نقد صریح شهید مطهری از رفتار ما ایرانیان؛
علت عقب ماندگی ما ایرانیان ، عدم داشتن اهداف اجتماعی
وضع غربیها نشان میدهد که همه افراد آنها هدف اجتماعی دارند و آن نظم و عواطف اجتماعی را به خاطر هدف اجتماعی در خود به وجود آورده و تکمیل و تربیت کرده اند ولی از خصوصیات ما مردم، بی هدفی است و اگر هم فرضاً هدفی داشته باشیم هدف فردی است نه اجتماعی.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از استادپرس :در مجموعه یادداشتهای استاد مطهری، به یادداشتی برخوردم که ناخودآگاه به سؤال این روزهای جامعه و فضای رسانهای کشور افتادم که مشکل عدم موفقیت و عقبماندگی ما در بعضی از امور چیست؟ چرا در اموری مانند صنایع دفاعی، انرژی هستهای و علوم فضایی و... ما توانستهایم خود را در بین کشورهای مطرح دنیا قرار دهیم اما در امور دیگر پیشرفت محسوسی که نداشتهایم بعضیاوقات پسرفت هم کردهایم؟ چگونه میتوانیم اقتصاد مقاومتی را در کشور عملیاتی کنیم؟
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, استادپرس ,راستش را بخواهید روی سخن من دیگران یا دولت و یا هیچ نهاد یا سازمانی نیست بلکه با خود و امثال خودم میباشد که موقع حرف زدن دم از ایثار و ازخودگذشتگی و اهداف اجتماعی میزنیم اما در عمل فقط به دنبال اهداف شخصی و فردی خود هستیم و برای رسیدن به آنها به هر وسیلهای رویمی آوریم. حال دراینبین اگر حقی هم از افراد دیگر نیز از بین رفت و یا اینکه اگر نیاز بود قانون را هم نقض کنیم ابایی نداریم. بههرحال استاد شهید بهخوبی در یادداشت خود به این موضوع پرداخته است که در ادامه آن را عیناً بیان میکنیم تا شاید به امید خدا باهمت من و شما خواننده عزیز ما هم جزء گروه اول تقسیمبندی استاد باشیم تا کشور عزیز ما در همه امور پیشرفت کرده و به موفقیت برسد.
,در این یادداشت که در جلد ۶، صفحه ۱۵۱ و ۱۵۲ مجموعه یادداشتهای شهید مطهری میباشد، آمده است:
,«مردم دارای یکی از سه حالت بهحسب عواطف اجتماعی خود میتوانند باشند: یا به آن حد رسیده باشند که اهل احسان و ایثار باشند ... و از راحت خودشان به خاطر اجتماع بکاهند و صرف آسایش اجتماع کنند، رنج خود و راحت یاران بطلبند. حالت دوم این است که حدود و حقوق خود را حفظ کنند، حقوق خود را برای خود حفظ کنند و به حقوق دیگران هم تجاوز نکنند که حالت عدل است و اوّلی حالت فضل و احسان و ایثار بود. حالت سوم این است که اهل بغی و تجاوز به مرزها و حدود اجتماعی باشند، به یکدیگر تجاوز کنند، به مال و جان و حیثیت دیگران تجاوز کنند. جامعه ما در حالت سوم میباشد.
,ضمناً ازاینجا یک نکته معلوم میشود و آن اینکه معروف در میان ما این است که میگوییم فرق ما شرقیها و بالأخص ایرانیها با غربیها به این است که ما اهل عاطفه هستیم و آنها اهل نظم و منطق، و حالآنکه اگر ما اهل عاطفه میبودیم حداقل این بود که مرتبه دوم را حفظ میکردیم، زیرا حداقل عاطفه اجتماعی این است که آزار شخص به دیگران نرسد و حالآنکه تمام زندگی ما پر است از انواع آزارها به خاطر جلب منافع شخصی و بلکه دچار سادیسم میباشیم و از نفس آزار دیگران لذت میبریم...
,در میان ما افرادی احیاناً پیدا میشوند که دارای عواطف عالی اجتماعی میباشند و اهل فضل و ایثار میباشند و این شکاف بین افراد اجتماع ما هست که بعضی اهل تجاوزند و بعضی اهل ایثار، برخلاف غربیها که یکدست میباشند و همه اهل عدل و متوسطند.
,دیگر آنکه عواطفی که در میان عموم ما هست یک نوع حالتی است که نمیشود اسم آن را انساندوستی گذاشت؛ عادتی است در ما که بیش از آنکه در آن غیر دوستی دخالت داشته باشد، خودپرستی دخالت دارد که برای اینکه مثل اعراب جاهلیت صلای کرم داده باشیم در مواقعی مهمانیها و خرجها میکنیم و لهذا در همان حال بر زیردستان از زن و نوکر ظلم میکنیم. بعلاوه اینکه ما مردمی هستیم که عادت کردهایم به یکدیگر دروغ بگوییم و دروغ بشنویم. همانطوری که از گفتن دروغ لذت میبریم از شنیدن و دیدن دروغ و از تعارفهای لفظی و عملی دروغین به یکدیگر لذت میبریم. عواطف ما یک نوع تظاهرات و تعارفات دروغینی است که به آنها عادت کردهایم، نه اینکه حقیقتاً انساندوستی و مهربانی و صفا و یکرنگی باشد. بهاضافه همه اینها وضع غربیها نشان میدهد که همه افراد آنها هدف اجتماعی دارند و آن نظم و عواطف اجتماعی را به خاطر هدف اجتماعی در خود به وجود آورده و تکمیل و تربیتکردهاند ولی از خصوصیات ما مردم، بیهدفی است و اگر هم فرضاً هدفی داشته باشیم هدف فردی است نه اجتماعی.»
,انتهای پیام/م
]
ارسال دیدگاه