ازدواج ساده و آسان دو دانشجوی جهادگر ایلامی+ تصاویر
در سالروز ازدواج آسمانی ترین زوج عالم هستی، دو دانشجوی جهادگر ایلامی آغاز زندگی مشترک خود را جشن گرفتند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از ایلام رصد، در سال روز وصلت عاشقانه آسمانی ترین زوج هستی، مجلس عقد آسمانی زوجی دانشجو در یکی از دفترهای ثبت ازدواج شهر ایلام برگزار شد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, ایلام رصد، ,
هر دو از فعالان راهبر جبهه فرهنگی انقلاب و جالب تر اینکه سال گذشته در چنین روزهایی، عروس مسئول گروه جهادی خواهران و داماد مسئول گروه جهادی برادران دانشگاه ایلام در روستاهای دورافتاده دهلران غرق در دغدغه و کار و تلاش بودند.
از زیباترین حواشی این مجلس عقد؛ ساده برگزار کردن مراسم، مهریه کم، و خلاصه شدن تمام مراسمات در همین عقد مختصر محضری وحضور یاران و همسنگران انقلابی و جهادی آنان با دسته گلی با طراحی اختصاصی این زوج بود که برای نخستین بار با کلی ذوق از آن رونمایی می کردند، ترکیبی بسیار زیبا از گل های نرگس چیده شده بر نقش چفیه روزهای رزم فرهنگی و جهادی....
,
,

, ,
وقتی از حال و هوای مراسم عقد و دانشجو بودن عروس و داماد و زمان عقد که مصادف با سالروز وصلت آسمانی کاملترین انسان های عالم بود خبردار شدم، سوژه را مناسب خبری شدن یافتم.
و از عروس خواستم که از اولین دیدارشان بگوید و چه شد که به این انتخاب با این سادگی و زیبایی رضایت داده است، او نیز اینگونه به توصیف اولین روز دیدارشان و نشستنش سر سفره عقد گفت: به مسجد صاحب الزمان (عج)، آمده بودم، فضای مسجد حسی خاص را دردرونم به وجود اورده بود نیت کردم تا می آیند به نماز بایستم.
بسم الله الرحمن الرحیم
"دورکعت نماز استغاثه به امام زمان به جا می اورم برای رضای خدا قربه الی الله"
نمازم تمام شد صدای گردش پنکه های سقفی بالای سرم غالب ترین صدای آمبیانس! اون لحظات پاک فضای مسجد مقدس صاحب الزمان (عج)بود.
نه می شد گفت استرس نه می شد گفت آرامش... هیچ کدام بر وجودم غالب نشده بود....!! حسی بسیار متفاوت !
با خودم گفتم می گذره اینم...! جواب اصلی ترین سوالاتم رو تو اون کتاب ها و دفتر مشق هام نمی گیرم لاجرم پا میشم میام اینجا...!
توسل کردم ب امام زمان و شهدا! گفتم این من و این سرنوشتم، همه چی با شما...! سپردم دست شما اگه لایق بدونین!
خیلی سخت بود اولین دیدارمون با نیت آشنایی ازدواج، بدترین حس همینه که حس و فکرت رو به یک باره نسبت به کسی عوض کنی...
سوره ناس را پنج بار خواندم. .."قل اعوذ برب الناس..."
نشستیم روبه روی هم، اما بدون هیچ اشرافی بر رد خم چین و شکن چهره ها.... نه او به من نگاه می کرد و نه من تا اخر مجلس نظری به سمت او...!
اولین سوالی که در ذهنم بود این بود که بپرسم خانواده و خاصه مادرتان در جریان این تصمیم شما هستند و راضی آیا؟!!
که همراهی مادرش پاسخ مثبت اولین سوال و دغدغه ام بود...
گفتم اگر بعد ازاین جلسه پدر و مادرت کوچک ترین مخالفتی داشتن بر نگردی...! زیرا شرط اصلی من برای همسنگر شدن با کسی, خانواده راضی است!
چون من عروس نمی شوم !! من دختر خانواده هم سنگرم می شوم!
پرسیدم دلیل انتخاب من چه بود و چرا من ؟!! با خودم طی کرده بودم اگر گفت "دوستت داشتم"!! بی هیچ تعللی بلند می شوم و با صراحت به او می گویم " ما اصلا به درد هم نمی خوریم"!!
اما نه....!پاسخ داد: "حجابتون و رفتارتون برام قابل قبوله و تو این عصر پر دغدغه، خیالم در مورد شما از جانب تربیت صحیح بچه هام در آینده راحته... و دیگه اینکه همون بانویی هستی که خانواده من میخوان...؛
وعجب پاسخی.... گفتم هدفت تو زندگی چیه؟! پاسخ داد:" خدمت"! گفتم اگه اشتباهی یا خلاف شرعی از همراه زندگیت ببینی بهش تذکر می دی و برخورد می کنی؟!!
با خودم گفتم الان بخاطر اینکه فکر می کنه حساس می شم میگه نه می گذارم خودش بفهمه و نهایتا یه اشاره ای می کنم !!
با جدیت تمام گفت بله حتما...حتما بهش میگم اشتباه کردی.. برام خیلی مهمه....
یک لحظه با خودم گفتم انگار این ادم می دونه دقیقا چی تو ذهن من می گذره... پس شناختش کامله که اومده....!
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
اینها سوال های آزمون اختصاصی بودن!و یه چند تا هم عمومی !!
راستش اصل همین ها بودن برام...!
بهش گفتم پس همه چیز رو به اذن و صلاحدید پروردگار بسپریم و بخواهیم اگر مصلحت عالی او در جهت رضایتش بر این انتخاب مترتب هست....این وصلت به دور از اصرارهای مادی و این دنیایی و احساسی و فقط منطبق بر آن صلاحدید عالی رقم بخورد....
من هم ازخداوند میخوام آنچه "خیر "هست رقم بخوره نه آنچه "خواسته " ی ماست....
,
,
,
انگار هیچ تصمیمی برای این اتفاق دست من یا او نبود! همه چیز خواست خدا بود و شد.
,خیلی زود روال های سخت آسان گذشت... و بدون اینکه هر دوی ما مباحثه ای و مناظره ای تابع اون حرف های نخست با هم داشته باشیم ... محبت و عشقی را از خدا خواسته بودیم که بعد از محرمیت به وجود بیاید نه پیش از آن...
,,

,
عروس خانم آیا وکیلم؟
نگاهم به ایات۳۲سوره نور بود ...
که کوثر گفت: عروس داره سوره نور میخونه...
عروس خانم برای بار دوم آیا وکیلم؟
کوثر گفت: عروس داره سوره کوثر میخونه.
,
,
,
,
عروس خانم برای بار سوم آیا وکیلم؟
عروس زیر لفظی میخواد...
که هم سنگرم دست برد برای هدیه و من نگاهم به ایات بود هنوز و تسبیح فیروزه ای لای قران
بسم الله الرحمن الرحیم
"با کسب اجازه از محضر صاحب زمان.ع.
و توسل به اهل بیت و شهدا
و خانواده ام
بله....
و این چنین انقلاب زندگی من و او به" انقلاب ما "تبدیل شد.
پیوند انقلاب مون فدای راه امیر عشق علی (ع).
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,

, ,
انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه