یادداشت طنز/
سعدی مواضع سیاست خارجی خود را شفاف بیان کرد!
کنگره ی نکوداشت سعدی با حضور شخصیت های سیاسی، فرهنگی، هنری و غیره، صبح امروز آغاز به کار کرد. موضوع این همایش، «اندیشه های سیاسی سعدی در روابط خارجی، چالش ها و فرصت ها» اعلام شده بود.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از پیام جغتای، کنگره نکوداشت سعدی با حضور شخصیت های سیاسی، فرهنگی، هنری و غیره، صبح امروز آغاز به کار کرد. موضوع این همایش، «اندیشه های سیاسی سعدی در روابط خارجی، چالش ها و فرصت ها» اعلام شده بود. اولین سخنران همایش خود روح مرحوم مغفور زنده یاد شادروان خلدجاویدان سعدی، شاعر بلند آوازه ی ایران زمین بود. روح سعدی پیش از سخنرانی به خبرنگاران گفته بود: «ما این همه زحمت و رنج متحمل شدیم و گلستان و بوستان تحویل شما دادیم تا شما از آن بهره مند شده و ما هم در آرامش بخسبیم لکن مگه میذارین شما؟!؟! دائم باید تن مان در قبر از طریق این زبان شما به لرزه در آید؟! امروز خودمان آمده ایم تا بدون واسطه با مردم سخن بگوئیم. برو کنار برادر! راه باز کن باباجان!»
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پیام جغتای,
سعدی در ابتدای سخنرانی اش یاد، نام و خاطره شاعر همشهری «حافظ» را با این شعر لسان الغیب گرامی داشت: «فاش می گویم و از گفته خود دلشادم / بنده ی عشقم و از هر دو جهان آزادم»
در ادامه سعدی بمنظور اثبات ناکارآمدی تئوری «دست دراز کردن» به سوی – بلا نسبت – هر ناکسی مثل آل سعود برای دوستی، اول از همه، بزرگواری و بزرگ منشی خوی ایرانیان را ستودنی دانسته و تاکید کرد:
«که دستی به جود و کرم کن دراز / دگر دست کوته کن از ظلم و آز»
سعدی در این بیت بر اصل «تعادل و توازن» قوا در منطقه اشاره نمود. بر اساس این نظریه سیاسی سعدی، همواره حاصل جمع جبری دو دست باید یک عدد ثابت باشد. یعنی اگر دستی از یک طرف کریمانه دراز می شود، دست طرف مقابل باید از آنطرف به همان اندازه کوتاه بلکه بهتر که قطع شده تا مجموع اندازه ی دو دست باز هم همان عدد اول شود. از نقطه نظر سعدی اگر ایران بخواهد بزرگوارانه دست دوستی به سمت سعودی ها دراز کند، شرطش این است که دست آل سعود از تجاوز و ظلم به مردم منطقه و جهان کوتاه گردد. این را خود جناب سعدی گفتند! بنده ی خدا از این شفاف تر بگه؟!!!
سعدی ضمن نکوهش دکترین «اهلا و سهلا مرحبا بکم، در هر زمان و هر مکان و به هر قیمتی» افزود:
«زآنگه که عشق دست تطاول دراز کرد / معلوم شد که عقل ندارد کفایتی»
سعدی موضع سیاسی خود را در امور بین الملل اینگونه بیان می دارد که: عشق و علاقه آل سعود به رژیم صهیونیستی، حکومت سعودی را واله و شیفته ی اسرائیل ساخته و کسی که مجنون چنین زباله ای شود، معلوم است که دارای چه میزان از عقل و منطق می باشد. یعنی آدم عاقل، دست دوستی به سمت آدم کم عقل بلکه بی عقل دراز می کند؟! سعدی با طرح این سوال به هوش و درایت دوستدارانش کاملا اعتماد نموده و با ژرف اندیشی، آینده را نگاه کرد و گفت:
«چو کوتاه شد دستش از عز و ناز / کند دست خواهش به درها دراز»
سعدی استراتژی «صبر حکیمانه، هوشمندانه و عزتمندانه» با حواس کاملا جمع (= تجهیز شهرهای موشکی زیرزمینی) را پیشنهاد کرد. او معتقد است که به آل سعود محل ندهید و او را تحویل نگیرید، قول میدم خودش، دست از پا درازتر بیاد دم درب ساختمان ریاست جمهوری یا مجمع تشخیص مصلحت نظام، زنگ بزنه.
در پایان، سعدی مواضع خویش را اینگونه جمع بندی و بیان داشت:
«دست طمع چو پیش کسان میکنی دراز / پل بسته ای که بگذری از آبروی خویش»
این یکی آخری رو سعدی، وقتی آمد، همه حضار از جای خود برخاسته و یک صدا فریاد زدند: «سعدیا! دمت گرم! دمت گرم!»، «سعدیا! دوباره! دوباره!»
سخنان خیلی مختصر و کاملا مفید سعدی، اندیشیدن بیشتر قبل از سخن گفتن را به همه بزرگان و کوچکترها یادآوری کرد. خدا بیامرز راست و درست گفته بود که: «سعدیا! مرد نکونام نمیرد هرگز / مرده آن است که نامش به نکوئی نبرند»
حاشیه مراسم:
– وقتی سعدی آخرین بیت خود را سرود، ابتدا جمعیت حاضر با شور خاصی شعار دادند: «سعدیا! مچکریم!»، «سعدیا! مچکریم!» اما به محض اینکه تالم و تاثر روح سعدی از این شعار در چهره اش نمایان شد، حضار یک صدا شعار «سعدیا! دمت گرم! دمت گرم!» را فریاد زدند.
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
محمدرضا فتحی نجفی
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه