به بهانه سی و پنجمین سالروز شهادت دومین شهید محراب؛
سیدی آذرشهری که اهل همه ایران بود/ بشارتی که امام حسین (ع) به آیت الله مدنی داد
آیت الله مدنی اوّلین کسی بود که در جریان انقلاب سال ۱۳۴۲ شمسی، مردم به پاخاسته کشورمان در نجف از امام تبعیّت کرد و در انتشار اعلامیّه ی آیت الله حکیم به همین مناسبت، نقش به سزایی داشت.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از ائل، در بیستم شهریور 1360، شهید مدنی، نماینده ی امام خمینی (قدس سره) و امام جمعه تبریز، مجسمه ی تقوی و فضیلت و پارسایی که زهد و تقوای او زبانزد خاص و عام بود، بعد از اقامه ی نماز در محراب نماز جمعه، همچون جدش امیرالمؤمنین علی (ع) به دست یکی از شقی ترین منافقین روزگار به شهادت رسید.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, ائل,ارتجاع داخلی با حمایتِ سرمایه داران و استثمارگران داخل و خارج، امام جمعه تبریز را به عنوان قربانی تبلیغات و حرکت ضد انقلابی خود برگزیده بود، زیرا دومین شهیدِ محراب، برای افشای ماهیت پلید آنها به صورت خستگی ناپذیری فعالیت می کرد، به عبارت دیگر آیت الله مدنی، یکی از کسانی بود که در چهارچوب اجرای سیاست ضد انقلابی «حذف چهره های اصیل» از صحنه ی انقلاب اسلامی، به شهادت رسید. چهره ای که با توجه به نفوذ و محبوبیتش و نیز داشتن تفکر و اندیشه مستضعف گرا، وجودش برای جریانات انحرافی تحمل پذیر نبود.
,این مجاهد بزرگ در سال 1293 هجری شمسی، در شهر دهخوارقان «آزادشهر» استان آذربایجان شرقی متولد شد. در آغاز سنین بلوغ، به قم عزیمت کرد و پس از گذراندن درس های مقدماتی، حدود چهار سال به تحصیل دروس فقه و اصول در محضر امام(قدس سره) مشغول شد.
,پنج سال بعد به نجف اشرف عزیمت کرد و هم زمان به تحصیل و تدریس پرداخت. بدین سان که در جلسات دروس آیات عظام سید عبدالهادی شیرازی، سید محسن حکیم و حاج سید ابوالقاسم خویی به قصد تحصیل شرکت و ضمن تحصیل نیز روزانه چندین جلسه درس، از کفایه، رسایل، مکاسب و لمعه را برای شاگردان خود تدریس می کرد.
,آیت الله مدنی اوّلین کسی بود که در جریان انقلاب سال 1342 شمسی، مردم به پاخاسته کشورمان در نجف از امام تبعیّت کرد و در انتشار اعلامیّه ی آیت الله حکیم به همین مناسبت، نقش به سزایی داشت. آیت الله مدنی سوابق مبارزاتی زیادی در نجف داشت، به طوری که در زمان حکومت عبدالسّلام عارف، برادر عبداالرحمان عارف، از طرف آیت الله حکیم، که از مراجع بزرگ شیعه در آن زمان بود، فتوایی صادر شد با این عنوان که کمونیست بودن، کفر و الحاد است.
,درباره این فتوا از طرف بعثیون و کمونیست هایی که در حکومت عراق رسوخ کرده بودند، اهانت هایی به ایشان شد و آیت الله حکیم به عنوان اعتراض به این اعمال به کوفه رفت. در آن موقع شهید آیت الله مدنی دست به عمل ابتکاری زد، طلاب را جمع کرد و جملگی کفن پوشیدند و به منزل آیت الله حکیم رفتند و از ایشان خواستند که دستور جهاد بدهند.
,آیت الله مدنی در سال 1350، به فرمان امام خمینی(قدس سره)، جهت تدریس علوم دینی به خرم آباد رفت و حوزه ی علمیه کمالیه (خرم آباد) به همت و تلاش ایشان تأسیس شد. چندی بعد بر اثر فعالیت هایی که علیه رژیم ستمشاهی داشته به نورآباد ممسنی، گنبد کاووس، بندر کنگان و مهاباد تبعید شد و با اوج گیری انقلاب اسلامی از تبعید به قم بازگشت و پس از پیروزی انقلاب به دعوت مردم همدان راهی این شهر شد.
,آیت الله مدنی در جریان تشکیل مجلس خبرگان، از سوی مردم همدان به آن مجلس راه یافت و پس از شهادت آیت الله قاضی طباطبایی که امام جمعه تبریز بود، از سوی امام خمینی(قدس سره) به عنوان نماینده ی امام و امام جمعه تبریز انتخاب شد.
,به مناسبت فرارسیدن سالروز شهادت این عالم مجاهد، مروری داریم بر چند خاطره کوتاه از ایشان، که در ادامه می آید:
,ارادت شهید مدنی به امام خمینی (ره)
,حجت الاسلام بروجردی (داماد شهید محراب) درباره ارادت شهید مدنی به امام خمینی (ره) چنین میگوید: «شهید مدنی با این جلالت علمی و کفایت و لیاقت شخصی، در مقابل امام راحل، کاملا مطیع و دربست در اختیار ایشان بود.
,
میتوان گفت فانی در امام عزیز بود و بی نهایت به او عشق میورزید، یکی از اقوام نقل میکرد، یک روز نشسته بودیم، شهید مدنی تلویزیون را روشن کردند؛ به محض اینکه تصویر حضرت امام(ره) در صفحه تلویزیون ظاهر شد، بی اختیار خم شدند و تصویر مبارک امام را بوسیدند.
شهید مدنی و عبادتهایش
,
,
آیت اللّه راستی کاشانی درباره عبادتهای شهید آیتاللّه مدنی میگوید: «ایشان در عبادتهایشان یک حالت خاصی داشتند، کسانی که حالت عبادت ایشان را میدیدند، لذت میبردند. در خصوص تشویق دیگران به نماز اول وقت آمده: به شهید مدنی اطلاع دادند، طلبهای صبحها دیر از خواب برمیخیزد! او چهل روز، صبحها به دیدار او میرود! او را از خواب بیدار میکند، با او نماز میخواند، قرآن میخواند، صبحانه میل میفرماید، تا آن عادت ناپسند را، از او بگیرد و موفق هم میشود.( یاد ایام، به نقل از داستانهایی از زندگی علما، محمد تقی صرفی)
,دختر آن شهید در مورد دعاهای نیمه شب پدرش چنین میگوید: «معمولا انسان هر وقت بخواهد فردی را بیازماید که از نظر معرفتی و سیر و سلوک چگونه است، بهتر است او را از روی انجام فرایض دینی و عبادی بشناسد. اینکه چه دعاهایی را بعد از نماز یا در نیمه شب انتخاب میکند یا به آنها عمل میکند یا خیر؟ پدرم در انتخاب دعا بسیار دقیق بود. دعاهایی را انتخاب میکرد که در آن ذکر دنیا کمتر بود، ذکر بهشت کمتر بود. دعایی را میخواند که در آنها قرب به حق و رضایت حق بود و بدانها سخت پایبند بود و عمل میکرد. همینها او را به جایی رسانده بودند که دیگر نه بخل، نه کینه و نه حسد در او وجود نداشت. (مصاحبه فرزند شهید آیتالله مدنی با مجله زن روز).
,
سئوالاتی که شهید مدنی جواب آنها را از امام حسین(ع) گرفت
شهید بزرگوار آیت الله مدنی فرمود: من در دو موضوع نسبت به خودم شک کردم. یکی این که به من می گویند: سید اسدالله! آیا واقعاً من از اولاد پیامبر هستم؟ و دیگر این که آیا من لیاقت آن را دارم که در راه خدا شهید شوم یا نه؟ روزی به حرم حسین ( علیه السّلام) رفتم و در آن جا با ناله و زاری از امام خواستم که جوابم را بدهد. پس از مدّتی، یک شب امام حسین ( علیه السّلام) را در خواب دیدم که بالای سرم آمد و دستی بر سرم کشید و این جمله را فرمود:« یا بنی انت مقتول» یعنی ای فرزندم کشته می شوی که جواب دو سؤال من در آن بود، امام فرمود: فرزندم! پس من سید هستم و دیگر به من بشارت داد که من شهید می شوم.
,
,
فتنه حزب خلق مسلمان و تبریز
,تبریز این شهر قیام ومبارزه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در معرض جریانات مهم و حساسی قرار گرفت. دشمنان انقلاب با شعله ور کردن آتش تفرقه و اختلاف و آشفته کردن اوضاع عمومی شهر، کمیته های انقلاب که اکثر آنها در دست ضد انقلابیون حزب خلق مسلمان بود امید داشتند که به اهداف شوم خود برسند. یاران انقلاب تصمیم گرفتند با آوردن آیت لله مدنی به تبریز، موقعیت جناح انقلاب و خط امام را تقویت کنند. آنان این پیشنهاد را به محضر امام تقذیم کردند وامام امت طی حکمی آیت الله مدنی را روانه تبریز کردند. ایشان در سر وسامان دادن به اوضاع سیاسی و اجتماعی تبریز تلاش مخلصانه ای کرد و آنگاه برای ادامه خدمت به شهر همدان باز گشت،ولی هنوز چند روزی از مراجعت وی نگذشته بود که حادثه دلخراش وغمبار شهادت اولین شهید محراب آیت الله سید محمد علی قاضی طبا طبائی به دست دشمنان انقلاب و مزدوران آمریکا، اوضاع شهر تبریز را دگرگون ساخت . در این هنگام بار دیگر امام عزیز طی حکم دیگری ،آیت الله مدنی را به نمایندگی خود و امامت جمعه شهر تبریز منصوب فرمود . ایشان در تبریز با معضل بزرگ «حزب خلق مسلمان» - که جریانهای مختلف تحت پوشش آن به مبارزه با انقلاب پرداخته بودند - مواجه می گردد. سخت ترین روزهای آیت الله مدنی را می توان ایامی خواند که او در میان آشوب حزب خلق مسلمان قرار گرفت . در جریان این غائله ی خطرناک، آیت الله مدنی از جانب همین گروه ضد انقلابی بارها مورد تهد ید قرار گرفت. آنها جایگاه نماز جمعه را به آتش کشیدند و از برگزاری نماز جلوگیری کردند، اما ایشان در روز جمعه کفن پوشید و پیشاپیش جمعیت حرکت کرد وگفت (تا من زنده ام و در این شهر نماینده امام هستم نماز جمعه را برگزار می کنم)و بدین سان با استقامت وحضور اقشار مردم در صحنه توطئه ی آمریکا و ایادیش در آذربایجان خنثی گردید.
,شهید مدنی وجبهه های نبرد
,شهید مدنی در تقویت روحیه رزمندگان اسلام نقش بسزایی داشتند و با شرکت خود در جبهه های نبرد و حضور در کنار سپاهیان اسلام و شرکت در مجالس دعا و نیایش آنان ،مشوق رزمندگان اسلام بودند که جنگ مقدس خود را با استکبار جهانی تا پیروزی نهایی ادامه دهند. آقای بهاء الدینی در این زمینه خاطره ای نقل می کند: عده ای می خواستند بروند جبهه. بچه ها که رفتند، دیدم حاج آقا آمدند خانه وسخت ناراحت هستند و اشک در چشمانش حلقه زده است .گفتم: حاج آقا چرا ناراحتید؟ گفتند: تلفن بزنیر به دفتر امام واجازه بگیرید از امام که من با این بچه ها به جبهه بروم. پرسیدیم: چرا حاج آقا ؟ گفتند: آخر من نمی توانم ببینم این بچه ها می روند جبهه، آنجا می جنگند و من نروم بجنگم. خوب من پیر شده ام ،اگر من گذشت این بچه ها را نداشته باشم، ایثار این بچه ها را نداشته باشم ،و ای بر حال من ! اما خوب معلوم بودکه حضرت امام هیچ وقت اجازه نمی دادند ایشان سنگر تبریز را رها کنند و به جبهه بروند. البته این حرکت ایشان هم نشانه عشق ایشان بود به شهادت وانقطاع ایشان بود از دنیا.
,آیت الله مدنی سرانجام در روز بیست و یکم شهریورماه ۱۳۶۰ در حال اقامهٔ نماز جمعه در محراب عبادت به دست منافقین به شهادت رسید. امام خمینی (ره)در پیامی که در همان روز خطاب به ملت ایران صادر کردند، با تسلیت شهادت این شهید بزرگوار و محکوم کردن جنایات منافقان و وابستگان به آمریکا، به تجلیل از شخصیت آیت الله مدنی پرداختند و بیان فرمودند «این چهره نورانى اسلامى عمرى را در تهذیب نفس و خدمت به اسلام و تربیت مسلمانان و مجاهده در راه حق علیه باطل گذراند. و از چهره هاى کم نظیرى بود که به حد وافر از علم و عمل و تقوا و تعهد و زهد و خودسازى برخوردار بود.» متن پیام حضرت امام خمینی به شرح ذیل است:
,بسم اللَّه الرحمن الرحیم
,إنا للَّه و إنا إلیه راجعون
,با شهید نمودن یک تن دیگر از ذریه رسول اللَّه و اولاد روحانى و جسمانى شهید بزرگ امیر المؤمنین سند جنایت منحرفان و منافقان به ثبت رسید. سید بزرگوار و عالم عادل عالیقدر و معلم اخلاق و معنویات، حجت الاسلام و المسلمین، شهید عظیم الشأن، مرحوم حاج سید اسد اللَّه مدنى- رضوان اللَّه علیه- همچون جد بزرگوارش در محراب عبادت به دست منافقى شقى به شهادت رسید. اگر با به شهادت رسیدن مولاى متقیان اسلام محو و مسلمانان نابود شدند، شهادت امثال فرزند عزیزش شهید مدنى هم آرزوى منافقان را برآورده خواهد کرد. اگر خوارج سیاه بخت از شهادت ولى اللَّه الاعظم طرفى بستند و به حکومت رسیدند، این گروهکهاى خائن نیز به آمال خبیث خود، که سقوط حکومت اسلام و برقرارى حکومت امریکایى است، مى رسند. آنان لعنت خدا و رسول و ننگ ابدى را براى خود، و اینان عذاب ابدى خدا و نفرت و لعنت قادر متعال و امت اسلام را براى خود و هم پیمانان و اربابان خونخوار خویش، به بار آوردند.
,ملت بزرگ و روحانیون معظم چون صفى مرصوص ایستاده اند که هر پرچمى از دست تواناى سردارى بیفتد سردار دیگرى آن را برداشته و به میدان آید و با قدرت بیشتر در حفظ پرچم اسلامى به کوشش برخیزد. شهید مدنى با شهادت مظلومانه خود ضد انقلاب و منافقین ضد اسلام را بکلى منزوى کرد.
,این چهره نورانى اسلامى عمرى را در تهذیب نفس و خدمت به اسلام و تربیت مسلمانان و مجاهده در راه حق علیه باطل گذراند. و از چهره هاى کم نظیرى بود که به حد وافر از علم و عمل و تقوا و تعهد و زهد و خودسازى برخوردار بود. به شهادت رساندن چنین شخصیتى به تمام معنا اسلامى همراه با تنى چند از فرزندان اسلام و یاران با وفاى انقلاب اسلامى در میعادگاه نماز جمعه و در حضور جماعت مسلمین جز عناد با اسلام و کمر بستن به محو آثار شریعت و تعطیل جمعه و جماعت مسلمین توجیهى ندارد. اگر تا امروز براى جنایتها و شرارتهاى خود بهانه هاى بى پایه اى مى تراشیدند، در شهادت این عالم متقى که جز درباره خدمت به اسلام و مسلمانان نمى اندیشید بهانه اى جز انتقام از اسلام و ملت شریف نمى توانند بتراشند.
,انتقام از اسلام، که آن را اساس سقوط دستگاههاى جبار و شکست ابرقدرتها در ایران و پس از آن در منطقه مى بینند و از ملت قدرتمند که پشت بر آنان نموده و کاخهاى آمال و آرزوى آنان را در هم کوبیده و تمامى آنان را از صحنه تا ابد بیرون رانده است، مى گیرند. مردم رزمنده ایران و خصوص مردم غیرتمند آذربایجان که چنین روحانى متعهد و عالم عالیقدرى را از دست داده اند و حریف شکست خورده خود را مى شناسند با عزمى جزم و اراده هاى خلل ناپذیر انتقام خود را از آنان مى گیرند.
,این جانب شهادت این مجاهد عزیز عظیم و یاران باوفایش را به پیشگاه اجداد طاهرینش، خصوصاً بقیه اللَّه- ارواحنا له الفداء- و به ملت مجاهد ایران و اهالى غیور و شجاع آذربایجان و به حوزه هاى علمیه و خاندان محترم این شهیدان تبریک و تسلیت مى گویم.
,خط سرخ شهادت، خط آل محمد و على است. و این افتخار از خاندان نبوت و ولایت به ذریه طیبه آن بزرگواران و به پیروان خط آنان به ارث رسیده است. درود خداوند و سلام امت اسلامى بر این خط سرخ شهادت. و رحمت بى پایان حق تعالى بر شهیدان این خط در طول تاریخ. و افتخار و سرفرازى بر فرزندان پر توان پیروزى آفرین اسلام و شهداى راه آن. و ننگ و نفرت و لعنت ابدى بر وابستگان و پیروان شیاطین شرق و غرب، خصوصاً شیطان بزرگ، امریکاى جنایتکار که با نقشه هاى شیطانى شکست خورده خود گمان کرده ملتى را که براى خداوند متعال و اسلام بزرگ قیام نموده و هزاران شهید و معلول تقدیم نموده با این دغلبازیها مى تواند سست کند و یا از میدان به در برد. اینان پیروان سید شهیدانند که در راه اسلام و قرآن کریم از طفل شش ماهه تا پیرمرد هشتاد ساله را قربان کرد و اسلام عزیز را با خون پاک خود آبیارى و زنده نمود. و ارتش و سپاه و بسیج و سایر قواى مسلح نظامى و انتظامى و مردمى ما پیرو اولیایى هستند که همه چیز خود را در راه هدف و عقیده فدا نموده و براى اسلام و پیروان معظم آن شرف و افتخار آفریدند.
,از خداوند تعالى عظمت اسلام و مسلمین و رحمت براى شهیدان، خصوصاً شهداى اخیرمان، و بالأخص شهید عزیز مدنى معظم، و سلامت کامل براى مجروحین این حادثه، و صبر و استقامت براى ملت بزرگ، خصوصاً آذربایجانیهاى عزیز و بازماندگان شهیدان، خواهانم. سلام و درود بر همگان. و السلام على عباد اللَّه الصالحین.
,روح اللَّه الموسوی الخمینى
,یادش گرامی و راهش پر رهرو باد. و السلام علیه یوم ولد و یوم یموت و یوم یبعث حیا
,انتهای پیام/م
]
ارسال دیدگاه