شهید رجائی و نجومی بگیران در ترازوی قیاس
این روز ها بسیار می شنویم حکایت مدیرانی که حقوق نجومی می گیرند و شیشلیک می خورند اما به اندازه نان و پنیر هم برای مردم کار نمی کنند، اما این همه حقیقت نیست، انقلاب ما حقیقت دیگری هم دارد و آن وجود بزرگ مردانی چون شهید رجایی است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از آل نور،این روزها وقتی حکایت مدیران نجومی که به راحتی به بیت المال دست درازی می کنند و برای چپاول حق مردم، لوح سپاس هم دریافت می کنند و ذخیره نظام و امانتداران بزرگ نامیده می شوند را می شنوم، دلم به درد می آید، دلم از مظلومیت بزرگ مردانی به درد می آید که نه تنها حقوق نجومی نمی گرفتند، بلکه بخشی از حقوق خود را خرج مردم می کردند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آل نور،,این روز ها بسیار می شنویم حکایت مدیرانی که حقوق نجومی می گیرند و شیشلیک می خورند اما به اندازه نان و پنیر هم برای مردم کار نمی کنند، اما این همه حقیقت نیست، انقلاب ما حقیقت دیگری هم دارد و آن وجود بزرگ مردانی چون شهید رجایی است.
,آقای مسئولی که چپاولگران بیت المال را ذخیره نظام می خوانی! بدان ذخیره های نظام مردانی مثل رجائی بودند که مثل هیزم در آتش سوختند اما جیبشان را از بیت المال پر نکردند.
,رجایی همان معلم ساده ای بود که مثل مردم زندگی میکرد، حرف مردم را می شنید و درد آنها را درد خود میدانست، مردم از دست بنی صدر فرار میکردند اما با رجایی عکس سلفی می انداختند.
,دکتر مجتبی رحماندوست میگوید: «مردم از این که جلوی رئیس جمهور بیایند، نگرانی و هراس داشتند اما به محض این که به رجائی میرسیدند، به وی لبخندی میزدند و میگفتند، آقای رجایی یک عکس با هم بگیریم، میگفت: بگیریم، آدمها سختشان بود که به رئیسجمهور یک کلمه بگویند، ولی راحت بودند که به نخستوزیر بگویند یک عکس با هم بگیریم.»
,,
دلسوزی شهید رجایی نسبت به بیتالمال و ترس از عذاب الهی، که با جانش آمیخته بود، از مواردی است که در خاطرات آشنایان و همکارانش تکرار شده است.
,مصطفی رسولی، خواهرزاده شهید رجایی می گوید: « آن روزهای پرمخاطره در زمان مسئولیت شهید رجائی در نخست وزیری و مخصوصا دوره ریاست جمهوری وی، زمان اوج ترورهای منافقین ومجاهدین خلق در کشور بود، وقتی دستور امام که در مورد حفظ جان مسئولان صادر شد، ایشان ( شهید رجائی) با خانواده اش، در نهاد ریاست جمهوری مستقر شدند، یک روز که مهمانش شدیم پیش خود گفتم، لابد در این جا، به دلیل امکانات موجود، او از ظروف و وسایل پذیرایی بهتری استفاده خواهد کرد.
,,
بعد از احوالپرسی مقدماتی، حسب معمول وقتی قرار شد از ما پذیرایی به عمل آید، ناباورانه دیدم در همان استکانهای سابق و معمولی منزلشان برای ما چای آوردند، به شوخی گفتم: دایی جان! مثل این که این جا ریاست جمهوری است این استکان ها چیست؟ گفت: اگر شما مهمان رجائی هستید، کتری و سماور و استکان نعلبکی او همین است، ولی اگر مهمان ریاست جمهوری هستید بحث دیگری است، ما در ریاست جمهوری همه چیز داریم اما آنها متعلق به بیت المال است، برای مهمان شخصی و خانوادگی نمی توان از آنها استفاده کرد.
,مصطفی رسولی در خاطره دیگری از شهید رجائی چنین نقل کرده است: وقتی که نخست وزیر بود صبح روزی جهت دیدار و رساندن پیامی وارد همان خانه تاریخی (کلنگی) وی شدم، از مشاهده صحنه ای قلبم به درد آمد، هوا کمی گرم بود، او خیلی ساده با یک زیر پیراهن که چند جای آن سوراخ بود در گوشه حیاط خانه اش نشسته بود و داشت با دو، سه دانه خرما و یک لیوان شیر صبحانه میخورد.
,,
بعد از سلام و احوالپرسی گفتم: این چه وضعی است که شما دارید؟ چرا به خود نمی رسید و این قدر زندگی را به خود سخت گرفته اید؟ از شما توقع نداریم مانند نخست وزیران دوره ستم شاهی باشید، لااقل یک زیر پیراهن درست و حسابی به تن کنید. مثل این که شما نخست وزیرید.
,,
آهی کشید و گفت: جانم! از این حالم نگران نباش، نگران آن روزم باش که میز و مسئولیت مرا بگیرد و من گذشته خویش را فراموش کنم، خدا نکند روزی بر من بیاید که یادم برود چه وظیفه سنگینی در قبال خدا و خلق دارم، از شما میخواهم در حق من دعا کنید.
,رجایی شبیه مردم ساده و فقرا راه می رفت، انگار هیچ مرزی بین او و مردم نبود، او مردم را میفهمید، حقوقهای نجومی کجا جایی برای فهم درد مردم باقی میگذارند؟ حقوقهای نجومی مستی می آورد، بی دردی می آورد .
,,
حال باید پرسید:
,آقای مسئول؟؟
,به راستی چه کسانی ذخیره نظام و امانتداران بزرگ کشور هستند؟ صاحبان حقوقهای نجومی؟ چه کسی سزاوار لوح سپاس است؟ صفدر حسینی و امثالهم که دست درازی به بیت المال را حق خود می دانند؟؟ و یا کسانی که بدون خوردن شیشلیک نمی توانند کار کنند؟؟
,نه این ها ذخیره نظام نیستند، کسانی ذخیره نظامند که خود را نبینند، کسانی که از خود عبور کرده باشند، سادهزیست باشند و خویشتن را به معنای واقعی کلمه نوکر و خادم ملت بدانند، کسانی که مردم را ولینعمت خود قلمداد کنند و خدمت به آنها را سرمایه و توشهی قیامتشان بدانند، کسانی ذخیره نظامند که درد مردم را بفهمند و درد مردم، درد آنها باشد.
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه