طنز نوشته با لهجه دشتستانی؛
اقدام های مش غلومی چاره ساز شهر ماست
مش غلوم قصه ما بعد از فراز و نشیب های مدیریتی وی در مسند خدمتش، اکنون با چالش جدید دیگری به نام گِل ریزان روبرو شده است که با این کار خود تصمیم داشت حق و حقوق کارمندان خود را بگیرد که موفق نشد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از "ناصرون"مش غلوم می گفت: چند وقتی بی که مغازه ای تو بازار زده بیدم و روزی زن وبچه هامه با در آمد حاصل تو این مغازه در می آوردم.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, "ناصرون",تو همون موقع ها پی چیشلم می دیدم که خانواده های کارگران و کارمندان شهرداری تو بازار میان خرید میکردن اما چند صباحی واوی و سر برج رسید ولی دیه اثری از این افراد نواوی!
,از رو حس کنجکاویم یه روز رفتم دم نگهبانی شهرداری سوال کردم: می شما سیچه از بازار خرید نمی کنین؟ نکنه شهردار سیتون بازارچه ای جدا زده؟ آخه نون زن وبچه مو از راه فروش به شما در میا!، که یکی گفت عامو حالت خاشاااا ! بچیل ما گشنه مردنا شهردار حقوق نداداااا !.
,گفتم عجب!!! می شهردار خوش هوا میخاره که فکر نونه شما نی خوب وقتی ایجوریه دره شهرداریه گل بگیرید؟!
,گفتن والا چه بگیم!، و با شنیدن ای حرف عامو ور خوم صد فکر ولعنت بعضیها کردم که سیچه ایزاتی واویده!.
,امـا ظاهرا تمام فکرهام خراب بی، آخه امروز صبح حالوم خراب بی(چیمون زده بیدم) دفترچه بیمه ام هم تموم واویده بی گفتم برم تامین اجتماعی درستش کنم بعد برم بیمارستان، وقتی رسیدم اونجا یه چیز عجیبی دیدم! مثل زمان جنگ واویده بی، ماشین سنگین، کارگرل شهرداری، ماموران اجرایی، خلاصه جر گت بی.
,فکر کردم نه یه وقتی داعشی یا تکفیری وارد شهر واویدو و ما سراغ نداریم و مسئولین سراغ داشته بوهن ولی ما نفهمیم؟!
,خلاصه درجا زنگ زدم به یکی از بچیل آشنا تو فرمانداری که سر و سری با مسئولین داشت گفتم: کوکا، اگه میخواین اسم نویسی کنین کوکاته فراموش نکنیااااا؟
,گفت ککا می سیچه؟ گفتم :خاکریز داخل جلو اداره تامین اجتماعی زدنه احتمالا خبری بو.
,زد زیر خنده و گفت: کاکا اون موضوع نام نویسی سی کار جهادی بی، خاکریزی که میبینی مال چیز دیه ای هسی و موضوع را وم گفت و مو تازه فهمیدم قضیه چنه، تازه فهمیدم که اصل ماجرا چنه، و سیچه بازار سوت و کوره تا همش زیر سر ای اداره کو هسی.
,دقیقا شهردار تدبیر درسی سی گرفتن حق و حقوق ملت کرده بی، چاره ای جز تدبیر غلومی ندیده بی پس ور خوم گفتم شهردار هم فهمید قانون همه جا چاره کار نیست چون شکم گرسنه قانون نمیشناسد راستی اگر از فردا شهرداری بخواهد تمام بدهی را بسونه باید درب تمام ادارات را گل بگیره؟
,هرچند شنیدیم تدبیر مش غلومی بی که به شکست انجامید، چه میشود وقتی شهر حاکم خندان دارد و دوای درد را فقط خنده میداند.
,اسکندر غلامی
,انتهای پیام/.
]
ارسال دیدگاه