در حاشیه مصاحبه مدیرمسئول روزنامه جمهوری اسلامی؛
ائمه جمعه انقلابی، اسلام و نظام اسلامی را بر افراد ترجیح میدهند
آیا مدیر مسئول روزنامه جمهوری اسلامی، امثال آیتالله جنتی با 90 سال سن و سوابق درخشان انقلابی را واجد صلاحیت کافی برای امامت جمعه میداند؟![
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از یزدرسا؛ آقای مسیح مهاجری، مدیرمسئول روزنامه جمهوری اسلامی، در گفتوگو با عصر ایران گفته است:
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, یزدرسا؛,«کلمه ائمه جمعه همه امامان جمعه را دربر میگیرد؛ اما منظور من همه آنها نیستند. امروز در میان امامان جمعه افراد منصف، آگاه، درستبین و درست عملکن فراوان وجود دارند... باید بگویم که با گذشت زمان افراد سابقهدار یا درگذشتند یا شهید شدند یا کنار رفتند و جوانانی آمدند که یا اصلاً انقلاب را درک نکردهاند یا مایه لازم را برای تحلیل و تشخیص مسائل ندارند؛ چنین مشکلاتی در این مجموعه وجود دارد؛ ولی تأکید میکنم که همه ائمه جمعه اینگونه نیستند. ائمه جمعه مستقل، خوشفکر و صاحب تحلیل هم فراوان داریم.» «پس از ماجرای آقای علمالهدی امام جمعه شیراز نیز خواست که در شیراز کنسرت برگزار نشود. این نوع رفتارها هرج و مرج ایجاد میکند.»
در نگاه نخست، شاید نتوان به روح کلام وی پی برد؛ اما با تامل در فرازهای دیگری از پاسخهای نامبرده میتوان نکات جالبی را استنباط کرد. برای نمونه وی در بخشی از پاسخهای خود میگوید:
«معتقدم که آقای هاشمی رفسنجانی باید به نمازجمعه بازگردد؛ چون به نماز جمعه رونق میدهد... معتقدم علاوه بر آقای هاشمی رفسنجانی دو نفر دیگر باید خطیب نماز جمعه باشند؛ یکی آقای ناطق نوری و دیگری آقای روحانی.»
مدیرمسئول جمهوری اسلامی همچنین در ادعایی دور از واقعیت میگوید:«چهرههای شاخص اصولگرا و دیگران هم معتقدند آقای روحانی باید رئیسجمهور شود. شرایط به گونهای است که معده این جامعه به غیر از آقای روحانی شخص دیگری را نمیپذیرد.»
و البته ادعا میکند:«آقای روحانی را یکی از رؤسای جمهور موفق و آبرودهنده به نظام در مقابل هشت سال بیآبرویی میدانم.... ایشان یک سال پس از شروع ریاست جمهوریشان به من گفتند هشت سال دوران احمدینژاد سه برابر هشت سال دوران جنگ به مملکت ضربه زده است. آقای روحانی دقیق است و آمار در اختیار اوست این حرف او شعاری نیست. حال درست کردن چنین مملکتی با این خصوصیات بسیار سخت است.»
روزنامه جمهوری اسلامی به واسطه سابقه و نام خود و ریشهداشتن در حزب جمهوری اسلامی با شخصیتهای برجستهای چون حضرت آیتالله خامنهای، شهید بهشتی، شهید مطهری و ... ، از وجاهت خاصی در بین نیروهای ارزشی برخوردار بوده است اما متاسفانه در گذر زمان به واسطه پارهای موضعگیریهای دور از انتظار و نامتجانس با خطمشی نیروهای انقلابی، دچار تنزل جایگاه شده است. دقت در رویکرد روزنامه جمهوری اسلامی به مدیرمسئولی مسیح مهاجری نشان میدهد که این روزنامه ارادت خاصی به آقای هاشمی رفسنجانی دارد و بر همین مبنا ابایی ندارد تا به مدح هاشمی و یارانش بپردازد و طیف مقابل وی را آماج انتقادهای تند و تیز و غیرمنصفانه قرار دهد. در همین راستاست که مسیح مهاجری با اشاره به ائمه جمعه میگوید: « با گذشت زمان افراد سابقهدار یا درگذشتند یا شهید شدند یا کنار رفتند و جوانانی آمدند که یا اصلاً انقلاب را درک نکردهاند یا مایه لازم را برای تحلیل و تشخیص مسائل ندارند.» البته مدیرمسئول روزنامه جمهوری اسلامی مصداقی برای این ادعای سنگین خود ذکر نمیکند؛ اما با تامل در قرائن گوناگون میتوان مصادیق مورد نظر وی را حدس زد. برای نمونه سخن به گزاف نگفتهایم اگر ادعا کنیم امامان جمعهای چون آیتالله علمالهدی و آیتالله خاتمی از دید مدیرمسئول جمهوری اسلامی فاقد صلاحیت کافی هستند؛ چه اینکه از منتقدان جدی امثال هاشمی رفسنجانی به شمار میآیند و نشان دادهاند که در دفاع از انقلاب و آرمانها، جدی هستند و سابقه دوستی و انقلابیگری دیگران، نمیتواند آنها را در برابر انحرافهای فکری و عملیشان به ملاحظهکاری و ندیدن سوق دهد.
وانگهی منظور آقای مسیح مهاجری از ائمه جمعه جوان معلوم نیست. آیا مدیر مسئول روزنامه جمهوری اسلامی، امثال آیتالله جنتی با 90 سال سن را واجد صلاحیت کافی برای امامت جمعه میداند؟ یا اینکه چنین شخصیت انقلابی و متعبدی را هم به دلیل روشنبینی و انتقادهای فراوان و البته بجا از آقای هاشمی و ... برای امامت جمعه صالح نمیداند؟!
وانگهی مدیرمسئول روزنامه جمهوری اسلامی در حالی از بازگشت آقای هاشمی به امامت جمعه سخن میگوید که آخرین نمازجمعه به امامت وی، پرده از برخی واقعیتهایی که امثال آیات جنتی و علمالهدی و خاتمی آن را با زبانهای گوناگون فریاد میزدند، بهتر کنار زد. فراموش نکردهایم که در آن نماز جمعه چگونه آقای هاشمی با خطبههای خود، فتنهگران را جریتر ساخت و خوراک تبلیغاتی مناسبی برای بلندگوهای تبلیغاتی دشمن فراهم ساخت؛ آن هم در حالی که رهبری چند روز قبل از آن در خطبههای نماز جمعه، با قاطعیت در برابر باجخواهان ایستاده بودند و انتظار میرفت سخنان آقای هاشمی در راستای سخنان رهبر عالیقدر نظام در آن شرایط حساس باشد. همچنین فراموش نکردهایم که چگونه دختر و پسرانی دوشادوش یکدیگر! در صف نماز به امامت هاشمی قرار گرفتند و بعضا با کفش در پا به نماز ایستادند!
آقای مسیح مهاجری میتواند هرگونه بخواهد، بگوید و بیندیشد؛ اما نباید انتظار داشته باشد که مردم انقلابی و شهیدداده هم دیدگاههای وی را بپذیرند و امامان جمعه انقلابی نیز صرف سابقه انقلابی افراد را بدون درنظرگرفتن لواحق و مواضع و رویکردهای بعدی آنها ملاک قرار دهند.
در سستبودن ادعاها و استدلالات مدیرمسئول روزنامه جمهوری اسلامی همین بس که ادعا میکند : «شرایط به گونهای است که معده این جامعه به غیر از آقای روحانی شخص دیگری را نمیپذیرد» و این نشان میدهد که آقای مهاجری تا چه حد از متن جامعه و واقعیتهای آن به دور است. کاش ایشان گهگاهی به میان قشرهای گوناگون مردم میرفتند و یا از همکارانشان میخواستند گزارشهایی میدانی درباره میزان محبوبیت دولت روحانی تهیه کنند تا دریابند چقدر از واقعیتهای جامعه و خواستهای مردم دور افتادهاند.
آقای مهاجرانی اگر بخواهد، میتواند نظرسنجیهای متعددی را مداقه قرار دهد که از ریزش سنگین آرای آقای روحانی در نظرسنجی حکایت میکند. به راستی مدیرمسئول جمهوری اسلامی بیشتر با چه کسانی معاشرت میکند که چنین ادعای سنگین و بیمبنایی را مطرح میسازد؟ این ادعا که « معده این جامعه به غیر از آقای روحانی شخص دیگری را نمیپذیرد»!
البته تامل در بخش دیگری از پاسخ مهاجری، ریشه چنین ادعاهای بیپایهای را بهتر روشن میسازد:
«آقای روحانی را یکی از رؤسای جمهور موفق و آبرودهنده به نظام در مقابل هشت سال بیآبرویی میدانم.... ایشان یک سال پس از شروع ریاست جمهوریشان به من گفتند هشت سال دوران احمدینژاد سه برابر هشت سال دوران جنگ به مملکت ضربه زده است. آقای روحانی دقیق است و آمار در اختیار اوست این حرف او شعاری نیست. حال درست کردن چنین مملکتی با این خصوصیات بسیار سخت است.»
به عبارتی مدیرمسئول روزنامه جمهوری اسلامی در حالی آقای روحانی را «آبرودهنده به نظام» میپندارد که «هشت سال» دولت سابق را «بیآبرویی» میپندارد و با استناد به سخن همان «آبرودهنده به نظام» ادعا میکند هشت سال دوران دولت سابق، سه برابر دوران جنگ به مملکت ضربه زده است!! این در حالی است که آمارها و واقعیتهای میدانی و ملموس جامعه بر چنین ادعای مضحکی مهر بطلان میزند.
نمیتوان قصور وتقصیرهای شخص رئیسجمهور سابق و رفتارهای بعضا نسنجیده و یکدندگیهای وی و برخی اطرافیانش بخصوص در دو سال پایانی را نادیده گرفت؛ اما این رفتارها نمیتواند و نباید موجب بیانصافی در قضاوت و زیر سؤال بردن خدمات فوقالعاده و بعضا بینظیر «مجموعه دولت» شود؛ دولتی که بسیاری از دولتمردانش از عناصر مؤمن و متعبد و انقلابی و بسیار سختکوش بوده و هستند و در دوران مسئولیتشان چنان کمر همت به خدمت و اعتلای ایران اسلامی بستند که بارها و بارها تایید و تمجیدهای رهبر فرزانه انقلاب را به دست آوردند و از جمله معظمله در آخرین دیدار با دولتمردان وقت با یادآوری کارهای خوب و تلاشهای شبانه روزی دولت خاطرنشان کردند: «در ۸ سال اخیر همه احساس و درک کردند که رئیس جمهور محترم و همکاران ایشان، با تحمل سختی ها، نسبت به همه دولتها و دوره های دیگر، کارهای بسیار پرحجم و پرشتابی انجام می دهند که این واقعیت، نکته برجسته و قابل تقدیری است.»
البته چنان سیاهنماییهایی توسط امثال آقای مسیح مهاجری برای آگاهان فن چندان شگفت و دور از انتظار نیست و یادآور بخش دیگری از فرمایشات رهبری در آخرین دیدار دولت سابق است که با اشاره به تلاش برخی مخالفین، رسانه های خارجی و برخی ها در داخل برای نادیده گرفتن تلاشهای دولت فرموده بودند: «بعضی حتی کارهای ملموس دولت را نیز انکار می کنند.»
نویسنده: فائزه شورکی
پایان پیام/م
«کلمه ائمه جمعه همه امامان جمعه را دربر میگیرد؛ اما منظور من همه آنها نیستند. امروز در میان امامان جمعه افراد منصف، آگاه، درستبین و درست عملکن فراوان وجود دارند... باید بگویم که با گذشت زمان افراد سابقهدار یا درگذشتند یا شهید شدند یا کنار رفتند و جوانانی آمدند که یا اصلاً انقلاب را درک نکردهاند یا مایه لازم را برای تحلیل و تشخیص مسائل ندارند؛ چنین مشکلاتی در این مجموعه وجود دارد؛ ولی تأکید میکنم که همه ائمه جمعه اینگونه نیستند. ائمه جمعه مستقل، خوشفکر و صاحب تحلیل هم فراوان داریم.» «پس از ماجرای آقای علمالهدی امام جمعه شیراز نیز خواست که در شیراز کنسرت برگزار نشود. این نوع رفتارها هرج و مرج ایجاد میکند.»
,در نگاه نخست، شاید نتوان به روح کلام وی پی برد؛ اما با تامل در فرازهای دیگری از پاسخهای نامبرده میتوان نکات جالبی را استنباط کرد. برای نمونه وی در بخشی از پاسخهای خود میگوید:
,«معتقدم که آقای هاشمی رفسنجانی باید به نمازجمعه بازگردد؛ چون به نماز جمعه رونق میدهد... معتقدم علاوه بر آقای هاشمی رفسنجانی دو نفر دیگر باید خطیب نماز جمعه باشند؛ یکی آقای ناطق نوری و دیگری آقای روحانی.»
,مدیرمسئول جمهوری اسلامی همچنین در ادعایی دور از واقعیت میگوید:«چهرههای شاخص اصولگرا و دیگران هم معتقدند آقای روحانی باید رئیسجمهور شود. شرایط به گونهای است که معده این جامعه به غیر از آقای روحانی شخص دیگری را نمیپذیرد.»
,و البته ادعا میکند:«آقای روحانی را یکی از رؤسای جمهور موفق و آبرودهنده به نظام در مقابل هشت سال بیآبرویی میدانم.... ایشان یک سال پس از شروع ریاست جمهوریشان به من گفتند هشت سال دوران احمدینژاد سه برابر هشت سال دوران جنگ به مملکت ضربه زده است. آقای روحانی دقیق است و آمار در اختیار اوست این حرف او شعاری نیست. حال درست کردن چنین مملکتی با این خصوصیات بسیار سخت است.»
,روزنامه جمهوری اسلامی به واسطه سابقه و نام خود و ریشهداشتن در حزب جمهوری اسلامی با شخصیتهای برجستهای چون حضرت آیتالله خامنهای، شهید بهشتی، شهید مطهری و ... ، از وجاهت خاصی در بین نیروهای ارزشی برخوردار بوده است اما متاسفانه در گذر زمان به واسطه پارهای موضعگیریهای دور از انتظار و نامتجانس با خطمشی نیروهای انقلابی، دچار تنزل جایگاه شده است. دقت در رویکرد روزنامه جمهوری اسلامی به مدیرمسئولی مسیح مهاجری نشان میدهد که این روزنامه ارادت خاصی به آقای هاشمی رفسنجانی دارد و بر همین مبنا ابایی ندارد تا به مدح هاشمی و یارانش بپردازد و طیف مقابل وی را آماج انتقادهای تند و تیز و غیرمنصفانه قرار دهد. در همین راستاست که مسیح مهاجری با اشاره به ائمه جمعه میگوید: « با گذشت زمان افراد سابقهدار یا درگذشتند یا شهید شدند یا کنار رفتند و جوانانی آمدند که یا اصلاً انقلاب را درک نکردهاند یا مایه لازم را برای تحلیل و تشخیص مسائل ندارند.» البته مدیرمسئول روزنامه جمهوری اسلامی مصداقی برای این ادعای سنگین خود ذکر نمیکند؛ اما با تامل در قرائن گوناگون میتوان مصادیق مورد نظر وی را حدس زد. برای نمونه سخن به گزاف نگفتهایم اگر ادعا کنیم امامان جمعهای چون آیتالله علمالهدی و آیتالله خاتمی از دید مدیرمسئول جمهوری اسلامی فاقد صلاحیت کافی هستند؛ چه اینکه از منتقدان جدی امثال هاشمی رفسنجانی به شمار میآیند و نشان دادهاند که در دفاع از انقلاب و آرمانها، جدی هستند و سابقه دوستی و انقلابیگری دیگران، نمیتواند آنها را در برابر انحرافهای فکری و عملیشان به ملاحظهکاری و ندیدن سوق دهد.
,وانگهی منظور آقای مسیح مهاجری از ائمه جمعه جوان معلوم نیست. آیا مدیر مسئول روزنامه جمهوری اسلامی، امثال آیتالله جنتی با 90 سال سن را واجد صلاحیت کافی برای امامت جمعه میداند؟ یا اینکه چنین شخصیت انقلابی و متعبدی را هم به دلیل روشنبینی و انتقادهای فراوان و البته بجا از آقای هاشمی و ... برای امامت جمعه صالح نمیداند؟!
,وانگهی مدیرمسئول روزنامه جمهوری اسلامی در حالی از بازگشت آقای هاشمی به امامت جمعه سخن میگوید که آخرین نمازجمعه به امامت وی، پرده از برخی واقعیتهایی که امثال آیات جنتی و علمالهدی و خاتمی آن را با زبانهای گوناگون فریاد میزدند، بهتر کنار زد. فراموش نکردهایم که در آن نماز جمعه چگونه آقای هاشمی با خطبههای خود، فتنهگران را جریتر ساخت و خوراک تبلیغاتی مناسبی برای بلندگوهای تبلیغاتی دشمن فراهم ساخت؛ آن هم در حالی که رهبری چند روز قبل از آن در خطبههای نماز جمعه، با قاطعیت در برابر باجخواهان ایستاده بودند و انتظار میرفت سخنان آقای هاشمی در راستای سخنان رهبر عالیقدر نظام در آن شرایط حساس باشد. همچنین فراموش نکردهایم که چگونه دختر و پسرانی دوشادوش یکدیگر! در صف نماز به امامت هاشمی قرار گرفتند و بعضا با کفش در پا به نماز ایستادند!
,آقای مسیح مهاجری میتواند هرگونه بخواهد، بگوید و بیندیشد؛ اما نباید انتظار داشته باشد که مردم انقلابی و شهیدداده هم دیدگاههای وی را بپذیرند و امامان جمعه انقلابی نیز صرف سابقه انقلابی افراد را بدون درنظرگرفتن لواحق و مواضع و رویکردهای بعدی آنها ملاک قرار دهند.
,در سستبودن ادعاها و استدلالات مدیرمسئول روزنامه جمهوری اسلامی همین بس که ادعا میکند : «شرایط به گونهای است که معده این جامعه به غیر از آقای روحانی شخص دیگری را نمیپذیرد» و این نشان میدهد که آقای مهاجری تا چه حد از متن جامعه و واقعیتهای آن به دور است. کاش ایشان گهگاهی به میان قشرهای گوناگون مردم میرفتند و یا از همکارانشان میخواستند گزارشهایی میدانی درباره میزان محبوبیت دولت روحانی تهیه کنند تا دریابند چقدر از واقعیتهای جامعه و خواستهای مردم دور افتادهاند.
,آقای مهاجرانی اگر بخواهد، میتواند نظرسنجیهای متعددی را مداقه قرار دهد که از ریزش سنگین آرای آقای روحانی در نظرسنجی حکایت میکند. به راستی مدیرمسئول جمهوری اسلامی بیشتر با چه کسانی معاشرت میکند که چنین ادعای سنگین و بیمبنایی را مطرح میسازد؟ این ادعا که « معده این جامعه به غیر از آقای روحانی شخص دیگری را نمیپذیرد»!
,البته تامل در بخش دیگری از پاسخ مهاجری، ریشه چنین ادعاهای بیپایهای را بهتر روشن میسازد:
,«آقای روحانی را یکی از رؤسای جمهور موفق و آبرودهنده به نظام در مقابل هشت سال بیآبرویی میدانم.... ایشان یک سال پس از شروع ریاست جمهوریشان به من گفتند هشت سال دوران احمدینژاد سه برابر هشت سال دوران جنگ به مملکت ضربه زده است. آقای روحانی دقیق است و آمار در اختیار اوست این حرف او شعاری نیست. حال درست کردن چنین مملکتی با این خصوصیات بسیار سخت است.»
,به عبارتی مدیرمسئول روزنامه جمهوری اسلامی در حالی آقای روحانی را «آبرودهنده به نظام» میپندارد که «هشت سال» دولت سابق را «بیآبرویی» میپندارد و با استناد به سخن همان «آبرودهنده به نظام» ادعا میکند هشت سال دوران دولت سابق، سه برابر دوران جنگ به مملکت ضربه زده است!! این در حالی است که آمارها و واقعیتهای میدانی و ملموس جامعه بر چنین ادعای مضحکی مهر بطلان میزند.
,نمیتوان قصور وتقصیرهای شخص رئیسجمهور سابق و رفتارهای بعضا نسنجیده و یکدندگیهای وی و برخی اطرافیانش بخصوص در دو سال پایانی را نادیده گرفت؛ اما این رفتارها نمیتواند و نباید موجب بیانصافی در قضاوت و زیر سؤال بردن خدمات فوقالعاده و بعضا بینظیر «مجموعه دولت» شود؛ دولتی که بسیاری از دولتمردانش از عناصر مؤمن و متعبد و انقلابی و بسیار سختکوش بوده و هستند و در دوران مسئولیتشان چنان کمر همت به خدمت و اعتلای ایران اسلامی بستند که بارها و بارها تایید و تمجیدهای رهبر فرزانه انقلاب را به دست آوردند و از جمله معظمله در آخرین دیدار با دولتمردان وقت با یادآوری کارهای خوب و تلاشهای شبانه روزی دولت خاطرنشان کردند: «در ۸ سال اخیر همه احساس و درک کردند که رئیس جمهور محترم و همکاران ایشان، با تحمل سختی ها، نسبت به همه دولتها و دوره های دیگر، کارهای بسیار پرحجم و پرشتابی انجام می دهند که این واقعیت، نکته برجسته و قابل تقدیری است.»
,البته چنان سیاهنماییهایی توسط امثال آقای مسیح مهاجری برای آگاهان فن چندان شگفت و دور از انتظار نیست و یادآور بخش دیگری از فرمایشات رهبری در آخرین دیدار دولت سابق است که با اشاره به تلاش برخی مخالفین، رسانه های خارجی و برخی ها در داخل برای نادیده گرفتن تلاشهای دولت فرموده بودند: «بعضی حتی کارهای ملموس دولت را نیز انکار می کنند.»
,نویسنده: فائزه شورکی
,پایان پیام/م
,]
ارسال دیدگاه