امام محمد باقر (علیه السلام) و نحوه ی برخورد جعل کنندگان احادیث
از دیرباز شایعه پردازی، نقل سخن ساختگی به نام شخصیّت های دینی، ملی و معروف در تمام جهان کمابیش رایج بوده است؛ این کار از آن رو که می توانست همراهی خیل عظیمی از مردم عامی را با خود داشته باشد و متعاقب آن خواسته های کوتاه مدت یا بلند مدت گروهی را تامین نماید، از سوی برخی از افراد در جامعه رواج می یافت؛ متاسفانه عدم تحقیق مردم عامی و بیان کردن این قسم از موارد، در ترویج و تبلیغ این سخنان نادرست سرعت می بخشید.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل توفارقان ،از دیرباز شایعه پردازی، نقل سخن ساختگی به نام شخصیّت های دینی، ملی و معروف در تمام جهان کمابیش رایج بوده است؛ این کار از آن رو که می توانست همراهی خیل عظیمی از مردم عامی را با خود داشته باشد و متعاقب آن خواسته های کوتاه مدت یا بلند مدت گروهی را تامین نماید، از سوی برخی از افراد در جامعه رواج می یافت؛ متاسفانه عدم تحقیق مردم عامی و بیان کردن این قسم از موارد، در ترویج و تبلیغ این سخنان نادرست سرعت می بخشید.
آنچه مسلّم است این است که سردمداران اشاعه ی این سخنان به ناحقّ، اهدافی مادّی و دنیوی را در سر می پیمودند و برای رسیدن به اهداف خود، حتّی از رو در رویی با پیشوایان دینی نیز ابایی نداشتند؛ متاسفانه سکوت خواص در این موارد و دامن زدن عامه در ترویج مطالب ساختگی، گاه به رو در رویی یک امت در مقابل پیشوایان دینی شان می انجامید.
در عصر امام محمد باقر (علیه السلام) شخصیت هایی یبودند که به نام ایشان احادیث ساختگی را در میان مسلمانان رواج می دادند؛ این قسم از افراد اگرچه بی ارتباط با دستگاه خلافت و دستگاه سیاسی زمان نبودند، بلکه در ورای همین مطالب حتی برای برچیده شدن دستگاه خلافتی که از آن مقرری دریافت می کردند، می کوشیدند.
یکی از شخصیت هایی که افکار پوسیده و توهمات خود را به نام حضرت، در منابع حدیث اشاعه می داد، « مغیره بن سعد» بود؛ او آگاهانه و از روی عمد بر امام محمد باقر (علیه السلام) دروغ می بست، برخی از یاران امام (علیه السلام) که در مجلس امام حضور می یافتند و سخن حضرت را به او می رساندند، او با تحریف و مطالب کفرآمیز و باطل، در ترویج آن مطالب می کوشید. از تعابیر و تشبیهاتی که امام (علیه السلام) از شخصیّت این فرد کرده است، می توان دریافت که مغیره پیش از آنکه به جعل احادیث امام محمّد باقر (علیه السلام) روی بیاورد، سابقه ی درخشانی در تاریخ اسلام و تشیع داشته است؛ بعدها هوس ریاست طلبی و احتمالا خلافت اسلامی این فرد را رو در رو با یکی از ائمّه ی بزرگ جهان اسلام، قرار داد.
امام باقر (علیه السلام) درمقام تشبیه این فرد، او را به بلعم باعورا تشبیه کردند؛ به نظر می رسد غرض امام از این تشبیه این بود که چنانچه بلعم تمام سابقه ی زهد و عبادت خود را در سال های پایانی عمر در اثر نافرمانی و رو در رویی با حضرت موسی (علیه السلام) بر باد داد، مغیره نیز سابقه ی خود را با این دشمنی نسبت به امام محمّد باقر (علیه السلام) پایمال کرد.
امام باقر (علیه السلام) در زمان حیات مبارکش، با اعلام برائت از مغیره، بر باطل بودن افکار و مواضع او تاکید کرد؛ امام باقر (علیه السلام) از وجود چنین عناصر نا سالمى، آگاهى کامل داشت و در هر فرصت به افشاى چهره آنان و انکار بافتههاى ایشان مىپرداخت.وى درباره مغیرة مىفرمود: «آیا مىدانید مغیرة مانند کیست؟ مغیره مانند بلعم است که خداوند در حق وى فرمود:الذى آتیناه آیاتنا فانسلخ منها فاتبعه الشیطان فکان من الغاوین »(1) ما آیات خود را به او عطا کردیم ولى او به عصیان گرایید و پیرو شیطان گشت و در زمره گمراهان جهان قرار گرفت چنانچه بعدها ادعای نبوت کرد.
شخص دیگری که در عصر امام محمّد باقر (علیه السلام) با افکار مبالغه آمیز و ترویج آرای باطل در میان مسلمانان می کوشید، «ابومنصور عجلی» بود؛ امام (علیه السلام) به طور رسمی با طرد کردن این شخص از خود، بر بطلان عقایدش تاکید کرد.
دلایلی که سبب می شد این افراد به جعل حدیث از آن بزرگوار بپردازند، مطامع دنیوی بود. چنانچه همینان با موعود خواندن حضرت ـ که پیش تر پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلم ) موعود را همنام خود معرفی کرده بود ـ می خواستند زمام امور مسلمانان و بیت المال را در دست بگیرند. ادّعای موعود بودن امام، و ادعای امامت و نبوت از سوی خودشان به عبارتی مسیر امامت امام صادق (علیه السلام) را خدشه دار می ساخت و نیز به نوعی عرصه را بر یکّه تازی خلفای بنی عباس و دستگاه سیاسی باز می گذاشت؛ چرا که آموزه های این بزرگواران در سیاست ولو اگر در عمل پیروانی اندک را پرورش می دادند، باطل بودن سیاستمداری خلفای عباسی را تایید می کرد. امام محمّد باقر (علیه السلام) در ردّ این افراد نیز فرمودند: « گمان می کنند که من مهدی موعودم، ولی من به پایان عمر خویش نزدیکترم تا آنچه ایشان مدعی هستند و مردم را به آن می خوانند.» (2)
تاریخ اسلام، پیوسته حکایت ها از کسانی دارد که برای بهره بردن از دنیای فانی، نه تنها آخرتشان را به دنیایشان فروختند بلکه زمینه ساز سقوط گروهی بیشمار نیز بوده اند؛ اینان با این اعمال سعی داشتند تا با ترویج عقاید باطل، ماهیّت دین را دگرگون کنند و به انحراف بکشانند تا به راحتی بر اعمال خلاف شرع و اسلام خود بهانه تراشی کنند و گروهی ناغافل از این مقصد، به مقصد آن ها رهسپار شدند.
منابع:
-قرآن کریم،اعراف/175
- سیر اعلام النبلاء، شمس الدین ذهبی، ج5، تهران، انتشارات دارالفکر ،ص 346
امام محمد باقر (علیه السلام) و نحوه ی برخورد جعل کنندگان احادیث
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
]
ارسال دیدگاه