یادداشت
اسلام رحمانی یا اسلام لیبرالی
کسانی که دم از اسلام رحمانی میزنند غیر از استثناءهایی عموما با اسلام ولایی و اسلامی که ولایت آن را مدیریت و ترویج میکند، زاویه دارند[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانابه نقل از سیمره خبر، منظور از اسلام رحمانی چیست؟ آیا اسلام در همه حال به همه موجودات عالم – و همه انسانها - با چشم رحمت و مودت نگاه می کند؟ یا طرح این موضوع از طرف عده ای، ناشی از یک نوع نگاه انحرافی به اسلام است؟
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, سیمره خبر، , سیمره خبر، , سیمره خبر,,
اسلام تساهل و تسامح و اسلام آمریکایی، اسلامی است که هیچ ضرری برای شیطان و شیطان بزرگ نداشته باشد درحالیکه دینی که هیچ خطری برای شیاطین جنی و انسی نداشته باشد اصلاً دین نیست.
,,
رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار اخیر خود با دانشجویان به سوء استفاده از مفهوم اسلام رحمانی و پنهان کردن آموزه های لیبرالیسم ذیل این مفهوم اشاره کردند، ایشان در بخشی از بیانات خود در ارتباط با این مسئله فرمودند: «اگر معنای اسلام رحمانی این است که ما با دشمنانی که علیه اسلام، علیه ایران، علیه ملّت ایران، علیه پیشرفت ایران دارند تلاش میکنند و از هیچ کوششی فروگذار نمیکنند، بایستی با چهره محبتآمیز، با دل صاف و پاک برخورد کنیم، نه، این اسلام نیست.
,,
غربیها مباحثی تحت عنوان هرمنوتیک در جمعهای روشنفکری مطرح کردند تا بتوانند تفسیرهای خود از اسلام و هر دین دیگری را انجام دهند و بدان مشروعیت ببخشند. امروزه تحت عنوان اسلام رحمانی میگویند که ما از اسلام فقط رحمانیتش را میفهمیم و غضبش را برداشت نمیکنیم و این برداشت ما از اسلام یک برداشت درست است. آنها میگویند هرکسی میتواند برداشت خودش را داشته باشد که از دل این نوع برداشتهای متنوع از اسلام بحث «صراط های مستقیم بیرون آمد.
,,
هدف این بود که حس تعصب نسبت به دین و مقاومت بر ارزشهای دینی را بشکنند و همه نسبت به دین حالت تساهل و تسامح پیدا کنند، درحالیکه تعصب صحیح یعنی اینکه انسان متدین نسبت به مقدسات، باورها و آموزههای دینی احساس مسئولیت داشته باشد و از آنها دفاع کند.
,,
این ترفندی که تحت عنوان هرمنوتیک و برداشتهای متفاوت از دین و صراطهای مستقیم سالهاست شروع شده، بدان جا منجر شد که قرآنی در آمریکا چاپ شد که آیات جهاد قرآن را از آن حذف کردند و فقط آیات رحمانی را باقی گذاشتند. توجیه شان برای این اقدام این بود که زمان، زمانه تمدن است و زمانی که قرآن حرف از «قٰاتِلُوهُمْ حَتّٰى لاٰ تَکُونَ فِتْنَةٌ» میزند زمانهای بوده است که اسلام مواجه با انسانهای وحشی و جاهل است؛ اما امروزه همه انسانها متمدن شده اند و درنتیجه آن دستورات اسلام مربوط به این زمان نیست.
,,
قرآن کریم آنهایی را که مصداق «نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَ نَکْفُرُ بِبَعْضٍ» هستند یعنی به بعضی آیات ایمان میآورند و برخی دیگر را انکار میکنند را در شمار منافقان بهحساب میآورد، این افراد به صورت سلیقهای با اسلام برخورد میکنند درحالیکه قرآن میفرماید «إِنَّ اَلدِّینَ عِنْدَ اَللّٰهِ اَلْإِسْلاٰمُ». دین در نگاه خدای سبحان و قرآن یعنی تسلیم شدن و آنهم تسلیم شدن در مقابل همه دین و همه آیات و نهفقط قسمتی از آنها.
,,
,
خداوند سبحان در قرآن به نفسنفس زدن اسبان مجاهدان و جرقهای که از سمّ اسبان مجاهدان میجهد قسم میخورد و میفرماید «وَ اَلْعٰادِیٰاتِ ضَبْحاً فَالْمُورِیٰاتِ قَدْحاً فَالْمُغِیرٰاتِ صُبْحاً فَأَثَرْنَ بِهِ نَقْعاً فَوَسَطْنَ بِهِ جَمْعاً وَ إِنَّهُ لِحُبِّ اَلْخَیْرِ لَشَدِیدٌ». این نشان میدهد که جایگاه مجاهدان نزد خداوند بسیار بالاست که به اسب فرد مجاهد قسم خورده میشود.در ادامه آیات خداوند به عنوان یک گلایه میفرماید إِنَّ اَلْإِنْسٰانَ لِرَبِّهِ لَکَنُودٌ» یعنی انسانها کنودند و آنطورکه ما میخواهیم مجاهد نیستند و در مقابل کسانی که حق و حقیقت را زیر پا میگذارند جهاد نمیکنند. «کنود» در اینجا به معنی کفور است یعنی انسانها تلاش نمیکنند خود را به جایگاه والای مجاهدان برسانند.
,,
,
کسی که مسلمان است هم باید این آیات را باور کند و هم به آنها عمل کند. باور همان ایمان و عمل همان تقوا است؛ خداوند در این رابطه میفرماید «یٰا أَیُّهَا اَلَّذِینَ آمَنُوا اِتَّقُوا اَللّٰهَ». اهل تقوا بودن یعنی اینکه ایمان به منصه ظهور برسد و عملیاتی شود. یعنی اینکه فقط نگویید مجاهدان خیلی مقام بالایی دارند بلکه خودتان هم مجاهد شوید.«وَ قٰاتِلُوهُمْ حَتّٰى لاٰ تَکُونَ فِتْنَةٌ» یعنی چنان قتال کند تا فتنه را از روی زمین . بردارید،بهعبارتیدیگر تا فتنه هست مبارزه هست.
,,
,
این فقط حرف ما نیست بلکه حرف دشمنان نیز هست. آنهایی که حرف از دموکراسی و لیبرالیسم میزنند تا وقتی مخالف دارند جهاد میکنند و میجنگند، چه طور است که دشمن در آنطرف مبارزه بکند اما کسی که اینطرف در جبهه حق است مبارزه نکند؟ درپاسخ به قسمت دوم سوال یک باید گفتاسلام یک قرائت بیشتر ندارد و آن هم قرائتی است که توسط پیامبر اسلام (ص) و پس از ایشان توسط علمای دین در طول دوران غیبت بیان شد. دین اسلام دین رحمت و غضب توأمان است، احساس، تفکر و تعقل، رأفت و مهربانی و در عین حال غلظت و شدت در دین وجود دارد و اگر اینطور نبود طبیعتاً دین ناقصی بود.
,,
اسلام رحمانی هم پیشفرض غلطی است چرا که به نظر میرسد این اسلام در برابر اسلام مبارزه طلب یا به اصلاح غربیها اسلام خشونتطلب است! غرب میخواهد بگوید که اسلام یک قرائت دیگری هم دارد که مسلمانان را به جنگ و درگیری و نزاع همیشگی میکشاند و نقطه مقابلش اسلام رحمانی ، دین رحمت و رأفت است و به دنبال درگیری و ستیز نیست.
,,
بنابراین اگر ما اسلام را دین جامعی بدانیم باید تأکید کنیم که این دین در عین اینکه بر تعقل، اندیشهورزی، منطق، مهربانی، عطوفت با همنوعان تأکید دارد، در مقابل این گفتار ناصحیح هم صفبندی و جبههبندی صریح و علنی براساس آیات قرآن کریم دارد.
,,
براساس سوره مبارکه توبه: یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنوا قاتِلُوا الَّذینَ یَلونَکُم مِنَ الکُفّارِ وَلیَجِدوا فیکُم غِلظَةً: ای کسانی که ایمان آوردهاید، با کافرانی که نزدیک شمایند جنگ کنید، تا در شما شدت و درشتی یابند و بدانید که خدا با پرهیزگاران است.
,,
بنابراین باید باور کنیم و توجه داشته باشیم این قبیل آیات شریفه نظیر؛ «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الْیَهُودَ وَالنَّصَارَىٰ أَوْلِیَاءَ بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاءُ بَعْضٍ...؛ ای کسانی که ایمان آوردهاید، یهود و نصارا رابه دوستی برمگزینید، آنان خود دوستان یکدیگرند هر کس از شما که ایشان را به دوستی گزیند در زمره آنهاست و خدا ستمکاران را هدایت نمیکند.
,,
بنابراین ما اگر تنها یک جلوه دین را به نمایش بگذاریم به طور مثال فقط به عطوفت، منطق و رأفت توجه کنیم گرفتار یک نگاه تک جانبه شدهایم بنابراین باید پیوند متعادلی بین مفاهیم کامل اسلام برقرار کنیم. درپاسخ به بخش سوم سوال که آیا طرح این موضوع از طرف عده ای، ناشی از یک نوع نگاه انحرافی به اسلام است؟باید گفت لیبرالها از ابتدای انقلاب به دنبال تغییر مسیر انقلاب و تبدیل ایران به یک کشور سکولار بودند و از هیچ تلاشی در این زمینه فروگذار نکردند. البته تلاش آنها در این زمینه با انواع خیانتها آمیخته است که نمونههای آن را باید در کمک به دشمن در جنگ تحمیلی و کوشش برای شکل گیری و تشدید تحریمها علیه ملت ایران جستجو کرد. بعضی از آنها در یک مقطعی آرزو میکردند آمریکا به ایران حمله کند تا از دست حاکمیت اسلام خلاص شوند.
,,
آنها فکر نمیکردند نظام اسلامی با محوریت ولی فقیه تابه امروزدوام بیاورد. تصور نمیکردند ایران در زیر پرچم جمهوری اسلامی در مسیر پیشرفت و آبادانی قرار بگیرد، تصورشان این بود که با یک تهدید غرب و آمریکا همه چیز عوض می شود و جمهوری اسلامی از پا در میآید، غافل از اینکه نظام اسلامی که ریشهاش حسینی (ع) باشد زیر بار ذلت نمیرود و با تمام وجود در برابر مستکبران عالم میایستد.
,,
,
لیبرالها میخواهند اسلام در این کشور در انزوا باشد میخواهند ولایت فقیه را از رأس نظام بیندازند یا آن را به یک مقام تشریفاتی تبدیل کنند، آنها میدانند که با وجود ولی فقیه ، اسلامیت نظام محفوظ میماند و مادامی که اسلام ناب و اصیل در این کشور باشد، استقلال و عزت کشور هم باقی است؛ منافع ملی هم باقی است.
,,
شک نکنید اگر لیبرالها قدرت را در دست داشتند کشور را به ثمن بخس به غرب میفروختند و دیکتاتوری را دوباره به ایران برمی گرداندند؛ در نهایت دشمن از طرح گفتمان اسلام رحمانی اغراض زیادی را در نظر دارد که یکی از آنها سرخورده کردن جوامع اسلامی و دیگری قبضه کردن سرمایههای فکری و مادی دنیا است با طرح این مباحث که آرمان با واقعیات منافات دارد یا آرمانها باعث خلاء برنامهریزی صحیح در جامعه میشود ما هم باید در نظر داشته باشیم که براساس آرمانها با واقعیات پل بزنیم و به اهدافمان برسیم.
,,
کسانی که امروز در جامعه طبل گفتمان اسلام رحمانی را میزنند دلباخته غرب شده و از مقاومت و انقلاب خستهاند اینها میخواهند تابع غرب باشند حال یک نمازی هم بخوانند اما کدخدایی آمریکا را قبول کنند البته همه اینها را هم نمیتوان در یک طیف قرار داد اینها طیفهای مختلف دارند و همه لیبرال نیستند ؟
,,
هدف از طرح اسلام رحمانی در شرایط فعلی چیست؟ چه کسانی پشت این صحنه قرار دارند؟درپاسخ به این سوال باید گفت؛اسلام رحمانی اسلامی است که هیچ ضرری برای شیطان و شیطان بزرگ و دشمنان ندارد. درحالیکه دینی که هیچ خطری برای شیاطین جنی و انسی نداشته باشد اصلاً دین نیست.
,,
قرآن آمده است تا انسان را از شر شیاطین نجات بدهد و نجات دادن مبارزه و تلاش میخواهد. این مبارزه هم از جنس مبارزه نرم است و هم سخت. حضرت رسول (ص)؛ پیامبری که مبارزه میکند و بر یهودیان بنی قریظه رحمت میکند و با آنها کنار میآید و میگوید میتوانند در حکومت اسلامی سهم داشته باشند اما وقتی آنها عهدشکنی میکند آنها را به قتل میرساند. یعنی غضب بعد از رحمت است.آیا پیامبر(ص) که رحمة للعالمین است باید با بنی قریظه که خیانت کرده و عهدشکنی کردند کنار میآمد؟ پیامبر اگر این کار را میکرد پیروز نمیشد. باید با خارهای راه و آنهایی که سد سبیل میکنند مبارزه کرد و آنها را از راه برداشت تا راه برای انسانهای آزاده و حقیقتخواه باز شود.
,,
مثلاً آیا پلیس مظهر رحمت است یا خشونت؟ پلیس امنیت ایجاد میکند برای کسانی که سالم اند و ناامنی برای کسانی که مضرند که این حقیقتاً رحمت است. ناامنی برای دزد ایجاد کردن عین رحمت است. از بین بردن فتنه از روی زمین عین رحمت است چرا که حمایت و ایجاد امنیت است برای کسانی که از فتنه متضرر میشوند. درنتیجه جهاد هم جنبه رحمانیه دارد هرچند عدهای کشته بشوند ولی آنهایی که کشته میشوند افرادی هستند که امنیت را در جامعه ایجاد کرده اند.
,,
.قرآن کریم برای تحقیر افرادی که دست از مبارزه کشیدهاند میفرماید «اُقْعُدُوا مَعَ اَلْقٰاعِدِینَ». یعنی شمایی که نمیخواهید جهاد کنید بروید با زمینگیرها زمینگیر شوید و با کسانی که نمیتوانند جهاد کنند همچون پیرزنان نشستوبرخاست کنید. قرآن بدینوسیله میخواهد تحریک به قیام و جهاد کند.البته این را هم باید در نظر گرفت که به مخالفین فرصت میدهد تا بروند فکر کنند و اگر حتی اسلام را نپذیرفتند بیایند و مالیات و جزیه بدهند و زندگی خودشان را هم داشته باشند همانطور که در مورد مسیحیان نجران اتفاق افتاد. اما اگر بخواهند ایجاد مزاحمت کنند و امنیت را سلب کنند با آنها مبارزه می کند.
,,
کسانی که دم از اسلام رحمانی میزنند غیر از استثناءهایی عموما با اسلام ولایی و اسلامی که ولایت آن را مدیریت و ترویج میکند، زاویه دارند لذا در رد این منطق غلط بود که حضرت آقا هم راجع به همین مسأله واکنش نشان دادند.
,,
حضرت آقا روی این قضیه تأکید کردند که اسلام و انقلاب دارای اصولی است که با این اصول شناخته میشود ولی عدهای میخواهند این موارد را از اسلام و انقلاب بگیرند (قریب به این مضمون). لذا معنا ندارد که ما در نظام برخاسته از انقلاب اسلامی، دم از اسلامی بزنیم که باید خود را با این استانداردهای غرب مستکبر خونخوار وفق دهد و کاری هم نکنیم که اینها علیه ما حساس بشوند. ای پیامبر! با کافران و منافقان جهاد کن ، و بر آنها سخت بگیر! ( توبه ـ 73) اینها از اصول اسلام ناب است.
,,
و قاتلوهم حتی لا تکون فتنه»و با آنها (مشرکان) بجنگید تا هیچ نوع کفر و فساد و ناامنی باقی نماند. (انفال ـ39 )
,,
-این قضیه که عدهای بخشی از اسلام را قبول کنند و بخشی دیگر را کنار بگذارند از صدر اسلام مطرح بوده است. در سوره کافرون هم خداوند میفرمایند که عدهای نزد پیامبر (ص) آمدند تا بخشی از دین را قبول کردند و در مقابل نیز از پیامبر (ص) خواستند تا بخشی از خواستههای آنها را قبول کنند در واقع آنها میخواستند به یک توافق اعتقادی یا به قول امروزیها، توافق بُرد ـ بُرد دست یابند، درحالیکه چنین چیزی در اسلام وجود ندارد.
,,
,
بنابراین همیشه چنین مسائلی در اسلام مطرح بوده و احتمالاً در ادیان قبلی نیز وجود داشته، منتها از دو دهه پیش چنین جریاناتی در جامعه به ویژه در بحث پلورالیسم مطرح شد، به طور مثال افرادی نظیر عبدالکریم سروش یکی از استدلالهایش در کتاب «صراطهای مستقیم» این بود که خداوند هادی است بنابراین باید همه ادیان درست باشند و اگر اینطور نباشد، هدایت خدا زیر سؤال میرود، در حالی که این تنها بخشی از دین اسلام و هادی بودن یکی از صفات خداست.
,,
خداوند «یهدی من یشاء ویضل من یشاء» است، چنین افرادی با اعتقاد به گفتمان اسلام رحمانی تمام بخشهای دین را در نظر نمیگیرند، تمام سورههای قرآن کریم با «بسمالله الرحمن الرحیم» آغاز میشود، اما اشکال اینجاست که ما فقط بگوییم خداوند رحمان است و دیگر صفات خدا را در نظر نگیریم، این چهره ناقصی از دین را در نظر میآورد و یک طرف قضیه است درحالیکه به عبارت دیگر اینها میخواهند بگویند که اسلام همان است که لیبرالیستها میگویند و این اهداف پنهانی را پشت قضیه دارد.
,,
اشکال اینجاست که ما فقط بگوییم خداوند رحمان است و دیگر صفات خداوند را در نظر نگیریم، این چهره ناقصی از دین را در نظر میآورد،طرفداران گفتمان اسلام رحمانی را نمیتوانیم بگوییم صرفاً حواسشان نیست که بحث رحمانیت خدا را مطرح میکنند، اینها به مجازات خداوند، بلایاییها که انسان به سبب گناهان و سرپیچی و ظلم خود ایجاد میکنند، یا واقف نیستند یا خود را به عدم آگاهی زدهاند.
,,
,
ما نمیتوانیم بگوییم که خداوند همه گناهان را میبخشد یا همه گناهان را نمیبخشد، خداوند مطرح کرده که ممکن است گناهان را ببخشد یا نبخشد و اجمالاً هم ما مشاهده میکنیم که در همین دنیا، خدا بعضی گناهان را لحاظ نمیکند و برخی را مجازات میکند، اینکه خداوند کجا رحمت و کجا غضب میکند، مطرح کرده که با توبه رحمت خدا واسع میشود و آنجایی که گفته نمیبخشد هم تکلیف مشخص است،بنابراین نکته آخر در این بحث این است که باید توجه کنیم اهداف دشمن از طرح این مسائل چیست که این بحث نیاز به بررسی جامع دارد.
,,
,
یک زمان ما باید تشخیص میدادیم که این تفکر آیا اشتباه علمی است یا اهداف مغرضانه دارد، امروز که مشخص شده اهدافی پشت این قضیه است نیاز به روشنگری داریم تا اهداف پشت صحنه چنین گفتمانهایی تحقق نیابد. پلورالیستها از یک سو میگویند ادیان حق است و از سوی دیگر میگویند چرا تبلیغ دین میکنید، چرا جلوی ادیان باطل را میگیرید و در یک صحنه بعدتر برای تضعیف ادیانی نظیر اسلام و اتحاد مردم به ساخت ادیان دروغین نظیر بهاییت و وهابیت همت میکنند تا اختلاف بیاندازند و حکومت کنند.
,,
برای مبارزه با دشمنان جامعه اسلامی و جلوگیری از آسیب در مقابل آمریکا و مستکبران دیگر باید روشنگری کنیم تا از داخل نظام اسلامی دچار فروپاشی و تسلیم نشویم.
,,
خوشبختانه مقام معظم رهبری نظیر گذشته تحلیل خوبی از آرمانهای جامعه ارائه دادند و فرمودند که معنای آرمان این نیست که هم اکنون به اهداف برسیم و اگر نرسیم، این آرمان درست نیست، بلکه آرمان نهایت را نشان میدهد زمانی که ما هدف داشته باشیم، میدانیم از کدام سمت باید حرکت کنیم و آرمان همان هدف است، اینکه عدهای به آرمانها حمله میکنند، خودشان آرمان مشخصی دارند.
,,
افرادی را میبینیم که دم از آزادی میزنند اما در واقع خودشان اجازه بیان یک حرف مخالف را هم به جامعه نمیدهند در برخی جوامع حتی اگر کسی علیه اسرائیل حرفی بزند هم با مخالفت و برخورد شدید روبه رو میشود بنابراین انسان بدون آرمان زندگیاش ممکن نیست چرا که نمیتواند برنامهریزی داشته باشد. یک زمانی آرمان آمریکا تک قطبی کردن جهان بود، برنامهریزی دقیق انجام داد و شوروی را از سر راه خود برداشت، امروز هم آرمانش از بین بردن اسلام است،پس همه ی این مسائل ازجانب استکباروایادی آنهامطرح می شود.
,,
گفتمان غربی در تلاش برای تثبیت قدرت آمریکا و علم غربی و سکولار در جوامع است بنابراین دارای آرمان و هدف مشخصی است.
,,
جالب این است، سخنانی که ما در جامعه انقلابی میزنیم امروز در حقوق جزای خود غرب براساس تئوری پنجرههای شکسته مطرح شده است و به عبارتی حقوق جزای غرب به حقوق جزای اسلام به منظور جلوگیری از جرم و جنایت بازگشت کرده است و این گفتمان روز به روز در غرب بیشتر تشدید میشود، حال پیروان غرب در داخل کشور به ما میگویند که گفتمان اسلامی را کنار بگذارید و به اساتید دینی ما فشار میآورند!!!!!!!
,,
وظیفه فرهنگیان- به ویژه معلمان- به عنوان متولیان تعلیم و تربیت صحیح اسلامی در این زمینه چه می باشد؟ همه ما معلمان و فرهنگیان باید در این شرایط حساس به روشنگری درجامعه بپردازیم و آخرین امید دشمنان را که نفوذ به ارکان نظام است، ناامید کنیم.
,,
همه دستاوردهای مادی و معنوی انقلاب در طول این ۳۸ سال که امروز به ابرقدرت بلامنازع منطقه و در بسیاری از مسائل به یک کشورقدرتمند در جهان تبدیل شده است، در سایه توجه به خوداتکایی و کوتاه نیامدن از آرمانها و مبارزه با استکبار بوده است.
,,
دشمن امروز جامعه اسلامی را به نقطهای رسانده که اقتصاد و معیشت مردم را بهعنوان اصلیترین مسأله قلمداد کرده ودر اولویت یک جامعه اسلامی قرارداده است، درست است که جامعه اسلامی امروز دغدغه معیشت دارد اما دو راهی که دشمن ارائه داده کاذب است و از هر راهی به آن برویم نهتنها باید ننگ را بپذیریم، باید فشار و سختی را تحمل کنیم
,,
مافرهنگیان با تکیه بر خط امام راحل عظیمالشأن و با پیروی عملی از اصول فکری انقلاب توانسته ایم به توفیقات چشمگیری درهمه ی زمینه ها دست یابیم، باید از حضور شبه روشنفکران غربزده ی وابسته و دارای روحیه حقارت نسبت به بیگانه در مراکز تصمیم ساز و تصمیم گیر در امر فرهنگ وتعلیم وتربیت جلوگیری کنیم و همچنین به برخی مسئولان که به آموزه های لیبرالیسم و سکولاراعتقاد دارند تذکردهیم زیرا درغیراینصورت موجب غفلت از داشته های خودی گشته و پای افراد وابسته به مراکز فرهنگی بازمیشود و زمینه نفوذ دشمن برای حال و آینده فراهم شده ومباحثی همچون اسلام رحمانی با همه ی اهداف آن تبیلغ می گردد.
,,
عمق بخشی به فهم استراتژیک مسئولان در مسائل فرهنگی مبتنی بر آموزه های اسلام ناب محمدی صلی الله علیه و آله وتدوین برنامه های جامع برگرفته ازتعالیم اسلام ناب میتواند راهکارموثری درجلوگیری ازاهداف دشمن باشد.
,,
بر این اساس معلمان و فرهنگیان بسیجی، تکلیف مهمی در مسائل و معضلات فرهنگی واجتماعی جامعه بر عهده دارند که باید با شناخت دقیق وتحت توجهات وارشادات مقام معظم رهبری به آنها بپردازندتا بتوانیم به رشد وبالندگی اسلامی نائل شویم.
]
ارسال دیدگاه