تاملی بر فضای سبز شهری در منطقه امیر آباد بوکان

تاملی بر فضای سبز شهری در منطقه امیر آباد بوکان
منطقه 2 شهری یا امیرآباد بی بهره ترین و محروم ترین مناطق است که فاقد یک متر پارک و یا فضای سبز اجتماعی میباشد و هدف ما در این سیاهه نگاه موشکافانه تر به وضعیت منطقه امیراباد است.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از کانی پرس؛ فضای سبز که گاها به عنوان فضاهای اجتماعی، تفریحی و فرهنگی نیز تعریف میشود یکی از ملزومات زندگی شهری در عصر امروز بشمار میآید و از آن به عنوان بخش زنده و پویای ساختار در هم تنیده شهری یاد می شود. فضاهای سبز علاوه بر اثرات قابل تامل در حوزه زیست محیطی، میتواند مکانی مناسب برای تعاملات اجتماعی و نشاط روانی جامعه باشد.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, کانی پرس,

در سده اخیر، ساختار شهری بوکان چنان با شتاب شکل گرفته که همزمان با مدیریت نه چندان کارآمد در حوزه مدیریت شهری، پیش بینی فضاهای سبز و یا اجتماعی در فرآیند توسعه فیزیکی کمرنگ بوده و همین مسئله بوکان امروز را با معضلی بنام کمبود شدید سرانه فضاهای سبز روبرو کرده است.

,

میانگین استاندارد سرانه فضای سبز در ایران مطابق پیشنهاد وزارت مسکن و شهرسازی و بسته به شرایط اقلیمی 7-12 متر مربع به ازای هر نفر محاسبه شده و با توجه به شرایط اقلیمی بوکان در ناحیه معتدل کوهستانی این میزان می تواند به 8 تا 9 متر مربع سرانه هر نفر به عنوان ضرورت تعریف گردد.

,

اما در حال حاضر، متوسط سرانه فضای مفید در بوکان کمتر از 1.5 متر مربع میباشد که با استاندارهای کشور مطابق با شرایط بیوکلیماتیک بوکان 6 تا 7 متر فاصله دارد. 

,

اگر بخواهیم موشکافانه تر به بدقوارگی شهری در بوکان بپردازیم متوجه خواهیم شد که در طول دهه اخیر یک متر سرانه به سبد سبز بوکان اضافه نشده و حتی میزان آن به طرقی کاهش داشته است.

,

نگاه مقایسه ای تر ما به نسبت شهرهای اطراف نیز نشان‌دهنده عدم دستیبابی به حداقل‌های عرفی در بوکان به نسبت منطقه است و این نکته کاملا محرز است که بوکان در تعمق نگاه،  بیشتر به پیکره فیزیکی و یا کالبد بی روحی میماند که تنها سیمان و آجر بر وسعت آن می افزاید و مکانی برای تفرج و بهره مندی از مکان های عمومی با رهیافت های روانی و بصری دیده نمی شود.

,

در نگاهی دیگر،  توزیع عادلانه چنین فضاهای در سطع شهر نیز میتواند قابل بحث باشد بدین معنی که هر چند سرانه فضای سبز بوکان پایین تر از میزان عرفی و استانداردهاست اما در میزان بهره مندی شهروندان مناطق مختلف نیز تفاوتهای وجود دارد.

,

بیشترین تراکم پارکها و فضاهای سبز در منطقه 1 بوکان با میزان تقریبی 96 درصد بوده که این میزان برای منطقه 3 شهری که قسمتهای از اسلام اباد ،علی اباد، زیبا شهر و در واقع مناطق نیمه شمالی شهر را شامل می‌شود تنها 4 درصد میباشد.

,

با این اوصاف منطقه 2 شهری یا امیرآباد بی بهره ترین و محروم ترین مناطق است که فاقد یک متر پارک و یا فضای سبز اجتماعی میباشد و هدف ما در این سیاهه  نگاه موشکافانه تر به وضعیت منطقه امیراباد است.

,

یکی از قدیمیترین محله های بوکان است و با توجه به نگاشته ها و خاطرات پیشین قدمت امیراباد و باغات آن به بیش از صد سال گذشته بر می‌گردد .

,

امیرآباد که رودخانه سیمینه رود آنرا از دیگر مناطق بوکان جدا می‌سازد به مرکزیت امیرآباد قدیم (میراوای کون) و حول آن گسترش یافته و تا به امروز و بمثابه دیگر مناطق بوکان، خونگرمترین مردمان با استعدادهای فراوان را در خود پرورده است.

,

در باب بوکانشناسی و بسط دادن مفاهیم جامعه بوکان کتابت های فراوان میتوان کرد اما گزیده حاضر در ارتباط با فضای سبز و یا پارکهای عمومی بوده که امیراباد تا حدودی با این واژگان بیگانه است.

,

با توجه به بررسی های آماری انجام گرفته، جمعیت فعلی امیرآباد حدود 20 هزار نفر میباشد که اگر با میانگین سرانه کشور محاسبه شود به 16 هکتار فضای سبز عمومی یا پارک احتیاج دارد، هر چند دانسیته جمعیتی امیرآباد با توجه به مساحت سکونتگاه میتواند مقدار تخمین زده را بالاتر هم ببرد.

,

اما با قبول امر واقع بوکان و میزان بهره مندی همشهریان در حال حاضر،  این میزان تا 3 هکتار پارک عمومی تخمین زده  می‌شود که متاسفانه با در نظر گرفتن حداقل وضع سرانه موجود در بوکان، هیچ توفیقی در ارض واقع حاصل نشده است.

,

اگر خلاصه وار اشاره کنیم متوجه میشویم که اگر حتی میانگین سرانه حال حاضر بوکان ملاک تحقق سرانه امیرآباد قرار گیرد با احداث 3 هکتار پارک این میزان می‌تواند به حدود سرانه فعلی بوکان برسد. حالا میتوان با دیدگاهی مبسوط تر از دلایل عدم تحقق سرانه فضای سبز و یا پارک در بوکان به کل و امیرآباد بمثابه نمونه موردی به جزء سخن گفت. 

,

 یکی از چالش های اصلی گسترش توسعه شهری در این مقوله، عوض شدن جایگاه مدیریت شهری با مالکان در چگونگی تفکیک و اختصاص فضاهای معابر و عمومی است که مالک توانسته بدون مخالفت قانونی و مدیریتی، اقدام به تفکیک زمینهای نماید که یا در محدوده شهری قرار داشته اند و یا حتی به کررات خارج از محدوده بوده اند.

,

در  این شیوه تفکیک تنها به سودآوری اقتصادی و نه توسعه متوازن توجه شده و مالک نه بر مبنای طرحی تعریف شده و پلانی هدفمند از قبل بلکه تنها در جهت بالابردن راندمان فروش ملک به تفکیک می‌نگرد.

,

نکته مکمل این وضعیت اینست که شهرداری با صدور پروانه ساختمانی در زمینهای محدوده، وضعیت مذکور را تسریع بخشیده و دلیل آنها شاید بالا بردن میزان درآمدزایی شهرداری از طریق فروش پروانه ساختمانی و یا هزینه تفکیک باشد راهبردی که قطحا متحمل شکست خواهد بود و آنچه امروز ما شاهد آن هستیم متآثر از همین سبک نگاه در گذشته است که اگر چندین برابر این درآمدها صرف شود نمی تواند چنین فرصت های را دوباره برای تامین فضاهای سبز فراهم سازد. 

,

مطابق قانون تفکیک اراضی شهری ، اصلاحیه ماده 101 قانون شهرداریها ، تفکیک یا افراز اراضی واقع در محدوده و حریم شهرها تنها براساس نقشه تأیید شده شهرداری و پس از کسر سطوح معابر(تا 25 درصد) و قدرالسهم شهرداری مربوط به خدمات عمومی (تا 25 درصد) قابل اجرا می باشد.

,

یعنی شهرداری میتواند با استناد به این قانون، فضاهای سبز و عمومی را در زمینهای پیشنهاد شده برای تفکیک بگنجاند و هر گونه زمین تفکیک شده ای خارج از نقشه پیشنهادی شهرداری میتواند جرم محسوب شود. با این حساب وضعیت فعلی بوجود آمده میتواند تا حدودی متوجه شهرداری شود و نه مالکینی که نه تخصص شهرسازی دارند و نه گاها توسعه متوازن دغدغه اولویت دار آنها می‌باشد.

,

چالشی دیگر در این زمینه عدم تحقق پیش بینی‌های طرح تفصیلی در مورد فضاهای سبز شهریست، فضاهای که با توجه به گنجاندن در طرح تایید شده به سهولت توسط شهرداری و با پرداخت هزینه قلیل در مقایسه با اهمیت فضای کاربری آنها مسکونی شده‌اند. سوالی که می‌تواند برای همشهریان بوجود آید اینست که اگر امکان تحقق این فضاها امکان پذیر نبوده ، چرا در طرح مذکور گنجانده شده اند و یا اگر امکان تحقق آن محتمل بوده بر چه اساسی فضاهای سبز که از ملزومات اولویت دار فعلی می‌باشند تغییر کاربری پیدا کرده اند؟  و در ادامه آیا هزینه های ناشی از جریمه کرد زمین های با کاربری فضاهای سبز، دوباره برای جبران فضاهای سبز صرف شده و یا صرف خواهد شد؟

,

 چالش بعدی میتواند مرتبط با تخریب منابع سبز طبیعی باشد و باغات امیراباد جزو این دسته اند. باغهای آمیراباد با سابقه چندین ده ساله،  همزمان با اثرات زیست محیطی، منبع درآمدی پایدار برای ساکنین آمیراباد بوده و خانواده های زیادی از برکات آن بهره برده اند اما نکته قابل ذکر اینست که طی سالیان گذشته قسمتی از فضای باغات وارد محدوده شهری شده و تبدیل به اقامتگاهای مسکونی شده اند، پدیده‌ای که عملا به کاهش و تخریب قسمتی از پهنه سبز امیرآباد منجر شده است.

,

از طرف دیگر خسارت های زیادی نیز متوجه قسمت اعظم باغات امیراباد شده، بطوریکه تراکم آنها روز به روز کاهش یافته است. . مطابق  قانون حفظ و گسترش فضای سبز در شهرها، هر گونه قطع و نابود کردن درختان و باغات  در محدوده و حریم شهرها بدون اجازه شهرداری و رعایت ضوابط مربوط ممنوع است و شهرداری مسئول مدیریت ، پلاک گذاری و کنترل اشجار شناخته می‌شود. بدین ترتیب در ازای تخریب درختان به هر دلیلی  میبایست تمهیدات جبرانی خاصی اندیشیده شود و اینکه این تعهدات تا چه حد محقق شده است میتواند توسط مسئولین مربوطه پاسخ داده شود. 

,

حال با توجه به  شرایط فعلی در حوزه پارک ها و فضاهای سبز عمومی ، تنها با مسئولیت پذیری بیشتر شورای محترم شهر و شهرداری، مالکان و همچنین صاحب اندیشان میتوان گره چنین معضلی را واکاوی و چاره جویی کرد، گره ای که طی 10  سال اخیر و بدلیل ضعف در برنامه‌ریزی و پیگیری مجدانه،  به نوعی بن بست انجامیده است و گذر از کنار آن میتواند آینده پایدار شهری را تحت تاثیر قرار دهد.                                                                                          

,

رحیم عبدلکریمی  

,

انتهای پیام/                                                                                                                                               

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه