سقوط رژیم پهلوی؛
علت ضعف ارتش شاه از نقطه نظر ارتشبد مین باشیان
به طوری که حتی خود جم هم می نویسد شاه از بروز اختلاف میان رئیس ستاد و فرماندهان نیروها خشنود بود و کمترین تذکری به طرفین نداده و آتش اختلاف را بیشتر دامن می زد. البته نتایج این برخورد به زیان او تمام شد و به زوال سلطنتش انجامید.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از ندای اصفهان، درباره ضعف و زوال رژیم پهلوی، صحبت های زیادی مطرح شده است. اما شنیدن برخی نکات از زبان درباریان و نزدیکان شاه لطف دیگری دارد. کتاب «ارتشبدها و حدیث تاریخ پهلوی به روایت ارتشبد فریدون جم و ارتشبد فتح الله مین باشیان» تالیف خسرو معتضد (نشر زرین) یکی از همین روایت ها است که در ۴۰۰ صفحه از فضای حاکم بر رژیم پهلوی سخن می گوید.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, ندای اصفهان،, «,

, تاریخ را ورق می زنیم و در ادامه چکیده حکایاتی تلخ از این کتاب را می خوانیم.
,
اولین مورد سقوط رژیم پهلوی، ضعف داخلی دربار و در نتیجه آن ضعف داخلی کشور است. شاه از نظر جسمی و روحی ضعیف شده و چندان اهمیتی به مسائل کشور نمی داد. گویا بی خیال همه چیز شده بود. زمانی که «فریدون جم» در سال ١٣۵٧ از لندن به نزد شاه می آید و از او تقاضا می کند که کشور را ترک نکند و سکان کشتی را به دست گرفته و آن را از غرق شدن نجات دهد بهانه می تراشد و می گوید که مردم ایران دیگر او را دوست ندارند.
دومین علت ضعف این رژیم و حتی می توان گفت مهمترین عامل سقوط رژیم این بود که شاه به اجانب خارجی مخصوصا انگلیس اجازه داد نه تنها در سیاست خارجی ایران بلکه در امور داخلی کشور نیز دخالت کنند و تمام ارگان های مهم اقتصادی را به دست آنها سپرد و بسیاری از تصمیمات مهم کشوری را با آنها شور و مشورت می کرد. اما آنها در آخر به وی هیچ کمکی نکردند.
,
زمانی که فریدون جم از شاه می پرسد که چرا برای نجات حکومت از دول خارجی انگلیس و روسیه کمک نمی گیری پاسخ داد که آنها خود خواهان خروج من از کشور می باشند و برای حفظ منافع خود حاضر به هیچ گونه مساعدتی نمی باشند. دو عامل مهم سقوط هر حکومتی ضعف داخلی و دخالت سیاستمداران خارجی در کشور است که هر دو این عامل در حکومت محمدرضا پهلوی وجود داشت.
عامل دیگر سقوط رژیم شاهنشاهی پهلوی جدی نگرفتن، بها ندادن و بی اهمیتی به یکی از ارگان های مهم هر کشور به نام ارتش و نظام حفظ و مراقبت از مردم کشور بود که برای روشن تر شدن این موضوع آن را از زبان یکی از ارتشبدان شاه مطرح می کنیم.
,
علت ضعف ارتش شاه از نقطه نظر ارتشبدان اش
یکی از ارتشبدان ارشد محمدرضاشاه به نام «فتح الله مین باشیان» است که در خانواده ای موسیقی دان و نظامی تربیت یافت و در مدرسه ی نظامی درس خواند. وی در سال ۱۳۱۷ ه.ش ستوان دوم شد و مراحل بعدی را تا مراحل سرتیپی طی کرد. در سال ۱۳۳۲ فرمانده تیپ و در نهایت فرمانده ارتش شد و در سال ۱۳۴۹ فرماندهی نیروی زمینی ارتش را کسب کرد.
مین باشیان از اختلاف خود با ارتشبد فریدون جم عریضه ای را به شاه تقدیم می کند و جم را ارباب و فئودال زاده خوانده و در پایان تقاضای استعفاء می کند و می نویسد که نمی خواهد زیر نظر یک ارباب که ارتش را به چشم ملک شخصی خود می نگرد انجام وظیفه کند، بلکه فرمانده واقعی را خود شاه می داند.
,
,

,
,
,
,
اما به طوری که حتی خود جم هم می نویسد شاه از بروز اختلاف میان رئیس ستاد و فرماندهان نیروها خشنود بود و کمترین تذکری به طرفین نداده و آتش اختلاف را بیشتر دامن می زد. البته نتایج این برخورد به زیان او تمام شد و به زوال سلطنتش انجامید.
شاه به جای به کارگیری از نیروهای زبده در ارتش از نیروهای ناکارآمدی چون ازهاری یاری می گرفت و همین امر باعث ضعف ارتش و درنتیجه زوال حکومتش گردید.
,
پروین صالحیان
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه