یادداشت/

اعتراف اهل سنت بر ولایت و امامت علی (ع)

اعتراف اهل سنت بر ولایت و امامت علی (ع)
بسیاری از اهل‌سنت ضمن اینکه به همه فضایل حضرت علی(ع) اعتقاد داشته و دارند، همواره به صلاحیت ایشان برای امامت و قیادت مسلمانان نیز اعتراف کرده اند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از گوهرشادنیوز، بررسی و تحقیق در حقیقت و حقانیت ولایت امیرمؤمنان امام علی‌(ع) سابقه‌ای بسیار طولانی در تاریخ اندیشه اسلامی دارد.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, گوهرشادنیوز,
 
,
وجود آثار گوناگون و رساله‌های مستقل در ولایت و امامت آن حضرت و مسائل فرعی آن، نشانگر اهمیت این موضوع نزد اندیشمندان مسلمان است.
,
 
,
امیرمؤمنان على(ع) اقیانوس ناپیدا کرانه اى است که جنبه هاى مختلف اخلاق بشرى در آن موج مى زند. شخصیت الهى این پیشواى سترگ به حدّى برجسته است که در کلمات و آثار گوناگون به عنوان الگو معرفى شده است.
,
 
آیه ولایت:
«اِنََّما وَلِیُّکُمُ اللهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذینَ آمَنُوا الَّذینَ یُقیموُنَ الصَّلوهَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وهُمْ راکِعُونَ؛[1] سرپرست و ولی شما، تنها خداست و پیامبر او و آنها که ایمان آورده اند، همانها که نماز را برپا می دارند، و درحال رکوع زکات می دهند.
,
 
,
آیه ولایت:
,
«اِنََّما وَلِیُّکُمُ اللهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذینَ آمَنُوا الَّذینَ یُقیموُنَ الصَّلوهَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وهُمْ راکِعُونَ؛[1] سرپرست و ولی شما، تنها خداست و پیامبر او و آنها که ایمان آورده اند، همانها که نماز را برپا می دارند، و درحال رکوع زکات می دهند.
,
 
,
بسیاری از اهل‌سنت ضمن اینکه به همه فضایل حضرت علی(ع) اعتقاد داشته و دارند، همواره به صلاحیت ایشان برای امامت و قیادت مسلمانان نیز اعتراف کرده اند.
 
در ادامه احادیثی از اهل سنت که بر ولات امیر المؤمنان علی (ع) دلات دارد را بیان می کنیم.
,
بسیاری از اهل‌سنت ضمن اینکه به همه فضایل حضرت علی(ع) اعتقاد داشته و دارند، همواره به صلاحیت ایشان برای امامت و قیادت مسلمانان نیز اعتراف کرده اند.
,
 
,
در ادامه احادیثی از اهل سنت که بر ولات امیر المؤمنان علی (ع) دلات دارد را بیان می کنیم.
,
 حدیث اول:
قال رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم:
انا تارک فیکم الثقلین اولهما کتاب الله فیه الهدى و النور فخذوا بکتاب الله و استمسکوا به فحث على کتاب الله و رغب فیه ثم قال: و اهل بیتى اذکرکم الله فى اهل بیتى اذکرکم الله فى اهل بیتى اذکرکم الله فى اهل بیتى
 
پیامبرصلى الله علیه و آله و سلم فرمودند: و من نزد شما دو چیز سنگین و مهم را بجا مى‏گزارم اولین آندو کتاب خداست که در او هدایت و نور است پس آنرا برگیرید و به آن تمسک جویید سپس مردم را تشویق و ترغیب به کتاب خدا کرده و فرمودند: دومین آندو اهل بیت من هستند (و سه بار تکرار کردند) خدا را در مورد اهل بیت من بیاد داشته باشید (و رعایت حرمت و مقام آنها را بکنید و از آنها اطاعت نمایید.)[1]
 
حدیث دوم:
قال رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم:
ما تریدون من على؟ ان علیا منى و انا منه و هو ولى کل مؤمن بعدى
رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمودند: از جان على چه مى‏خواهید؟ على از من و من از اویم و او بعد از من رهبر هر مؤمنى است.[2]
 
حدیث سوم:
عن على علیه‏السلام انه قال:
انا اول من یجثو بین یدى الرحمن یوم القیامة
قال قیس: و فیهم انزلت: هذان خصمان اختصموا فى ربهم...(حج 19) قال هم الذین تبارزوا یوم بدر حمزة و على
 
از على علیه‏السلام روایت شده که فرمود: من اولین کسى هستم که در پیشگاه خداى رحمان روز قیامت مى‏ایستم.
قیس گفت: در مورد آنها (على و حمزه) این آیه نازل شد: هذان خصمان اختصموا فى ربهم.. .(حج 19) گفت: آنها کسانى هستند که روز بدر مبارزه کردند (حمزه و على علیه السلام)[3]
 
حدیث چهارم:
قال اقبلنا مع رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم فى حجته التى حج فنزل فى بعض الطریق فأمر الصلاة جامعة فاخذ بید على فقال الست اولى بالمؤمنین من انفسهم قالوا بلى قال الست اولى بکل مؤمن من نفسه؟ قالوا بلى قال فهذا ولى من انا مولاه اللهم وال من والاه اللهم عاد من عاداه
 
با رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم در ایامى که حج گذارد همراه بودیم در راه در منزلى فرود آمدند و امر به نماز جماعت کردند آنگاه دست على علیه‏السلام را گرفتند پس گفتند آیا من سزاوارتر به مؤمنین از خودشان نیستم؟ عرض کردند بلى. فرمودند آیا من سزاوارتر به هر مؤمنى از خودش نیستم؟ عرض کردند بلى، پس فرمودند این«على» رهبر هر کسى است که من رهبر او هستم خدایا دوست بدار کسى که او را دوست بدارد و دشمن بدار کسى که او را دشمن بداند.[4]
 
حدیث پنجم:
عن على علیه‏السلام قال: قال رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم:
...رحم الله علیا اللهم ادر الحق معه حیث دار
پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم فرمودند:
خدا رحمت کند على را خدایا حق را با على به گردش آور هر کجا بگردد.[5]
 
شخصیت والای امیر المؤمنین علی (ع)
توجه على بن ابى طالب (ع) به ابن ملجم
حضرت وقتى ترور گردید و فرقش شکافته شد و در بستر خوابید بدیهى است که ضاربش, ابن ملجم مرادى که دستگیر شد , مورد بغض و نفرت خانواده ى على (ع) و دوستانش بود, اگر اهل مطالعه هستید, بروید مطالعه کنید و ببینید على بن ابى طالب (ع) در این دو روزى که زنده بودند چند مرتبه حال ابن ملجم را پرسید و سفارش کرد که مبادا با ضارب من رفتار غیر انسانى کنید! گاهى که در آن حالت ضعف , در اثر سرایت سم از طریق شمشیر زهرآلود به بدنش , به هوش مىآمد, جزء سؤالاتى که مى کرد, مى فرمود : حال ابن ملجم مرادى چگونه است ؟! و مى فرمود : صبر کنید. اگر من زنده ماندم, خودم مى دانم با او چه کنم و اگر مردم, وارثم شما هستید که با او هر طور خواستید عمل کنید, او یک آدم کشته است , شما هم یک آدم را مى توانید
بکشید. وقتى که برایش غذا یا شیر مىآوردند مقدارى از آن را مى خورد و مى فرمود : بقیه را براى ابن ملجم ببرید! با اینکه سفارش کرده بود و به او غذا مى دادند, با این وجود مى خواست مطمئن شود که مبادا اگر سنگى و تشنگى بکشد و بى غذا بماند.
با توجه به اینکه ابن ملجم ضارب و قاتل حضرت است با او اینطور عمل مى کند! اگر شما امروز در همه ى دنیا توانستید از مدعیان عدالت, شخصیتى پیدا کنید که حتى گوشه اى از زندگى اش با على بن ابى طالب (ع) سازگار باشد, بعد بیایید بگویید : چرا شما این قدر از حضرت على (ع) صحبت مى کنید؟
 
 
پی نوشت ها:
,
 حدیث اول:
قال رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم:
انا تارک فیکم الثقلین اولهما کتاب الله فیه الهدى و النور فخذوا بکتاب الله و استمسکوا به فحث على کتاب الله و رغب فیه ثم قال: و اهل بیتى اذکرکم الله فى اهل بیتى اذکرکم الله فى اهل بیتى اذکرکم الله فى اهل بیتى
 
پیامبرصلى الله علیه و آله و سلم فرمودند: و من نزد شما دو چیز سنگین و مهم را بجا مى‏گزارم اولین آندو کتاب خداست که در او هدایت و نور است پس آنرا برگیرید و به آن تمسک جویید سپس مردم را تشویق و ترغیب به کتاب خدا کرده و فرمودند: دومین آندو اهل بیت من هستند (و سه بار تکرار کردند) خدا را در مورد اهل بیت من بیاد داشته باشید (و رعایت حرمت و مقام آنها را بکنید و از آنها اطاعت نمایید.)[1]
 
حدیث دوم:
قال رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم:
ما تریدون من على؟ ان علیا منى و انا منه و هو ولى کل مؤمن بعدى
رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمودند: از جان على چه مى‏خواهید؟ على از من و من از اویم و او بعد از من رهبر هر مؤمنى است.[2]
 
حدیث سوم:
عن على علیه‏السلام انه قال:
انا اول من یجثو بین یدى الرحمن یوم القیامة
قال قیس: و فیهم انزلت: هذان خصمان اختصموا فى ربهم...(حج 19) قال هم الذین تبارزوا یوم بدر حمزة و على
 
از على علیه‏السلام روایت شده که فرمود: من اولین کسى هستم که در پیشگاه خداى رحمان روز قیامت مى‏ایستم.
قیس گفت: در مورد آنها (على و حمزه) این آیه نازل شد: هذان خصمان اختصموا فى ربهم.. .(حج 19) گفت: آنها کسانى هستند که روز بدر مبارزه کردند (حمزه و على علیه السلام)[3]
 
حدیث چهارم:
قال اقبلنا مع رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم فى حجته التى حج فنزل فى بعض الطریق فأمر الصلاة جامعة فاخذ بید على فقال الست اولى بالمؤمنین من انفسهم قالوا بلى قال الست اولى بکل مؤمن من نفسه؟ قالوا بلى قال فهذا ولى من انا مولاه اللهم وال من والاه اللهم عاد من عاداه
 
با رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم در ایامى که حج گذارد همراه بودیم در راه در منزلى فرود آمدند و امر به نماز جماعت کردند آنگاه دست على علیه‏السلام را گرفتند پس گفتند آیا من سزاوارتر به مؤمنین از خودشان نیستم؟ عرض کردند بلى. فرمودند آیا من سزاوارتر به هر مؤمنى از خودش نیستم؟ عرض کردند بلى، پس فرمودند این«على» رهبر هر کسى است که من رهبر او هستم خدایا دوست بدار کسى که او را دوست بدارد و دشمن بدار کسى که او را دشمن بداند.[4]
 
حدیث پنجم:
عن على علیه‏السلام قال: قال رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم:
...رحم الله علیا اللهم ادر الحق معه حیث دار
پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم فرمودند:
خدا رحمت کند على را خدایا حق را با على به گردش آور هر کجا بگردد.[5]
 
شخصیت والای امیر المؤمنین علی (ع)
توجه على بن ابى طالب (ع) به ابن ملجم
حضرت وقتى ترور گردید و فرقش شکافته شد و در بستر خوابید بدیهى است که ضاربش, ابن ملجم مرادى که دستگیر شد , مورد بغض و نفرت خانواده ى على (ع) و دوستانش بود, اگر اهل مطالعه هستید, بروید مطالعه کنید و ببینید على بن ابى طالب (ع) در این دو روزى که زنده بودند چند مرتبه حال ابن ملجم را پرسید و سفارش کرد که مبادا با ضارب من رفتار غیر انسانى کنید! گاهى که در آن حالت ضعف , در اثر سرایت سم از طریق شمشیر زهرآلود به بدنش , به هوش مىآمد, جزء سؤالاتى که مى کرد, مى فرمود : حال ابن ملجم مرادى چگونه است ؟! و مى فرمود : صبر کنید. اگر من زنده ماندم, خودم مى دانم با او چه کنم و اگر مردم, وارثم شما هستید که با او هر طور خواستید عمل کنید, او یک آدم کشته است , شما هم یک آدم را مى توانید
بکشید. وقتى که برایش غذا یا شیر مىآوردند مقدارى از آن را مى خورد و مى فرمود : بقیه را براى ابن ملجم ببرید! با اینکه سفارش کرده بود و به او غذا مى دادند, با این وجود مى خواست مطمئن شود که مبادا اگر سنگى و تشنگى بکشد و بى غذا بماند.
با توجه به اینکه ابن ملجم ضارب و قاتل حضرت است با او اینطور عمل مى کند! اگر شما امروز در همه ى دنیا توانستید از مدعیان عدالت, شخصیتى پیدا کنید که حتى گوشه اى از زندگى اش با على بن ابى طالب (ع) سازگار باشد, بعد بیایید بگویید : چرا شما این قدر از حضرت على (ع) صحبت مى کنید؟
 
 
پی نوشت ها:
,
 حدیث اول:
قال رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم:
انا تارک فیکم الثقلین اولهما کتاب الله فیه الهدى و النور فخذوا بکتاب الله و استمسکوا به فحث على کتاب الله و رغب فیه ثم قال: و اهل بیتى اذکرکم الله فى اهل بیتى اذکرکم الله فى اهل بیتى اذکرکم الله فى اهل بیتى
 
پیامبرصلى الله علیه و آله و سلم فرمودند: و من نزد شما دو چیز سنگین و مهم را بجا مى‏گزارم اولین آندو کتاب خداست که در او هدایت و نور است پس آنرا برگیرید و به آن تمسک جویید سپس مردم را تشویق و ترغیب به کتاب خدا کرده و فرمودند: دومین آندو اهل بیت من هستند (و سه بار تکرار کردند) خدا را در مورد اهل بیت من بیاد داشته باشید (و رعایت حرمت و مقام آنها را بکنید و از آنها اطاعت نمایید.)[1]
 
حدیث دوم:
قال رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم:
ما تریدون من على؟ ان علیا منى و انا منه و هو ولى کل مؤمن بعدى
رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمودند: از جان على چه مى‏خواهید؟ على از من و من از اویم و او بعد از من رهبر هر مؤمنى است.[2]
 
حدیث سوم:
عن على علیه‏السلام انه قال:
انا اول من یجثو بین یدى الرحمن یوم القیامة
قال قیس: و فیهم انزلت: هذان خصمان اختصموا فى ربهم...(حج 19) قال هم الذین تبارزوا یوم بدر حمزة و على
 
از على علیه‏السلام روایت شده که فرمود: من اولین کسى هستم که در پیشگاه خداى رحمان روز قیامت مى‏ایستم.
قیس گفت: در مورد آنها (على و حمزه) این آیه نازل شد: هذان خصمان اختصموا فى ربهم.. .(حج 19) گفت: آنها کسانى هستند که روز بدر مبارزه کردند (حمزه و على علیه السلام)[3]
 
حدیث چهارم:
قال اقبلنا مع رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم فى حجته التى حج فنزل فى بعض الطریق فأمر الصلاة جامعة فاخذ بید على فقال الست اولى بالمؤمنین من انفسهم قالوا بلى قال الست اولى بکل مؤمن من نفسه؟ قالوا بلى قال فهذا ولى من انا مولاه اللهم وال من والاه اللهم عاد من عاداه
 
با رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم در ایامى که حج گذارد همراه بودیم در راه در منزلى فرود آمدند و امر به نماز جماعت کردند آنگاه دست على علیه‏السلام را گرفتند پس گفتند آیا من سزاوارتر به مؤمنین از خودشان نیستم؟ عرض کردند بلى. فرمودند آیا من سزاوارتر به هر مؤمنى از خودش نیستم؟ عرض کردند بلى، پس فرمودند این«على» رهبر هر کسى است که من رهبر او هستم خدایا دوست بدار کسى که او را دوست بدارد و دشمن بدار کسى که او را دشمن بداند.[4]
 
حدیث پنجم:
عن على علیه‏السلام قال: قال رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم:
...رحم الله علیا اللهم ادر الحق معه حیث دار
پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم فرمودند:
خدا رحمت کند على را خدایا حق را با على به گردش آور هر کجا بگردد.[5]
 
شخصیت والای امیر المؤمنین علی (ع)
توجه على بن ابى طالب (ع) به ابن ملجم
حضرت وقتى ترور گردید و فرقش شکافته شد و در بستر خوابید بدیهى است که ضاربش, ابن ملجم مرادى که دستگیر شد , مورد بغض و نفرت خانواده ى على (ع) و دوستانش بود, اگر اهل مطالعه هستید, بروید مطالعه کنید و ببینید على بن ابى طالب (ع) در این دو روزى که زنده بودند چند مرتبه حال ابن ملجم را پرسید و سفارش کرد که مبادا با ضارب من رفتار غیر انسانى کنید! گاهى که در آن حالت ضعف , در اثر سرایت سم از طریق شمشیر زهرآلود به بدنش , به هوش مىآمد, جزء سؤالاتى که مى کرد, مى فرمود : حال ابن ملجم مرادى چگونه است ؟! و مى فرمود : صبر کنید. اگر من زنده ماندم, خودم مى دانم با او چه کنم و اگر مردم, وارثم شما هستید که با او هر طور خواستید عمل کنید, او یک آدم کشته است , شما هم یک آدم را مى توانید
بکشید. وقتى که برایش غذا یا شیر مىآوردند مقدارى از آن را مى خورد و مى فرمود : بقیه را براى ابن ملجم ببرید! با اینکه سفارش کرده بود و به او غذا مى دادند, با این وجود مى خواست مطمئن شود که مبادا اگر سنگى و تشنگى بکشد و بى غذا بماند.
با توجه به اینکه ابن ملجم ضارب و قاتل حضرت است با او اینطور عمل مى کند! اگر شما امروز در همه ى دنیا توانستید از مدعیان عدالت, شخصیتى پیدا کنید که حتى گوشه اى از زندگى اش با على بن ابى طالب (ع) سازگار باشد, بعد بیایید بگویید : چرا شما این قدر از حضرت على (ع) صحبت مى کنید؟
 
 
پی نوشت ها:
,
 حدیث اول:
قال رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم:
انا تارک فیکم الثقلین اولهما کتاب الله فیه الهدى و النور فخذوا بکتاب الله و استمسکوا به فحث على کتاب الله و رغب فیه ثم قال: و اهل بیتى اذکرکم الله فى اهل بیتى اذکرکم الله فى اهل بیتى اذکرکم الله فى اهل بیتى
 
پیامبرصلى الله علیه و آله و سلم فرمودند: و من نزد شما دو چیز سنگین و مهم را بجا مى‏گزارم اولین آندو کتاب خداست که در او هدایت و نور است پس آنرا برگیرید و به آن تمسک جویید سپس مردم را تشویق و ترغیب به کتاب خدا کرده و فرمودند: دومین آندو اهل بیت من هستند (و سه بار تکرار کردند) خدا را در مورد اهل بیت من بیاد داشته باشید (و رعایت حرمت و مقام آنها را بکنید و از آنها اطاعت نمایید.)[1]
 
حدیث دوم:
قال رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم:
ما تریدون من على؟ ان علیا منى و انا منه و هو ولى کل مؤمن بعدى
رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمودند: از جان على چه مى‏خواهید؟ على از من و من از اویم و او بعد از من رهبر هر مؤمنى است.[2]
 
حدیث سوم:
عن على علیه‏السلام انه قال:
انا اول من یجثو بین یدى الرحمن یوم القیامة
قال قیس: و فیهم انزلت: هذان خصمان اختصموا فى ربهم...(حج 19) قال هم الذین تبارزوا یوم بدر حمزة و على
 
از على علیه‏السلام روایت شده که فرمود: من اولین کسى هستم که در پیشگاه خداى رحمان روز قیامت مى‏ایستم.
قیس گفت: در مورد آنها (على و حمزه) این آیه نازل شد: هذان خصمان اختصموا فى ربهم.. .(حج 19) گفت: آنها کسانى هستند که روز بدر مبارزه کردند (حمزه و على علیه السلام)[3]
 
حدیث چهارم:
قال اقبلنا مع رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم فى حجته التى حج فنزل فى بعض الطریق فأمر الصلاة جامعة فاخذ بید على فقال الست اولى بالمؤمنین من انفسهم قالوا بلى قال الست اولى بکل مؤمن من نفسه؟ قالوا بلى قال فهذا ولى من انا مولاه اللهم وال من والاه اللهم عاد من عاداه
 
با رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم در ایامى که حج گذارد همراه بودیم در راه در منزلى فرود آمدند و امر به نماز جماعت کردند آنگاه دست على علیه‏السلام را گرفتند پس گفتند آیا من سزاوارتر به مؤمنین از خودشان نیستم؟ عرض کردند بلى. فرمودند آیا من سزاوارتر به هر مؤمنى از خودش نیستم؟ عرض کردند بلى، پس فرمودند این«على» رهبر هر کسى است که من رهبر او هستم خدایا دوست بدار کسى که او را دوست بدارد و دشمن بدار کسى که او را دشمن بداند.[4]
 
حدیث پنجم:
عن على علیه‏السلام قال: قال رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم:
...رحم الله علیا اللهم ادر الحق معه حیث دار
پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم فرمودند:
خدا رحمت کند على را خدایا حق را با على به گردش آور هر کجا بگردد.[5]
 
شخصیت والای امیر المؤمنین علی (ع)
توجه على بن ابى طالب (ع) به ابن ملجم
حضرت وقتى ترور گردید و فرقش شکافته شد و در بستر خوابید بدیهى است که ضاربش, ابن ملجم مرادى که دستگیر شد , مورد بغض و نفرت خانواده ى على (ع) و دوستانش بود, اگر اهل مطالعه هستید, بروید مطالعه کنید و ببینید على بن ابى طالب (ع) در این دو روزى که زنده بودند چند مرتبه حال ابن ملجم را پرسید و سفارش کرد که مبادا با ضارب من رفتار غیر انسانى کنید! گاهى که در آن حالت ضعف , در اثر سرایت سم از طریق شمشیر زهرآلود به بدنش , به هوش مىآمد, جزء سؤالاتى که مى کرد, مى فرمود : حال ابن ملجم مرادى چگونه است ؟! و مى فرمود : صبر کنید. اگر من زنده ماندم, خودم مى دانم با او چه کنم و اگر مردم, وارثم شما هستید که با او هر طور خواستید عمل کنید, او یک آدم کشته است , شما هم یک آدم را مى توانید
بکشید. وقتى که برایش غذا یا شیر مىآوردند مقدارى از آن را مى خورد و مى فرمود : بقیه را براى ابن ملجم ببرید! با اینکه سفارش کرده بود و به او غذا مى دادند, با این وجود مى خواست مطمئن شود که مبادا اگر سنگى و تشنگى بکشد و بى غذا بماند.
با توجه به اینکه ابن ملجم ضارب و قاتل حضرت است با او اینطور عمل مى کند! اگر شما امروز در همه ى دنیا توانستید از مدعیان عدالت, شخصیتى پیدا کنید که حتى گوشه اى از زندگى اش با على بن ابى طالب (ع) سازگار باشد, بعد بیایید بگویید : چرا شما این قدر از حضرت على (ع) صحبت مى کنید؟
,
 حدیث اول:
قال رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم:
انا تارک فیکم الثقلین اولهما کتاب الله فیه الهدى و النور فخذوا بکتاب الله و استمسکوا به فحث على کتاب الله و رغب فیه ثم قال: و اهل بیتى اذکرکم الله فى اهل بیتى اذکرکم الله فى اهل بیتى اذکرکم الله فى اهل بیتى
,
,
,
 
,
پیامبرصلى الله علیه و آله و سلم فرمودند: و من نزد شما دو چیز سنگین و مهم را بجا مى‏گزارم اولین آندو کتاب خداست که در او هدایت و نور است پس آنرا برگیرید و به آن تمسک جویید سپس مردم را تشویق و ترغیب به کتاب خدا کرده و فرمودند: دومین آندو اهل بیت من هستند (و سه بار تکرار کردند) خدا را در مورد اهل بیت من بیاد داشته باشید (و رعایت حرمت و مقام آنها را بکنید و از آنها اطاعت نمایید.)[1]
,
 
,
حدیث دوم:
قال رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم:
ما تریدون من على؟ ان علیا منى و انا منه و هو ولى کل مؤمن بعدى
رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمودند: از جان على چه مى‏خواهید؟ على از من و من از اویم و او بعد از من رهبر هر مؤمنى است.[2]
,
,
,
,
 
,
حدیث سوم:
عن على علیه‏السلام انه قال:
انا اول من یجثو بین یدى الرحمن یوم القیامة
قال قیس: و فیهم انزلت: هذان خصمان اختصموا فى ربهم...(حج 19) قال هم الذین تبارزوا یوم بدر حمزة و على
,
,
,
,
 
,
از على علیه‏السلام روایت شده که فرمود: من اولین کسى هستم که در پیشگاه خداى رحمان روز قیامت مى‏ایستم.
قیس گفت: در مورد آنها (على و حمزه) این آیه نازل شد: هذان خصمان اختصموا فى ربهم.. .(حج 19) گفت: آنها کسانى هستند که روز بدر مبارزه کردند (حمزه و على علیه السلام)[3]
,
,
 
,
حدیث چهارم:
قال اقبلنا مع رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم فى حجته التى حج فنزل فى بعض الطریق فأمر الصلاة جامعة فاخذ بید على فقال الست اولى بالمؤمنین من انفسهم قالوا بلى قال الست اولى بکل مؤمن من نفسه؟ قالوا بلى قال فهذا ولى من انا مولاه اللهم وال من والاه اللهم عاد من عاداه
,
,
 
,
با رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم در ایامى که حج گذارد همراه بودیم در راه در منزلى فرود آمدند و امر به نماز جماعت کردند آنگاه دست على علیه‏السلام را گرفتند پس گفتند آیا من سزاوارتر به مؤمنین از خودشان نیستم؟ عرض کردند بلى. فرمودند آیا من سزاوارتر به هر مؤمنى از خودش نیستم؟ عرض کردند بلى، پس فرمودند این«على» رهبر هر کسى است که من رهبر او هستم خدایا دوست بدار کسى که او را دوست بدارد و دشمن بدار کسى که او را دشمن بداند.[4]
,
 
,
حدیث پنجم:
عن على علیه‏السلام قال: قال رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم:
...رحم الله علیا اللهم ادر الحق معه حیث دار
پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم فرمودند:
خدا رحمت کند على را خدایا حق را با على به گردش آور هر کجا بگردد.[5]
,
,
,
,
,
 
,
شخصیت والای امیر المؤمنین علی (ع)
توجه على بن ابى طالب (ع) به ابن ملجم
حضرت وقتى ترور گردید و فرقش شکافته شد و در بستر خوابید بدیهى است که ضاربش, ابن ملجم مرادى که دستگیر شد , مورد بغض و نفرت خانواده ى على (ع) و دوستانش بود, اگر اهل مطالعه هستید, بروید مطالعه کنید و ببینید على بن ابى طالب (ع) در این دو روزى که زنده بودند چند مرتبه حال ابن ملجم را پرسید و سفارش کرد که مبادا با ضارب من رفتار غیر انسانى کنید! گاهى که در آن حالت ضعف , در اثر سرایت سم از طریق شمشیر زهرآلود به بدنش , به هوش مىآمد, جزء سؤالاتى که مى کرد, مى فرمود : حال ابن ملجم مرادى چگونه است ؟! و مى فرمود : صبر کنید. اگر من زنده ماندم, خودم مى دانم با او چه کنم و اگر مردم, وارثم شما هستید که با او هر طور خواستید عمل کنید, او یک آدم کشته است , شما هم یک آدم را مى توانید
بکشید. وقتى که برایش غذا یا شیر مىآوردند مقدارى از آن را مى خورد و مى فرمود : بقیه را براى ابن ملجم ببرید! با اینکه سفارش کرده بود و به او غذا مى دادند, با این وجود مى خواست مطمئن شود که مبادا اگر سنگى و تشنگى بکشد و بى غذا بماند.
با توجه به اینکه ابن ملجم ضارب و قاتل حضرت است با او اینطور عمل مى کند! اگر شما امروز در همه ى دنیا توانستید از مدعیان عدالت, شخصیتى پیدا کنید که حتى گوشه اى از زندگى اش با على بن ابى طالب (ع) سازگار باشد, بعد بیایید بگویید : چرا شما این قدر از حضرت على (ع) صحبت مى کنید؟
,
,
,
,
,
 
 
پی نوشت ها:
,
 
,
 
,
پی نوشت ها:
,

1-صحیح مسلم جلد 15 کتاب فضائل باب 4 حدیث 2408 دار الکتب العلمیة بیروت و سنن ترمذى جلد 5 کتاب مناقب باب 32 حدیث 3786 ص 621 دار الکتب العلمیة بیروت

,

2-سنن ترمذى جلد 5، باب 20، حدیث 3712 صفحه 591 دارالکتاب العلمیة بیروت

,

3-صحیح بخارى جزء 5 و 6 باب 123 کتاب المغازى حدیث 465 ص 165 دارالقلم بیروت

,

4-سنن ابن ماجه مجلد 1 ح 116 باب 11 فى فضل اصحاب رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم دارالکتب العملیة بیروت)

,

5-سنن ترمذى کتاب المناقب 50 باب 20 حدیث 3714 صفحه 633 احیاء التراث العربى بیروت.

,

انتهای پیام/

,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه