به بهانه روز بانکداری اسلامی؛
این اشک دیده من و خون دل شماست/میکروب های روی پول بزرگترین مخاطره شغلی بانکداران
روز بانکداری اسلامی دوباره از راه رسید و باز هم حرفها و حدیث های همیشگی و تازه شدن داغ دل از کارمندان بانک ها گرفته تا مردمی که هر کدام به نحوی سروکارشان به بانک ها افتاده نقل هر مجلسی شد. یکی از گفتگوهای جالبی که به تازگی شنیدم خیلی خودمانی برایتان می نویسم شاید شما هم دیده باشید و دلتان میخواست جایی در رسانه ای آن را بشنوید و تا به حال موفق نشده بودید .... حالا من شما را به این فیض نائل می کنم.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛به نقل نسل شاهوار، روز بانکداری اسلامی دوباره از راه رسید و باز هم حرفها و حدیث های همیشگی و تازه شدن داغ دل از کارمندان بانک ها گرفته تا مردمی که هر کدام به نحوی سروکارشان به بانک ها افتاده نقل هر مجلسی شد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, نسل شاهوار، ,یکی از گفتگوهای جالبی که به تازگی شنیدم خیلی خودمانی برایتان می نویسم شاید شما هم دیده باشید و دلتان میخواست جایی در رسانه ای آن را بشنوید و تا به حال موفق نشده بودید .... حالا من شما را به این فیض نائل می کنم.
,بخوانید این درد و دل را ....
,* میگم احمد آقا، انگار بانک روبرویی داره بنایی میکنه؟
,# آره قربونتم ! دارن سنگ های نما ی بیرون را می کنن تا عوضش کنند!!
,*ولی مخلصتم خیلی وقت نیست که این سنگها رو کار گذاشتن ؟
,# خب لابد دیگه قدیمی شده!!
,*نوچ نوچ نوچ ! میگم حیف شد چه سنگهای نازنینی ! نگاه کن چه طور داره بی انصاف این سنگهای خدا تومن را آرد می کنه من که دلم داره کباب میشه!!
,,
دو هفته بعد:
,# میگم جعفر آقا انگار بانک همسایه ات داره یک کارهایی میکنه؟؟
,*آره قربونتم ! داره تابلو عوض میکنه ؟
,# مگر اون تابلو چه عیبی داره ؟
,*لابد دمده و" آخ " شده!!
,#گمون می کنم تابلو ده پانزده متری هم باشه ؟
,*بلکه بیشتر قربونتم ! بیست متر شیرین شیرینه
,,
دو هفته بعدتر :
,*میگم ماشاءالله ماشاءالله این بانک همسایه مون چه زود نو و قشنگ شد ! اونم تو یک ماه!!
,#آره آره به کاخ نیاوران و سعد آباد طعنه میزنه!!
,*حالافکر میکنی چن خرج کردن ؟!
,#اوووووووه خدا عالمه !! من و تو چه میدونیم چقدر میشه!
,*حالا به نظر تو از کجا این همه پول می أد ؟؟
,#از کجا می آد ؟؟ با این همه سود و دیر کرد که می گیرن " این اشک دیده من و خون دل شماس"
,,
نمی خواستم وارد جزئیات بشوم ولی بد نیست بخشی از صحبت هایی که نزدیک روز بانکداری می شود از زبان بانکداران و غیر بانکداران اعم از معلم، کشاورز، جوان تحصیل کرده بیکار، همسر یک نظامی، خانواده رئیس بانک و ..... شنیده می شود را هم مروری بکنیم.
,,
اپیزود اول: گفتگوی بین دو خانم در ایستگاه اتوبوس:
,-نفر اول: همسرم یک افسر نظامی هست ودو مسئولیت دیگر علاوه بر حکمشان را هم باید انجام دهند و فوق لیسانس هم دارند و حقوق شان با افزایش سنواتی سال 94 با 10 سال سابقه یک میلیون و دویست هزار تومان است. وام و تسهیلات دیگر هم نداشته و نداریم.
,-نفر دوم: بعد انتظاز دارن جونشو بذاره کف دستش از ماشین و خونه کسانی که از منابع وام ازدواج جوانان خونه خریدند و باعث فاصله طبقاتی و خلافکار شدن سایر جوانان شدن، دفاع کنه.
,,
اپیزود دوم: گفتگوی کارمندان بانک های مختلف سطح شهر شاهرود:
,- کارمند اول: حتی حوصله بچمو ندارم یک کارمند بانک نه پدر خوبی برای بچه اش هست نه شوهر خوبی برای زنش نه فرزند خوبی برای پدر و مادرش چون اصولا وقت ندارد حتی در زمان تعطیلی ادارات کارمند بخت برگشته بانک سرکاره، حقوق بازنشستگی کمترین حقوق بین کارمندان دولته و بعد از بازنشستگی ببینید کدام اداره است که کارمندانش زنده هستند و از دوران بازنشستگی لذت می برند.
,- کارمند دوم: اغلب بانکیها از آمدن به بانک پشیمانند و به فکر استعفا. بماند ولی کارمند بانک اسیر کارشه و نمیتونه به خانوادش برسه و استرس کارش، خانوادشم تحت تاثیر گذاشته. ساعت پایان کار روزانه مشخص نیست از 7صبح تا زمانی که کارت تموم بشه.
,- کارمند سوم: این رو نگفتید که اگه یه سند رو اشتباه بزنن یا یک صفر جا به جا بزنه تا پایان عمر باید تاوان اشتباهشون رو بدهند. و یا هزاران میکروب و سرطان رو اسکناس ها هست.هر کاری سختیه خودش رو داره
,- کارمند چهارم: محل کار من سالی نیست که حادثه مرگ و یا از دست دادن عضو نداشته باشه. میکروب رو اسکناس؟؟؟ روی اسکناس سرطانه؟
,- کارمند پنجم: آقا... من پسر عمه م با من هم سنه ..... اون رفت بانک ما رفتیم خیر سرمون مهندس شدیم صنعت یاد گرفتیم... همشم میناله... من با روزی 12 ساعت کار به زور ماهی 2 میلیون در آمد دارم ولی اون با روزی 7 ساعت کار همین قبل از عید یه خونه توی پونک تهران خرید 450 میلیون تومن بدون فروختن حتی یگ گرم از طلا های خانومش!!!! تازه ناله میکنه بانک خوب نیست... اونوقت ما برای گرفتن یه وام 10 میلیونی بابامونو از اون دنیا میارن جلوی چششمون!!!!
,,
اپیزود سوم: یک جوان تحصیل کرده:
,- امروز جوانان آنقدر ناراحتند از اینکه درس خوانده اند اما کار ندارند. هیچ چیز سخت تر از این نیست که سالها درس بخوانی و بعد از دریافت مدرک 2 سال بروی خدمت و بعد هر کس از کنارت رد میشود بگوید : حالا بیکاری؟ توخونه ای؟ چیکار میکنی؟ هه هه. چقدر بهت گفتم بچسب به یه کار قربون پسر خودم برم که فهمید و دانشگاه نرفت الان واسه خودش کسیه ماشین داره خونه داره کار داره ازدواج کرده چقدر بهت گفتم؟ حالا عیب نداره دیگه شده! میخوای به پسرم بگم یه کار واست تو کارگاه جور کنه؟ از بیکاری که بهتره؟ هان؟ اشتباه کردی عزیزم درس خوندی. فکر نون باش که خربزه آبه. گوش کردید؟ این ها حرف هایی است که یک جوان تحصیل کرده میشنود و هیچ نمیتواند بگوید چون اگر بزند زیر گوش اون بی سوادی که مدام زخم زبان میزند چنان با وکیل و دادگاه زندان می افتد که تا آخر عمر در زندان می پوسد. این را گفتم برای اونایی که همه چیزو گل و بلبل میبینن. آقا اوضاع کار مملکت ما واقعا افتضاحه. من هم تحصیل کرده م اما باور کنید شاید 50 جا رزومه فرستادم بعضی شون اصلا زنگ نزدن بعضی هم میگن زنگ میزنیم اما نزدن. هر جا کار گیرتون اومد برید درنگ نکنید. من خیلی ناراحتم که الان با این سن و سال باید مثل محصل ها توی آگهی استخدام و نمیدونم مراکز کاریابی دنبال شغل باشم. از دولت ناراضی هستم که برای ما یک شغل هم فراهم نکرد.
,,
اپیزود چهارم: پسر یک رئیس بانک:
,-کارمند های بانک وام های صد میلیونی مسکن جعاله و چه و چه وچه میگیرند تا یه خونه بگیرن که تا اخر عمرشون باید قسطشو بدن و در گرو بانک میمونه و هر وقت بخوان خونه بفروشن باید وام رو پرداخت کنن و حتی سی سالم قسطشو داده باشن بخاطر مقدار کم قسط همون وام گرفته شده پس داده میشه در صورتی که قیمت مسکن خریداری شده تغییری که نمیمنه بخاطر رکود ارزانتر هم میشه و حتی یه چیزی هم جیب وام دار میره. پدر من رئیس بانک ملی هست ولی حقوقی که دریافت میکنه فقط به اندازه ای هست که بتونه خرج تحصیل و خوراک خانواده رو تامین کنه که حتی نمیتونیم سالی دو بار لباس بخریم لطفا اینقدر نگید که بانکیا در رفاه هستند در صورتی که هیچ اطلاعی در رابطه با زندگی اونا ندارید داشتن یه ماشین صد میلیونی دلیلی به زندگی رفاهی نیست چرا که ممکنه یه کارمند جای یه خونه ۱۰۰ متری ۶۰ متری بخره ولی کنارش یه ماشین خوب هم بخره در ضمن بانکیا حتی حقوق ماهی ۵ تومن و وام های ۵۰۰ میلیونی هم بگیرن باز برای کاری که انجام میدن کمه چرا که هر روز میلیارد ها پول توی بانک میبینن ولی هیچ چشمی به پول هایی که برای مردم هست ندارن حتی وقتی خودشون تو بدترین شرایط مالی باشن وجدان کاری اجازه نمیده کوچکترین تعرضی به این پول ها کنن؛ دیدن این همه پول و داشتن وجدان کاری کنارش کار هر کسی نیست که چه بسا ما هر روز یه اختلاص تو این مملکت میتونستیم از سمت کارمندای بانک ببینیم هرچند که نه از حقوق ۵ میلیونی نه از وام ۵۰۰ میلیونی خبریه و همش خلاصه شده به یه دریافتیه ۲ میلیونی در ماه برای رئیس بانکی که ۳ فرزند محصل و دانشجو داره.
,,
اپیزود پنجم: این آقا هوشی خودمون:
,-بله واقعا کارتون سخته.....هر کس حقوق میلیونی میگیره کلا دیگه کار براش سخته.....کشاورزان زیر نور افتاب ..رانندگان ماشینهای سنگین... جوشکاران.. .پزشکان محترم بعد از 25 سال درس خواندن...همه و همه کارشون راحته الا شما..... بانک در ایران بزرگترین مافیای مالی و باند و باند بازیست...فیش های حقوقی نجومی را اخبار داره الان چند ماهه میگه ببینید. چرا باید یه کارمند بانک 4 واحد خونه داشته باشه.
,,
اپیزود ششم: کارمندان یکی از ادارات دولتی شاهرود:
,-میخواهی فامیل هئیت مدیره یه بانک را معرفی کنم...خودش پسراش..داماداش..عروساش همه در بانکهای مختلف استخدام هستن...عجب حتما اینا همه شون تو ازمون اول شدن...و اونم فامیل و اشنایان سایر بانکها را تو بانکش استخدام کرده.. ...
,,
اپیزود هفتم: باز هم یک جوان بیکار:
,-کار و مسئولیت کارمندان بانک ها سنگین است و از سویی دیگر همه باید این حقوق و مزایا را داشته باشند اما مشکل اینجاست که در ایران آنان که بر خوان نعمت نشسته اند و به منابع مالی نزدیکترند حقشان را می گیرند اما سایر دستگاهها و سازمانها خیر.
,,
بحث به درازا کشید .... ولی دلم می خواست حالا که فرصت هست و می شود نوشت اگر در حوصله خواندن شمای مخاطب بود ساعت ها از این درد و دل ها می نوشتم، بانکدارانی که می نالند از وضعیت سخت کاری و استرس و نگرانی و یادشان رفته اگر نبودند مرزدارانی که شب و روز و روز تعطیل که هیچ حتی به خودشان حق نگرانی برای خانواده خودشان را نمی دهند مبادا خانواده دیگری در نگرانی باشد، زندگی آن ها به مخاطره افتاده بود و ... .
,شاید همه ما یادمان رفته اگر هستیم برای این است که به بهترین شکل ممکن مسئولیتی که پذیرفته ایم به انجام برسانیم به جای این که از سختی شغلمان بنالیم و دیگران را مقصر جلوه دهیم کمی فکر کنیم شاید دیگرانی باشند که شرایطی سخت تر از ما را پشت سر می گذارند ولی کسی حتی صدای ناله هایشان را نمی شنود.
,مثل صدای ناله جوانان و افرادی که دستان خالی شان برای گرفتن وام به سمت بانک شما دراز شده و همین شمای این همه سختی کشیده نه تنها کارش را راه نمی اندازید که حرمتش را هم نگه نمی دارید.
,دلم سوخت ... همین...
,گزارش از الهام صادقی
,انتهای پیام
]
ارسال دیدگاه