بنیادی بر بنیاد هوا

بنیادی بر بنیاد هوا
چگونه است که این بنیاد که بنیادی جز بر هوا ندارد از همان شروع و در اولین گام به سیاست بازی آغشته می شود و روشن است که چتر آن فقط بر فراز سر اصحاب خاصه و یاران حلقه از دور یا نزدیک گسترده است.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از اروم نیوز، تحقیق  و پژوهش رکن رکین در جهت هرگونه برنامه ریزی بلند و کوتاه مدت در مسیر مدیریت یک مجموعه یا یک منطقه و یا یک کشور است. به زبان ساده برنامه ریزی و تدبیر بر پایه اطلاعات و جزئیات نظری و کاربردی بر محور یا محورهایی مشخص و روشن استوار است و رسیدن به این اطلاعات و جزئیاتِ نظری و کاربردی در هر شکل و صورت، از مسیر تحقیق و پژوهش می گذرد. تحقیق و پژوهش، روشن گر توان و داشته های مشکوف و نامکشوف و معطل و به اصطلاح کاربردی نشده در حوزه های مختلف وعرصه های گوناگون در یک مجموعه خاص یا منطقه و یا کشور است.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, اروم نیوز,

انتخاب روش و متد مطلوب جهت بهره¬برداری و استفاده بهینه از گوشه و ابعاد مورد اشاره نیز به مسیر و چند و چون تحقیق و پژوهش باز می گردد.

,

نتیجه آنکه تحقیق و پژوهش، روحیه و رویکردی تماماً فرهنگی داشته و از ریشه فرایندی اندیشه محور و مبتنی بر تفکر فرهنگی است.

,

پس تحقیق و پژوهش در هر سویه و زمینه ای و با هر برد و امکانی باید از ابتدا و بلکه ابتدا به ساکن در مسیر فرهنگ و اجزاء کلان آن همچون هنر، ادبیات، تاریخ، انسان شناسی و دیگر موارد باشد و سپس به فراخور نیاز و گستره عرصه علوم تجربی و نظری در دسترس صاحبان علم، سیاست، اقتصاد و غیره قرار گیرد.

,

خلاف چنین جهت ی سیر کردن از پای بست ویران کردن خان و مان عرصه تحقیق و پژوهش و ابزارسازی غیر فرهنگی و نامطلوب از آن در جهت اغراض غیرفرهنگی و نامربوط است و این جهت مندی غیرعقلایی ره به هیچ ده کوره ای نمی برد و از عرصه مجموعه ای پژوهش محور، آن هم در قامت مجموعه ای با دورنمای مشخص، جز پاتوق دست چندمی جهت محفل سازی های رسمی برای افراد غیررسمی نمی سازد.

,

مثال بارز در این زمینه بنیاد فرهنگ، هنر و ادب آذربایجان- شعبه ارومیه است که چندی پیش به اصطلاح افتتاح شد!

,

طرفه آنکه کلید دولت یازدهم این بار دری از درهای مربوط به حقوق حقه ی مردم آذربایجان غربی و منطقه آذربایجانِ ایران را به روی نامحرمان گشود!

,

زمانی که از همان ابتدا کس یا کسانی با پیشینه مشخص سیاسی! بر اریکه این بنیادِ شعبه ارومیه تکیه می زنند دیگر معلوم است که سالی که نکوست از بهارش پیداست. از همان ساکن مشرف به ابتدای آن، سیاست ارباب می شود و فرهنگ برده! آن هم سیاستی از جنس فتنه! و سابقه معروفِ خسرة دنیا و الاخره!

,

و خدا می داند که قراراست ارومیه بر مدار این بنیاد، کدام طرح نویی را براندازد!؟! به قول معروف خیزخوبی است ! آن هم برای سیاست بازی از نوع شاید انتخاباتیش! (خوب! دورنیست ایام انتخابات! لازم است دست پیش را پس گرفتن آن هم از جهت پس نیفتادن!)

,

بگذارید از اساسنامه خود بنیاد فرهنگ، هنر و ادب آذربایجان که دبیرخانه ی اصلی آن در آذربایجان شرقی و شهرتبریز واقع است شاهد بیاوریم که اصل بنیانِ بنیاد، فرهنگ و هنر و ادبیات است نه سیاست و سیاست بازی و خیزبرداشتن؟!؟

,

بنا به متن صریح و روشن اساسنامه بنیاد فرهنگ، هنر وادب آذربایجان به نقل از پایگاه اینترنتی آن اهداف و وظایف این بنیاد به شرح زیر است:

,

اهداف:

,

- کمک به توسعه فرهنگی ، اقتصادی و اجتماعی کشور از طریق توسعه منطقه‎ای

,

- کمک به شناخت ابعاد فرهنگی، تاریخی، اقتصادی و اجتماعی آذربایجان

,

- حفظ و احیای زبان وادبیات بومی

,

- بزرگداشت و معرفی بزرگان و مفاخر آذربایجان

,

- ایجاد فضای مناسب برای تعامل، گفتگو و تبادل آرا و اندیشه در  مسائل فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی آذربایجان

,

وظایف:

,

- برنامه‎ریزی و برگزاری همایش‎ها و نمایشگاه‎های تخصصی، گردهمایی‎های علمی و فرهنگی، جلسات نقد کتاب، سخنرانی در سطوح محلی، ملی و بین المللی

,

- تشکیل گروه‎های پژوهشی در صیانت، احیا و بهسازی فرهنگ مادی و معنوی آذربایجان و تولید و انتشار دانشنامه‎ها و فرهنگنامه‎های زبان و ادبیات محلی و مکاتب هنری

,

- ایجاد کتابخانه مرجع و مرکز اطلاعات در حوزة مأموریت

,

- تولید و انتشار آثار مرتبط با موضوع فعالیت

,

- برقراری ارتباط، تعامل و تبادل اطّلاعات با سایر مؤسسات مشابه در داخل و خارج از کشور

,

- ارائه مشاوره در زمینه‎های مرتبط به اشخاص حقیقی و حقوقی

,

- تأسیس موزه‎های مرتبط با اهداف بنیاد

,

- ایجاد زمینه مناسب و انجام اقدامات لازم برای جلب مشارکت و کمک‎های بلاعوض مالی و تجهیزاتی و هدایای اشخاص حقیقی و حقوقی در راستای اهداف بنیاد.

,

آیا در بند بند این دو قسمت از اساسنامه یعنی اهداف و وظایف اثری از آثار سیاست بازی و سیاسی کاری دیده می شود؟

,

یا اینکه اثری از جنس نخبه گرایی در معنای نادیده گرفتن عموم و همه اهالی مورد فیض این بنیادِ شعبه ی ارومیه، در لابه لای سطور این دو بخش قابل رویت است؟!

,

پس چگونه است که این بنیاد که بنیادی جز بر هوا ندارد از همان شروع و در اولین گام به سیاست بازی آغشته می شود و روشن است که چتر آن فقط بر فراز سر اصحاب خاصه و یاران حلقه از دور یا نزدیک گسترده است( و شاید گسترده خواهد بود!؟) و دیگران را از هر فکر و مشربِ غیر، راهی براین خوان نیست؟! گذشت زمان همه چیز را ثابت خواهد کرد!

,

الله اعلم

,

انتهای پیام/م

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه