدمو می خورن اما اون فواید کرکس رو هم ندارن، یعنی کلا فایده ای برا این مملکت ندارن. یه شکم دارن برا خوردن و یه دهان دارن برای حرف های مفت زدن.

,

خداحافظی کردم و پیاده شدم، از پنجره جلویی منتظر بودم بقیه پولم رو بگیرم که گفت: راستی می دونستی که کرکس ها به حقشون قانعند، شکمشون تا یه اندازه جا داره، اما بعضی ها تا خرخره خوردن ولی بازم چشمشون به اینور و اونوره، تازه طلبکار مردم هم هستن. اینو گفت پولم رو داد و رفت.

,

  راه افتادم ، تو راه که پیاده می رفتم هی می خواستم برا حرفای راننده تاکسی جواب پیدا کنم ولی نتونستم. بنده خدا راست میگفت، یه عده از مدیران و رئیسان به اندازه کرکس هم مفید نیستن، فقط خون بیت المال رو می مکن.

,

انتهای پیام/م

,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه