نسبت مردم با رسانههایی که حقیقت را دور میزنند چیست؟
انتخابات 96؛ تجلی عبور مردم از رسانههای ویترینی!
این دسته از رسانهها دقیقا مانند صاحب یک فروشگاه عمل میکنند که طبق میل و سلیقهی خود و با توجه به اصل «فروش اجناس موجود در انبار» و نهایتاً «کسب سود بیشتر» و دفع ضرر، ویترین فروشگاه را پُر میکنند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از آناج، بهتحقیق میتوان گفت تصمیمگیری درباره هر مسألهی جدیدی که در حیطهی مسائل سیاسی، فرهنگی و اجتماعی به وجود میآید، در قدم اول نیاز به کسب اطلاعات خام و نجیبی است که با توجه به نبود وقت و فرصت کافی برای برای بررسی صحت و سقم خبرها، «اعتماد به رسانههای جمعی» را اجتنابناپذیر میسازد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آناج,با این مقدمه باید گفت اگر رسانهها عمداً یا سهواً بخشی از رویدادهای مهم را از مخاطبان خود پنهان کنند، قطعا در جهتگیری، تحلیل و تصمیمگیری آنها تأثیر خواهند گذاشت. به عبارت بهتر، مخاطبانی که به این قبیل رسانهها اعتماد کردهاند، ناخواسته پا در مسیری میگذارند که آنها را دچار ضعف در تحلیل، تشخیص و انتخاب خواهد کرد و این موضوع مهم، خود را در بزنگاههای حساس که به رأی و نظر مردم نیاز است، نشان خواهد داد.
,این دسته از رسانهها دقیقا مانند صاحب یک فروشگاه عمل میکنند که طبق میل و سلیقهی خود و با توجه به اصل «فروش اجناس موجود در انبار» و نهایتاً «کسب سود بیشتر» و دفع ضرر، ویترین فروشگاه را پُر میکنند. مردم نیز که موجودی و کیفیت هر فروشگاه را با توجه به ویترین آن میشناسند، فقط و فقط حق دارند خواستهها و امیال خود را طبق موجودی پشت ویترین و آنچه که برایشان به نمایش گذاشته شده، تنظیم نموده و تقریبا انتخاب دیگری ندارند.
,بخش زیادی از رسانهها دقیقا همین کار را انجام میدهند؛ آنها اگر بخواهند، میتوانند موضوعی و یا یک رویدادی را به راحتی و با اتحاد نانوشتهای که بینشان برقرار است، بایکوت، سانسور و یا منقطع کرده و در ویترین رسانههای خود به نمایش بگذارند. رسانهچیها میتوانند از همه، هیچ بسازند و از هیچ، همه!
,مخاطبانی که دل به عدالت و صداقت این گونه رسانهها بستهاند، گمان میبرند که مثلا هر چه فلان خبرگزاری یا پایگاه خبری گفته، جز حقیقت نیست و از این رو به محض خواندن تحلیلهایی با جنس متفاوت، پای شک و تردید را وسط میکشند.
,قطعا این رسانهها باید برای فروش اجناس پشت ویترین، دست به تبلیغات زیادی زده و با افزودن زرق و برق، نورافشانی و جلوههای بصری، مشتری را به دیدن، مایل شدن و خریداری آن کالا ترغیب نمایند. اینگونه میشود که برخی رویدادهای مهم و باارزش به ناگاه، کماهمیت و بیارزش قلمداد میگردد و در عوض برخی خبرهای نه چندان مهم، حماسیگونه و با آب و تاب نقل می گردد.
,صاحبان رسانههای ویترینی حقیقتا باید تبحر زیادی در ذائقهسازی مخاطبان داشته باشند، وگرنه دستشان رو میشود. نمونهی بارز این ذائقهسازی را میتوان در ایام پیشا انتخابات هفتم اسفند و پیشا برجام مشاهده کرد که هرگز با بعد از آن، مطابقت نداشته است. رسانههایی که برجام را همچون کوه یخی پنداشتند که قرار است به محض اجرای آن، سر از آب بردارد و گلستانِ ایرانِ پسابرجام را به نمایش بگذارد. رسانههایی که نمیتوانند واقعیت را به مردم بگویند و هممسیر با وزش باد، منتظرند تا از اتاق فرمان چه دستوری صادر میشود.
,انتخابات 96 میتواند تجلی عقبنشینی مردم از مقابل ویترین این قبیل فروشگاهها باشد؛ فروشگاههایی که کالاهای بنجل و بیارزشِ خود را با گفتنِ اینکه «والله، بالله، تالله خیلی خوب است» به مشتری فروختند و حالا که تقلبیبودن آن اجناس رو شده، تقصیر را گردن مشتری میاندازند!
,انتهای پیام/م
]
ارسال دیدگاه