طنزی به لهجه دشتستانی؛

حکایت مش غلوم شهر برازجان و جناب الف و میم

حکایت مش غلوم شهر برازجان و جناب الف و میم
چند روزی است که در فضای مجازی شهرستان دشستان اسم الف و میم خیلی معروف شده است در این ماجرا به بررسی حکایت جناب الف و میم و مش غلوم می پردازیم.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از "ناصرون " مش غلوم میگفت چند روزی بی که توفضای مجازی سیر میکردم، هرجا سی میکردم سخن از این الف میم بود، با خود فکر کردم جریان چنه؟! الف میم رمز چنه که تو تمام فصای مجازی برازجون هاسی پخش ویمو؟!.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, "ناصرون " ,

نکنه دولت تو هفته دولت طرحی جهت اکرام مردم داره، اما خوب که دقت کردم دیدم نه حرف از شهرداریه، حرف از قفل وزنجیره، حرف از بنزینه، گفتم خوب هرچیه بایدصبح زود برم شهرداری ببینم چنه ،نکنه دولت سی مردم جهت رفع مشکلاتشون به هرکس کلید میده؟!

,

اما از بد شانسی تا جنبیدم که زودی سوار موتور واوم و برسم به شهرداری دیدم موتور بنزین نداره، دیدم فایده نداره اینطوری صبح زود به شهرداری نمیرسم، باید تاکسی بگیرم، زنگ زدم تاکسی گفت:  سرویس نداره، دیگه داشت باورم ویمی که خبریه، تصمیم خومه گرفتم، شلوار ورکشیدم و کفش را پا کردم، و بدو واویدم،نمیفهمیدم موقعی که رسیدم شهرداری تازه فهمیدم اگه تو المپیک شرکت کرده بیدم الان رکورد زده بیدم و یک مدال به مدالهای المپیک افزوده ویمی،!

,

تو همین خیالات بیدم که دیدم داخل شهرداری هسم ولی انگار مو دیر رسیده بیدم و کسان دیگر رکورد را زده بیدن، آخه دیدم نگهبانی شهرداری و کارمندان شهرداری و مردان و زنان شیک پوش در راهرو می چرخند شلوغی عجیبی بی.

,

می دیدم ومی شنیدم که هرکی یکی از کارمندان را گوشه ای کشیده و مرتب رمز مرموز الف و میم شنیده ویمو، انگار این رمز نون و آب شده سی همه،

,

سیم عجیب بی آخه مو خودمه همه کس برازجون جا میزدم، تو این مدت مو و دوسلم همفکرم هرچی از مشکلات مردم وبیکاری مردم میگفتیم هیچ فرجی که نویمی، خود مردم هم انگار نمیخواسن فرجی واو ولی حالا کدوم خدا بیامرز باعث خیر شده که اینقدر آدم اینجا جمع شده؟!

,

حتما اقدام عملی شده آخه ما فقط حرف میزدیم ولی انگار این بار در هفته دولت شاهد اقدامی عملی هستیم، درهمین افکار بیدم که دیدم ژاندارها هم رسیدند، انگار آنها هم دنبال الف میم بودند، انگار زلزله اومده بی یک دفعه دیدم همه سکوت کردن و دیه خبری از الف میم نبی انگار این فقط یک نمایش بی یک سر گرمی بی.

,

با رفتن ژاندارها بخود جرات دادم و یواشکی از یکی که پشت میز بی پرسیدم کاکا می چه خبره ؟ میخوان برنجی، گوشتی، چیزی اینجا بدن؟ که ایقه آدم اینجا جمع واویده؟

,

اصلا این جریان میم الف چنه؟ دیدم زد زیر خنده، گفت: نه کاکا اینجا هیچ خبری نی ولی ظاهرا این الف میم هم نون خودش هم نون خیلی ها را آجر کرده که ژاندارها دنبالشن، اینو که گفت احساس خطر کردم ،فرار را بر قرار ترجیع دادم بدون اینکه بدونم آخرش این جریان الف میم چنه واصلا ربطی به هفته دولت و قصه کلید داره یا نه از اونجا دور واوییدم.

,

اما چیزی که فهمیدم یکی اینکه این شهرداری و شورا با این لشکرش چاره ساز و قفل گشا که نی بلکه هر روز به داخل قفلل چوب میشکنه و این کلید هنوز گره ای را باز که نکرده هیـــــــچ بلکه قفلها ی باز نشده زیادی پیدا کرده که چاره را الف میم در بنزین وکبریت دیده ، پس از خدا خواسم تا خودت کلید هرمشکلی هستی هیچ بنده ای را به کلید ساز نسپار.

,

اسکندرغلامی

, اسکندرغلامی,

انتهای پیام/.

, انتهای پیام/.]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه