گفتوگوی ویژه با جانباز قطع نخاع؛
جنگ نابرابر یعنی با گلوله به مصاف تانک رفتن/ بزرگترین غصهام این است که نمیتوانم مدافع حرم باشم/ دنیا زدگی مسئولین مانع تبیین گفتمان انقلابی برای جوان است
عباس زاده گفت: ما آگاه بودیم که جنگ شهادت و مجروحیت و اسارت دارد اما اعتقادات و باورهایمان تکلیف همه چیز را برای ما روشن کرده بود.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از آناج، در 31 شهریور 1359 رژیم بعثی عراق با تصمیم و طرح قبلی و با هدف برانداختن نظام نوپای جمهوری اسلامی جنگی تمام عیار را علیه ایران اسلامی آغاز کرد و این در حالی بود که ایران اسلامی از جانب استکبار جهانی به ویژه آمریکا تحت فشار شدیدی قرار داشت و در داخل کشور نیز جناحهای وابسته به غرب و شرق، با ایجاد هیاهوی تبلیغاتی و ایجاد درگیریهای نظامی در صدد تضعیف نظام بودند و نیروهای دفعای نیز به خاطر تبعات قهری انقلاب، هنوز مراحل بازسازی و ساماندهی را به طور کامل پشت سر ننهاده بودند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آناج,اما پس از شکلگیری اتحاد و انسجام در میان نیروهای انقلابی و طرد نیروهای وابسته، حماسهای مقدس شکل گرفت که در تاریخ ایران اسلامی بیسابقه بود. حماسه دفاع مقدسی که برکات و دستاوردهای بینهایتی را برای ملت ایران به ارمغان آورد. جهاد و شهادت مردمان با ایمان و مخلص این سرزمین ، ستونهای نظام اسلامی را تا مدتها مستحکم نمود.
,به بهانه آغاز هفته دفاع مقدس با جواد عباس زاده به گفتوگو نشستیم؛ عباس زاده جانباز قطع نخاع 70 درصدی است که متولد 1343 بوده و در 16 سالگی دعوت امام خود را جهت شرکت در جبهههای جنگ علیه باطل لبیک گفت و در سال 62 در اثر حملات وحشیانهی بعثیان در عملیات خیبر به مقام شامخ جانبازی دست یافت.
, به بهانه آغاز هفته دفاع مقدس با جواد عباس زاده به گفتوگو نشستیم؛ عباس زاده جانباز قطع نخاع 70 درصدی است که متولد 1343 بوده و در 16 سالگی دعوت امام خود را جهت شرکت در جبهههای جنگ علیه باطل لبیک گفت و در سال 62 در اثر حملات وحشیانهی بعثیان در عملیات خیبر به مقام شامخ جانبازی دست یافت.,وی در زمان دفاع مقدس مسئولیت گروهان شکارچیان تانک و نیروهای ویژه از گردان تخریب را برعهده داشت و اکنون نیز در مجموعه های مختلف مثل شورای مرکزی جمعیت مربّیان منارستان استان، تشکیلات همیاران انقلاب اسلامی، مشغول فعالیت های فرهنگی و اجتماعی است که باید تدریس دفاع مقدس در دانشگاه را نیز در زمره ی فعالیت های علمی ایشان به عنوان یک استاد دانشگاه دانست.
, وی در زمان دفاع مقدس مسئولیت گروهان شکارچیان تانک و نیروهای ویژه از گردان تخریب را برعهده داشت و اکنون نیز در مجموعه های مختلف مثل شورای مرکزی جمعیت مربّیان منارستان استان، تشکیلات همیاران انقلاب اسلامی، مشغول فعالیت های فرهنگی و اجتماعی است که باید تدریس دفاع مقدس در دانشگاه را نیز در زمره ی فعالیت های علمی ایشان به عنوان یک استاد دانشگاه دانست.,آناج: در چه سالی به جبهه اعزام شدید؟
, آناج: در چه سالی به جبهه اعزام شدید؟, آناج: در چه سالی به جبهه اعزام شدید؟,تقریبا در سال 59 که 16 ساله بودم به جبهه اعزام شدم و در اسفندماه سال 62 در آخرین اعزام نیز مجروح و جانباز شدم.
,آناج: کدام پشتوانهی فکری نوجوانان کم سن و سالی چون شما را به سوی جبهه سوق میداد؟
, آناج: کدام پشتوانهی فکری نوجوانان کم سن و سالی چون شما را به سوی جبهه سوق میداد؟, آناج: کدام پشتوانهی فکری نوجوانان کم سن و سالی چون شما را به سوی جبهه سوق میداد؟,هرچند من حدود 16 سال داشتم که به جبهه اعزام شدم اما اصلا سن و سال مطرح نبود بلکه معیار اصلی اعتقادات و باورهای دینی و فرهنگ جهاد و شهادت بود. فرهنگی که به تاسی از مکتب حضرت سیدالشهدا(ع)، عزت و ذلت بشریت مشخص کرده است. وقتی در مقطعی از زمان قرار میگیریم که بحث دفاع از دین و ولایت و احقاق حق و مقابله با ظلم مطرح می شود، مسلما کسانی که با مکتب دین وقرآن واهل بیت آشنایی دارند، سریعتر میتوانند اخت پیدا کرده و جهاد کنند که مصداق این امر نیز در آن زمان صورت گرفت و بحث جهاد در اسلام باعث شد که روحیه جهاد پیدا کرده و در جبهه حاضر شویم.
,

, آناج: از کم و کیف عملیات خیبر بگویید:
, آناج: از کم و کیف عملیات خیبر بگویید:, آناج: از کم و کیف عملیات خیبر بگویید:,عملیات خیبر که در سال 1362 صورت گرفت، جزو سخت ترین عملیاتها بود، زیرا اولین عملیات آب و خاکی به حساب میآمد و تمامی عملیاتهای قبل از آن در خشکی انجام شده بودند. درسال 62 ما توانایی انجام عملیات های بزرگ را نداشتیم؛ چراکه ما در ظاهر با عراق در حال جنگ بودیم درحالیکه بیش از 40 کشور به صورت مستقیم و غیرمستقیم از شرق و غرب صدام را پشتیبانی میکردند و سازمان هایی از جمله سازمان ملل و نهادهای زیر نظر آن سکوت کرده بودند و به اینکه چه کسی ظلم میکند و چه کسی حمله میکند اصلا توجه نمیکردند.
,بنابراین حمایت آمریکا و اسرائیل و کشورهای منطقه از صدام باعث ایجاد ممانعت در انجام عملیات در جبهه ها شده بود و مسئولین و کارشناسان نظامی به دنبال راه نفوذی برای ایجاد شرایط جهت انجام عملیاتهای گسترده بودند در حالیکه انجام این عملیاتها نیز برایمان ضروری بود تا بتوانیم کار خود را در شورای امنیت پیش ببریم و از حق خود دفاع کنیم.
,لذا عملیات خیبر طراحی شد که سه محور اصلی داشت: محور پاسگاه زید، جزیره مجنون و طلائیه که من نیز در محور جزیره مجنون فعالیت میکردم. جزیره مجنون منطقهای دست ساز بود که چاههای نفتی از آنجا کشف شده ولی بهره برداری نشده بودند. میخواستیم برای دسترسی به چاهها و جهت احقاق حق در سازمان ملل به صدام فشار وارد نماییم که به این منظور عملیات طراحی شد.
,همان طور که میدانید یک منطقه عملیاتی باید اصول نظامی داشته باشد تا عملیات به نحو احسن انجام شود که در واقع رمز موفقیت نیز در همین است در حالیکه جزیره مجنون منطقهای بود که به عوارض باتلاقی نزدیک بود و شرایطی خلاف شرایط مناطق عملیاتی را داشت. ولی به حول و قوهی الهی و ولایت پذیری و شهادت طلبی رزمندگان و جانفشانی آنها در این رابطه باعث شد که با وجود شرایط سخت منطقه و عوامل طبیعی و مصنوعی موجود در آن، بتوانند عملیات را انجام دهند.
,در واقع در عملیات خیبر با اینکه به همه اهداف خود دست نیافتیم ولی زمینه برای عملیاتهای بعدی فراهم شد و توانستیم به وسیله آن، عملیات بزرگی در همین منطقه انجام دهیم که اثرات تاثیرگذاری بر دشمن داشته باشد.
,آناج: ماجرای مجروح شدنتان را برایمان تعریف کنید؛
, آناج: ماجرای مجروح شدنتان را برایمان تعریف کنید؛, آناج: ماجرای مجروح شدنتان را برایمان تعریف کنید؛,من مسئول نیروهای ویژه گردان تخریب از لشکر 31 عاشورا بودم. دشمن به شدت مقابله میکرد و امکان پشتیبانی از منطقه وجود نداشت؛ از یک سو منطقه کوهستانی نبود که بتوان پشت تپهها پناه بگیریم و از سوی دیگر راه زمینی نیز وجود نداشت و ما از قایقهای تندرو استفاده میکردیم. به طوریکه به دلیل بالا بودن صدای موتور قایقها، موقع نزدیک شدن به منطقه دشمن، موتور را خاموش کرده و با استفاده از پارو قایق را پیش میبردیم. البته به دلیل نفوذی بودن عملیات نیز باید در تاریکی حرکت میکردیم تا ماهوارههای جاسوسی آمریکا و اسرائیل و حتی شوروی سابق نتوانند به عراق اطلاعات بدهند.
,به منطقه عملیاتی رسیدیم؛ قبل از شروع عملیات به منطقه نفوذ کرده بودیم و مأموریتمان این بود که تنها راه ارتباطی جزیره با عمق خاکراه که پل شتاته نام داشت (و بعدها به دلیل شهادت حمید باکری و همراهانش در آنجا، پل حمید نام گذاری شده بود) را منفجر کنیم. ولی شرایطی پیش آمد که مجبور به توقف عملیات در آن مقطع شدیم. عراقیها با ماشین جنگی که پشت پل متوقف کرده بود به منطقه عملیاتی نفوذ کردند.
,نیروهایی که چهار روز تمام گرسنه و تشنه بودند
, نیروهایی که چهار روز تمام گرسنه و تشنه بودند, نیروهایی که چهار روز تمام گرسنه و تشنه بودند,نوع عملیات به گونهای بود که باید حمله میکردیم و جلوی نفوذ عراق را میگرفتیم ولی امکانات ما کم بود و نتوانستیم به طور کامل ممانعت کنیم. لذا ماشین جنگی عراق وارد جزیره شد. با این حال رزمندگان که به عشق دفاع و جهاد و شهادت پیش رفته بودند، علیرغم همهی سختیها استقامت کردند. در طول 4 روز بچهها تشنه و گرسنه و بیخواب بودند و فرصت برای خوابیدن هم وجود نداشت. یادم هست که روز چهارم بچهها در خط مقدم، از شدت خستگی خوابشان میبرد ولی جهت مقابله با دشمن چشمان خود را به زور باز نگه داشته بودند. با وجود تمام سختیها، خداوند با لطف خود احساس شیرینی در باورها و اعتقادات رزمندگان ایجاد کرده بود که باعث میشد سختیها را تحمل کنند.
,در نهایت اکثر نیروهایی که مسئولیت آنها برعهده من بود شهید شدند...
, در نهایت اکثر نیروهایی که مسئولیت آنها برعهده من بود شهید شدند..., در نهایت اکثر نیروهایی که مسئولیت آنها برعهده من بود شهید شدند...,دشمن پاتکهای پی در پی میزد؛ یک لحظه سر خود را بلند کردم و دیدم که اکثر بچهها در پشت خاکریز شهید شدهاند؛ غیر از من فقط چهار پنج نفر از نیروها زنده بودند و لاجرم برای اینکه دشمن متوجه نشود که ما نیرو نداریم، کلاه های آهنی را روی اسلحهها گذاشته و بالای خاکریز قرار میدادیم تا دشمن تصور کند آنها نفرات ما هستند.
,کمترین سلاح دشمن شلیکهای چهارلول بود
, کمترین سلاح دشمن شلیکهای چهارلول بود , کمترین سلاح دشمن شلیکهای چهارلول بود ,در قبال محدودیتهایی که ما داشتیم کمترین سلاحی که دشمن علیه نفرات استفاده میکرد شلیکهای چهارلول بود که اکثرا برای حملات هوایی و حمله به جنگندهها مورد استفاده قرار میگرفت.
,اینکه جنگ هشت ساله جنگ نابرابری بود، غیرقابل انکار است اما اعتقادات و باورهای رزمندهها انگیزهای فوق العاده در آنها ایجاد کرده بود و طرف مقابل علیرغم امکانات پیشرفتهای که داشت حتی جرأت نمیکرد زیاد به ما نزدیک شود زیرا یقینی نسبت به خدا در دلهای خود نداشت.
,

, جنگ نابرابر؛ گلوله در مصاف تانک
, جنگ نابرابر؛ گلوله در مصاف تانک, جنگ نابرابر؛ گلوله در مصاف تانک,بالاخره شدت پاتکها زیاد شد و دشمن هرلحظه نزدیک تر میشد و ما هم مهمات نداشتیم و ازمهمات عراقیها که در منطقه جا مانده بودند، استفاده میکردیم. با اینکه یک گلوله در مقابل تانک هیچ اثری ندارد اما ما از آن نیز به صورت حساب شده استفاده میکردیم و هیچ گلولهای را بیهدف شلیک نمی کردیم. خلاصه امکانات ما تمام شد و شش ، هفت نفر باقی مانده بودیم که دشمن سعی میکرد ما را محاصره کرده و اسیر بگیرد.
,هم در جناح چپ و هم در جناح راست نیرو داشتیم و من باید هر دو جناح را کنترل میکردم؛ تا اینکه دیدم یکی از تانکها از جناح چپ پیش آمد. به رحیم گفتم جناح چپ را کنترل کند و به محض بالا آمدن تانک، آن را بزند.
,تانکها از نوع "تی72" بود که زره هایشان در مقابل آر پی جی مقاوم بودند. رحیم که از ناحیه سر کمی زخمی شده بود وقتی بلند شد تانک را بزند، تک تیرانداز دشمن سرش را مورد هدف قرار داد و او شهید شد.
,تنها صدایی که شنیده میشد زمزمه شهادتین بود
, تنها صدایی که شنیده میشد زمزمه شهادتین بود, تنها صدایی که شنیده میشد زمزمه شهادتین بود,تنها صدایی که در مقابل صدای آتش شنیده میشد صدای شهادتین بود و در این حین یکی از بسیجیها که کم سن و سال ترین نیروهای من بود به سمت رحیم دوید و آرپی جی را از روی سینه او برداشت و بالای خاکریز رفت. حتی فرصت نداشتیم که قبضه آرپی جی را به طرف تانکها برگردانیم و تعداد تانکها آنقدر زیاد بود که نیازی به نشانه روی نبود و اگر شلیکی میشد مطمئنا به یکی از آنها میخورد. تیری مستقیم به سمت جوان بسیجی زدند و تنش از بدنش جدا شد. نفر سوم من بودم که آرپی جی را برداشتم و به سمت جاده خاکی رفتم ولی تک تیرانداز که مرا از قبل نشانه گرفته بود، با تیر و ترکش و موج و ... کار خود را کرد و من زمین افتادم ولی بیهوش نشدم.
,چند نفر از دوستان باقی مانده بودند که با افتادن من سراسیمه شده و خواستند که از کانال بیرون بیایند و مرا ببرند ولی چون فاصلهمان با دشمن در حد همان جاده خاکی بود و علیرغم آنها ما هیچ امکاناتی برای دفاع نداشتیم، مخالفت کردم. زیرا از یک طرف تنها راه ارتباطی ما برای آوردن امکانات راه هوایی بود که جنگندههای دشمن آنها را نیز تهدید کرده بودند و از طرف دیگر دیدم تیر اندازی میکنند لذا به بچه ها گفتم بالا نیایند.
,کمی حواسم را جمع کردم و خواستم بچهها اسلحهای را سمتم دراز کنند تا من آن را بگیرم و مرا داخل کانال بکشند. از این طریق داخل کانال رفتم. آن لحظه ما هیچ امکاناتی مثل نارنجک و حتی گلوله کلاشینکف راهم نداشتیم و عراقیها نیزمتوجه این موضوع شده بودند. بچهها مرا داخل پتو گذاشته و به دوش کشیدند و دوان دوان بیش از یک کیلومتر مرا آن طرف تر بردند در حالیکه عراقیها ما را میدیدند و میتوانستند بزنند ولی بیشتر هدفشان این بود که ما را به اسارت ببرند.
,بچهها پشتشان به عراقیها بود و من رو به آنها داشتم؛ آنها را میدیدم که داخل کانال شدند تا ما را بگیرند ولی بچه ها نمیدیدند. هر چه اصرار کردم که مرا زمین بگذارند و فرار کنند این کار را نکردند در حالیکه میدانستم اگر ما را بگیرند به من تیر خلاص خواهند زد ولی بقیه را به اسیری میبرند. بچهها له له کنان بیش از یک کیلومتر مرا به دوش کشیدند در حالیکه کم کم داشتیم به عقبه نیروهای ایرانی میرسیدیم و عراقی ها از گرفتن ما ناامید شده بودند، یکی از آنها داخل کانال به زمین نشست و آرپی جی را به سمت نیروهای ما گرفت ولی خوشبختانه او لحظهای شلیک کرد که کانال پیچ میخورد و آرپی جی به دیواره کانال خورد که البته یکی از بچهها از ناحیه دست به شدت زخمی شد.
,چهار نفر باقیمانده ما را به سختی به مقصد رساندند و داخل تویوتا که در آنجا متوقف شده بود گذاشتند. تویوتا با سرعت تمام و با پیچ می رفت تا دشمن نتواند از پشت بزند. بالاخره ما را به منطقهای رساندند که عقبه نیروها در آنجا مستقر بودند. سرمی به من وصل کرده و با هلی کوپتر ما را از منطقه خارج کردند.
,آناج: وقتی فهمیدید که دیگر پایی برای راه رفتن ندارید و با دنیایی از محدودیتها روبرو شدهاید، چه احساسی داشتید؟
, آناج: وقتی فهمیدید که دیگر پایی برای راه رفتن ندارید و با دنیایی از محدودیتها روبرو شدهاید، چه احساسی داشتید؟, آناج: وقتی فهمیدید که دیگر پایی برای راه رفتن ندارید و با دنیایی از محدودیتها روبرو شدهاید، چه احساسی داشتید؟,رویای کودکیام این بود که با تیربار در واقعهی عاشورا حضور مییافتم...
, رویای کودکیام این بود که با تیربار در واقعهی عاشورا حضور مییافتم..., رویای کودکیام این بود که با تیربار در واقعهی عاشورا حضور مییافتم...,همانطور که پیشتر توضیح دادم ما از روی هیجان و احساسات به جبهه نرفتیم و بلکه حتی از دوران کودکی وقتی سخنانی در رابطه با واقعه کربلا میشنیدم، در عالم کودکانه با خود میگفتم که کاش من نیز آنجا بودم و با امکانات امروزی مثلا با تیربار، دشمنان آنان را نابود میکردم. تا اینکه همانند این واقعه در مورد امام خمینی اتفاق افتاد و به فریاد هل من ناصر ینصرنی امام لبیک گفته و در جبههها حضور یافتیم. من که حتی بیشتر مناطق شهر خودم را نمیشناختم، با وجود سن کمی که داشتم در جنگ حق علیه باطل شرکت کردم.
,بزرگترین غصهی من این است که نمیتوانم مدافع حرم باشم
, بزرگترین غصهی من این است که نمیتوانم مدافع حرم باشم, بزرگترین غصهی من این است که نمیتوانم مدافع حرم باشم,برای یک جانباز علی الخصوص جانبازی که قطع نخاع شده شرایط زندگی خیلی سخت است و اگر بگویم هرشبانه روز مرگ را تجربه میکنیم، اغراق نکردهام؛ ولی باورها و اعتقادات تکلیف خیلی چیزها را برایمان روشن کرده است و اگر از حق دفاع کرده و درمقابل ناحق ایستادیم، در راستای اعتقاداتمان حرکت کردیم و هزاران بار دیگر هم سلامتی ام را به دست بیاورم باز هم به همان راه می روم. به صراحت می گویم از اینکه نمی توانم به عنوان مدافع حرم در سوریه حضور یابم خیلی ناراحت هستم و بزرگترین غصه من این است که اگر خدایی نکرده بار دیگر مورد تعرض دشمن قرار بگیریم، من دیگر پایی ندارم که به دفاع از کشورم برخیزم.
,البته امروز نیز در جنگ هستیم ولو با ظاهری متفاوت؛ جنگی که بدون سلامت جسمانی هم می توان در آن ایفای نقش کرد زیرا دین، باور، ارزش و حضور سلاح مورد نیاز این عرصه است و همه این ها را در درگیری های سیاسی-اجتماعی خاکریز حساب می کنیم.
,آناج: یعنی پس از جانبازی ازدواج کرده اید؟
, آناج: یعنی پس از جانبازی ازدواج کرده اید؟, آناج: یعنی پس از جانبازی ازدواج کرده اید؟,بله، سه سال پس از جانبازی یعنی درسال 65 ازدواج کردم.
,همسر جانباز/آناج: چطور راضی شدید با یک جانباز قطع نخاع ازدواج کنید؟
, همسر جانباز/آناج: چطور راضی شدید با یک جانباز قطع نخاع ازدواج کنید؟, همسر جانباز/آناج: چطور راضی شدید با یک جانباز قطع نخاع ازدواج کنید؟,همسر جانباز: بزرگترین آرزوی من این بود که با کسی که ارتباط نزدیکی با خدا دارد ازدواج کنم اما خانواده و فامیل موافق ازدواج من با یک جانباز نبودند؛ تاجایی که با من اتمام حجت کرده و گفتند اگر به چنین ازدواجی تن بدهی باید قید ارتباط و رفت و آمد با ما را بزنی! اما نگاه من با آنها خیلی متفاوت بود و فکر می کردم مردی که اوج جوانی اش را در راه خدا و ولایت به کار گرفته است، همان شخصی است که می تواند یک زندگی خدایی برایم فراهم کند هرچند که جانباز قطع نخاع باشد. لذا پیشنهاد ازدواج ایشان را قبول کردم.
,آناج: تا بحال پیش آمده که احساس پشیمانی به شما دست بدهد؟
, آناج: تا بحال پیش آمده که احساس پشیمانی به شما دست بدهد؟, آناج: تا بحال پیش آمده که احساس پشیمانی به شما دست بدهد؟,من از زندگی ام راضی هستم؛ هرچند همان طور که همسرم توضیح دادند هر شبانه روز یکبار می میریم و زنده می شویم اما این هم برای من شیرینی خاص خودش را دارد چون ما بر اساس یک تفکر و یک باور خدایی سرنوشتمان را اینگونه رقم زده ایم و اکنون نیز سختی ها را لطف خدا می دانیم.
,آناج: حال به هدفی که از ازدواج به یک جانباز داشتید، رسیده اید؟
, آناج: حال به هدفی که از ازدواج به یک جانباز داشتید، رسیده اید؟, آناج: حال به هدفی که از ازدواج به یک جانباز داشتید، رسیده اید؟,البته این خداوند است که از آخر و عاقبت انسان ها باخبر است و من امیدوارم عاقبت بخیر شوم اما در حال حاضر نیز راضی هستم و همیشه به این فکر می کنم که همسرم به خاطر امنیت ما و دفاع از کشور به جنگ رفته و سلامتی اش را در این راه فدا کرده است و من نیز اگر با فرد سالم هم ازدواج می کردم مطمئنا سختی های دیگری را تجربه می کردم که چه بسا ثمرهی چندانی هم نداشت اما اگر امروز سختی هایی داریم حداقل می دانیم کاملا آگاهانه در این وادی قدم برداشته ایم و نتیجه اش را هم خواهیم دید.
,جانباز/ آناج: به نظر شما جهت باز تولید تفکر انقلابی و تربیت نیروهای هم تراز انقلاب چون زمان دفاع مقدس، چه باید کرد؟
, جانباز/ آناج: به نظر شما جهت باز تولید تفکر انقلابی و تربیت نیروهای هم تراز انقلاب چون زمان دفاع مقدس، چه باید کرد؟, جانباز/ آناج: به نظر شما جهت باز تولید تفکر انقلابی و تربیت نیروهای هم تراز انقلاب چون زمان دفاع مقدس، چه باید کرد؟,بررسی این موضوع از زوایای مختلف صورت میگیرد؛ از یک سو مسئولین فرهنگی باید زمینه ساز و حامل این موضوع باشند و مطالب را به نحو احسن انتقال دهند. از سوی دیگر ارتباط میان نسل دوران انقلاب و دفاع مقدس و نسل های بعدی جزو ضروریات این امر می باشد که شاید مسئولین نتوانسته اند به طور صحیح مطالب را انتقال دهند و می توان گفت که عملکرد مسئولین دهه اول پس از انقلاب با عملکرد مسئولین امروزی تفاوت های زیادی دارند.
,آنان که از خط انقلاب منحرف شدند، جوانان را در آماج تهاجم دشمن قرار دادند/ عوامل داخلی که در رأس تصمیم گیری ها قرار گرفتهاند زمینهای همسو و هم جهت با دشمن فراهم میکنند
, آنان که از خط انقلاب منحرف شدند، جوانان را در آماج تهاجم دشمن قرار دادند/ عوامل داخلی که در رأس تصمیم گیری ها قرار گرفتهاند زمینهای همسو و هم جهت با دشمن فراهم میکنند, آنان که از خط انقلاب منحرف شدند، جوانان را در آماج تهاجم دشمن قرار دادند/ عوامل داخلی که در رأس تصمیم گیری ها قرار گرفتهاند زمینهای همسو و هم جهت با دشمن فراهم میکنند,دشمن همیشه در کمین است به طوری که در آن زمان بوسیله توپ و تفنگ و... به جوانان حمله می کرد ولی امروزه به وسیله تهاجم فرهنگی از جمله شبکه ها و فضای مجازی و... این کار را انجام می دهد. همچنین عده ای از عوامل که از اهداف انقلاب منحرف شده اند به عدم تحقق گفتمان های مورد انتظار کمک می کنند و باعث شده اند که جوانان امروزی به شدت در آماج تهاجم دشمن قرار بگیرند؛ درواقع عوامل داخلی که در رأس تصمیم گیری ها قرار گرفته اند زمینه ای همسو و هم جهت با دشمن فراهم می کنند.
,به جرأت می توان گفت مشکلات جوانان امروزی نه تنها کمتر از جوانان دیروزی نیست بلکه بیشتر نیز هست و این موقعی حل خواهد شد که اولا جوانان امروزی با نسل گذشته در ارتباط باشند که ایجاد چنین فضایی بوسیله مسئولین فرهنگی، اجرایی، دانشگاه ها و امثال آن باید ایجاد شود تا ما به راحتی بتوانیم مطالبات و افکار و عقاید خود را به آنها عرضه نماییم.
,جوان دیروز از امثال رجایی و باکری تاثیر می گرفت/ دنیا زدگی مسئولین ما مانع تبیین گفتمان انقلابی برای جوان است
, جوان دیروز از امثال رجایی و باکری تاثیر می گرفت/ دنیا زدگی مسئولین ما مانع تبیین گفتمان انقلابی برای جوان است, جوان دیروز از امثال رجایی و باکری تاثیر می گرفت/ دنیا زدگی مسئولین ما مانع تبیین گفتمان انقلابی برای جوان است,امیدوارم که ارتباطات به نحوأحسن صورت بگیرد و اهداف و آرمان های انقلاب به خوبی به نسل های بعدی انتقال یابد که این کار با تلاش بیش از پیش مسئولین صورت خواهد گرفت زیرا معمولا مردم بیشتر از اینکه تاثیرگذار باشند، تاثیرپذیرند.
,جوان نسل گذشته وقتی رفتار و کردار مسئولین را می دید از آنها تاثیر می گرفت؛ مثلا وقتی عدالت شهید رجایی را در مقام رئیس جمهور و تلاش هایش را برای حفظ بیت المال می دید، تحت تاثیر او قرار می گرفت. وقتی تواضع، ساده زیستی و فداکاری های شهید باکری را می دید که در مقام فرماندهی لشکر و با وجود مسئولیت های زیاد خود را با بقیه هم سطح می کند، تاثیر می گرفت. امروز نیز مسئولین باید در این امرپیشگام باشند که اگر در داخل کشور مشکلی پیش نیاید، دشمن هر قدرهم که قدرتمند باشد جرأت و توان پیده کردن نقشه های شومش را نخواهد داشت. متاسفانه با وجود دنیا زدگی مسئولین، نمی توان گفتمان انقلابی را برای جوان امروز تبیین کرد مگر اینکه زمینه برقراری ارتباطات صحیح از طریق دوستان برای او فراهم باشد.
,

, آناج:به نظر شما به نظر شما دلیل تاکید رهبر انقلاب بر انقلابی بودن و انقلابی ماندن چیست؟ آیا افراد انقلابی وجود ندارند یا به حاشیه رانده شده اند؟
, آناج:به نظر شما به نظر شما دلیل تاکید رهبر انقلاب بر انقلابی بودن و انقلابی ماندن چیست؟ آیا افراد انقلابی وجود ندارند یا به حاشیه رانده شده اند؟, آناج:به نظر شما به نظر شما دلیل تاکید رهبر انقلاب بر انقلابی بودن و انقلابی ماندن چیست؟ آیا افراد انقلابی وجود ندارند یا به حاشیه رانده شده اند؟,دشمن روی افرادی که از مسیر انقلاب منحرف شده اند سرمایه گذاری می کند
, دشمن روی افرادی که از مسیر انقلاب منحرف شده اند سرمایه گذاری می کند, دشمن روی افرادی که از مسیر انقلاب منحرف شده اند سرمایه گذاری می کند,همانطور که می دانید دشمن همیشه در کمین است اما به اقتضای موقعیت از شیوه های متفاوت بهره می گیرد. اگر تا دیروز مشی جنگ نظامی را در پیش گرفته و پشتیبان گروه فرقان بود، امروز نیز روی افراد و گروه هایی که در نیمه راه خسته شده و از مسیر انقلاب منحرف شده اند، سرمایه گذاری می کند که فتنه 88 نیز مصداق بارز آن است. هیچ کدام از نمایندگان از قبل اینگونه نبودند و همیشه از امام حمایت می کردند ولی در روز فتنه در صحنه حاضر شدند.
,امام فرمود: این همیشه تاریخ در ذهنتان باشد که آمریکا دشمن شماست
, امام فرمود: این همیشه تاریخ در ذهنتان باشد که آمریکا دشمن شماست, امام فرمود: این همیشه تاریخ در ذهنتان باشد که آمریکا دشمن شماست,توجه به توصیه های امام(ره) ضروری است که آمریکا را شیطان بزرگ خطاب کرده اند هرچند که از انگلیس ضربه های زیادی خورده ایم اما تاکید ایشان روی امریکا بود و فرمود: "این همیشه تاریخ در ذهنتان باشد که آمریکا دشمن شماست".
,آیا با دشمنی که هر لحظه به دنبال فرصت برای ضربه زدن است و اهل منطق نیست، می توان مذاکره کرد؟ آیا آمریکا به وعده هایش عمل کرد؟! اینکه فکر کنیم دشمن اهل منطق و مذاکره است ساده لوحیست و طبق فرموده حضرت آقا هر قدر هم که عقب نشینی کنیم باز دشمن توقف نخواهد کرد.
,امروزه بعضی از مسئولین از آرمان ها و اهداف انقلاب فاصله گرفته و تصور می کنند که هدف از انقلاب، کنار زدن محمد رضا شاه بود که حکومت مستبدی داشت و بایستی حکومت جدید بر اساس حکومت کشورهای دیگر مانند ترکیه باشد که دین و دنیا هر کدام جای خود را داشته باشند در حالیکه هدف از انقلاب این نبود و اگر اینگونه بود هیچ گاه رزمندگان سیزده چهارده ساله به جبهه و جنگ نمی رفتند. هدف از انقلاب علاوه بر دفاع از خاک کشور، جهاد و حاکمیت دین اسلام و زمینه سازی برای ظهور حضرت مهدی(عج) بود که متاسفانه برای تحقق این امر هنوز نتوانسته ایم دولت اسلامی تشکیل بدهیم.
,اگر امروز مردم حق انتخاب مسئولین و انتقاد از ایشان را دارند، در نتیجهی انقلاب و دستاورد انقلاب اسلامی است. ما باید در انتخاب خود دقت کنیم و بدانیم که چه کسی را به عنوان رهبر و شورای شهر یا نماینده انتخاب می کنیم زیرا وقتی ما با خواستگاه و مطالبات اشتباه خود از اهداف انقلاب منحرف شویم، افرادی روی کار می آیند که ما را از مسیر اصلی منحرف کرده و گمراه کنند.
,امنیت امروز ما حاصل مجاهدت های شبانه روزی نیروهای نظامی و تدابیر رهبری است
, امنیت امروز ما حاصل مجاهدت های شبانه روزی نیروهای نظامی و تدابیر رهبری است, امنیت امروز ما حاصل مجاهدت های شبانه روزی نیروهای نظامی و تدابیر رهبری است,علت امن بودن کشور با وجود نا امنی های گسترده در کشور، حاصل مجاهدت های شبانه روزی نیروهای نظامی و اطلاعاتی-عملیاتی و رهبری های حکیمانه حضرت آقا و حضور جماعت در صحنه می باشد.
,نمایندگان مجلس به اینکه چرا جنگنده های روسیه در همدان مستقر شده است اعتراض کردند در حالیکه ما به این جنگنده ها نیاز داریم و توانسته ایم که خاکریز را کیلومترها دورتر از ایران برده و دشمن را در آنجا متوقف کنیم. البته استقرار جنگنده ها در همدان به علت رفع نیازها و جلوگیری از لو رفتن اطلاعات و افزایش تأثیرگذاری ضرباتی است که به داعش وارد می کنیم.
,نمایندهای که در خانهاش جلسات نهج البلاغه به پا می کند، نقاره را با کنسرت یکی میداند!
, نمایندهای که در خانهاش جلسات نهج البلاغه به پا می کند، نقاره را با کنسرت یکی میداند!, نمایندهای که در خانهاش جلسات نهج البلاغه به پا می کند، نقاره را با کنسرت یکی میداند!,امروزه عدهای که نه شرق شناس هستند و نه از قانون خبری دارند می گویند به جای پخش صدای نقارهها در حرم امام رضا(ع)، کنسرت موسیقی پخش شود! نمایندگانی نیز در مجلس وجود دارند که در خانه خود کلاس های نهج البلاغه تشکیل می دهند و از طرفی نقاره حرم و کنسرت را باهم یکی میدانند.
,در صدر اسلام نیز دشمنان امام حسین(ع) و همچنین ابن ملجم هیچ کدام بی نماز نبودند ولی چون از مسیر اصلی منحرف شده بودند، چنان جنایت هایی را مرتکب شدند همانطور که عدهای در فتنه 88حضور یافته و نظام را متحمل هزینه هایی کردند که هنوز نیز از کار خود پشیمان نیستند و اصرار به خطا دارند.
,یادمان نرود که امثال صدام و قذافی جهت خدمت به آمریکا و اسرائیل بر اسلام خیانت کردند اما به دست خود آمریکا و اسرائیل ترور شدند. طبق فرمایش امام ما باید از دید دشمن به اعمالمان نگاه کنیم که کدام یک از اعمال موجب شادی دشمن و کدامیک موجب عصبانیت آن ها می شود. وقتی در لندن عکس برخی مانند موسوی و رجوی را بالا می برند یعنی آنها خطا کرده و در واقع از ارزشهای اسلامی و انقلابی فاصله گرفته اند. وقتی هم اصرار بر خطا میکنند، به معنی لجاجت وعدم وجود منطق در آن ها است.
,آناج: با توجه به مسائل چهارسال اخیر، انتخابات پیش رو را چگونه پیش بینی می کنید؟
, آناج: با توجه به مسائل چهارسال اخیر، انتخابات پیش رو را چگونه پیش بینی می کنید؟, آناج: با توجه به مسائل چهارسال اخیر، انتخابات پیش رو را چگونه پیش بینی می کنید؟,قطعا نوع انتخاب مردم ما برای دشمن خیلی اهمیت دارد. دشمن با افکار استکباری و اندیشه هایی که در رابطه با مسائل استثمار کشور دارد جهت دستیابی به اهداف شوم خود، منافع نامشروعی برای خود تعریف کرده و بستر انتخابات را فرصتی مناسب برای خود قرار داده است. که البته در انتخابات سال 88 در ایران به اهداف نامشروع خود دست یافتند.
,دشمن می خواهد افراد غرب گرا روی کار بیایند تا راه نفوذ برای دشمن باز می شود بنابراین دشمن چنین افرادی را شناسایی کرده و ازهر جهت از آن ها پشتیبانی می کند تا به وسیله این افراد راه نفوذ برای خود باز کرده و به اهداف پلید خود دست یابد که متأسفانه در این مدت کم با روی کار آمدن دولت یازدهم دشمن به هدف خود رسیده است.
,اینکه فردی به صورت غیرمجاز از کنسولگری انگلیس در کرمانشاه خارج شده و در خیابان دستگیر می شود و یا دیپلمات فرانسه که بدون مجوز بیرون می رود و دستگیر می شود بیخود نیست و باید پرسید چه کسی به این ها اجازه می دهد؟ چه کسانی راه نفوذ را به بعضی از افراد که با سلطنت طلب ها و منافقان در خارج از کشور ارتباط برقرار می کنند فراهم می کند؟ در واقع همه این ها همان تفکرات و اندیشه هایی است که از مسیر انقلاب منحرف شده اند و دشمن از آن ها حمایت می کند. بنابراین نیروهای انقلابی و ارزشی محض رضای خدا بایستی با یکدیگر متحد شده و از ایجاد تفرقه در میان خود پرهیز کنند زیرا بخش قابل توجهی از توفیقات جبهه معاند از تفرقه نیروهای ارزشی ناشی می شود و این به تقوا بستگی دارد که به شدت به آن نیازمندیم.
,وقتی منافع ملی را به دست دشمن میسپاریم، این اختلاف نظر نیست، خیانت است
, وقتی منافع ملی را به دست دشمن میسپاریم، این اختلاف نظر نیست، خیانت است, وقتی منافع ملی را به دست دشمن میسپاریم، این اختلاف نظر نیست، خیانت است,از طرفی افرادی که قصد انتقاد دارند می توانند به سان اختلاف خانوادگی، انتقاداتشان را مطرح کنند که این نوعی اختلاف نظر می باشد اما آنان که از منافع ملی هزینه می کنند نه به معنی اختلاف نظر بلکه عین خیانت است. زمانیکه کارهایی را انجام می دهیم که موجب رضایت و خوشنودی دشمن می شویم خدمت نیست، خیانت است. بنابراین در صورت وجود هر گونه اختلاف بایستی به صورت درون خانوادگی حل کرد اما نه به قیمت اینکه با دشمن هم دست شده و علیه نظام، ولایت و انقلاب فعالیت کرد.
,نباید از روی احساسات برای کشور تصمیم بگیریم که همه مسئول خون شهیدان هستیم. در زمان حال نیز افرادی (که خیلی از آنها بازنشسته هم هستند) به عنوان مدافع مدافع حرم در میدان حضور دارند و در پاسداری از اعتقادات و باورهای خود در سوریه جنگ می کنند و به شهادت می رسند؛ جوانانی مثل صادق اکبری که تازه زندگی مشترک خود را شروع کرده بود و داشت اوج شیرینی زندگیش را تجربه می کرد به شهادت می رسند... بنابراین ما در مقابل خون این افراد مسئول هستیم و امیدوارم هم مردم انتخاب آگاهانه داشه باشند و هم نیروهای ارزشی و انقلابی با یکدیگر متحد شوند.
,

, آناج: به نظرتان اصول گرایان به این اتحاد دست خواهند یافت؟
, آناج: به نظرتان اصول گرایان به این اتحاد دست خواهند یافت؟, آناج: به نظرتان اصول گرایان به این اتحاد دست خواهند یافت؟,اگر درجه تقوا بالاترباشد و کلمه "من" را زیر پا بگذارد، مطمئنا این اتحاد به وجود خواهد آمد. در حالت فعلی وضعیت تقریبا مطلوب است و احتمالا فتنه 88 موجب شده تا مسئولین بیشتر احساس مسئولیت کنند. اما من به عنوان یک شهروند مسلمان که منتی هم بابت جانبازی ام بر کسی ندارم، از مردم انتظار وحدت و یکپارچگی بیشتری دارم و باید آگاه باشیم که دشمن سعی می کند همه ما را به دست یکدیگر از پا درآورد و مانع اتحادمان شود.
,به سایر جبهه ها نیز توصیه می کنم توجه کنند که منافع ملی را به خطر نیندازند؛ اختلاف مقولهی ارزشمندی است ولی مراقب منافع ملی باشید که اگر این به خطر بیفتد اختلاف دیگر اختلاف نیست، خیانت است.
,انتهای پیام/م
]
ارسال دیدگاه