مادر شهید یوسفی نژاد؛

بخاطر فرمان امام به جبهه رفتن قدرت الله رضایت دادم/۳۰ سال آرزو دارم عکس شهیدم در شهر نصب شود

بخاطر فرمان امام به جبهه رفتن قدرت الله رضایت دادم/۳۰ سال آرزو دارم عکس شهیدم در شهر نصب شود
باشروع جنگ لباس رزم به تن کرد که من به او گفتم شما دوسال خدمت سربازی در استان دیگر را گذراندی لازم نیست به جنگ بروی اما قدرت الله با این عنوان که دستور آقاست پاسخم را داد که آن خدمت سربازی بود و این جنگ،آقا فرمان دادند که بسیج شویم و به جنگ برویم عراقی ها به ایران آمدند و در خرمشهر هستند اگر ما دفاع نکنیم ناموس ما را اسیر می کنند
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از اهوازنوین :هفته دفاع مقدس بهانه ای شد تا یادی کنیم ازخانواده شهدای فداکار که برای دفاع از از این مرز و بوم و حفظ اسلام و ناموس از جان خود گذشتند.خانواده هایی که چشم به روی ثمره ی سال ها تلاش خود در قبال حفظ ایران عزیزمان بدون هیچ چشم داشتی بستند تا آیندگان زندگی خود را درآسایش و امنیت سپری کنند.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, اهوازنوین,

 

پایگاه خبری اهوازنوین نیز به مناسبت هفته دفاع مقدس طی دیداری با خانواده شهید قدرت الله یوسفی نژاد به گفتگو در خصوص شهید قدرت الله پرداخت.

مادر شهید قدرت الله با طمانیه خاصی آهی کشید و با بیان اینکه در پانزده سالگی ازدواج کردم و ده فرزند داشتم و شهید فرزند اولم بود اظهار کرد:پسرم قدرت الله بعد از گرفتن دیپلم دوره آموزشی رادرگرگان سپری کرد و سپس در سپاه پاوه استان کرمانشاه خدمت خود را آغاز کرد.

باشروع جنگ لباس رزم به تن کرد که من به او گفتم شما دوسال خدمت سربازی در استان دیگر را گذراندی لازم نیست به جنگ بروی اما قدرت الله با این عنوان که دستور آقاست پاسخم را داد که آن خدمت سربازی بود و این جنگ،آقا فرمان دادند که بسیج شویم و به جنگ برویم عراقی ها به ایران آمدند و در خرمشهر هستند اگر ما دفاع نکنیم ناموس ما را اسیر می کنند.

photo_2016-09-24_13-01-26

قدرت الله بخاطر اینکه من را آرام کند می گفت: پشت جبهه کار کمک رسانی را بر عهده می گیرم ماهم با این حرف دیگرمخالفتی نکردیم  و فکرش راهم نمی کردیم در دل جنگ خط مقدم می رود.

قدرت الله در نیروگاه زرگان یک کاروانی تشکیل داد و به مناطق جنگی می برد همه جمعی که با هم رفته بودند بعد از یکسال در منطقه به خانه هایشان برگشتند اما پسر من همانجا ماند بارها به او گفتیم مانند بقیه دوستانت به سرکارت برگرد اما او می گفت اگر من برگردم چند نفر دیگر برگردند چه کسی می خواهد دفاع کند؟.اوایل جنگ دولت خائن بنی صدر بود که به بچه هایمان کمک نمیکرد و آن ها با تفنگ دو لول و بنزین و قوطی و بطری دفاع میکردند.

قدرت الله یکی از نیروهای آقای چمران بود و بعدها فرمانده شد مسجد زیتون هم فعالیت های زیادی انجام می داد هربار که به خانه می آمد، بچه های فعال جدید مسجد را جمع کرد و باخود به جبهه می برد، یک روزکه خیلی نگرانش بودیم من و پدرش به سپاه مراحعه کردیم  تا سراغش را بگیریم انجا یک نفر به ما گفت که قدرت الله به جبهه میرود و در خط مقدم میجنگد آنجا بود که فهمیدیم شهید در کجا فعالیت می کندآخر هم در دهلاویه با زبان روزه به شهادت رسید.

photo_2016-09-24_13-01-21

مادر قدرت الله قطرات اشک ازچشمانش می ریخت و می گفت: خبر شهادتش را بچه های سپاه دادند، بسیار ناراحت شدیم چون ستون و تکیه گاه خانه ما بود ۵سال بعد از قدرت الله دامادمان هم در بمباران هوایی به شهادت رسید که هیچ چیز از او پیدا نکردیم تاجاییکه  سنگ قبری هم ندارد.

برادر شهید که خود جانباز اعصاب و روان جنگ بود از خصوصیات قدرت الله می گفت :برادرم بسیارفامیل دوست بود و صله رحم را قطع نمیکرد.با خواهران و برادرهایش بسیار مهربان بود شوخی هم  میکرد.

photo_2016-09-24_13-01-02

زمانی که در نیروگاه توانیر زرگان کار میکرد ماهی هزار تومان حقوق میگرفت حقوقش را خرج ما و مقداری هم خرج خریدن کتاب میکرد، بیشتر وقتش را به مطالعه کتاب های شریعتی ،مطهری، مفتح و امام خمینی می گذراند، به دیگران هم توصیه میکرد کتاب های با محتوا را بخوانند. وقتی خواهرهایش از مدرسه می آمدند می گفت کتاب بخوانید تا یاد بگیرید ما باید کتاب بخوانیم تا بیدار شویم روشن شویم .نباید بگذاریم خارجی ها حق مارا بخورند.

قدرت الله کتاب ها را به هرکه می شناخت می داد تا استفاده کنند،در نیروگاه هم برای خودش کتابخانه ای درست کرده بود که بعد از شهادتش گفتند کتاب هایش را میگذارید برای کارمندان و مدیران ما هم گفتیم خودش که نیست کتاب هایش برای شما. عاشق خدمت کردن و کمک کردن بود. بسیار نجیب ،صادق و پاک بود، امام را دوست داشت،باهوش و متفکر بود همچنین ایثار و فداکاری ، حسن خلق و رعایت شئونات اسلامی از بارز ترین ویژگی های وی بود.

برادر شهید ادمه داد : قدرت الله زمان انقلاب بسیاری از روزنامه های رجوی و بنی صدر را می خرید و آتش می زد می گفت :مردم نباید این روزنامه ها را بخوانند تا تحریک نشوند.

فعالیت های قدرت الله در انقلاب در سال ۵۹  آنقدر بود که ساواک در آبادان دستگیرش کرد،کتاب های مطهری و عکس امام را همراهش داشت  ،همیشه میگفت ما برای این انقلاب خون دادیم نباید بگذاریم راحت از دست برود.

قدرت الله  وصیت نامه اش را با فرموده امام خمینی مبنی بر اینکه مادر کشته شدن و کشتن پیروزیم ، آغاز می کند .

photo_2016-09-24_12-59-53

برادرش با اشاره به زمان ۱۹ سالگی اش خاطره ای را بیان کرد: محصل بودم برادرم به من میگفت چرا پاچه های شلوارت گشاد است چرا یقه ات را باز میگذاری؟این لباس ها مناسب تو نیستند باید لباس بسیجی را به تن کنی ودر کنار من بجنگی من آن موقع ناراحت میشدم اما چون او از من ۹ سال بزرگتر بود به روی خودم نمی اوردم.به مادرم هم میگفت برای این انقلاب فقط دعا کنید تا پیروز و روسفید شویم و گول زرق و برق دنیا را نخوریم.

پورانیان دوست شهیدمی گفت : قدرت الله به بیت المال خیلی اهمیت میداد زمانی که بنزین ذخیره داشت یک روز پدرش از او درخواست بنزین کرد اما شهید به او بنزین نداد و گفت مال بیت المال است و نباید به امانت خیانت کرد.بسیار امانت دار خوبی بود . کارهای فرهنگی بسیاری هم انجام میداد.

مادر شهید با بیان اینکه خط سرخ شهادت ، خط آل محمد صلی الله علیه و آله و علی علیه السلام است گفت: جوانان زیادی خونشان ر برای تنومند شدن درخت انقلاب داده اند  همانطور که دوستان و همرزمان قدرت الله هم مثل خودش پر کشیدند شهید عطار و علاف و دیگر شهیدانی که رفتند تا ما به آرامش برسیم  تا در س باشند برای جوانان امروز لنابراین باید پیرو شهدا و رهبر باشیم،گوش به فرمان  رهبر مانند شهداعمل کنیم که در مقابل دشمنان مثل یک ستون ایستاد و سر خم نکرد.ان شالله امام خامنه ای همیشه سایه سرشان بر روی ملل اسلامی باشد،ماهمیشه دعاگوی شان هستیم .

photo_2016-09-24_13-01-11

مادر شهید در آخر با بیان اینکه سی سال است در شهرداری ،استانداری،نیروگاه زرگان در رفت و آمد هستیم تا فقط عکس شهیدمان را مانند دیگر شهیدان درسطح شهر نصب شود اما هربار با بی اعتنایی جواب مارا می دهند گفت :بارها به شهرداری رفتیم اما توجهی نکردند و عکس شهیدمان را جایی نزدند،ما را به فراموشی سپردند بارها برای گرفتن حق سنوات و حقوقش به نیروگاه مراجعه کردیم اما به ما گفتند شرکت ورشکست شده و پولی به شما نخواهد رسید .

وی ادامه داد: بسیار پیش آمده که از طرف نیروگاه سر زدند و به ما گفتند اگر درخواستی دارید بگویید انجام میدهیم و به ما شماره ای دادند و برای فردا قرار گذاشتند اما فردایش وقتی زنگ میزدیم هیچکس تماس مارا پاسخ نمیداد.چندجا میخواستیم از سهمیه شاهد استفاده کنیم اما هربار به ما می گفتند اینطوری نمیشود اگر اشنایی در فلان اداره دارید معرفی کنید تا کارتان را انجام دهیم.

برادرشهید نیز در این باره می گوید :ما در برابر شهدا مسئولیم آن ها از جان خود برای این خاک گذشتند اما مسئولین به خانواده های شهدا هیچ توجهی نمیکنند.در این چند سال فقط دوست شهید آقای پورانیان هست که مرتب به ما سر میزند.سالهاست که کسی سراغ خانواده مارا نمیگیرد.تنها خواسته ما این است یکی اینکه حق سنوات و حقوق شهید را پرداخت کنند و دیگر اینکه عکس شهیدمان را در نیروگاه توانیر نصب کنند.

,

 

,

پایگاه خبری اهوازنوین نیز به مناسبت هفته دفاع مقدس طی دیداری با خانواده شهید قدرت الله یوسفی نژاد به گفتگو در خصوص شهید قدرت الله پرداخت.

,

مادر شهید قدرت الله با طمانیه خاصی آهی کشید و با بیان اینکه در پانزده سالگی ازدواج کردم و ده فرزند داشتم و شهید فرزند اولم بود اظهار کرد:پسرم قدرت الله بعد از گرفتن دیپلم دوره آموزشی رادرگرگان سپری کرد و سپس در سپاه پاوه استان کرمانشاه خدمت خود را آغاز کرد.

,

باشروع جنگ لباس رزم به تن کرد که من به او گفتم شما دوسال خدمت سربازی در استان دیگر را گذراندی لازم نیست به جنگ بروی اما قدرت الله با این عنوان که دستور آقاست پاسخم را داد که آن خدمت سربازی بود و این جنگ،آقا فرمان دادند که بسیج شویم و به جنگ برویم عراقی ها به ایران آمدند و در خرمشهر هستند اگر ما دفاع نکنیم ناموس ما را اسیر می کنند.

,

photo_2016-09-24_13-01-26

, photo_2016-09-24_13-01-26, photo_2016-09-24_13-01-26,

قدرت الله بخاطر اینکه من را آرام کند می گفت: پشت جبهه کار کمک رسانی را بر عهده می گیرم ماهم با این حرف دیگرمخالفتی نکردیم  و فکرش راهم نمی کردیم در دل جنگ خط مقدم می رود.

,

قدرت الله در نیروگاه زرگان یک کاروانی تشکیل داد و به مناطق جنگی می برد همه جمعی که با هم رفته بودند بعد از یکسال در منطقه به خانه هایشان برگشتند اما پسر من همانجا ماند بارها به او گفتیم مانند بقیه دوستانت به سرکارت برگرد اما او می گفت اگر من برگردم چند نفر دیگر برگردند چه کسی می خواهد دفاع کند؟.اوایل جنگ دولت خائن بنی صدر بود که به بچه هایمان کمک نمیکرد و آن ها با تفنگ دو لول و بنزین و قوطی و بطری دفاع میکردند.

,

قدرت الله یکی از نیروهای آقای چمران بود و بعدها فرمانده شد مسجد زیتون هم فعالیت های زیادی انجام می داد هربار که به خانه می آمد، بچه های فعال جدید مسجد را جمع کرد و باخود به جبهه می برد، یک روزکه خیلی نگرانش بودیم من و پدرش به سپاه مراحعه کردیم  تا سراغش را بگیریم انجا یک نفر به ما گفت که قدرت الله به جبهه میرود و در خط مقدم میجنگد آنجا بود که فهمیدیم شهید در کجا فعالیت می کندآخر هم در دهلاویه با زبان روزه به شهادت رسید.

,

photo_2016-09-24_13-01-21

, photo_2016-09-24_13-01-21, photo_2016-09-24_13-01-21,

مادر قدرت الله قطرات اشک ازچشمانش می ریخت و می گفت: خبر شهادتش را بچه های سپاه دادند، بسیار ناراحت شدیم چون ستون و تکیه گاه خانه ما بود ۵سال بعد از قدرت الله دامادمان هم در بمباران هوایی به شهادت رسید که هیچ چیز از او پیدا نکردیم تاجاییکه  سنگ قبری هم ندارد.

,

برادر شهید که خود جانباز اعصاب و روان جنگ بود از خصوصیات قدرت الله می گفت :برادرم بسیارفامیل دوست بود و صله رحم را قطع نمیکرد.با خواهران و برادرهایش بسیار مهربان بود شوخی هم  میکرد.

,

photo_2016-09-24_13-01-02

, photo_2016-09-24_13-01-02, photo_2016-09-24_13-01-02,

زمانی که در نیروگاه توانیر زرگان کار میکرد ماهی هزار تومان حقوق میگرفت حقوقش را خرج ما و مقداری هم خرج خریدن کتاب میکرد، بیشتر وقتش را به مطالعه کتاب های شریعتی ،مطهری، مفتح و امام خمینی می گذراند، به دیگران هم توصیه میکرد کتاب های با محتوا را بخوانند. وقتی خواهرهایش از مدرسه می آمدند می گفت کتاب بخوانید تا یاد بگیرید ما باید کتاب بخوانیم تا بیدار شویم روشن شویم .نباید بگذاریم خارجی ها حق مارا بخورند.

,

قدرت الله کتاب ها را به هرکه می شناخت می داد تا استفاده کنند،در نیروگاه هم برای خودش کتابخانه ای درست کرده بود که بعد از شهادتش گفتند کتاب هایش را میگذارید برای کارمندان و مدیران ما هم گفتیم خودش که نیست کتاب هایش برای شما. عاشق خدمت کردن و کمک کردن بود. بسیار نجیب ،صادق و پاک بود، امام را دوست داشت،باهوش و متفکر بود همچنین ایثار و فداکاری ، حسن خلق و رعایت شئونات اسلامی از بارز ترین ویژگی های وی بود.

,

برادر شهید ادمه داد : قدرت الله زمان انقلاب بسیاری از روزنامه های رجوی و بنی صدر را می خرید و آتش می زد می گفت :مردم نباید این روزنامه ها را بخوانند تا تحریک نشوند.

,

فعالیت های قدرت الله در انقلاب در سال ۵۹  آنقدر بود که ساواک در آبادان دستگیرش کرد،کتاب های مطهری و عکس امام را همراهش داشت  ،همیشه میگفت ما برای این انقلاب خون دادیم نباید بگذاریم راحت از دست برود.

,

قدرت الله  وصیت نامه اش را با فرموده امام خمینی مبنی بر اینکه مادر کشته شدن و کشتن پیروزیم ، آغاز می کند .

,

photo_2016-09-24_12-59-53

, photo_2016-09-24_12-59-53, photo_2016-09-24_12-59-53,

برادرش با اشاره به زمان ۱۹ سالگی اش خاطره ای را بیان کرد: محصل بودم برادرم به من میگفت چرا پاچه های شلوارت گشاد است چرا یقه ات را باز میگذاری؟این لباس ها مناسب تو نیستند باید لباس بسیجی را به تن کنی ودر کنار من بجنگی من آن موقع ناراحت میشدم اما چون او از من ۹ سال بزرگتر بود به روی خودم نمی اوردم.به مادرم هم میگفت برای این انقلاب فقط دعا کنید تا پیروز و روسفید شویم و گول زرق و برق دنیا را نخوریم.

,

پورانیان دوست شهیدمی گفت : قدرت الله به بیت المال خیلی اهمیت میداد زمانی که بنزین ذخیره داشت یک روز پدرش از او درخواست بنزین کرد اما شهید به او بنزین نداد و گفت مال بیت المال است و نباید به امانت خیانت کرد.بسیار امانت دار خوبی بود . کارهای فرهنگی بسیاری هم انجام میداد.

,

مادر شهید با بیان اینکه خط سرخ شهادت ، خط آل محمد صلی الله علیه و آله و علی علیه السلام است گفت: جوانان زیادی خونشان ر برای تنومند شدن درخت انقلاب داده اند  همانطور که دوستان و همرزمان قدرت الله هم مثل خودش پر کشیدند شهید عطار و علاف و دیگر شهیدانی که رفتند تا ما به آرامش برسیم  تا در س باشند برای جوانان امروز لنابراین باید پیرو شهدا و رهبر باشیم،گوش به فرمان  رهبر مانند شهداعمل کنیم که در مقابل دشمنان مثل یک ستون ایستاد و سر خم نکرد.ان شالله امام خامنه ای همیشه سایه سرشان بر روی ملل اسلامی باشد،ماهمیشه دعاگوی شان هستیم .

,

photo_2016-09-24_13-01-11

, photo_2016-09-24_13-01-11, photo_2016-09-24_13-01-11,

مادر شهید در آخر با بیان اینکه سی سال است در شهرداری ،استانداری،نیروگاه زرگان در رفت و آمد هستیم تا فقط عکس شهیدمان را مانند دیگر شهیدان درسطح شهر نصب شود اما هربار با بی اعتنایی جواب مارا می دهند گفت :بارها به شهرداری رفتیم اما توجهی نکردند و عکس شهیدمان را جایی نزدند،ما را به فراموشی سپردند بارها برای گرفتن حق سنوات و حقوقش به نیروگاه مراجعه کردیم اما به ما گفتند شرکت ورشکست شده و پولی به شما نخواهد رسید .

,

وی ادامه داد: بسیار پیش آمده که از طرف نیروگاه سر زدند و به ما گفتند اگر درخواستی دارید بگویید انجام میدهیم و به ما شماره ای دادند و برای فردا قرار گذاشتند اما فردایش وقتی زنگ میزدیم هیچکس تماس مارا پاسخ نمیداد.چندجا میخواستیم از سهمیه شاهد استفاده کنیم اما هربار به ما می گفتند اینطوری نمیشود اگر اشنایی در فلان اداره دارید معرفی کنید تا کارتان را انجام دهیم.

,

برادرشهید نیز در این باره می گوید :ما در برابر شهدا مسئولیم آن ها از جان خود برای این خاک گذشتند اما مسئولین به خانواده های شهدا هیچ توجهی نمیکنند.در این چند سال فقط دوست شهید آقای پورانیان هست که مرتب به ما سر میزند.سالهاست که کسی سراغ خانواده مارا نمیگیرد.تنها خواسته ما این است یکی اینکه حق سنوات و حقوق شهید را پرداخت کنند و دیگر اینکه عکس شهیدمان را در نیروگاه توانیر نصب کنند.

,

photo_2016-09-24_13-01-02

 

,

photo_2016-09-24_13-01-02

, photo_2016-09-24_13-01-02, photo_2016-09-24_13-01-02,

 

,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه