گذری بر یک برنامه فرهنگی پر حاشیه در کرج:

همایشی با طعم کنسرت، بوسه های پس کوچه و عصاره انگور در کرج!/به چاه های جهنم کرج دری دارد

همایشی با طعم کنسرت، بوسه های پس کوچه و عصاره انگور در کرج!/به چاه های جهنم کرج دری دارد
روز گذشته همایش بزرگ شعر آزاد در کرج در حالی برگزار شد که خوانش اشعار ضد اخلاقی عملکرد فرهنگ و ارشاد اسلامی استان البرز را زیر سوال برد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از البرز ۲۴ عصر روز گذشته در حاشیه هفتمین نمایشگاه کتاب البرز همایش بزرگ شعر آزاد با حضور شاعران برتر کشور و استان در سالن سیروس صابر اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی البرز برگزار شد.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, , البرز ۲۴ عصر روز گذشته در حاشیه هفتمین نمایشگاه کتاب البرز همایش بزرگ شعر آزاد با حضور شاعران برتر کشور و استان در سالن سیروس صابر اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی البرز برگزار شد., البرز ۲۴ ,

این همایش، در کنار بخش “آزاد” اش، آمیخته به حاشیه هایی بود که حیفم آمد از آنچه که موجب پشیمانی من از رفتن به این برنامه شد چیزی ننویسم. شعر آزاد عنوان برنامه ای بود که شاعران دعوت شده بودند درحالیکه روی صفحه نمایش سالن بنر شعر آئینی خودنمایی می کرد.

, این همایش، در کنار بخش “آزاد” اش، آمیخته به حاشیه هایی بود که حیفم آمد از آنچه که موجب پشیمانی من از رفتن به این برنامه شد چیزی ننویسم. شعر آزاد عنوان برنامه ای بود که شاعران دعوت شده بودند درحالیکه روی صفحه نمایش سالن بنر شعر آئینی خودنمایی می کرد.,

346745

, 346745, 346745,

در ذهن من خسته که امشب غزلی نیست، این اولین مصرع مدیر کل ارشاد استان البرز بود که آن را اینگونه ادامه داد:

, در ذهن من خسته که امشب غزلی نیست، این اولین مصرع مدیر کل ارشاد استان البرز بود که آن را اینگونه ادامه داد:,

در ذهن من خسته که امشب غزلی نیست/بی شعر بمانم که شبیهم عملی نیست

, در ذهن من خسته که امشب غزلی نیست/بی شعر بمانم که شبیهم عملی نیست,

        آن مونس هر شب قلمم بود عزیزم/همراه دلم بود که این بار ولی نیست

,         آن مونس هر شب قلمم بود عزیزم/همراه دلم بود که این بار ولی نیست,

         دیدم که صدای دف و سنتور می آید/این شور و هیاهو ز حیاط بغلی نیست

,          دیدم که صدای دف و سنتور می آید/این شور و هیاهو ز حیاط بغلی نیست,

               باشد دو سه تا بیت فقط با تو بگویم/هر چند که بین من و تو هم جدلی نیست

,                باشد دو سه تا بیت فقط با تو بگویم/هر چند که بین من و تو هم جدلی نیست,

        عشقی که من از کوچه عشاق خریدم/یک قطعه طلا بود که هرگز بدلی نیست

,         عشقی که من از کوچه عشاق خریدم/یک قطعه طلا بود که هرگز بدلی نیست,

             شیرین نشد این کام من از مزه چشمت/چشمان تو شور است و اصلا عسلی نیست

,              شیرین نشد این کام من از مزه چشمت/چشمان تو شور است و اصلا عسلی نیست,

فرقی که ندارد ته این قصه همین است/وقتی که جواب تو به من باز بلی نیست

, فرقی که ندارد ته این قصه همین است/وقتی که جواب تو به من باز بلی نیست,

            گفتم که من از اول و از حال خرابم/در ذهن من خسته که امشب غزلی نیست

,             گفتم که من از اول و از حال خرابم/در ذهن من خسته که امشب غزلی نیست,

264364574756

, 264364574756, 264364574756,

سید موسی حسینی کاشانی پس از قرائت این شعر مورد تشویق حاضران قرار گرفت و البته از چاپ آثار خوانده شده این همایش در قالب کتاب خبر داد. پس از مدیر کل وحید عظیم پور نخستین شاعر این همایش بود که برخلاف شعر آزاد به سبک آئینی سروده خود را خواند و البته اعلام کرد سنخیتی با موضوع برنامه ندارد! 

, سید موسی حسینی کاشانی پس از قرائت این شعر مورد تشویق حاضران قرار گرفت و البته از چاپ آثار خوانده شده این همایش در قالب کتاب خبر داد. پس از مدیر کل وحید عظیم پور نخستین شاعر این همایش بود که برخلاف شعر آزاد به سبک آئینی سروده خود را خواند و البته اعلام کرد سنخیتی با موضوع برنامه ندارد! ,

این بار قرعه شعر خوانی به نام ناصر ندیمی افتاد که شعری قابل تامل و ضد اخلاقی خواند!

, این بار قرعه شعر خوانی به نام ناصر ندیمی افتاد که شعری قابل تامل و ضد اخلاقی خواند!,

کنار دست این شاعر به قصد دلبری بنشین/ من و تو توی لنگرگاه بدون روسری بنشین

, کنار دست این شاعر به قصد دلبری بنشین/ من و تو توی لنگرگاه بدون روسری بنشین,

کلاغ قصه سردرگم دوباره اول دفتر/دو تا انسان معمولی تو از تهران من از بندر

, کلاغ قصه سردرگم دوباره اول دفتر/دو تا انسان معمولی تو از تهران من از بندر,

جلو داغ من با تو، شمال خوب تو با من/دو تا سگ بسته ای وحشی به چشمانت بگو لطفا

, جلو داغ من با تو، شمال خوب تو با من/دو تا سگ بسته ای وحشی به چشمانت بگو لطفا,

حضورت گوشه بیداد، روایت های تصویری/به دست فتنه می افتم در آغوشم که می گیری

, حضورت گوشه بیداد، روایت های تصویری/به دست فتنه می افتم در آغوشم که می گیری,

چه حالی می کنم وقتی پر از آشوب و بیدادی/ به ویران کردنم بنشین چقدر عشق خردادی

, چه حالی می کنم وقتی پر از آشوب و بیدادی/ به ویران کردنم بنشین چقدر عشق خردادی,

دروغ من به شاعر را تو باید خوب بشناسی/تنت جمهوری مطلق، لبت اصل دموکراسی

, دروغ من به شاعر را تو باید خوب بشناسی/تنت جمهوری مطلق، لبت اصل دموکراسی,

سیاسی می شوم این بار، به استبداد بدبینم/بدون طرح توجیهی تو را اینطور می بینم

, سیاسی می شوم این بار، به استبداد بدبینم/بدون طرح توجیهی تو را اینطور می بینم,

تب دیکتاتوری داری، خوده پینوشه در شیلی/دلیل اتفاقات شروع جنگ تحمیلی

, تب دیکتاتوری داری، خوده پینوشه در شیلی/دلیل اتفاقات شروع جنگ تحمیلی,

مخالف بودنم حتمیست، به نوعی بنده چپ کوکم/از این بندر ارام به تهران تو مشکوکم

, مخالف بودنم حتمیست، به نوعی بنده چپ کوکم/از این بندر ارام به تهران تو مشکوکم,

تو حزب الله لبنانی و چشمان تو بیروت است/تمام پاچه گیری ها به سگ های تو مربوط است

, تو حزب الله لبنانی و چشمان تو بیروت است/تمام پاچه گیری ها به سگ های تو مربوط است,

به ثبت رسمی محضر تو قطعا معتبر هستی/ فلسطین تو خواهد شد اگر اشغالگر هستی

, به ثبت رسمی محضر تو قطعا معتبر هستی/ فلسطین تو خواهد شد اگر اشغالگر هستی,

تو مثل فتح خرمشهر به دست بوسه ای پنهان/ تویی خوشحالی بعد از شکست حصر آبادان

, تو مثل فتح خرمشهر به دست بوسه ای پنهان/ تویی خوشحالی بعد از شکست حصر آبادان,

هوای داغ بندر کش تو با من توی لنگرگاه/شروع فتنه ای تازه از آغوش تو بسم الله

, هوای داغ بندر کش تو با من توی لنگرگاه/شروع فتنه ای تازه از آغوش تو بسم الله,

شعر فوق درحالی با نوای دست های حضار همراه شد که این بار رحیم رسولی دیگر شاعر البرزی ضمن تشکر از این همایش گفت: جای یک کنسرت موسیقی فقط این وسط خالی بود که البته…و اینجا بود که با تشویق جمع مورد استقبال قرار گرفت و ادامه داد: موسیقی و شعر یک ارتباط فرهنگی خیلی قوی دارند و با زمزمه هایی از این طرف و آن طرف نمی شود موسیقی را به حاشیه راند. 

, شعر فوق درحالی با نوای دست های حضار همراه شد که این بار رحیم رسولی دیگر شاعر البرزی ضمن تشکر از این همایش گفت: جای یک کنسرت موسیقی فقط این وسط خالی بود که البته…و اینجا بود که با تشویق جمع مورد استقبال قرار گرفت و ادامه داد: موسیقی و شعر یک ارتباط فرهنگی خیلی قوی دارند و با زمزمه هایی از این طرف و آن طرف نمی شود موسیقی را به حاشیه راند. ,

البته رسولی شعر طنزی نیز در این باره با مضمون زیر خواند:

, البته رسولی شعر طنزی نیز در این باره با مضمون زیر خواند:,

گفتیم که ناجور بزن، نه دیگه اینقدر/با طعنه و منظور بزن، نه دیگه اینقدر

, گفتیم که ناجور بزن، نه دیگه اینقدر/با طعنه و منظور بزن، نه دیگه اینقدر,

دیدیم قیامت شده و مردم همه خوابند/گفیتم که شیپور بزن، نه دیگه اینقدر

, دیدیم قیامت شده و مردم همه خوابند/گفیتم که شیپور بزن، نه دیگه اینقدر,

استاد نگفتیم که دستگاه رو عوض کن/گفتیم کمی شور بزن، نه دیگه اینقدر

, استاد نگفتیم که دستگاه رو عوض کن/گفتیم کمی شور بزن، نه دیگه اینقدر,

دیدیم که هی خون جگر می خوری/گفتیم عصاره انگور بزن نه دیگه اینقدر

, دیدیم که هی خون جگر می خوری/گفتیم عصاره انگور بزن نه دیگه اینقدر,

درحالیکه صدای دست ها از خواندن این مصرع بلند شد ادامه داد:

, درحالیکه صدای دست ها از خواندن این مصرع بلند شد ادامه داد:,

با قاضی پرونده نمی گم چی می خوری/گفتیم با هر کس و هرجور بزن نه دیگه اینقدر

, با قاضی پرونده نمی گم چی می خوری/گفتیم با هر کس و هرجور بزن نه دیگه اینقدر,

بنداز دیگه تسبیحتو عمو کافیه/گفتیم چند تا گره کور بزن نه دیگه اینقدر

, بنداز دیگه تسبیحتو عمو کافیه/گفتیم چند تا گره کور بزن نه دیگه اینقدر,

با خواجه بگو مجلس امروز زنونه اس/گفتیم که کافور بزن نه دیگه اینقدر

, با خواجه بگو مجلس امروز زنونه اس/گفتیم که کافور بزن نه دیگه اینقدر,

گفتیم که در زندگی اندازه نگهدار/یا در حد مقدور بزن، نه دیگه اینقدر

, گفتیم که در زندگی اندازه نگهدار/یا در حد مقدور بزن، نه دیگه اینقدر,

بدبخت چرا زیر پتو می زنی/گفتیم دور از چشم مامور بزن، نه دیگه اینقدر

, بدبخت چرا زیر پتو می زنی/گفتیم دور از چشم مامور بزن، نه دیگه اینقدر,

گفتیم که نزدیک نشو نه دیگه این قدر/ گفتیم که از دور بزن نه دیگه اینقدر

, گفتیم که نزدیک نشو نه دیگه این قدر/ گفتیم که از دور بزن نه دیگه اینقدر,

شاعر تو چرا می خوری باز حرفاتو/ گفتیم در سایه سانسور بزن، نه دیگه اینقدر

, شاعر تو چرا می خوری باز حرفاتو/ گفتیم در سایه سانسور بزن، نه دیگه اینقدر,

شعرت که نمیاد که نمیاد حوصله داری/گفتیم کمی زور بزن نه دیگه اینقدر

, شعرت که نمیاد که نمیاد حوصله داری/گفتیم کمی زور بزن نه دیگه اینقدر,

اینجا بود که مجری اعلام کرد پس از این برنامه جنگ شادی بوده و خواننده برگزیده برنامه شب کوک برنامه اجرا می کند و آنهایی که کمبود کنسرت دارند می توانند حضور یابند.

, اینجا بود که مجری اعلام کرد پس از این برنامه جنگ شادی بوده و خواننده برگزیده برنامه شب کوک برنامه اجرا می کند و آنهایی که کمبود کنسرت دارند می توانند حضور یابند.,

در ادامه این همایش یکی از شاگردان آذر شعر زیر را با عنوان ” کرج گرایش سختی به دلبری دارد” خواند

, در ادامه این همایش یکی از شاگردان آذر شعر زیر را با عنوان ” کرج گرایش سختی به دلبری دارد” خواند,

بگو برای تماشا سفر کند به کرج/دلی که حال و هواهای دیگری دارد

, بگو برای تماشا سفر کند به کرج/دلی که حال و هواهای دیگری دارد,

به کوچه های درختی سری زدم/ دیدم چقدر بوسه پس کوچه مشتری دارد

, به کوچه های درختی سری زدم/ دیدم چقدر بوسه پس کوچه مشتری دارد,

اگر گناه نکردی نیا به گوهر دشت/به چاه های جهنم کرج دری دارد

, اگر گناه نکردی نیا به گوهر دشت/به چاه های جهنم کرج دری دارد,

کم است متروی تهران – کرج/خدا حتما برای حمل پری ها هم ترابری دارد

, کم است متروی تهران – کرج/خدا حتما برای حمل پری ها هم ترابری دارد,

000000000000000000

, 000000000000000000, 000000000000000000,

البته شعر آزاد با حواشی دیگری نیز همراه بود، متاسفانه این بار شاهد حضور بانوان با پوشش نامناسب نه در سطح خیابان های شهر بلکه در این همایش فرهنگی بودیم و به نظر می رسد که موفقیتی از سوی نهادهای فرهنگی حاصل نشده است.

, البته شعر آزاد با حواشی دیگری نیز همراه بود، متاسفانه این بار شاهد حضور بانوان با پوشش نامناسب نه در سطح خیابان های شهر بلکه در این همایش فرهنگی بودیم و به نظر می رسد که موفقیتی از سوی نهادهای فرهنگی حاصل نشده است.,

3463645747

, 3463645747, 3463645747,

و اما تلاشم برای گفتگو با شاعران کشوری علیرضا آذر و احسان افشاری  بی نتیجه ماند و در حالیکه آرام آرام پله ها را برای ترک کردن سالن طی می کردم نوای تولد، تولد، تولدت مبارک توجهم را جلب کرد که زن و مرد برای عبدالجبار کاکایی می خواندند و من همچنان غرق این افکارم! به کجا می رود این فرهنگَ!

, و اما تلاشم برای گفتگو با شاعران کشوری علیرضا آذر و احسان افشاری  بی نتیجه ماند و در حالیکه آرام آرام پله ها را برای ترک کردن سالن طی می کردم نوای تولد، تولد، تولدت مبارک توجهم را جلب کرد که زن و مرد برای عبدالجبار کاکایی می خواندند و من همچنان غرق این افکارم! به کجا می رود این فرهنگَ!]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه